تزریق هنر به شریان اقتصاد

بازتاب نتایج این پروژه، باعث شد که «نسخه هنر» از یک ایده فانتزی و پژوهشی، امروز به یکی از ردیف‌های بودجه سالانه نظام سلامت برخی کشورهای شمال اروپا تبدیل شده و کد بیمه و تعرفه پزشکی استاندارد به آن اختصاص پیدا کرده‌است؛ یعنی وقتی پزشک یا روان‌پزشک، چنین دوره‌هایی را تجویز کند، بیمه، هزینه آن را مستقیما به حساب گالری، مجری طرح یا هنرمند واریز خواهد کرد. در سال ۲۰۱۷، پارلمان بریتانیا نیز در یک گزارش تحلیلی ادعا ‌کرد سرمایه‌گذاری در بخش‌های هنری متصل به سلامت عمومی، بازگشت سرمایه‌ای حدود ۱۱ برابر هزینه دارد و اگر تنها ۵درصد از ملاقات‌های روان‌پزشکی با مداخلات هنری جایگزین شود، سالانه ۱۷میلیون پوند صرفه‌جویی می‌شود. چنین رویکردهایی، نه تنها چرخه اقتصاد هنر را می‌چرخاند، بلکه موجب کاهش هزینه‌ها و ارزش‌آفرینی در سایر بخش‌های اقتصاد نیز می‌شود.

هنر تنها در حوزه سلامت، ارزش‌آفرین نیست. تجربه‌های متعددی نشان می‌دهد که استفاده صنعت و فناوری نیز از خلاقیت هنرمندان، می‌تواند راهگشا باشد. «نوکیا بِل لَبز»، مرکز تحقیق و توسعه تاریخ‌ساز و افسانه‌ای که زادگاه بسیاری از نوآوری‌های تحول‌آفرین در دنیای فناوری و مخابرات بوده‌است، از سال ۱۹۶۶، برنامه‌ای را با عنوان «تجربه‌هایی در هنر و فناوری» آغاز کرد. رویداد تاریخی «۹ شب: تئاتر و مهندسی» در سال آغاز این برنامه برگزار شد که برای نخستین‌بار فناوری‌های پیشرفته‌ را وارد هنرهای نمایشی کرد. شاهکار پاویون پپسی در اکسپو اوزاکای ژاپن نیز در همین رویداد طراحی شد که فضایی تعاملی در تلاقی هنر و فناوری بود. بسیاری از مفاهیم اولیه که بعدها به فناوری‌های روزمره مانند چت‌لاین‌ها، فکس و گرافیک دیجیتال تبدیل شدند، نخستین آزمون‌های تجربی خود را در این بستر گذراندند. دستاوردهای این برنامه نشان می‌دهد که تفکر هنرمندانه و خلاق، تحقیق و توسعه را در صنایع فناورانه ارتقا می‌دهد، خطاهای طراحی را کمتر می‌کند و نرخ پذیرش محصولات را بالا می‌برد. ایده‌های استخراج‌شده از این همکاری‌ها منجر به ایجاد هسته اولیه «صنایع خلاق دیجیتال» و «رسانه‌های تعاملی» شد که امروزه بازارهای مولتی‌میلیاردی دارند.

نمونه موفق دیگر از پیوند هنر با سایر بخش‌ها، تاسیس دانشگاه آلتو در فنلاند است که حاصل ادغام سه دانشگاه تراز اول «هنر»، «مهندسی» و «اقتصاد و مدیریت» در سال ۲۰۱۰ بود. این ادغام، نتایج بسیار مثبت و ارزشمندی در پی داشت: بزرگ‌ترین گردهمایی استارت‌آپی و سرمایه‌گذاری خطرپذیر اروپا مستقیما از دل فرهنگ دانشجویی این دانشگاه جوانه زد. تلفیق هنر و مهندسی منجر به دستاوردهای تجاری برجسته‌ای در زمینه‌های منسوجات هوشمند، زیست‌فناوری مبتنی بر سلولز و طراحی انسان‌محور در هوش مصنوعی شد. امروز، این دانشگاه در رشته‌های هنر به رتبه‌های تک‌رقمی جهان دست یافته و به عنوان یکی از موفق‌ترین الگوهای «ادغام آموزشی و نوآوری سیستماتیک» در جهان شناخته می‌شود. دوسالانه هنری اچینگو-تسوماری در مزارع استان نیگاتای ژاپن نیز نمونه‌ای از نقش هنر در بازآفرینی مناطق شهری و روستایی است. هنرمندان با همکاری اهالی روستاهای منطقه که در آستانه متروکه شدن کامل قرار داشت، مزارع پلکانی برنج، خانه‌های متروکه و مدارس تعطیل‌شده را به گالری‌ها، رستوران‌های بومی و فضا‌های تعاملی تبدیل کردند. اولین دوره این رویداد در سال ۲۰۰۰، ده‌ها هزار بازدیدکننده و ۱۳۸ گروه هنری از کشورهای مختلف را به منطقه آورد. تداوم این دوسالانه، موجب بیش از ۱۰۰ پروژه بازآفرینی خانه‌های متروکه شده و اقتصاد کشاورزی، هتل‌داری و صنایع خلاق منطقه را به شدت تقویت کرده‌است.

2004368_749 copy

پیش‌ترها، در نظام اقتصادی، هنر و صنایع خلاق را بخشی مصرف‌کننده و نیازمند حمایت می‌دیدند (مدل خیریه). بعدها، آن را بخشی مستقل و همتراز با سایر صنایع به شمار ‌آوردند که سهم مشخصی در اقتصاد دارد (مدل رقابت). اما تحولات و پژوهش‌های نوین، باعث شده که نگاهی متعالی‌تر به این بخش ایجاد شود؛ امروزه، صنایع خلاق را «پیشران و موتور محرک رشد» برای کل اقتصاد و سایر بخش‌های سنتی تبیین می‌کنند (مدل رشد). جدیدترین رویکرد نیز خلاقیت و هنر را هسته مرکزی و بستر زایش و آزمایش ایده‌های نوین در کل «سیستم نوآوری» کشور به شمار می‌آورد (مدل نوآوری). در رویکردهای جدید، هنر و صنایع خلاق، تولیدکننده ایده‌ها، مفاهیم، مهارت‌ها و نوآوری‌ها ‌اند که به عنوان نهاده به سایر بخش‌ها تزریق می‌شود. مکانیسم این اثرگذاری را پدیده «سرریز خلاق» نام گذاشته‌اند که فراتر از جبران مالی مستقیم برای خالقان اثر، ارزش افزوده ایجاد می‌کند. برای شکل‌‌گیری سرریز خلاق، نیاز به طراحی الگو‌ها و قانون‌گذاری است. مثلا سیاست «درصد برای هنر» نمونه‌ای کلاسیک از اتصال هنر با بخش‌های عمرانی و صنعتی است و قانون‌گذاری برای پذیرش هنر به عنوان یک تجویز درمانی نیز اقدامی در همین راستاست.

در ایران نیز، تا به حال تلاش‌هایی برای پیوند زدن اقتصاد هنر با بخش‌های دیگر اقتصاد و جامعه انجام شده، اما غالبا به دلیل چالش‌های ساختاری، ناکام یا ابتر مانده‌اند. برای مثال، در برنامه‌های سوم و چهارم توسعه و اولین بار در قانون بودجه سال 1390، تخصیص «یک دهم درصد» از اعتبارات عمرانی دستگاه‌ها برای خرید آثار هنری مصوب شد. اما به دلیل ابهام‌های متن قانون، مقاومت ساختاری و نبودن نظارت مستقل و کارآمد، این قانون تداوم نیافت و نهایتا در سال 1392 از بودجه حذف شد. نمونه‌های متعددی از این طرح‌های ناتمام، خصوصا در یکی دو دهه اخیر، وجود دارد. برای برون‌رفت از چالش‌های فعلی و برقراری اتصال میان اقتصاد هنر با بدنه اقتصاد کلان در ایران، باید رویکردهایی جدید اتخاذ شود و اصلاحاتی صورت پذیرد، مثلا به جای بودجه سنواتی درصد هنر، بهتر است لایحه‌ای تحت عنوان «قانون دائمی الحاق هنر به توسعه کالبدی کشور» تدوین شود. برای جلوگیری از رانت نیز، «صندوق‌های هنر مستقل» با نظارت نمایندگان اصناف هنری راه‌اندازی شود تا خرید آثار هنری، کاملا شفاف باشد. بخش «هنر برای سلامت» نیز باید در برنامه‌های توسعه، چارچوب قانونی پیدا کند. نمایشگاه‌های محیطی نیز با استانداردسازی فضاها، زمان‌بندی درست و همچنین میدان دادن به متخصصان و اصناف، می‌تواند تجربه موفقی در این زمینه رقم بزند. در حوزه تامین مالی نیز باید مقدماتی فراهم شود تا تبعیض ساختاری موجود بین صنایع خلاق و هنری و سایر صنایع از بین برود.

امروزه با تکیه بر مدل «رشد» و «نوآوری» در اقتصاد هنر، این بخش، می‌تواند علاوه بر خلق مستقیم ارزش اقتصادی و اشتغال‌، با سرریز به سایر بخش‌های سنتی اقتصاد، به عنوان یکی از پیشران‌های راهبردی در توسعه پایدار، ارتقای نوآوری صنعتی، کاهش هزینه‌های درمان عمومی، بازآفرینی مناطق حاشیه‌ای و... نقش‌آفرینی کند. امروز، دیگر اقتصاد هنر را نباید تنها یک بخش تزئینی یا صرفا حمایتی قلمداد کرد، بلکه می‌تواند یک رکن اصلی در نظام نوآوری و مدیریت ثروت تبدیل شود. اتصال ساختارمند اقتصاد هنر با سایر بخش‌های اقتصاد، زمینه را برای بازتعریف «ارزش هنر» و ترغیب بخش خصوصی و دولتی به سرمایه‌گذاری‌های فرابخشی در این قلمرو هموارتر خواهدساخت.

* پژوهشگر و مدیر فرهنگی