وی افزود: کیخسرو بعد از من با خوانندگان بسیاری کار کرده و من هم بعد از کیخسرو در زمینه تنبور کارهایی کرده‌ام اما دیگر آن آثار ماندگار نشد. متاسفم که در دنیای امروز همه از هم جدا شده‌اند و تنها هستند. همه می‌خواهند فرار کنند و به روستاها برگردند. هر موقع جلسه موسیقی می‌روم چند روز در خانه دمر می‌افتم. هنرمندان این روزها تنها هستند و هر کسی به فکر این است که بار خودش را ببندد در حالی که ما پیش‌ترها عاشق هم بودیم. من بر این باورم جای همدلی‌ها و عشق‌هایی که بین ما بود خالی است. نتیجه همدلی‌ها و معرفتی که وجود داشت، آثار ماندگار بود. من اما هر شب تنهایم و دوست ندارم جایی بروم.

ناظری تاکید کرد: آثاری که از کیخسرو پورناظری می‌شنوید حاصل معرفتی درونی است. آرزو داریم که جامعه به سمتی برود که بازهم همدلی‌ها تکرار شود. من با کیخسرو فامیل نزدیک هستیم و روزها و شب‌های بسیاری را با هم سپری کرده‌ایم. شاید باورتان نشود که چندین سال بود که او را از نزدیک ندیده بودم و شما بدانید نه من آدم کینه‌جو و لجبازی هستم و نه ایشان چنین آدمی است. به هر حال آرزومندم که اگر روزی در جمع اهالی موسیقی حاضر شدم دیگر تا چند روز در خانه دمر نیفتم. جو امروز جامعه و سمی که در جامعه پاشیده شده همه ما را درگیر و از هم دور کرده است.