سید ضیاءالدین دری متولد سال ۱۳۳۲ در تهران بود و سال‌ها پیش تحصیلاتش را در رشته علوم سیاسی و تحلیل فیلم در نیو‌انگلند کالج انگلستان ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت. او فعالیت‌هایش را در عرصه سینما با فیلم «گرداب» ساخته حسین دوانی در سال ۶۱ شروع کرد و در آن اثر به‌عنوان دستیار کارگردان حضور داشت و سال‌ها بعد آثاری همچون «دیدار در غبار»، «باد و شقایق»، «صاعقه»، «لژیون»، «در سرزمینی دیگر» و «سینما سینماست» را جلوی دوربین برد. بعدها اما به ساخت سریال‌های تلویزیونی روی آورد و در سال ۶۹ سریال «کمند خاطرات» را کارگردانی کرد.  مشهورترین کارهای این کارگردان اما دو مجموعه «کیف انگلیسی » و«کلاه پهلوی» بودند که کیف انگلیسی در سال ۱۳۷۸ ساخته شد که داستان آن در دوران موسوم به دهه طلایی آزادی اتفاق می‌افتد و زندگی شخصیت سیاستمدار و روشنفکری در این دوران را به تصویر می‌کشد.

علی مصفا، لیلا حاتمی، محمدرضا شریفی‌نیا، سیروس گرجستانی، فرهاد اصلانی، صبا کمالی، قطب‌الدین صادقی،‌ فاطمه نوری و حسام نواب‌صفوی بازیگران این مجموعه بودند و این سریال را می‌توان از موفق‌ترین برنامه‌های تلویزیونی دهه ۸۰ دانست که مورد توجه هر دو طیف مخاطبان خاص و عام قرار گرفت. سریال «کلاه پهلوی» اما مجموعه‌ای بود که سال ۹۱ و ۹۲ از شبکه یک سیما روی آنتن رفت و پخش آن موافقان و مخالفان بسیاری داشت. سریالی درباره زندگی «فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس می‌رود که در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ می‌آورد و او در بین این حوادث با دختری ایرانی ـ فرانسوی به نام بلانش آشنا می‌شود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شده‌ است.

 فرخ با بلانش ازدواج می‌کند و موفق می‌شود سمت منشی‌گری «حسن تقی‌زاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقی‌زاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران در نامه‌ای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه می‌کند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را می‌کند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب می‌شود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازه‌هایی جدید می‌کند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر می‌شود. امین حیایی،‌ مریلا زارعی،‌ محمدرضا شریفی‌نیا، شقایق فراهانی، داریوش فرهنگ و... بازیگران این مجموعه را تشکیل می‌دادند.

 ضیاءالدین دری اما سال‌های اخیر درگیر ساخت سریال تاریخی دیگری با عنوان «سردار سنجرخان» بود که قرار بود در شبکه استانی کردستان تولید شود. سردار سنجرخان یکی از شخصیت‌های برجسته تاریخ کردستان است ولی به دلیل کم‌توجهی رسانه‌ها تا حدود زیادی ناشناخته باقی مانده است. سنجرخان وزیری معروف به سردار اکرم فرزند حاج یوسف مالک روستای نران از توابع شهر سنندج و فرزند جیران خانم از خانواده اردلان (خاندان حاکم کردستان) و فرزند چهارم از ۹ فرزند خانواده است. زمانی که روس‌ها مناطق مختلف ایران از جمله کردستان را اشغال کرده‌اند و آزار و اذیت مردم باعث اعتراض عمومی می‌شود سنجرخان نیرویی متشکل از مردم محلی تشکیل داده و از روستاهای اطراف کامیاران شروع به جنگ و زد و خورد می‌کند و روس‌ها را تا سنندج فراری داده و با شکست دادن آنان، آنها را مجبور به ترک روستاها و شهرها می‌کند.

وی با فراهم کردن سوارانی از روستاهای اطراف و با یاری مردم دوباره راهی میدان می‌شود و از شهر دهگلان روس‌ها را در پی یک نبرد سخت شکست و فراری داده و با به دست آوردن مقدار زیادی غنایم جنگی سبک و سنگین و مهمات به جنگ‌های بعدی ادامه می‌دهد. جنگ به شهرهای دیواندره و سقز کشیده می‌شود و در اکثر مناطق سواران سنجرخان موفق به شکست روس‌ها و آزاد‌سازی مناطق مذکور می‌شوند.  با همکاری یکی از حاکمان منطقه سقز و بوکان سنجرخان روس‌ها را تا پل منجیل فراری می‌دهد و به عقب می‌راند و تمامی خاک کردستان را از نیروهای روسی پاکسازی می‌کند و نامه‌ای به میرزا کوچک‌خان می‌نویسد و میرزا را از کار روس‌ها آگاه می‌کند که آنها را از کردستان فراری داده‌ام و اکنون نوبت شماست که آنها به طرف شما در راهند. دری، بخش وسیعی از کارهای این سریال را انجام داده بود که با مرگ او تکلیف این سریال تاریخی هم که می‌توانست یکی از آثار موفق کارنامه او به حساب بیاید نامشخص می‌ماند. قرار است پیکر این کارگردان صبح امروز ۲۷ مرداد جاری از صحن مطهر احمدبن موسی شاهچراغ(ع) تشییع شود.