راهاندازی اولین صندوق ارزی ایران کلید خورد/ آیا تنگه هرمز میتواند در دو سال آینده به یک آبراه کماهمیت تبدیل شود؟ +فیلم
امروز دلار برای نخستینبار با یک ابزار رسمی وارد بازار سرمایه ایران میشود؛ پذیرهنویسی اولین صندوق ارزی کشور آغاز شده و سرمایهگذاران میتوانند منابع دلاری خود را از مسیر یک ابزار مالی تحت نظارت بازار سرمایه، وارد این صندوق کنند. این صندوق قرار است در داراییهای با درآمد ثابت ارزی سرمایهگذاری کند؛ اتفاقی که فراتر از راهاندازی یک صندوق جدید، میتواند مسیر تازهای برای سرمایهگذاری ارزی در اقتصاد ایران باز کند.
حالا یک پرسش مهم مطرح است: آیا سرمایهگذارانی که تا امروز برای حفظ ارزش دارایی خود به خرید مستقیم دلار روی میآوردند، بخشی از تقاضای خود را به بازار سرمایه منتقل خواهند کرد؟ در نمایشگاه خودرو تهران، خودروهایی به نمایش درآمدهاند که برای بسیاری از بازدیدکنندگان، بیشتر از آنکه گزینه خرید باشند، تبدیل به ویترین فاصله میان قیمت خودرو و قدرت خرید شدهاند.
در پروندهای دیگر، سراغ تجربه لهستان میرویم؛ اقتصادی که از بحرانهای پس از پایان کمونیسم عبور کرد و امروز از مرز یک تریلیون دلار گذشته است. در آفریقا نیز رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی، کشورهای صاحب منابع را به سمت مقابله با خامفروشی و توسعه زنجیره ارزش سوق داده است. و در پایان، به سراغ تنگه هرمز میرویم؛ آیا توسعه مسیرهای جایگزین میتواند وابستگی اقتصاد جهان به این آبراه را کاهش دهد؟ با «تیتر یک» چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ همراه باشید.
آیا فدرالرزرو نرخ بهره را افزایش میدهد؟
جلسه پیش روی فدرال رزرو فقط درباره یک عدد نیست؛ مسئله مهمتر، واکنش بازار به تصمیمی است که سرمایهگذاران از قبل درباره آن انتظار ساختهاند.
وقتی احتمال یک تصمیم پولی در قیمت داراییها منعکس شده باشد، هرگونه انحراف از این انتظار میتواند واکنش بازار را پیچیدهتر کند. بهویژه اگر تصمیم فدرال رزرو درباره نرخ بهره با برآوردهای بازار متفاوت باشد، اثر آن میتواند در بازار سهام، دلار و بهخصوص اوراق خزانه آمریکا دیده شود.
اما این جلسه یک لایه مهمتر هم دارد. فدرال رزرو برای تصمیمگیری باید مجموعهای از متغیرها از جمله تورم، وضعیت بازار کار و شرایط کلی اقتصاد آمریکا را در نظر بگیرد. در کنار این عوامل اقتصادی، مسئله استقلال بانک مرکزی نیز اهمیت دارد.
مقامات فدرالرزرو با افزایش ۰.۲۵ واحد درصدی نرخ بهره مبنا موافقت کردند تا دامنه این نرخ به ۳.۷۵ تا ۴ درصد برسد.
اگر فعالان بازار احساس کنند سیاست پولی بیش از آنکه بر مبنای دادههای اقتصادی تعیین شود، تحت تأثیر فشارهای سیاسی قرار گرفته، واکنش بازار ممکن است فقط به تغییر نرخ بهره محدود نماند؛ بلکه برداشت سرمایهگذاران از اعتبار سیاست پولی و مسیر آینده نرخها نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
به همین دلیل، در این بخش از «تیتر یک» بررسی کردیم که چرا جلسه فدرال رزرو را نباید صرفاً با این سؤال دید که نرخ بهره افزایش پیدا میکند یا نه.
پرسش مهمتر این است: بازار بعد از تصمیم فدرال رزرو، چه برداشتی از مسیر سیاست پولی آمریکا خواهد داشت؟
اولین صندوق ارزی ایران کلید خورد
دلار برای نخستینبار با یک ابزار رسمی وارد بازار سرمایه ایران میشود. پذیرهنویسی صندوق «ارزی مانا ملت» از امروز، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، آغاز میشود؛ صندوقی که قرار است در داراییهای با درآمد ثابت ارزی سرمایهگذاری کند و یک مسیر جدید برای سرمایهگذاری دلاری در بازار سرمایه ایجاد کند.
در این مرحله، ۹۹۰ هزار واحد سرمایهگذاری عادی عرضه خواهد شد. ارزش هر واحد ۱۰ دلار تعیین شده و متقاضیان برای ورود به صندوق باید حداقل ۱۰ واحد، معادل ۱۰۰ دلار، خریداری کنند.
البته سازوکار این صندوق با صندوقهای معمول ریالی متفاوت است. سرمایهگذاران برای مشارکت باید حساب ارزی دلاری فعال نزد بانک ملت داشته باشند یا نسبت به افتتاح آن اقدام کنند. پذیرهنویسی نیز از طریق شعب منتخب ارزی بانک ملت انجام میشود.
طبق مجوز سازمان بورس، منابعی که در دوره پذیرهنویسی جمعآوری میشوند تا زمان دریافت مجوز فعالیت صندوق، در حسابهای مشخصشده نگهداری خواهند شد و امکان برداشت از آنها وجود ندارد.
مرکز اطلاعات مالی در تداوم اقدامات نظارتی و پایش رفتارهای مالی پرخطر در اقدام مشترک با بانک مرکزی، محدودیتهای مالی بازدارندهای را علیه ۵۷ شخص مظنون به پولشویی که بخش عمده آنان در حوزه ارز، طلا و فلزات گرانبها فعالیت داشتند در سطح مؤسسات پولی و مالی کشور به اجرا گذاشت.
اهمیت این اتفاق اما فقط به راهاندازی یک صندوق جدید محدود نمیشود. برای نخستینبار سرمایهگذار میتواند منابع دلاری خود را در قالب یک ابزار مالی تحت نظارت بازار سرمایه قرار دهد؛ به جای آنکه مستقیماً ارز خریداری و نگهداری کند.
حالا یک پرسش مهم پیش روی بازار قرار دارد: آیا این ابزار میتواند بخشی از تقاضای سرمایهگذاری برای دلار را به بازار سرمایه منتقل کند؟
اگر استقبال از این صندوق بالا باشد، احتمالاً بحث توسعه ابزارهای ارزی در بازار سرمایه نیز جدیتر خواهد شد؛ از صندوقهای متنوعتر گرفته تا ابزارهایی که بتوانند منابع ارزی را به سمت بازارهای رسمی هدایت کنند. به این ترتیب، «مانا ملت» میتواند نخستین آزمون بازار سرمایه ایران برای سنجش تقاضای سرمایهگذاری ارزی باشد.
دست زدن ممنوع، روایت نمایشگاه خودرو تهران
نمایشگاه خودرو تهران فقط روایت فاصله درآمدی مردم با خودروهای روی سکوها نیست. برای بعضی خودروها حتی نزدیکشدن و لمسکردن هم ممکن نیست؛ خودروهایی که قرار است در بازار ایران فروخته شوند، اما در نمایشگاه بیشتر شبیه اشیای نمایشیاند.
مسئله مهمتر اما پشت این ویترین اتفاق میافتد. امسال تعداد زیادی شرکت کوچک با تعداد محدودی خودرو وارد بازار شدهاند و مدلهای مختلف را با تیراژ پایین وارد میکنند. در حالی که اقتصاد مقیاس در خدمات پس از فروش یک مسئله جدی است. وقتی تعداد یک مدل در بازار به چند صد دستگاه محدود میشود، ایجاد شبکه قطعه، تعمیرگاه، تجهیزات تخصصی و نیروی آموزشدیده برای آن مدل میتواند از نظر اقتصادی توجیه نداشته باشد.
معجزه اقتصادی لهستان
چطور لهستان از یکی از فقیرترین اقتصادهای اروپا به اقتصادی بیش از یک تریلیون دلاری رسید؟
مسیر لهستان از سال ۱۹۸۹ آغاز شد؛ زمانی که پایان کمونیسم، اقتصادی گرفتار کمبود کالا، تورم بسیار بالا و صنایع دولتی ناکارآمد را به دولت جدید تحویل داد. اجرای برنامه اصلاحات اقتصادی «بالتسروویچ» در کوتاهمدت هزینه سنگینی داشت؛ قیمتها آزاد شد، بسیاری از بنگاههای دولتی با حذف یارانهها از بازار خارج شدند و بیکاری افزایش یافت. اما از سال ۱۹۹۲ اقتصاد دوباره به مسیر رشد بازگشت.
نقطه عطف بعدی، عضویت در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۴ بود. دسترسی به بازار اروپا، جذب سرمایهگذاری خارجی و دریافت منابع گسترده از صندوقهای اتحادیه اروپا، زیرساختها و ظرفیت تولیدی لهستان را تقویت کرد.
امروز اقتصاد لهستان برای نخستینبار از یک تریلیون دلار عبور کرده و این کشور در جمع ۲۰ اقتصاد بزرگ جهان قرار گرفته است. در سال ۲۰۲۵ نیز رشد اقتصادی ۳.۶ درصدی را ثبت کرد؛ در حالی که رشد چک ۲.۵ درصد و مجارستان ۰.۷ درصد بود.
اما داستان لهستان فقط داستان اصلاحات اقتصادی نیست. صادرات، مصرف داخلی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کنار ادغام عمیق با اقتصاد اروپا، موتورهای اصلی رشد این کشور بودهاند.
حالا دعوت لهستان به نشست G۲۰ میامی، بهعنوان ناظر، نمادی از جایگاهی است که این کشور طی چند دهه به آن رسیده است؛ کشوری که زمانی با صفهای طولانی و تورم بالا دستوپنجه نرم میکرد و امروز به یکی از بازیگران مهم اقتصادی و امنیتی اروپا تبدیل شده است.
سؤال اصلی اما همچنان باقی است: چه عواملی باعث شد لهستان مسیر متفاوتی را طی کند؟
آفریقا علیه خامفروشی معدنی
آفریقا یکی از غنیترین مناطق جهان از نظر منابع معدنی است؛ اما سهم این قاره از درآمد جهانی این منابع، فاصله زیادی با سهم آن از ذخایر معدنی دارد.
آفریقا حدود ۳۰ درصد ذخایر معدنی جهان را در اختیار دارد، اما تنها حدود ۱۰ درصد از درآمدهای معدنی جهان نصیب این قاره میشود. بخشی از این شکاف به یک مسئله ساختاری برمیگردد: مواد معدنی در آفریقا استخراج میشوند، اما بخش مهمی از فرآوری و خلق ارزش در کشورهای دیگر اتفاق میافتد.
حالا رقابت آمریکا، چین و دیگر قدرتهای اقتصادی بر سر مواد معدنی حیاتی، این معادله را در حال تغییر قرار داده است. مس، کبالت، منگنز و لیتیوم دیگر فقط مواد اولیه صنایع سنتی نیستند؛ این مواد در خودروهای برقی، باتریها، انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای پیشرفته نیز نقش دارند.
به همین دلیل، کشورهای آفریقایی به دنبال عبور از صادرات ماده خام و حرکت به سمت فرآوری، تولید آلیاژها و توسعه صنایع پاییندستی هستند؛ از گینه تا پروژههایی مانند کریدور لوبیتو.
تجربه آفریقا یک نکته مهم دارد: معدن بهتنهایی ثروت نمیسازد. ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که منابع معدنی به فناوری، انرژی، زیرساخت و صنایع پاییندستی متصل شوند.
آیا تنگه هرمز میتواند در دو سال آینده به یک آبراه کماهمیت تبدیل شود؟
این ادعایی است که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، مطرح کرده و دونالد ترامپ نیز آن را تکرار کرده است. استدلال آنها این است که کشورهای تولیدکننده نفت منطقه میتوانند با توسعه خطوط لوله، وابستگی خود به هرمز را کاهش دهند.
اما واقعیت پیچیدهتر است.
پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد؛ معادل یکپنجم صادرات جهانی نفت. در حال حاضر، خطوط لوله موجود در منطقه حدود ۸ میلیون بشکه در روز ظرفیت انتقال دارند؛ یعنی حدود ۴۰ درصد حجم نفتی که پیشتر از هرمز عبور میکرد.
البته ساخت خطوط جدید میتواند این ظرفیت را افزایش دهد، اما مسئله فقط نفت نیست. در ژوئن ۲۰۲۵، از میانگین ۱۴۴ کشتی که روزانه از هرمز عبور میکردند، تنها ۴۸ فروند نفتکش بودند. بخش مهمی از باقی ترددها به حمل کالا، غلات، گاز مایع و فرآوردههای نفتی اختصاص داشت.
برای این بخشها نیز مسیرهای جایگزین مانند راهآهن قابل توسعهاند؛ اما ایجاد زیرساخت جدید زمانبر و پرهزینه است و نمیتواند مزیت اقتصادی حملونقل دریایی را بهطور کامل جبران کند.
بنابراین حتی اگر کشورهای منطقه بتوانند ظرفیت خطوط لوله و مسیرهای زمینی را افزایش دهند، حذف کامل نقش هرمز بعید است. این تنگه فقط یک مسیر صادرات نفت نیست؛ بخشی از شبکه تجارت منطقه است.
و نکته مهمتر اینکه این وابستگی فقط مسئله کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیست؛ ایران نیز برای تجارت خود همچنان به مسیرهای دریایی و هرمز وابسته است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.