۵ سناریوی روی میز تهران و واشنگتن و پیامدهای آن/  جنگ به کجا می‌کشد؟

شش ماه پیش از این، ایالات متحده عملیاتی را که «خشم حماسی» می‌نامید آغاز کرد.  با این حال، شش ماه بعد، این عملیات نه چندان حماسی و نه چندان خشمگین به نظر می‌رسد. تهران در برابر این حملات دوام آورد و تنگه هرمز را به بزرگترین ابزار چانه‌زنی خود تبدیل کرد. 

خبر مرتبط
هگست هشدار گرفت/ ژنرال‌های آمریکایی: عملیات گسترده علیه ایران قابل تداوم نیست

واشنگتن پست در گزارشی به نقل از منابع آگاه نوشت که فرماندهان ارشد نظامی آمریکا به پیت هگست هشدار داده‌اند ادامه عملیات گسترده علیه ایران قابل تداوم نیست و خطر تضعیف توانایی آمریکا برای مقابله با تهدیدهای دیگر، از جمله دفاع از خاک این کشور را افزایش می‌دهد .

وقتی قدرتمندترین ارتش جهان علی‌رغم وارد کردن خسارات ویران‌گر، نمی‌تواند پایانی را برای این مهلکه مطابق نیلس تحمیل کند، پرسش اساسی این می‌شود که جنگ به کجا می‌کشد؟ نیوزویک در گفت‌وگو با تحلیل‌گران حوزه‌های سیاسی، تحریم‌ها، انرژی و استراتژی نظامی، پنج سناریوی احتمالی و پیامدهای آن‌ها را بررسی کرده است.

۱. گام‌های کوچک و چانه‌زنی‌ها؛ بازگشت به توافق 

وزرای امور خارجه ایران و عمان هفته گذشته در تهران دیدار کردند تا در مورد یک کریدور موقت کشتیرانی از طریق هرمز و مین‌روبی مشترک بحث کنند، و انتظار می‌رود مذاکرات به سمت یک توافق ناوبری دائمی ادامه یابد. این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اخیرا تهدید کرده که اگر عمان «سر راه قرار گیرد» آن‌ها را بمباران خواهد کرد.

به گفته آندریاس کریگ، کارشناس امنیت خاورمیانه در کالج سلطنتی لندن: «توافق محدود هرمز همچنان محتمل‌ترین مسیر برای مذاکرات گسترده‌تر است. ایران برای اعلام موفقیت نیازی به کنترل رسمی بر تنگه ندارد بلکه تلاش می‌کند که به عنوان یک بازیگر امنیتی ضروری که نمی‌توان او را از مدیریت هرمز کنار گذاشت، به رسمیت شناخته شود. واشنگتن هم در تلاش است تا ادعا کند که آزادی دریانوردی را بازگردانده و مانع از اعمال کنترل یکجانبه ایران شده است. بین این مواضع جایی برای یک مصالحه قابل اجرا وجود دارد».

یادداشت تفاهم اسلام آباد که در ماه ژوئن امضا شد، همچنان ملموس‌ترین الگو برای هرگونه مذاکرات آینده است، حتی اگر چارچوب ۶۰ روزه آن از آن زمان منقضی شده باشد. اما پذیرش مفاد کلیدی آن برای هر دو طرف دشوار است. آنتونی کودن، کاپیتان سابق نیروی دریایی آمریکا، استراتژیست دریایی و مدیر عامل شرکت مشاوره استاری، آن توافق را «اساساً یک سند تسلیم» نامیده و معتقدست واشنگتن در هرگونه توافق نهایی برای اینکه متهم به یک شکست استراتژیک نشود، دچار مشکل خواهد شد. اگر چه پیمان صالحی، تحلیل‌گر سیاسی، هم تاکید دارد که در تهران نیز در این رابطه اختلاف نظر وجود دارد.

به عبارت دیگر، کم‌دردترین سناریو از ترامپ می‌خواهد که توافقی را بپذیرد که همه به جز سرسخت‌ترین حامیانش آن را شکست تلقی خواهند خواند، و تندروهای تهران هم باید برگ برنده شانس را واگذار کنند و هر دو طرف پس از فروپاشی آخرین توافق، بدون هیچ اعتمادی، باید بر شکافی عمیق پل بزنند.

۲. روز دی اقتصادی و نوع دیگری از محاصره

هفته گذشته، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده از عملیات طرد اقتصادی رونمایی کرد و دامنه تحریم‌های آمریکا علیه ایران را گسترده‌تر کرد. تحریم‌های جدید بر دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی متمرکز خواهد بود. در این رابطه،اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، با لحنی شاعرانه در مورد اینکه چگونه این تحریم‌ها با اجرای «رویکرد نشت صفر» و در عین حال تهدید سایر کشورهای حامی ایران به «حذف از سیستم دلار آمریکا» «تهدید ایران را پایان می‌دهند» صحبت کرد.

2

دیوارنگاره ضد آمریکایی در تهران/ عکس از خبرگزاری آناتولی 

اما کارشناسان معتقدند که اثربخشی تحریم‌ها به این بستگی دارد که ایالات متحده در مقابله با حامیان اصلی ایران چقدر جدی باشد. به گفته گونزالو سایز اراوسکین، متخصص تحریم در اندیشکده RUSI: «گسترش ریسک تحریم‌های ثانویه در پنج بخش، دامنه بسیار وسیع‌تری را برای هدف قرار دادن بازیگران خارجی که به ایران خدمات ارائه می‌دهند، به واشنگتن می‌دهد. آزمون واقعی این خواهد بود که آیا واشنگتن مایل است از این اختیارات جدید علیه شرکت‌های بزرگ و مؤسسات مالی در کشورهایی مانند چین استفاده کند یا خیر. تا آن زمان، لفاظی‌ها به طور قابل توجهی جاه‌طلبانه‌تر از تأثیر اقتصادی است».

مایکل مونتگومری، دیپلمات سابق آمریکایی که در دورهای قبلی تحریم‌های ایران کار کرده است، معتقد است که عملیات طرد اقتصادی انگیزه پنهانی دارد. او گفت: «ما ایران را بیش از ۴۰ سال و کوبا را بیش از ۶۰ سال تحریم کرده‌ایم و هیچ‌کدام از این کشورها تغییرات عمده‌ای در سیاست خود ایجاد نکرده‌اند، چه برسد به سیستم‌های حکومتی خود. با این حال، تحریم‌ها می‌توانند در سیاست داخلی ایالات متحده بسیار مفید باشند. آن‌ها اقدامات قانع‌کننده و به ظاهر شدیدی هستند که در مقایسه با اقدام نظامی، زمانی که دولت‌های ایالات متحده برای انجام کاری تحت فشار هستند اما گزینه‌های خوبی در دسترس ندارند، می‌توانند انجام شوند.»

اما تحریم‌ها رایگان به دست نمی‌آیند. به گفته سایز اراوسکین: «هرچه واشنگتن ایران را بیشتر تحت فشار قرار دهد، انگیزه تهران برای تحمیل هزینه بر ایالات متحده و شرکایش از طریق هرمز بیشتر می‌شود.» این ما را به سناریوی بعدی می‌رساند.

۳. تهران فشار را به خارج از کشور منتقل می‌کند

به دنبال هشدار ترامپ در مورد روز دی اقتصادی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تهدید به تلافی از طریق حمله به مواضع تازه کرد تا اطمینان حاصل شود که «حتی یک قطره نفت از هیچ کجای خلیج فارس صادر نخواهد شد» و افزود  «ایران مشارکت یا حمایت هر کشوری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را به عنوان یک اقدام جنگی تلقی خواهد کرد».

3

دیوارنگاره ضد آمریکایی در تهران/ عکس از خبرگزاری فرانسه 

برخی کارشناس معتقدند که چنین حملاتی می‌تواند کشورهایی مانند امارات متحده عربی، عربستان سعودی و عمان - کشورهایی که اقتصادهای مبتنی بر هیدروکربن آنها تحمل کمی برای اختلال طولانی مدت دارند - را وادار به عقب‌نشینی از هرگونه حمایت از تحریم‌های ایالات متحده کند.

به گفته مونتگومری: «کشورهای همسایه حملات کوچک دوره‌ای را بدون واکنش جدی می‌پذیرند. به غیر از اسرائیل، هیچ کس در آن منطقه نمی‌خواهد با ایران بجنگد، اگر بتواند از آن اجتناب کند». اما تهران در این مسیر،  روی طناب راه می‌رود. به گفته یاگیز سولو، اقتصاددان و تحلیلگر ریسک سیاسی و سیاست انرژی: «زیرساخت‌های انرژی نه تنها برای اقتصادهای خلیج فارس، بلکه برای دوام دیگر دولت‌ها نیز حیاتی هستند. اگر حملات ایران باعث اختلالات طولانی مدت در تولید، تعمیرات بسیار پرهزینه یا فشار جدی اقتصادی و داخلی شود، دولت‌های خلیج فارس چاره‌ای جز حرکت قاطعانه‌تر به سمت واشنگتن نخواهند داشت». کریگ هم باور دارد: «استراتژی بهینه تهران، اختلال سنجیده است: به اندازه‌ای که نشان دهد هزینه جنگ نمی‌تواند محدود به ایران باشد، اما به اندازه‌ای نیست که خلیج فارس را متقاعد کند که همزیستی غیرممکن است.»

۴. جنگ دوباره شعله‌ور می‌شود

اگر یک چیز را به طور قطع بدانیم، این است که ارتش ایالات متحده می‌داند چگونه اوضاع را به هم بریزد. به گفته دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، تا زمان اعلام آتش‌بس اولیه در ۷ آوریل، نیروهای آمریکایی ۱۳۶۲۹ مهمات مصرف کرده بودند، در حالی که سنتکام اعلام کرد بیش از ۱۳۰۰۰ هدف مورد حمله قرار گرفته است. بیش از ۸۵۰ موشک تاماهاوک در چهار هفته اول شلیک شد و CSIS بعداً تخمین زد که بیش از ۱۰۰۰ موشک در ۳۸ روز اول این کمپین استفاده شده است.

4

دیوارنگاره با موضوع جنگ در تهران، ۸ اوت ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری فرانسه 

به گفته کریگ: «واشنگتن و اسرائیل ممکن است زیرساخت‌های بیشتری را نابود کنند و مقامات دیگری را ترور کنند. اما، کاری که آنها نمی‌توانند فقط از طریق نیروی هوایی انجام دهند، ایجاد یک تصمیم سیاسی در ایران برای تسلیم است.» به این ترتیب، عملیات طردد اقتصادی می‌تواند به عنوان مقدمه‌ای برای یک کارزار نظامی بزرگ دیگر در آینده باشد.

آمریکا ممکن است دوباره بخواهد ایران را بمباران کند؛ اما پرسش اساسی‌تر این است که آیا بمباران به نتیجه سیاسی متفاوتی منجر می‌شود. این موضوع ما را به محتمل‌ترین سناریو می‌رساند: همه موارد فوق، بارها و بارها.

۵. جنگی که همچنان ادامه دارد

یک توافق حمل و نقل دریایی کمی تنگه هرمز را باز می‌کند. تحریم‌ها تشدید می‌شوند، مذاکرات شکست می‌خورند، ایران تلافی می‌کند، واشنگتن دور محدود دیگری از حملات را آغاز می‌کند. پیش‌بینی مونتگومری این است که: «در شش ماه آینده، اوضاع تقریباً در همان جایی که اکنون ایستاده، قرار خواهد گرفت، بن‌بست با وقوع گاه به گاه درگیری و ضدوخورد».

5

دیوارنگاره ضد آمریکایی در تهران/ عکس از خبرگزاری فرانسه 

کریگ هم با این سناریو موافق است. او گفت: «در حال حاضر، ایران بین نیاز به یک توافق و باور به اینکه هنوز اهرم فشار برای بهبود آن را دارد، گیر افتاده است. واشنگتن نیز با همین تناقض روبروست. به همین دلیل است که یک درگیری طولانی مدت محتمل‌ترین نتیجه باقی مانده است. جنگ در حال محدودتر شدن، دریایی‌تر شدن و اقتصادی‌تر شدن است، اما لزوماً به پایان نزدیک‌تر نمی‌شود». این به معنای پیروزی ایران نیست. اقتصاد کشور در وضعیت وخیم است و ارتش آسیب دیده، اما کودن معتقد است که ایران دلیل خوبی دارد که «تا ژانویه که کنگره جدید تشکیل می‌شود، صبر کند تا ببیند که چگونه ممکن است اوضاع را از طرف ایالات متحده تغییر دهد.»

به گفته بورجو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد امنیت خاورمیانه در اندیشکده RUSI، ایالات متحده مشکلات خاص خود را دارد که مهمترین آنها عدم شفافیت ساده در مورد دقیقاً هدفی است که از این جنگ می‌خواهد به دست آورد. او گفت: «از زمان شروع عملیات در ۲۸ فوریه، ایالات متحده به دلیل عدم تطابق اساسی بین اهداف جنگی اعلام شده‌اش، فلج شده است. این اهداف، همانطور که منابع و سطح تعهد نظامی مورد نیاز برای دستیابی به آنها، در طول زمان در نوسان بوده‌اند.»

کریگ در پایان گفت: «آمریکا همچنان قوی‌ترین قدرت در سیستم است، اما کمتر قادر به دیکته کردن شکل نتیجه است. به نظر من، این بزرگترین ضرر استراتژیک واشنگتن از جنگ است.» بنابراین، آمریکا ممکن است خود را در دام آشناترین مخمصه خاورمیانه بیابد: بیش از حد سرمایه‌گذاری شده تا از آن صرف نظر کند، اما قادر به تحمیل پایان نیست.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.