در مشروح این مقاله که به قلم اوران بوتوبکوف متخصص و پژوهشگر اسلام سیاسی نوشته شده و «خبرآنلاین» آن را ترجمه کرده، آمده است: دیپلماسی عملگرایانه طالبان و خروج تدریجی از ایدئولوژی افراطی، جهادگران آسیای مرکزی را از طالبان دور کرده و دشمن سرسخت آن، داعش خراسان (ISK) را تقویت می کند. جهادگرایان اویغور مورد پشتیبانی طالبان که از شهید و شهادت بطور انحصاری علیه مقامات چینی در گذشته سو استفاده می‌کردند، اخیرا یک حمله انتحاری علیه اقلیت شیعه هزاره تحت حاکمیت طالبان انجام دادند.

دو دستگی در جنبش اسلامی ازبکستان

برقراری روابط گرم توسط دولت موقت طالبان با چین، روسیه و ازبکستان با واکنش منفی رسانه های افراطی اسلام گرا در ازبکستان و تاجیکستان همراه شده است، زیرا آنها این سه را رژیم طاغوت می دانند. طالبان در دیدار با مقامات دولتی آسیای مرکزی و چین، به جز تاجیکستان، متعهد شدند که از خاک افغانستان به عنوان پایگاه تروریستی استفاده نخواهد شد. تعهدی که بعید است اسلام گرایان افراطی کهنه کار در آسیای میانه را خوشحال کند.

مصالحه‌های ایدئولوژیک طالبان افغانستان در عقب‌نشینی از اصول جهادی تندرویانه در پی به رسمیت شناختن و مشروعیت بین‌المللی، روابط آنها را با گروه‌های جهادی مرتبط با القاعده که مشترکاً در برابر تهاجم ایالات متحده در ۲۰ سال گذشته مقاومت کرده‌اند، سردتر کرده است. به دلیل امتیازات عمل گرایانه به دولت های «طاغوت»، طالبان به تدریج جذابیت جهادی خود را در چشم گروه های جنگجوی خارجی از دست می دهند. مشخص است که طالبان و القاعده همواره مغز متفکران ایدئولوژی و الگوهای اسلامگرایان رادیکال آسیای مرکزی و شبه نظامیان اویغور از منطقه سین کیانگ چین بوده اند که مورد آزار و اذیت و تبعیض قرار گرفته اند.

در اواخر دهه ۹۰، همسایگی افغانستان پناهگاه امنی را برای ازبک‌ها، ستیزه جویان تاجیک جنبش اسلامی ازبکستان (IMU) و اویغورهای جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM) ایجاد کرد. که سوگند وفاداری (بیعت) به القاعده و القاعده می‌خورند. رهبران طالبان تحت رهبری سازمان های مادر، ایدئولوژی جهادی جهانی را به دست آوردند و پایه و اساس جهادگرایی آسیای مرکزی را شکل دادند. طالبان افغان در ازای بیعت با جنبش اسلامی ازبکستان، فضایی را برای ستیزه جویان آسیای مرکزی نیز فراهم کردند.

در طول ربع قرن روابط جهادی، آنها فراز و نشیب های مرتبط با نقض بیعت و پیوستن برخی از شبه نظامیان جنبش اسلامی ازبکستان به رهبری عثمان غازی به دولت اسلامی (داعش) را تجربه کرده‌اند. پس از آنکه جناح عثمان غازی پرچم جهادی خود را تغییر داد و آشکارا با ابوبکر البغدادی رهبر داعش در اوت ۲۰۱۵ بیعت کرد، طالبان به طرز وحشیانه‌ای جهادگران ازبک را مجازات کردند. به عنوان مجازات این خیانت، طالبان در نوامبر ۲۰۱۵ عثمان غاضی و حدود صد تن از سربازان آسیای میانه را در پایگاهی در استان زابل به قتل رساند.

برای دومین بار جهادگران آسیای میانه در سال ۲۰۱۸ در ولسوالی درزاب ولایت جوزجان از سوی طالبان افغان ضربه سختی خوردند، زمانی که طالبان شبکه "قاری حکمت الله" را که ستون اصلی داعش خراسان در ولایت جوزجان در شمال افغانستان بود، شکست داد. قاری حکمت الله، یکی از فرماندهان سابق طالبان ازبکستان، به نیروهای خود به داعش خراسان پیوست و برای مدت طولانی پروژه ارضی شمال این گروه را رهبری کرد. او همچنین به عنوان تسهیل کننده ارشد جنگجویان خارجی داعش خراسان در شمال افغانستان، جنگجویان آسیای مرکزی و ستیزه جویان تحریک طالبان پاکستان را جذب می کرد.

دیدگاه ایده آل طاهر یولداش، رهبر جنبش اسلامی ازبکستان و بیت الله محسود، بنیانگذار تحریک طالبان پاکستان در مورد سلفی گری تکفیری، جهاد جهانی و خلافت جهانی، همواره به دیدگاه های کنونی داعش خراسان نزدیک بوده است. شایان ذکر است که رهبران تحریک طالبان پاکستان و جنبش اسلامی ازبکستان سابقه طولانی در همکاری جهادی با یکدیگر داشته اند، با هم در وزیرستان جنوبی زندگی می کردند و به طور مشترک در سال ۲۰۱۴ حملات فراملی را در لاهور، پیشاور و فرودگاه بین المللی کراچی انجام دادند. آنها از نظر ایدئولوژیک از یکدیگر الهام گرفتند و برخلاف ایدئولوژی ناسیونالیستی طالبان افغانستان، رویای ایجاد یک خلافت اسلامی در سراسر جهان را در سر داشتند. اما آنها درس تلخی از گذشته گرفتند و دیگر در مناقشه خونین طالبان و داعش خراسان بر سر آینده یک خلافت واحد دخالت نکردند و مجبور شدند در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان جان سالم بدر ببرند.

جهاد جهانی و ملی‌گرایی طالبان

علیرغم اینکه رهبری طالبان علناً حضور گروه های تروریستی فراملی را در این کشور رد می کند، گزارش اخیر سازمان ملل نشان می دهد که حدود ده هزار جنگجوی خارجی در افغانستان وجود دارد که بیشتر از اعضای القاعده، حزب اسلامی ترکستان (TIP)، کتیبات امام البخاری (KIB)، کتیبات التوحید و جهاد (KTJ)، اتحادیه جهاد اسلامی (IJU) و جماعت انصارالله (JA). هستند.

اکنون که طالبان به پیروزی مورد انتظار خود دست یافته و در قدرت را به دست دارد، داعش خراسان در تلاش است تا صندلی خالی جهادی را برای شکار مهاجران آسیای میانه که بدون هدف خصمانه در افغانستان پس از آمریکا باقی مانده اند را تصاحب کند. گروه‌های جهادی ازبک، اویغور و تاجیک که از سوی طالبان حمایت می‌شوند، تحت تأثیر توانایی‌های عملیاتی پیچیده و پتانسیل بالای داعش خراسان برای انجام حملات هدفمند بر نقاط آسیب‌پذیر طالبان قرار گرفته‌اند تا مشروعیت آنها در چشم افغان‌ها و جهان تضعیف شود. از زمان به قدرت رسیدن طالبان در ۱۵ اوت، داعش خراسان مسئولیت بیش از ۵۰ حمله جداگانه از جمله یک بمب گذاری انتحاری در فرودگاه بین المللی کابل، مساجد شیعیان هزاره در قندوز و قندهار را بر عهده گرفته است.

در کنار حملات انتحاری ویرانگر، استراتژیست های این گروه با موفقیت داعش خراسان را به عنوان یک دشمن ایدئولوژیک سرسخت برای طالبان قرار داده اند و جهاد سلفی جهانی را به عنوان جایگزینی بی بدیل برای جهاد ملی گرای پشتون طالبان به تصویر می کشند. داعش در تبلیغات و رسانه های خود پیوسته طالبان را «مرتد» می خواند و رهبران آنها را به عنوان دست نشانده آمریکایی ها به سخره می گیرد. پس از تسلط برق آسای طالبان بر کابل، خبرنامه النباء داعش پیروزی رقیب ایدئولوژیکی خود را نادرست خواند، زیرا این پیروزی یک فتح به شمار نمی رفت، بلکه تصرف کشوری بود که با هماهنگی آمریکایی ها مطابق روند صلح در دوحه انجام شد. به باور داعش، «این صرفاً یک فرآیند انتقال مسالمت آمیز قدرت از طاغوتی به طاغوت دیگر بود». النباء بر نقطه مشترک و دردناک جنگجویان خارجی، از جمله جهادگران آسیای مرکزی تأکید کرد و خاطرنشان کرد که "آمریکایی ها حکومت طالبان را بازگرداندند و بدون شلیک گلوله به آنها اجازه ورود دادند زیرا طالبان مهاجران (جنگجویان خارجی) را ترک کردند و متعهد شدند که اجازه تکرار "اشتباه منهتن" را نخواهد داد.

تحلیل رسانه‌های جهادی نشان می‌دهد که قتل مرموز اخیر شیخ ابوعبیدالله متوکل(مسئول جذب نیروی گروه داعش)  در کابل توسط طالبان، بحث‌ها و همدردی‌های پرشوری را در میان مهاجران آسیای میانه و پیرو ایدئولوژی سلفی برانگیخته است. طالبان به سلفی های افغان به دلیل حمایت از دشمن سرسخت خود از داعش خراسان مشکوک هستند. در پی این رویداد، ایدئولوگ های داعش شاخه خراسان به سه موضوع اصلی که مستقیماً با سرنوشت آینده مبارزان خارجی و اعتقادات قرآنی آنها در رابطه با جهاد مقدس مرتبط است، پرداخته اند.

اولاً، دولت اسلامی بر انحراف طالبان افغانستان از اصول جهادی در اتحاد با صلیبیون و همکاری های دیپلماتیک آنها با رژیم های طاغوت کشورهای آسیای میانه، پاکستان، روسیه و چین تأکید می کند، جایی که دین خدا در آن مورد جفا قرار می گیرد. ثانیاً، جهاد ملی‌گرایانه طالبان، اهداف و زمان‌بندی جهاد مقدس جهانی و مقیاس ایجاد خلافت واحد را مخدوش می‌کند. ثالثاً، از نظر ایدئولوگ های خلافت، روابط گرم طالبان با ایران  که آن را «رافضی» می خوانند (نفی کننده، مورد استفاده تحقیرآمیز برای شیعه) خیانت به امت سنی است. داعش خراسان شیعیان را مشرک و بدعت گذار می داند که خلافت دو جانشین اول پیامبر (ص) یعنی ابوبکر و عمر را رد می کنند.

موضوعات مطرح شده در شبکه های تبلیغاتی داعش خراسان به طور جدی گروه های سلفی - جهادی آسیای مرکزی را به شدت ناراحت می کند. از زمان به قدرت رسیدن طالبان، گروه‌های شبه‌نظامی ازبک، اویغور و تاجیک دستخوش تغییرات ایدئولوژیک شده و اهداف جهادی آسیای مرکزی را بازنگری می‌کنند. جهاد ناسیونالیست پشتون کهنه سربازان جهادی آسیای میانه که مدت ها در افغانستان در کنار طالبان و القاعده جنگیده اند را آزرده خاطر می کند. علاوه بر این، وعده های علنی مکرر طالبان در مورد عدم مداخله در امور همسایگان و اخراج جنگجویان خارجی باعث نگرانی عمیق جنگجویان در آسیای میانه شده است. امروز آنها نگران هستند که طالبان پس از تحکیم قدرت و به رسمیت شناختن بین المللی، آنها را رها کرده یا از آنها به عنوان یک معامله اقتصادی سودآور با چین، روسیه، ترکمنستان و ازبکستان استفاده کنند.

گروه‌های جهادی آسیای میانه مرتبط با القاعده به گرمی پیروزی بزرگ تاریخی را به طالبان تبریک گفتند، به افتخار آن بیانیه‌های تبریک ویژه صادر کردند و سروده های حماسی سر دادند. به ویژه، ستیزه جویان ازبک، اویغورها، و جماعت گورابا و گروه های جهادی تاجیک، پیروزی طالبان به عنوان یک پیروزی حماسی و وعده نصرت الهی در قرآن تلقی می کردند.

پس از یک سرخوشی پیروزمندانه، ستیزه جویان آسیای مرکزی به دنبال هویت جهادی خود بین القاعده، و هیات تحریرالشام هستند. بر خلاف بقیه، داعش خراسان تلاش می کند آنها را فریب دهد تا از حلقه طالبان جدا شوند و به صفوف دولت اسلامی بپیوندند. علاوه بر این، اهداف استراتژیک و دیدگاه های ایدئولوژیک داعش در حال حاضر بیشتر با اهداف و منافع بلندمدت آنها مطابقت دارد. علاوه بر این، جهاد ملی‌گرایانه طالبان، که فقط به افغانستان محدود می‌شود، به سود داعش خراسان است. برای بسیاری از جهادگران در آسیای مرکزی، آینده دور آنها احتمالاً با متحدی که وعده ایجاد خلافت جهانی را می دهد، امیدوارکننده تر به نظر می رسد تا کسی که استفاده از خاک افغانستان را برای انجام جهاد جهانی ممنوع کرده است.

شاید به زودی درگیری ها بین طالبان و گروه های جهادی آسیای مرکزی آغاز شود. اخیراً، فرخ شامی یکی از جمع‌آوران کمک مالی القاعده، که وزارت خزانه‌داری ایالات متحده او را به فهرست تحریم‌ها اضافه کرد، از اسلام‌گرایان پسافروپاشی شوروی خواست که به افغانستان هجرت نکنند، بلکه به خاورمیانه بیایند.

آینده مبهم جهادگرایی آسیای مرکزی

یکی دیگر از شاخص‌های فرار جهادگران آسیای مرکزی به طرف داعش خراسان، حمله انتحاری به نمازگزاران در مسجد شیعیان هزاره در شهر قندوز افغانستان بود که در ۸ اکتبر ۲۰۲۱ حداقل ۵۵ کشته و بیش از ۱۴۰ زخمی برجای گذاشت. داعش خراسان عامل انتحاری را «محمد ال اویغوری» معرفی کرد که نشان می‌دهد او متعلق به اقلیت مسلمان اویغور چین است. خبرگزاری اعماق وابسته به داعش گفت، این حمله هم شیعیان و هم طالبان را به دلیل تمایل ظاهری آنها برای اخراج اویغورها از افغانستان در پاسخ به درخواست چین هدف قرار داد.

این نشان می دهد که صفوف داعش خراسان با فراریان جدید اویغور افزایش یافته است که از سیاست طالبان در قبال چین که نسل کشی مسلمانان اویغور را در منطقه سین کیانگ انجام می دهد ناامید شده اند. علاوه بر این، با توجه به نزدیکی قندوز به مرزهای تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان، داعش خراسان به سلفی‌های رادیکال آسیای مرکزی پیام می‌دهد تا به خراسان هجرت کنند و به آنها بپیوندند، در حالی که طالبان متعهد شده است که جهادگران خارجی را اخراج کنند. بنابراین، داعش یک بار دیگر نشان داد که هزاره های شیعه همچنان هدف مطلوب حمله خود هستند و طالبان قادر به محافظت از مردم افغانستان نیستند. اکنون، زمانی که شبه نظامیان اویغور با واقعیت تلخ نزدیک شدن طالبان به چین مواجه شدند، تنها دو راه دارند: شهادت در هجرت یا برافراشتن پرچم خلافت جهانی با داعش. حمله انتحاری اویغورها هشداری نمادین برای چین بود که طرح عظیم کمربند و جاده آن هدف مطلوبی برای حملات داعش خواهد بود.

می توان تصور کرد که در آینده نزدیک داعش می تواند از بمب گذاران انتحاری آسیای مرکزی برای نشان دادن چهره چند ملیتی خود سوء استفاده کند. چنین حملات پیچیده ای می تواند اقلیت های شیعه هزاره، واحدهای جنگی طالبان و بازارها را در استان های آسیب پذیر مورد هدف قرار دهد. برای تشویق مهاجران و جنگجویان در آسیای میانه و جامعه محلی سلفی، داعش کمپین تبلیغاتی خود را علیه طالبان نیز افزایش خواهد داد.

اگرچه گروه های سلفی ـ جهادی آسیای مرکزی مرتبط با القاعده با صدای بلند پیروزی طالبان را ستایش کردند، اما این پیروزی آن آینده جهادی مورد انتظار و وعده داده شده را برای آنها به ارمغان نیاورد. طالبان ممکن است به جهادگران آسیای مرکزی که در قلمرو افغانستان ایستاده‌اند پیشنهاد دهد که با قبایل ازبک، تاجیک و ترکمن در استان‌های بدخشان، قندوز، جوزجان و تخار شمالی ترکیب شوند و برخی از فرماندهان مورد اعتماد را به‌عنوان ناظران خود منصوب کنند، همانطور که اخیراً چنین کردند. هنگامی که طالبان در ماه جولای یک ایست بازرسی امنیتی مهم و استراتژیک را در نزدیکی مرز افغانستان با تاجیکستان به تصرف خود درآوردند، آنها به یک گروه جهادی تاجیکستانی جماعت انصارالله مأموریت دادند تا پرچم طالبان را در این مکان به اهتزاز درآورند. آنها همچنین مهدی ارسلان عضو طالبان تاجیکستان را مسئول امنیت در پنج ولسوالی استان بدخشان افغانستان - کوف آب، خواهان، مایمی، نسی و شکی - در نزدیکی مرز تاجیکستان کردند. طالبان در جریان فتح استان های شمالی از جهادگران تاجیک به عنوان "قدرت سخت" و اهرم سیاسی خود علیه تاجیکستان که از احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان حمایت می کرد، بهره برداری کرد.

با این حال، برخی از جهادگران ازبک، اویغور و تاجیک تمایلی به جانبداری از داعش خراسان و یا مشارکت در روند «طالبان‌سازی» ندارند و ممکن است تلاش کنند که افغانستان را ترک کرده و به استان ادلب سوریه مهاجرت کرده و به گروه های قومی آنها بپیوندند.

پیش بینی می شود که فعالیت های جهادی جنگجویان خارجی که در خاک افغانستان باقی مانده اند به شدت توسط گردان بدری طالبان کنترل شود. معلوم می‌شود که طالبان مدت‌هاست که فعالیت‌های رسانه‌ای گروه‌های جهادی آسیای مرکزی را به شدت کنترل می‌کنند و آنها را از انتشار در مورد عملیات نظامی مشترک در شبکه‌های اجتماعی منع می‌کنند. تحلیل رسانه‌های جهادی نشان داد که به موازات آغاز مذاکرات صلح آمریکا و طالبان در دوحه، شبه‌نظامیان ازبک و تاجیک انتشار گزارش‌های ویدئویی در مورد عملیات جهادی الفتح طالبان را به شدت کاهش داده اند.

داعش خراسان آمریکا را تهدید می‌کند

اخیراً ژنرال کنت اف مکنزی جونیور، رئیس فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده (سنتکام)، اعلام کرد که ایالات متحده ممکن است نتواند از بازسازی القاعده و داعش در افغانستان جلوگیری کند. همکار او، کالین کاهل، معاون وزارت دفاع آمریکا در مسائل سیاسی هشدار داد که داعش خراسان می تواند ظرف شش ماه به ایالات متحده حمله کند. نگرانی‌های رهبری نظامی ایالات متحده توسط محققان متخصص در مورد جهادیسم افغانستان مشترک است و هشدار می‌دهند که طالبان به تنهایی نمی‌تواند داعش خراسان را شکست دهند.

استراتژیست های داعش همواره اصل اصلی این گروه را این می دانستند که جهاد جهانی باید تحت الحمایه خلافت قرار گیرد و توسط آن با نظم و هماهنگی بیشتر اداره شود. با پیروی از استراتژی خود، اگر رهبری مرکزی داعش تصمیم به تقویت مالی شاخه خراسان خود بگیرد، آنگاه حرکت فرامرزی شبه‌نظامیان و جذب جنگجویان جدید از آسیای مرکزی نفس تازه‌ای خواهد گرفت.

احیای داعش خراسان خطرناک است، زیرا تسلیحات مدرن به جا مانده از ایالات متحده در افغانستان می تواند به راحتی به دست جهادگران جهانی بیفتد. حملات تروریستی انتحاری این گروه در پس زمینه فروپاشی اقتصادی کشور و ناتوانی طالبان در حفظ کنترل مرزهای خود می تواند افغانستان را به نقطه داغ دیگری برای پیروان داعش از خاورمیانه، جنوب و آسیای مرکزی تبدیل کند. اگر وضعیت بر اساس سناریویی شبیه به ایجاد خلافت در موصل در سال ۲۰۱۴ پیش رود، در آن صورت نیاز به مداخله نیروهای مسلح بین‌المللی برای حل مشکل ایجاد شده خواهد بود.

با این حال، مسکو به کشورهای آسیای مرکزی اجازه میزبانی از ایالات متحده را نداد. مسکو، منطقه آسیای مرکزی پس از شوروی را به عنوان جناح دفاعی جنوبی خود می بیند. روسیه از تهدید دولت اسلامی در افغانستان برای گسترش نفوذ نظامی ـ سیاسی خود و تقویت بلوک نظامی سازمان پیمان امنیت جمعی در منطقه استفاده می کند. بنابراین، مقاومت روسیه و چین در برابر ابتکار عمل ضد تروریسم آمریکا می تواند فشار بر داعش را کاهش دهد و احیای تروریسم جهادی فراملی را در قلب آسیای مرکزی احیا کند.

در این شرایط، ایالات متحده باید به کشورهای آسیای مرکزی و قدرت های منطقه پیام دهد که تصمیم واشنگتن برای خروج از افغانستان به معنای کنار گذاشتن کامل آسیای مرکزی نیست. کاخ سفید ممکن است کارت مشارکت اقتصادی، حمایت مالی و حمایت از حقوق بشر را به عنوان ابزاری برای مقابله با ظهور طرح کمربند و جاده پکن و تایید اتحادیه اقتصادی اوراسیا مسکو بازی کند.

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند