۱) البته شبهه و ابهام در مورد سازوکارها و اصطلاحات حقوقی - به ویژه در مورد ترمینولوژی خاص «حقوق اتحادیه اروپا» - نیز اتفاق جدیدی نیست و به وفور حتی در جلسات استماع «کمیسیون ویژه بررسی برجام» در مجلس نهم - که به ریاست آقای دکتر زاکانی تشکیل شده بود - نمایان می‌شد.

۲) در آن زمان هم به کرات در مورد این شبهات در رسانه‌ها نوشته بودیم. در سال‌های متعاقب نیز بارها به مناسبت‌های مختلف در برابر شبهه‌افکنی‌های مغرضانه توضیحات مبسوطی ارائه شد. اما ظاهراً این تلاش‌ها کافی نبوده و لازم است - برای وفاداری به حقیقت و تاریخ هم که شده- باز هم تکرار کنیم:

۳) در ترمینولوژی اتحادیه‌ٔ اروپا واژه Regulation - که در ایران به اشتباه به واژه «آیین‌نامه» ترجمه و برابر دانسته می‌شود - به قوانینی اطلاق می‌شود که به محض تصویب در سطح نهاد‌های اتحادیه برای همه‌ٔ کشورهای عضو اتحادیه اروپا لازم‌الاجراست و تاثیر مستقیم (Direct effect) نیز دارد.

۴) یعنی Regulation - برخلاف نوع دیگری از مصوبات اتحادیه اروپا که Directive نام دارد- پس از تصویب دفعاَ در همه کشورهای عضو لازم‌الاجرا می‌شود و نیازی نیست پارلمان‌های ملی در هر یک از این کشورها آن را تایید و جهت اجرا (Implementation) در نظام داخلی خود به تصویب برسانند.

۵) ضمن اینکه Regulation هم تاثیر افقی دارد و هم تاثیر عمودی. به این معنا که هم بین دولت و شهروندان رابطه حقوقی ایجاد می‌کند و هم بین کشورها با یکدیگر.

۶) تاثیرات و اهمیت Regulation در نظام حقوقی اتحادیه اروپا در قضیه موسوم به Van Gend en Loos در دیوان عدالت اروپا بررسی و به تفصیل شرح داده شده است.

۷) یکی از آثار آن هم این است که Regulation‌های اتحادیه اروپا بر قوانین داخلی کشورهای عضو تفوق دارند! یعنی اگر قانونی در پارلمان ملی یکی از کشورها در مغایرت با یک Regulation به تصویب رسید، آن قانون - ولو به درخواست یک شهروند ذی‌نفع - قابل ابطال است.

۸) دلیلی هم که پیش از برجام تحریم‌ها علیه ایران به عنوان Regulation به تصویب اتحادیه اروپا رسید، این است که اتحادیه قصد داشت - با استفاده از نافذترین نوع قانون - تحریم‌ها را برای هر ۲۸ عضو خود همزمان لازم‌الاجرا کند، بدون اینکه پارلمان‌های آن‌ها تعدیلی در آن اعمال کنند.

۹) در واقع، Regulation نافذترین حامل یا قوی‌ترین وسیله‌ایست که تصمیمات (Decision) نهادهای بالادستی اتحادیه اروپا را حمل و در وسیع‌ترین سطح به تحقق می‌رساند. یعنی یک «تصمیم سیاسی» در سطح نهاد بالادستی گرفته می‌شود و به واسطه Regulation عملاً به کشورهای عضو ابلاغ می‌شود.

۱۰) حال، در ضمیمه ۵ پیوست به برجام - که به جزئیات اجرای توافق توسط اتحادیه اروپا می‌پردازد - چهار بار این عبارت ذکر شده که مفاد «تصمیم» [شماره فلان] شورای اتحادیه اروپایی «تعلیق» (Suspend) و مفاد Regulation مربوط به آن (یعنی قانون حاملِ آن تصمیم) لغو (Terminate) می‌شود.

۱۱) حال، بعضی دوستان بدون توجه به مفهوم این اصطلاحات فنی و بعضاً بدون در نظر گرفتن مکانیسم‌ها و انواع قانونگذاری در نظام حقوقی اتحادیه اروپا - به جای اینکه واژه‌ها را در بستر خود فهم و تفسیر کنند یا به مباحث علمی روی بیاورند - بی تناسب بر روی عبارت Suspend مانور می‌دهند و کل ماجرا را به اتهامات سخیف و بی‌جا - از جمله این اتهام که #ظریف متن را نخوانده - تخفیف می‌دهند.

۱۲) حقیقت این است که اگر مذاکره‌کننده این قسمت از ضمیمه ۵ برجام حساسیت خاصی روی این عبارت نداشته، یا اگر دکتر ظریف در جلسه مجلس حتی وجود آن را بخاطر نیاورده - صرفاً به این دلیل است که در چنین بستری اصولاً وجود این عبارت آنقدر حائز اهمیت نبوده و نیست؛ و هر فرد مطلع دیگری هم که اندک شناختی نسبت به ظرافت‌های حقوق اتحادیه اروپا - از جمله ترمینولوژی و سازوکارهای قانونگذاری آن - داشته باشد نیز احتمالاً مانند دکتر ظریف، یعنی با میزان حساسیتی متناسب با موضوع، برخورد می‌کرد.

این مطلب برایم مفید است
32 نفر این پست را پسندیده اند