القدس العربی، چاپ لندن در مطلبی به قلم حسام کنفانی نوشت: نخست وزیر اسرائیل در مقابله با تلاش‌هایی که برای کنار گذاشتنش از قدرت می‌شود، طبق همان فکری رفتار می‌کند که تمام دیکتاتور‌های مشتاق حکومت به آن چنگ می‌اندازند. نتانیاهو پس از یک دوره ۱۲ ساله نخست وزیری، نمی‌تواند خود را خارج از دایره قدرت تصور کند، بویژه آنکه پرونده‌های قضایی نیز او را دنبال می‌کند و اگر نفتالی بنیت و یائیر لبید بتوانند تشکیل کابینه دهند، محاکمه نتانیاهو حتمی است. ائتلاف این دو رهبر صهیونیستی حول محور مخالفت با نتانیاهو است، از این رو می‌توان نام این ائتلاف را «ائتلاف اخراج نتانیاهو» نامید.

در ادامه این مطلب آمده است: نتانیاهو بخوبی از هدف این ائتلاف آگاه است و مدام به اطرافیان خود می‌گوید که این ائتلاف بیش از یک یا دو سال عمر نمی‌کند، یعنی مدتی که می‌تواند برای اخراج نتانیاهو از صحنه سیاسی اسرائیل لازم باشد، حال یا از طریق تعقیب قضایی و یا با کنار گذاشتنش از داخل حزب لیکود.

بر این اساس، نتانیاهو مقابله با ائتلاف مذکور را یک نبرد موجودیتی برای خود می‌داند و در جریان آن، از استفاده از هیچ سلاحی کوتاهی نمی‌کند، از منطق دیکتاتوری گرفته تا انفجار اوضاع میدانی. هر کسی به صحبت‌های نتانیاهو گوش میکند، متوجه می‌شود که او در یک حالت هیستری بی سابقه قرار دارد و در حالی که به اعلام مخالفت خود با این ائتلاف اکتفا نکرده و آن را خطرناک خوانده، بلکه به تظاهرات علیه آن فراخوانده و از هم پیمانان خود درخواست برگزاری نشست‌های پی در‌ی برای اداره مقابله فعلی را کرده است.

تا کنون، به نظر می‌رسد نتانیاهو دستاورد‌هایی هم در زمینه این مقابله داشته، بخصوص پس از آنکه نشانه‌های تردید در بین برخی اعضای ائتلاف دولتی به دنبال امضای توافق لیست عربی متحد به رهبری منصور عباس، نمایان شده و این مساله می‌تواند مقبولیت حکومت از سوی پارلمان اسرائیل را به تاخیر اندازد. اما نتانیاهو گزینه‌های دیگری هم برای مقابله با ائتلاف دارد، بویژه بین برخی نمایندگان عربی که هنوز به صراحت در پارلمان به نفع این ائتلاف رأی نداده اند.

مرحله انتظار می‌تواند بسیار خطرناک باشد و نتانیاهو ممکن است به سلاح برنده تری در نبرد موجودیت و بقای خود پناه ببرد، که باعث نگرانی طرف‌های متعددی شده است و در مقدمه آن‌ها دولت آمریکا قرار دارد، همچنانکه وزیر جنگ اسرائیل، بنی گانتس از سوی آمریکا احضار شد، تا واشنگتن تاکید کند که مخالف هر گونه حرکت نتانیاهو برای حمله به ایران به بهانه مقابله با دست یابی این کشور به سلاح اتمی است، امری که می‌تواند منطقه و محاسبات داخلی را بر هم زده و نتانیاهو را حامی اسرائیل جلوه دهد.

وی در جریان تجاوز به غزه هم کوشید تا خود را ناجی اسرائیل نشان دهد و البته در برخی موارد دستاورد‌هایی هم داشت، اما فشار آمریکا برای متوقف کردن جنگ، موجب از بین رفتن دستاورد‌های نتانیاهو شد و در نهایت، توقف جنگ، قدرت بیشتری به حماس داد.

با پیشروی در نبرد اخراج نتانیاهو، احتمالا نخست وزیر اسرائیل بار دیگر برای شعله ور کردن جبهه فلسطین در سایه وتوی قوی آمریکا علیه برخورد صهیونیست‌ها با ایران، تلاش می‌کند، تلاشی که می‌تواند شامل تهاجم‌های مکرر به مسجد الاقصی، توسعه بازداشت‌ها در داخل فلسطین و قدس اشغالی باشد. بر این مبنا، همچنان مذاکرات آتش بس با غزه در حالت نوسان قرار دارد و نتانیاهو آن را منوط به حل پرونده تبادل اسرا کرده است، شاید با خرید وقت، بتواند برخی اهداف خود را محقق کند.

امروز اسرائیل در آستانه برچیده شدن حکومت نتانیاهو قرار دارد، با این حال هنوز جنگ نتانیاهو برای ماندن در قدرت تمام نشده و در صورتی که قدرت را از دست دهد، در برابر نبرد دیگری در داخل حزب لیکود جای می‌گیرد.

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند