شب گذشته نشست مجازی شورای امنیت سازمان ملل متحد با موضوع قطعنامه 2231 برگزار شد که مهمترین خروجی تجربه مجددی از انزوا برای ایالات متحده آمریکا بود. مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا در ابتدا سخنرانی کرد و طبق معمول با ادعاهای واهی و رویه ایران هراسی سعی بر متقاعد کردن نمایندگان کشورهای مختلف داشت. اما تلاش های او برای القا کردن تهدید ایران در صورت عدم تمدید تحریم تسلیحاتی راه به جایی نبرد و نمایندگان با تاکید بر حفظ و تداوم برجام رویکرد واشنگتن را در قبال این توافق محکوم کردند؛ موضوعی که سبب شد تا پمپئو نشست را پیش از اتمام رها کند. در ادامه سخنرانی مستحکم و مستدل وزیر خارجه کشورمان نیز بر اقدامات مخرب و سیاست های یکجانبه آمریکا صحه گذاشت و ظریف به صراحت به جهانیان این موضوع را اعلام کرد که در صورت تمدید تحریم تسلیحاتی، ایران گزینه های قاطعی خواهد داشت. کمتر از 4 ماه به مهلت انقضای تحریم های تسلیحاتی ایران باقی مانده است و باید دید تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چه تحولاتی پیش رو خواهند بود. برای بررسی این موضوع و نشست اخیر شورای امنیت با دکتر دیاکو حسینی کارشناس ارشد مسائل بین الملل گفتگو کرده ایم که در ادامه مشروح آن را می خوانید:

لطفا در ابتدا بفرمایید که مهمترین نکات نشست شورای امنیت درباره قطعنامه ۲۲۳۱ چه بود؟

شکست و انزوای مجدد آمریکا در این نشست کاملا بدیهی بود. آمریکا درصدد بود تا طرح جدیدی را در راستای تمدید تحریم های تسلیحاتی ایران پیشنهاد دهد که جواب روشنی را دریافت کرد. از همین رو کم و بیش می توان به اطمینان رسید که در آمریکا در شورای امنیت قادر نخواهد بود چنین طرحی را به پیش ببرد. از سویی مواضع اروپایی ها نیز نشان داد که استفاده آمریکا از شورای امنیت نیز امری منتفی است.

سخنرانی آقای ظریف نیز کوبنده بود و از همه جنبه ها به خصوص از لحاظ حقوقی، اخلاقی و غیره ایران دست برتر را داشت. این امر نشان می دهد که پایبندی به برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ تا به امروز برای ایران چه نتایجی داشته است. بسیار نشانه خوبی است چون بارها تکرار شده که مهمترین دستاورد برجام غیرامنیتی سازی ایران و یا به عبارتی دیگر جلوگیری از شکل گیری اجماع بین المللی علیه ایران است.بنابراین نشست شورای امنیت را می توان سند و مدرکی برای این ادعا تلقی کرد. پرواضح است که اگر برجامی در کار نبود نشست شورای امنیت می توانست به مسیر کاملا متفاوتی برود که در نهایت به ضرر ایران تمام شود. اما چون ایران به تعهداتش در برجام به طور کامل عمل کرده و اقدامات متناسبی را به رغم کاهش تعهدات مرحله ای در قبال آمریکا انجام نداده است، اما در موضع بالاتر و پسندیده تری در جامعه بین المللی دارد. از همین رو محکوم کردن ایران کار بسیار دشواری است. به طور کلی می توان گفت که ایران از این نشست کاملا موفق و ایالات متحده آمریکا کاملا شکست خورده بیرون آمد. البته این بدان معنا نیست که تلاش های آمریکا متوقف خواهد شد و این کشور ایده های مخرب خود را برای با نابود کردن برجام و تمدید تحریم تسلیحاتی ایران از طریق دیگر دنبال نخواهد کرد. چنین اقداماتی یکجانبه و خارج از چارچوب سازمان ملل متحد هستند که با این حساب این امر به تضعیف مشروعیت اقدامات ایالات متحده آمریکا در جامعه بین المللی می انجامد.

مواضع کشورهای اروپایی از چه زوایایی قابل اهمیت است؟ به ویژه سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه که به پیش نویس قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران رأی مثبت دادند.

این مساله ای تازه ای نیست؛ به خوبی می دانیم که اروپایی ها دغدغه هایی نسبت به عدم تمدید تحریم های تسلیحاتی ایران دارند و گاهی اوقات غیر مستقیم و برخی مواقع نیز صراحتا آن را اعلام می کنند و از این حیث با آمریکا همسویی دارند. تفاوت آنها با آمریکا در خصوص شیوه مواجهه با این نگرانی موجود است. از نظر کشورهای اروپایی رسیدگی به این نگرانی نباید منجر به تضعیف قطعنامه و یا به طور خاص برجام شود. ضمن اینکه باید از یک ابتکار چندجانبه مورد بررسی قرار گیرد.

به نظر می رسد اروپایی ها به دنبال آن هستند تا به نوعی تحریم های علیه ایران را احیا و آن را تداوم بخشند. به گونه ای که نه منجر به از بین رفتن برجام شود و نه آنکه به طور کامل باعث نارضایتی ایالات متحده آمریکا شوند. در صورت دلسرد شدن آمریکا ار اروپا واشنگتن ممکن است دست به اقدامات افراطی تر بزند که این مساله نیز برای کشورهای اروپایی نگران کننده است که می تواند منجر به برخورد کشورهای اروپایی با آمریکا در شورای امنیت شود که به نحوی باعث تضعیف برجام نیز خواهد شد. پس فضا به گونه ای است که احتمال می رود اروپایی ها در این زمینه کنار آمریکا بایستند و تا حدودی شرایط تعدیل شدن آمریکا را فراهم کنند. اروپایی ها پیشنهادهایی در خصوص ادامه تحریم های تسلیحاتی ایران به آمریکا داده اند و در آن مطرح شده که این تحریم ها می توانند از یک تا چند سال ادامه یابند و یا به شکل دیگر تحریم هایی نیز خارج از شورای امنیت وضع شود. علت مطرح شدن این پیشنهادها نیز بیشتر به خاطر جلب رضایت واشنگتن و جلوگیری از اقدامات افراطی است که از دید ایران به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. ضمن اینکه باید عنوان کرد که اگر چنین طرح هایی اجرایی شوند از مشروعیت برخوردار نخواهد بودند؛ چرا که خارج از چارچوب و قوانین شورای امنیت بوده و نکته بعدی اینکه الزام آور نیز نخواهند بود. ناگفته نماند که ایران همین امروز نیز تحت تحریم های تسلیحاتی یکجانبه اروپا است. حتی اگر تحریم های شورای امنیت وجود نداشت اروپایی ها ایران را تحریم می کردند و در بهترین حالت شاید می توانستند آمریکا را نیز در این چارچوب تحریمی مشترک قرار دهند که همانطور اشاره کردم از اهمیت حقوقی برخوردار نیست.

در صورت اقدام یکجانبه آمریکا و بازگرداندن تحریم های سازمان ملل علیه ایران باید منتظر چه اتفاقاتی باشیم؟

چین و روسیه با صراحت بیشتر و قوی تر، کشورهای دیگر با صراحت کمتر در نشست شورای امنیت اعلام کردند که آمریکا از برجام خارج شده و شراکتی در این توافق ندارد و طبعا این حق را ندارد که بخواهد مکانیزم ماشه را فعال کند. بنابراین آمریکایی ها قادر به انجام چنین کاری نخواهند بود. آنها تا به امروز باید به خوبی این موضوع را درک کرده باشند پیشنهاد آنها حتی مورد استقبال کشورهای اروپایی نیست چه برسد به چین و روسیه. اگر هم تصمیم به این اقدام کنند به برخوردی جدی در شورای امنیت تبدیل خواهد شد و اینطور نیست که ایران زیان ببیند و یا قطعنامه های تحریمی شورای امنیت بار دیگر اعمال شوند. نتیجه نهایی آن از دست رفتن بیشتر اعتبار آمریکا خواهد بود و به چندجانبه گرایی که ته مانده ای از آن باقی مانده آسیب جدی وارد خواهد کرد.

با این شرایط ایران چگونه می تواند تا زمان انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا فضای بین المللی را کنترل و راهبرد مناسبی در پیش بگیرد؟

ایران باید نسبت به مسائل دیدش را وسعت بخشد. ما نباید در خصوص ترامپ و یا هر رئیس جمهور دیگری تفاوتی بنیادین را در خصوص سلسله ای از موضوعات قائل باشد. همانطور که مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا آن را اعلام کرد و بر مبنای واقعیت نیز هست، بخش بزرگی از نمایندگان کنگره آمریکا از دولت خواسته بودند تا تحریم های تسلیحاتی علیه ایران تمدید شود. این مربوط به جمهوری خواهان نیست، بلکه دموکرات ها نیز در آن سهیم هستند. ایران در پاره ای از مسائل با هر دو حزب اصلی آمریکا سازگاری ندارد. ما باید تلاش کنیم تا از شکل گیری هر گونه اجماعی علیه ایران خصوصا در شورای امنیت جلوگیری کنیم و تا حتی امکان بهانه هایی ندهیم تا از آن بهره برداری تبلیغاتی شود. معتقدم که این دو مساله دو اولویت مهم ایران تا زمان برگزاری انتخابات آمریکا است. امروز ایران به لحاظ حقوقی و اخلاقی امتیازاتی بدست آورده که شاهد نتیجه آن هستیم. این روند می تواند نقش بسزایی در شکل گیری ائتلاف های بین المللی علیه ایران و همچنین برعکس در ناکام گذاشتن آن داشته باشد. فارغ از اینکه چه فردی در انتخابات پیروز می شود نکته مهم برای ایران آن درسی بوده که فراگرفته است. زمانی که ایران بتواند دست به اقدامات و ابتکاراتی بزند که امکان اجماع را از طرف مقابل بگیرد، فارغ از اینکه چه رئیس جمهوری روی کار خواهد آمد پروژه ایران هراسی آنان که مقدمه و پایه هرگونه سیاست ضدایرانی در آینده است مختل خواهد شد و این اختلال می تواند مطابق با منافع ملی ایران باشد. بزرگترین درسی که ایران از خروج آمریکا از برجام گرفت پایبندی به این توافق بود که نشان داد چنین سیاستی چقدر می تواند روی ترکیبات جهانی تاثیرگذار باشد.

برخی معتقدند زمان فعلی بهترین زمان برای مذاکره با آمریکا است و از آن جایی که رئیس جمهور آمریکا به شدت به دنبال گفتگو است ایران می تواند امتیازات فراوانی بدست آورد و حتی مانع تمدید تحریم تسلیحاتی شود. نظر شما چیست؟

معتقدم که سیاست ایران در قبال آمریکا باید اصولی تنظیم شود. به دلیل عدم وجود روابط عادی با آمریکا و نهادینه شدن دشمنی با ایران در جامعه آمریکایی که مساله ای دو حزبی به شمار می آید، باید مراقب باشیم که دچار چنین ساده انگاری هایی نشویم. اگر ایران با ترامپ وارد مذاکره شود و به توافقی مطلوب نیز برسیم باید در نظر داشته باشیم که جامعه آمریکا بسیار قطب بندی شده است و برای مثال دولت دموکرات بعدی به نحوی می تواند همان کاری را کند که ترامپ با برجام انجام داد. به شکلی اصولی تر و مطالعه شده تری هم می تواند این کار را انجام دهد. ایران باید به صورت استراتژیک با آمریکا به توافق برسد؛ نه موردی و نه با افرادی خاص. استراتژیک بدین معنا که توافق به گونه ای حاصل شود که جامعه سیاسی آمریکا اعم از دو حزب به آن متعهد باشند و همچنین آن را قابل اجرا بدانند. رابطه تهران با واشنگتن در عین حال که باید استراتژیک باید بسیار پراگماتیستی نیز باشد و در یک چشم انداز قابل دوام مورد بحث قرار گیرد و نباید متکی به افرادی باشد که در کاخ سفید حضور دارند. این مساله تنها به آمریکا مربوط نیست؛  چرا که توافق حاصل شده در ایران نیز باید برای مدت طولانی قابل پایبندی و قابل اجرا باشد. بدست آوردن چنین توافقی با توجه به عمق و ریشه اختلافات تهران و واشنگتن کار آسانی نیست. اگر هر گونه توافقی خارج از این چارچوب باشد ایران در موضوع سیاست داخلی آمریکا قرار خواهد گرفت که نمی توان آینده و چشم انداز خوبی را برای آن متصور بود.

موضوع دیگری که در این بین اهمیت دارد نامشخص بودن سیاست مقاومتی با توجه به فشارهای شدید اقتصادی است و اینکه مردم ایران تا کجا باید متحمل هزینه های سنگین و کمرشکن ناشی از تحریم باشند؟

واقعیت این است که ایران برای خاتمه این وضع باید چشم اندازی داشته باشد. ضمن اینکه باید در نظر داشته باشیم این موضوع نیز امری دوطرفه است. اکثر سیاستمداران عاقل آمریکایی از سیاست فشار حداکثری حمایت نمی کنند و یا بعدها به این نتیجه رسیدند که این سیاست آمریکا را به اهداف ترسیم شده اش نمی رساند. بنابراین یک سوال مهم نیز در آمریکا مطرح است و آن این است که سیاست فشار حداکثری تا چه زمانی می خواهد ادامه داشته باشد؟ آنها به خوبی می دانند که این سیاست سبب شکاف بین آمریکا و اتحادیه اروپا شده و کمک کرده تا اختلافات با چین و روسیه نیز عمیق تر و از همه مهمتر آمریکا در جامعه بین المللی منزوی تر شود. از نظر نخبگان سیاسی آمریکا، کاخ سفید باید هر چه سریعتر به این سیاست مخرب پایان دهد چرا که تحمل آمریکا نیز سقفی دارد. اگر در ایران این تفکر وجود دارد که مقاومت باید دارای سقف و حدود باشد در آمریکا نیز همین دید وجود دارد و واشنگتن بابت فشارهایش به تهران در حال پرداخت هزینه است. مساله مهم در این بین وجود نگاهی دو طرفه به قضیه است. بدین معنا که باید پرسید آمریکایی ها چه زمانی خواستار پایان بخشیدن به سیاست فشار حداکثری و بازگشت به دیپلماسی هستند. در این صورت است که ایران می تواند به این مقاومت پایان دهد و به طور جدی تر به دیپلماسی روی بیاورد و از دستاوردهای این مقاومت چند ساله برای رسیدن به نتایج قابل قبول در مذاکره استفاده کند.

اینکه ترامپ بارها و بارها درخواست مذاکره با ایران را مطرح کرده نشان دهنده نقش مهم ایران در سیاست خارجی او به منظور کسب آرای حداکثری در انتخابات است؟

واقعیت این است که دونالد ترامپ در سیاست خارجی خود به هیچ دستاوردی نرسیده است. در خصوص ایران، کره شمالی، ونزوئلا، کوبا نه تنها موفقیتی نداشته حتی هزینه هایی را همانطور که پیش تر اشاره کردم به آمریکا وارد کرده است. بنابراین شکست ترامپ در مدیریت سیاست خارجی بحثی است که به سبد آرای او در انتخابات مرتبط است و به زیان او خواهد بود. به نظر نمی رسد که موضوع ایران در بین خیلی کلیدی و حیاتی باشد. معمولا مردم آمریکا دورنما و کلیات را مدنظر قرار می دهند که نشان دهنده ناکامی و شکست ترامپ است که پرونده ایران نیز جزئی از آن محسوب می شود. دموکرات ها نیز در جریان مبارزات انتخاباتی می توانند روی این قضیه مانور دهند و از هزینه های تحمیل شده به آمریکا صحبت کنند و این موضوع را بازگو کنند که واشنگتن در جریان خروج از برجام به هیچ یک از خواسته هایش نرسید و سیاست فشار حداکثری نیز نتوانست ایران را پای میز مذاکره آورد. طرح چنین مباحثی تا حدودی می تواند بر افکار عمومی تاثیرگذار باشد.

برخی از کارشناسان معتقدند ترامپ تا قبل از برگزاری انتخابات نیاز به مذاکره با ایران دارد و در صورت پیروزی در انتخابات او تمایلی به گفتگو به ایران نخواهد داشت و حتی ممکن است دست به ماجراجویی های تازه علیه ایران بزند نظر شما چیست؟

احتمال اینکه ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری خود وارد مصالحه با ایران شود به همان میزان دور اول جدی است. در دور اول هدف او تلاش برای انتخاب مجدد بود که اقداماتش بر خلاف میراث باراک اوباما نیز بود. در دوره دوم دیگر میراث اوباما برای او نقش کلیدی نخواهد داشت. ضمن اینکه او پس از دور دوم دیگر چشم اندازی برای انتخاب مجدد نیز نخواهد داشت. از همه مهمتر تجربه ای که ترامپ در این 4 سال کسب کرد نیز قابل بررسی است. همانطور که جان بولتون مشاور امنیت ملی سابق در کتابش می نویسد ترامپ می پنداشت که ایران ظرف دو یا سه ماه کوتاه خواهد آمد و پای میز مذاکره حاضر خواهد داشت. اما همه نقشه ها بر آب شد و ترامپ حالا به خوبی می داند چنین اتفاقی به سبب مشاوره های غلطی بود که اطرافیانش به او می دادند. بر همین اساس معتقدم که ترامپ در آغاز دولت جدید خانه تکانی های جدید را صورت خواهد داد و ممکن است مایک پمپئو دیگر جایی در وزارت خارجه نداشته باشد. ضمن اینکه ممکن است ترامپ تجربه ها و درس هایی که در 4 سال اول آموخته را در 4 سال دوم به کار بندد که یکی از آنها می تواند شکل تازه ای تلاش برای رسیدن به مصالحه با ایران باشد. معتقدم که چنین احتمالی را نباید نادیده گرفت و باید منتظر بود و دید که اوضاع در آینده چگونه رقم خواهد خورد.

این مطلب برایم مفید است
39 نفر این پست را پسندیده اند