یکی‌ از خاطرات سال‌های جنگِ سردار سلیمانی مربوط به ستمی است که به‌قول خودش و یکی از شهدا، در حق آن شهید روا داشته است. این خاطره مربوط به روزهای پس از عملیات والفجر و روز پاسدار است که شهید سلیمانی در آن گفته، به‌واسطه پیشنهاد فردی، بنا را بر انتخاب و معرفی پاسدار نمونه لشکر ۴۱ ثارالله می‌گذارد.

او در دو جمله جدا، در این باره گفته است: «ما از این کارها نمی‌کردیم. من خامی کردم، پذیرفتم.» و «معرفی پاسدار نمونه در جنگ کار خیلی‌خطایی بود. من خطای بزرگی کردم.» شخصیتی هم که سردار سلیمانی به‌واسطه این اشتباه به او ظلم روا داشته، شهیدی به‌نام مهدی زندی است.

خلاصه خاطره مذکور، این است که پس از اعلام نام مهدی زندی به‌عنوان پاسدار نمونه در حسینیه لشگر، این فرد در حالی‌که از آمدن به محل اجرای مراسم انتخاب پاسدار نمونه امتناع داشته، با کمک دیگر رزمندگان و در حالی‌که زیر بغل‌هایش را گرفته بوده‌اند، پیش آمده و به سردار سلیمانی می‌گوید: «به من ظلم کردی.»

سردار سلیمانی در ادامه بیان این خاطره و توضیح رفتار شهید مهدی زندی گفته است: «جنگ ما افتخارش این است که رتبه‌ای نبود. این پارچه‌ها و درجه‌های روی دوش من نبود. کلمه رایج، کلمه سردار و سرهنگ نبود. کلمه رایج، کلمه برادر بود؛ برادر حسین، برادر احمد، برادر مهدی. کلمه رایج این بود. کسی فکر نمی‌کرد و باور نمی‌کرد حقوق فرمانده سپاه ۲,۵۰۰ تومان است، حقوق رزمنده عادی هم ۲,۵۰۰ تومان است. این، جنگ ما بود. این زیبایی‌ها جنگ ما را به این‌جا رساند.»

این مطلب برایم مفید است
692 نفر این پست را پسندیده اند