اسفند ۵۷ و اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی یکی از بهترین انتخابات‌هایی بود که در چهار دهه اخیر جمهوری اسلامی آن را تجربه کرد. انتخاباتی که از همه رنگ و جناح و عقیده در آن حضور داشت. این مجلس وقتی خرداد ۵۸ عملا امور مقننه کشور را به دست گرفت. در آن مقطع «جامعه روحانیت مبارز» «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» و «نهضت آزادی» سه طیفی بودند که مجلس را بدست داشتند. در مجلس دوم اگر نگوییم فراکسیون بلکه این تجمع‌های پارلمانی به حزب اللهی‌ها و ‌خط‌ امامی‌ها تبدیل شد.

مجلس سوم که اوج اختلافات سیاسی بود و عملا نهضت آزادی‌ها هم از دور انتخابات حذف شدند تجمع‌های مجلس به «روحانیت مبارز» و «روحانیون مبارز» تقسیم شدند. مجلس چهارم و پنجم حامیان دولت وقت یعنی هاشمی رفسنجانی میدان دار مجلس بودند از مجلس چهارم فراکسیون «کارگزاران» و همینطور فراکسیون «صنفی» در مقابل فراکسیون «روحانیت» ایجاد شد. مجلس پنجم نیز تقریبا همین آرایش سیاسی حفظ شد؛ اما ششم معادلات سیاسی با روی کار آمدن اصلاح‌طلب‌ها تغییر کرد. در مجلس ششم حزب مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران سازندگی و مجمع روحانیون مبارز بیشترین کرسی ها را در مجلسی داشتند. آنها مشترکا فراکسیون دوم خرداد را به عنوان فراکسیون اکثریت تشکیل دادند؛ در مقابل غلامعلی حدادعادل نفر اول لیست اصولگرایان که در شمارش آرا تهران نفر سی وسوم شده بود در بازشماری آرا توسط شورای نگهبان با ارتقایی ۵ رتبه‌ای نفر ۲۸ تهران شد و با سایر نماینده‌های اصولگرایی که در این دوره رای آورده بودند فراکسیون اقلیت مجلس را تشکیل دادند. فراکسیونی که خاتمی به آن «اقلیت محجوب» می‌گفت.

مجلس هفتم و پنج فراکسیون

مجلس هفتم در شرایطی روی کار آمد که موج رد صلاحیت‌ها کاندیداهای اصلاح‌طلب را از دور انتخابات عقب راند. در آن مقطع اصلاح‌طلبان انتخابات را تحریم کردند و نتیجه این شد که مجلسی اصولگرا روی کار آمد البته تعداد اصلاح‌طلبان به اندازه یک فراکسیون بود برای همین فراکسیون اقلیت مجلس هفتم با حضور نمایندگان اصلاح طلب شهرستانی به دبیرکلی محمدرضا تابش عضو جبهه مشارکت و با حضور اسماعیل گرامی مقدم، عضو حزب اعتماد ملی، اکبر اعلمی و چند اصلاح طلب دیگر با نام فراکسیون «خط امام(ره)» تشکیل شد. اصولگرایان در ابتدای مجلس هفتم یک فراکسیون به نام فراکسیون «اصولگرایان» تشکیل دادند اما اختلافات باعث شد تا در ادامه به سه شاخه انشعاب پیدا کند و فراکسیون «اصولگرایان مستقل» متشکل از افرادی مانند افروغ، الهام امین‌زاده و ... در این فراکسیون تعریف شدند از سوی دیگر فراکسیون‌هایی «وفاق ملی و کارآمدی» و «حزب‌الله» نیز تشکیل شدند.

اصولگرایان هشتم و نهم و اختلافات بی شمار

مجلس هشتم یکی از همان مجلسی بود که اکثریت قریب به اتفاق دست اصولگرایان بود و اصلاح‌طلبان اقلیت کمی را در دست داشتند که همان تعداد یعنی افرادی مانند داریوش قنبری، کواکبیان، خباز و ... فراکسیون خط امامی‌ها را تشکیل دادند. اما از سوی دیگر فراکسیون اصولگرایان به عنوان فراکسیون اکثریت تشکیل اما در سال‌های پایان عمر مجلس هشتم بود که حامیان محمود احمدی‌نژاد با ریاست روح‌الله حسینیان فراکسیون «انقلاب اسلامی» را تشکیل دادند فراکسیونی که از آن به نطفه جبهه پایداری یاد می‌شود. بعد از پایان مجلس هشتم و روی کار آمدن مجلس نهم اختلافات اصولگرایان در حمایت از محمود احمدی‌نژاد پررنگ‌تر شد تا آنجا که بخشی از اصولگرایان که در ردیف اصولگرایان میانه‌رو در مقابل پایداری‌ها تعریف می‌شدند فراکسیون اکثریت «رهروان ولایت» را تشکیل دادند و فراکسیون اصولگرایان از نمایندگان پایداری و جمعیت رهپویان و ... نیز در یک فراکسیون جمع شدند.

مجلسی با سه فراکسیون هم وزن

۸ خرداد ۹۵ وقتی مجلس دهم شکل گرفت تصور بر این بود که دو فراکسیون اصولگرایان و اصلاح‌طلبان تشکیل شود اما از آنجا که اصولگرایان میانه یا همان مستقلین راه خود را فردای انتخابات از اصلاح‌طلبان جدا کردند این اتفاق نیفتاد و سه فراکسیون «اصولگرایان ولایی» «مستقلین ولایی» و «امید» که همان اصلاح‌طلبان بودند تشکیل شد؛ سه فراکسیونی که هیچ‌کدام اکثریت را در دست نداشتند و زد و بندهای سیاسی و توافقات پشت پرده بود که در صحن علنی معادلات را تعیین می‌کرد آنچنان که فراکسیون مستقلین گاهی به سمت راست تغییر جهت می‌داد و گاهی به سمت چپ. اما درباره مجلس یازدهم که تقریبا مجلسی یک دست شکل گرفته است این سوال مطرح می‌شود که آیا قرار است تنها یک فراکسیون سیاسی و اکثریت میدان‌دار باشد؟

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند