خبر شوکه کننده بود، نه فقط از آن جهت که قتلی رخ داده بود و زنی جوان کشته شده بود، تراژدی آنجا بود که قاتل محمدعلی نجفی بود، یک چهره معروف سیاسی،که سال ها با عناوینی چون وزیر آموزش و پرورش، شهردار تهران، رئیس سازمان برنامه و بودجه و ...در بین مردم شناخته شده بود.

قتل میترا استاد اگرچه به تعبیر محمدعلی نجفی به دلایل خانوادگی به وقوع پیوست اما بازتابی سیاسی داشت، بازتابی که آن را از مساله‌ خانوادگی صرف خارج کرد و ابعادی سیاسی- جناحی به آن داد.

شاید بتوان مصداق این ادعا را توییت غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب سازندگی آن هم تنها ساعاتی بعد از انتشار خبر قتل میترا استاد دانست. در توییت کرباسچی آمده بود ؛"ماهیت تاسف بار حادثه قتل میترا استاد هر چه باشد نمی توان مسئولیت کسانی را که دو سال قبل علیرغم اصرار و تذکر برخی دلسوزان و مراکز مسئول، این چاه ویل را برای اصلاحات و نجفی حفر کردند، نادیده گرفت."

در پی انتشار این توییت بود که واکنش های جناحی به یک قتل شوکه کننده آغاز شد. او البته چند روز بعد یادداشتی منتشر و در آن درباره اطلاع داشتن اصلاح طلبان از مسائل شخصی زندگی محمدعلی نجفی آن هم پیش از انتخاب او به عنوان شهردار تهران پرده برداشت. اشاره مستقیم کرباسچی به حزب اتحاد ملت و مشارکتی ها بود که به تعبیر او با وجود همه هشدارها بر انتخاب نجفی به عنوان شهردار اصرار کرده بودند.

او در ادامه این یادداشت با بیان اینکه اصلاح طلبان باید مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرند تاکید کرده بود کسانی که بر حضور محمدعلی نجفی بر شهرداری تهران اصرار داشتند باید پاسخگوی مصیبت‌ وارده باشند. 

اختلاف کارگزاران و اتحاد ملت علنی تر شد

همین اظهارات کرباسچی بود که واکنش اعتراضی دو تن از اصلاح طلبان را به دنبال داشت؛ محسن میردامادی و مرتضی الویری.

محسن میردامادی در یادداشتی انتقادی به کرباسچی تاخت و ضمن رد ادعای او درباره اطلاع داشتن اصلاح طلبان از مسائل پیرامون زدگی محمدعلی نجفی تاکید کرد: اگر آقای کرباسچی یا هر فرد طرف مشورت دیگری از این ماجرا اطلاع داشته و به گونه‌ای هشدار و اطلاعات لازم را به اعضای شورای شهر نرسانده است، کاری کمتر از خیانت به اصلاح‌طلبان نکرده است. 

مرتضی الویری نیز در توییتی با تکذیب ادعای کرباسچی، اعلام کرد: بر خلاف ادعای یکی از فعالان سیاسی مبنی بر اینکه قبل از انتخاب نجفی به عنوان شهردار در این زمینه به شورای شهر تذکراتی داده شده، به عنوان رئیس موقت شورا در آن مقطع گواهی می دهم آن زمان هیچ نکته منفی از زندگی شخصی نجفی نه از طرف این فرد و نه از طرف نهادهای مسئول به شورا اعلام نشد. 

او همچنین در حاشیه برگزاری اجلاس شورای عالی استان‌ها با بیان اینکه هیچ یک از اعضای شورای شهر در مورد مسائل مطرح شده در مورد نجفی اطلاع نداشتند، تاکید کرد: اگر در میان احزاب و حتی میان کارگزاران کسی در مورد موضوع آقای نجفی اطلاع داشت اعضا به نجفی رای نمی‌دادند.

البته در این ماجرا حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران و محمد عطریانفر از اعضای شورای مرکزی این حزب در حمایت از هم حزبی خود یعنی غلامحسین کرباسچی وارد میدان شدند

حسین مرعشی ضمن تایید تلویحی اظهارات کرباسچی، گفت: صحبت‌هایی از حضور زنی در زندگی ایشان بود. خبر اولیه توسط یکی از نهادهای امنیتی مطرح شده بود، ما جلسه تشکیل دادیم و از ایشان سوال کردیم و ایشان تکذیب کردند. ما هم تکذیبیه ایشان را مبنا قرار دادیم. ببینید! نه من، بلکه همه روی حضور ایشان در منصب قدرت اتفاق نظر داشتند. فقط آقای کرباسچی با شهردار شدن دکتر مخالف بودند. ایشان به‌رغم این که عضو کارگزاران به شمار می‌رفتند، مورد احترام همه حزب‌های دیگر اصلاحات بودند.

محمد عطریانفر نیز در گفت وگویی توئیت کرباسچی را از سر مظلومیت و دفاع از نجفی عنوان کرد و گفت:کسانی که اصرار بر حضور ایشان در آن موقعیت داشتند، باید پاسخگوی مصیبت‌ وارده باشند.

او همانند هم حزبی خود حزب اتحاد ملت و مشارکت را عامل بروز چنین حادثه ای دانست و گفت: شاید بزرگترین خطای استراتژیک نجفی، پذیرش مسئولیت شهرداری بود. چرا که قبلا هم به ایشان گفته بودند که نمی‌گذارند در این‌جا ماندگار شوید. برخی نهادها با ایشان به دلایلی موافق نبودند. باید واقع‌بین باشیم، وقتی نیروی باارزشی داریم، نباید فرصت‌سوزی کنیم. این فرصت‌سوی از طرف خود آقای نجفی و دوستان حزب اتحاد ملت و مشارکت رخ داد و از طرف ما نبود. وگرنه چه کسی محق‌تر از کارگزاران برای حمایت از نجفی؟ 

اما این اظهارات از سوی حزب اتحاد ملت بی پاسخ نماند به طوریکه علی تاجرنیا عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت هرگونه ادعایی مبنی بر اطلاع از ارتباط نجفی با همسر دومش پیش از انتخاب به عنوان شهردار تهران را بی اساس خواند و گفت: زمانی که نام آقای نجفی به‌عنوان گزینه شهرداری تهران به میان آمد، به‌هیچ‌عنوان مخالفتی مرتبط با حوادثی که اخیراً برای ایشان پیش آمده، مطرح نشد. 

محسن صفایی فراهانی هم تلویحا از کارگزارانی ها خواست بر آتش برپا شده در زندگی نجفی ندمند.

سناریوی پرستو بودن همسر دوم نجفی

پرونده محمدعلی نجفی علاوه بر درگیری‌های درون حزبی اصلاح طلبان اما از بعدی دیگر نیز در مرکز توجهات بود و هست. شاید بتوان گفت نخستین نکته‌ای که بعد از وقوع حادثه قتل میترا استاد به وفور مطرح شد و رنگ غالب تحلیل‌ها را به خود گرفت "سناریوی پرستو" بود، سناریویی که براساس آن برخی مدعی بودند که همسر دوم نجفی با نهادهای اطلاعاتی در ارتباط بوده و استنادشان نیز به اظهارات نجفی بود که گفته بود همسر دومش صوت مکالمات تلفنی اش را از کانالی دریافت می کرده است.

محسن آرمین چهره سیاسی اصلاح‌طلب در همان نخستین روزها در یادداشتی به حادثه قتل میترا استاد پرداخت و بدون اینکه نامی از واژه "پرستو" ببرد، بر وجود پروژه ای مدیریت شده در زندگی نجفی اشاره کرد و نوشت: به عنوان کسی که عمری را در عرصه سیاست گذرانده شرمگینانه باید بگویم عرصه سیاست در کشور ما به‌غایت کثیف و عفن است. نمی‌دانم میترا استاد بر اساس طرح برادران امنیتی وارد زندگی نجفی شده است یا نه. اما تردید ندارم دستکم از زمانی که وارد زندگی او شده، همچون یک پروژه مدیریت شده است تا در زمان مناسب از او استفاده شود.

در این میان اما علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی جزو نخستین افرادی بود که به صراحت به واژه پرستو اشاره و تاکید کرد: اخبار رسیده و صحبت‌های آقای نجفی نشان می‌دهد در کشور پرستوهایی وجود دارند که گرد سیاسیونی که منتقد یا مخالف به شمار می‌روند، به پرواز در می‌آیند و فیلم و عکس تهیه می‌کنند برای بستن دهان او. حال این که این روش‌ها برای یک مسلمان حرام است. این اظهارات او البته با انتقاد برادر میترا استاد روبرو شد و مطهری را وادار به پاسخگویی دوباره کرد.

محسن رفیق دوست وزیر جنگ دولت دوران جنگ نیز به شکل دیگری این ادعای مطهری را تایید کرد. او اما از واژه توطئه برای نجفی استفاده کرد و گفت: ایشان فرد بسیار اخلاقی بودند، به نظرم از قبل توطئه‌ای علیه او ترتیب داده شده بود و ایشان گرفتار آن توطئه شد.

برخی نیز بودند که وابسته بودن همسر دوم نجفی به نهادهای اطلاعاتی را رد کرده و بکار بردن واژه پرستو برای او را درست نمی دانستند. آنچنان که محمد عطریانفر اگرچه تایید کرد که نجفی تحت کنترل شدید رابطه‌ای نامانوس قرار گرفته بود اما نفوذ ضداخلاقی در زندگی او را رد کرد و گفت: این ادعا با واقعیت منطبق نیست و من چنین باوری ندارم. ممکن است در حکومت‌های غیراعتقادی، جریان حاکم برای ضربه زدن به جریان رقیب، دست به نفوذ این چنینی بزند تا آینده آن جریان را تیره کند، اما من این را در نظام جمهوری اسلامی باور ندارم. ممکن است یکی دو تخلف صورت گرفته باشد اما این را نمی‌توان به کل نظام تعمیم داد.

البته او درباره عنصری به نام پرستو در زندگی نجفی گفت: فرض کنید که این داستان هم واقعیت داشته باشد. پرستو روی کدام شاخه‌ درخت می‌نشیند؟ بالاخره اگر پایه درختی از خود صیانت کند، پرستویی روی شانه‌اش نمی‌نشیند. در این واقعه از نجفی انتظاری بیش از این می‌رفت.

عباس عبدی هم پرستو بودن همسر نجفی را رد می کند و معتقد است متاسفانه سناریوی پرستو رفتاری غیراخلاقی و ناجوانمردانه‌ای است که حتی توهین به شعور و فهم آقای نجفی هم هست. مرتضی حاجی هم معتقد است بر فرض اینکه این سناریو درست باشد سازمان یافته و از سوی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نیست او می گوید:" این کار به عنوان یک تکلیف سازمانی انجام نمی‌شود بلکه ممکن است مثل داستان قتل‌های زنجیره‌ای دهه ۷۰ باشد."

اصلاح طلبان مردود شدند

اما نوع مواجهه اصلاح طلبان با پرونده نجفی چه آنجا که بحث حواشی مربوط به زندگی او مطرح بود و گفته می شد ضمن اطلاع از این حواشی او را به کرسی شهرداری نشاندند و چه آنجا که بحث پرستو بودن همسرش را مطرح کردند مورد نقد برخی چهره های این جریان قرار گرفت. آنچنان که عباس عبدی در نگاهی کلان به نقد عملکرد اصلاح طلبان در برخورد با پرونده محمد علی نجفی پرداخت و در یادداشتی تاکید کرد: اصلاح‌طلبان در این ماجرا برخلاف اصول و شعارهای اعلام شده خود عمل کردند. چه در انتخاب آقای نجفی به عنوان شهردار و چه در شش ماه بعد از آن و حتی در هنگام استعفایش بداخلاقی کردند و عامل استعفا را چیز دیگری معرفی کردند و خواستند که آبروداری کنند. آبروی چه کسی را خدا می‌داند!؟ و از همه اینها بدتر در جریان قتل نیز مانع از سقوط به دامن سناریوی پرستو! نشدند.

او در بخش دیگری از یادداشت خود با بیان اینکه اصلاح‌طلبان شعارهایی را که برای حکومت‌داری می‌دهند ابتدا باید در میان خودشان اجرایی کنند، تصریح کرد: برای نمونه به‌جای این مجادلات بی‌سرانجام بهتر است یک کمیته حقیقت‌یاب و معتبر که بی‌طرف هم باشد تشکیل دهند و طی مدت کوتاهی گزارشی از روند این ماجرا تهیه کند و توضیح دهد که مشکل آنان کجا بوده است نه اینکه به توهم پرستو یا حریم خصوصی و یا مساله شخصی بودن پناه ببرند. در مجموع و به نظر بنده اصلاح‌طلبان در این ماجرا نمره مردودی گرفتند. 

این مطلب برایم مفید است