در این مطلب آمده است:

اولین استعفای جنجالی در جمهوری اسلامی ۱۴ آبان ۵۸ رقم خورد. بازرگان: «پیرو توضیحات مکرر و نظر به اینکه دخالت‌ها، مزاحمت‌ها، مخالفت‌ها و اختلاف نظرها، انجام وظایف محوله و ادامه مسئولیت را برای همکاران و اینجانب مدتی است غیرممکن ساخته، بدین وسیله استعفای خود را تقدیم می‌دارد»

دومین استعفا در سال ۶۷ و توسط میرحسین موسوی رقم خورد که امام در جواب موسوی نوشت: «نامه‌ی استعفای شما باعث تعجب شد. ... در زمانی که مردم حزب‌الله برای یاری اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه می‌برند چه وقت گله و استعفا است.»

سومین استعفا در ۷ فروردین ۶۸، توسط آیت‌الله منتظری رقم خورد. امام در پاسخ نوشت: «همان طور که نوشته اید رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما می خواهد. و به همین جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم.»

خاتمی در خرداد ۷۱ از ارشاد استعفا داد و نوشت: متأسفانه در صحنه امور فرهنگی چندی است که به شیوه‌ای دیگر عمل شده است و چه‌بسا که با شکسته شدن همه مرزهای قانونی، شرعی، اخلاقی و عرفی کار از نقد و ارزیابی (ولو غیرمنصفانه) گذشته وهر وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خاصی مباح شمرده شده است.

روحانی در کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای می‌نویسد: تعدادی از نمایندگان مجلس، طرح سه فوریت برای الزام دولت به پذیرش پروتکل الحاقی را امضاء کرده و در پی آن بودند تا آن را تقدیم مجلس کنند. به رئیس‌جمهور گفتم اگر طرح سه فوریت در مجلس مطرح شود، من استعفا می‌دهم!