محمد پروین را یادتان هست؟ وارث پیراهن شماره ۷ پدری که قرار بود پاطلایی دهه ۸۰ سرخ ها شود؟ او که وقتی کودک بود همیشه روی نیمکت می نشست ، کنار پدرش و وقتی یک بار منصور پورحیدری خدابیامرز گلایه کرده بود نیمکت بازی که جای بچه ها نیست! علی پروین پاسخ داده بود:«این ممد هنو بچست. بزرگ که شد خودم می فرستمش بره رو سکوها!» او که یک دهه بعد از روزهای طلایی پدر در دهه۷۰ روی نیمکت قرمزها خودش شد بازیکن این تیم. شماره ۷ پوشید و هافبک وسط بازی کرد تا شاید پروین پاطلایی دهه ۸۰ قرمزها باشد اما سلطان کجا و محمد کجا!

 

نه او خیلی تاب نیاورد.زیر سایه اسم پدر بازی کردن، آن هم در روزهایی که پروین بودن دیگر فضیلت نبود این قدر فشار روی محمد آورد که ول کند برود پی کاسبی. طوری که کلا بیخیال فوتبال شود. رفت سراغ زندگی.یک تجربه ناکام و بعد تجارتی که باز برایش جنجال ساز شد. محمد بعد از مدت ها در یک محفل ورزشی حاضر شده بود. حاضر در مراسم عزاداری باشگاه سایپا که میزبانش رضا درویش مدیر این تیم و یار دیرین پروین پدر بود. او در غیاب علی پروین و احتمالا به نمایندگی از او آمده بود. آمده بود تا بعد از مدت ها کلی چهره فوتبالی ببیند. جایی که بخش عمده ای از عمرش را در آن سپری کرده. محمد با سیمایی متفاوت که کمتر به فوتبالیست ها شباهت داشت ، گوشه ای ایستاده بود با محاسن  بلند و کت و شلوار مشکی!

 

با لبی خندان و رویی خوش. راستی محمد درباره فوتبال حرف می زنی؟ و پاسخ مشخص است:«نه!»حق هم دارد. همان طور که علی پروین گفته او حالا رفته در صنف شاطرها! باید درباره نان حرف بزند! او خنده اش می گیرد!حرف پدرش است دیگر! می گوید:«هنوز کارم همان تولید نان صنعتی است.»تجارتی که برایش حسابی علی پروین  تاوان داده  است. وام ۲۵ میلیاردی که تسویه نشده و هر روز سودش بیشتر می شود و کم نمانده بود ویلای لواسان را به باد دهد. محمد که از فوتبال نمی گوید قطعا درباره وام این چیزها هم حرف نمی زند:«نه!»