«خبر کوتاه ولی تأسف‌بار بود. یک خودروی ٢٠٦ با ۷ کارگر فضای سبز که در کنار بزرگراه اتوبان صدر منتظر سرویس خود بودند، برخورد کرد که تاکنون ٥ نفر از آنان جان باخته‌اند. به گفته پلیس تهران در تستی که از راننده و سرنشینان این خودرو گرفته شده، معلوم شد ٣ نفر از آنها مشروبات الکلی مصرف کرده بودند. این حادثه ساعت ٤٠: ٦ صبح شنبه رخ داده است.

به نظر می‌رسد جامعه ایران از برخی جهات ازجمله اقدام برای اصلاح مقررات و جرایم ناشی از رانندگی، قدرت شنوایی خود را از دست داده است. در جوامع غربی مصرف مشروبات الکلی منع قانونی ندارد ولی به لحاظ رعایت حقوق مردم و نظم اجتماعی در برخی از زمینه‌ها چنان مقررات سفت و سختی درباره افراد مست دارند که نمونه کوچک آن هم در ایران دیده نمی‌شود. یکی از این موارد رانندگی با حالت مستی است. هنگامی که الکل خون از اندازه‌ای بیشتر شود، به همان نسبت فرد را با مجازات روبه‌رو می‌کنند، حتی اگر تصادفی نیز رخ نداده باشد. نه‌ تنها مجازات رسمی شامل حال چنین فردی می‌شود، بلکه در مسأله افزایش حق بیمه او را نقره‌داغ می‌کنند تا هیچ‌گاه خیال رانندگی در حالت مستی به ذهنش خطور نکند. در جامعه ما قضیه تا حدی متفاوت است. مصرف الکل ممنوع و جرم است ولی هنگامی که به رانندگی در حالت مستی می‌رسیم، تفاوت‌ها چندان نیست. در واقع اگر فرد مست رانندگی کند، مرتکب جرم جدیدی جز مستی نشده است و با یک فرد مست مجازات به نسبت مشابهی دارد و رانندگی در حالت مستی بیشتر نوعی تخلف محسوب می‌شود.

این تفاوت در دو جامعه ناشی از تفاوت در نگرش‌های گوناگون نسبت به فلسفه جرم و مجازات است. از نظر جوامع دیگر، مسأله مهم در فلسفه و تنظیم قانون، ضرورت حفظ و رعایت نظم اجتماعی است. حال اگر کسی در خانه و خلوت خود مشروب بخورد، کاری به او ندارند، زیرا او با این کارش نظم جامعه را به هم نزده است ولی کسی که در حالت مستی رانندگی می‌کند، نظم رفت‌وآمد را به هم می‌زند و برای دیگران خطر جانی ایجاد می‌کند، به همین دلیل بشدت مجازات می‌شود و جرم به نسبت سنگینی محسوب می‌شود. نه‌تنها با مجازات سنگین مواجه می‌شود و در صورت تصادف زندانی می‌شود، بلکه هزینه‌های جانبی دیگر مثل افزایش شدید حق بیمه موجب خسارت مالی فراوانی به او می‌شود.

از همه مهم‌تر این که نظارت و برخورد با رانندگان متخلف که در حالت مستی رانندگی می‌کنند، بسیار دقیق و سخت‌گیرانه است و با کوچکترین شواهدی مبنی بر وجود این وضع، با آنها برخورد می‌کنند ولی در جامعه ما نظارت دقیقی بر رفتار این رانندگان نیست. متاسفانه طی سال‌های گذشته اخبار فراوانی از تصادفات با گاردریل و درخت گرفته تا زیر گرفتن کارگران شهرداری در نیمه‌های شب یا نزدیکی‌های صبح منتشر شده است ولی هنوز آمادگی لازم را برای تجدیدنظر در مقررات مربوط به رانندگی در حالت مستی و اعلام آن به‌ عنوان یک جرم و رفتار خطرناک نداریم. حفظ نظم اجتماعی باید فلسفه اولیه در تصویب و اجرای قانون باشد. تصادف منجر به مرگ در حالت مستی را در حد قتل عمد یا حداقل ٥ تا ١٠‌سال زندان و گرفتن همه خسارات و لغو همیشگی گواهینامه باید اعلام کرد. تصور کنید خدای نکرده خودمان یا عزیزانمان کنار خیابان ایستاده‌ایم که قربانی رفتار یک راننده مست شده‌ایم، آیا کار او را کمتر از قتل عمد تلقی می‌کنیم؟»