لاتاری از جمله فیلم‌های مهم جشنواره امسال است. اما دلیل این اهمیت فقط کیفیت ساختاری و تکنیک و هوشمندی کارگردان این اثر- محمدحسین مهدویان- نیست. کارگردانی که از قضا کار حرفه‌ای خود را با یک فیلم و مجموعه تلویزیونی با نام آخرین روزهای زمستان آغاز کرد. لاتاری از آن نظر فیلم مهمی است که حاضر شده است علمدار جریانی باشد که در آن مفاهیم اخلاقی ، دینی و انسانی،حتی بیش از تکنیک و فرم اهمیت دارد. جریانی که می‌خواهد با تجهیز به علم از فرم گرایی محض روگردان شود و اهمیت روایت مفهومی را گوشزد کند.

اساسا سینمای ایران تا اواخر دهه ۷۰ سینمایی مبتنی بر ترویج مفاهیم اخلاقی بود. سینمایی قصه‌گو و دغدغه مند که تلاش داشت در کنار قصه، مروج فضایل اخلاقی مهمی مانند ایثار،مهربانی،راستگویی، غیرت و ...باشد. فیلم‌های مهمی هم در این مسیر ساخته و اکران شدند. فیلم‌هایی از جمله «نیاز» (۷۱) علیرضا داوودنژاد ، ، «ازکرخه تا راین» (۷۲) ابراهیم حاتمی کیا ، ابر و آفتاب (۱۳۷۵) محمود کلاری، بچه های آسمان (۱۳۷۵) مجید مجیدی، لیلا (۱۳۷۵) داریوش مهرجویی، آژانس شیشه ای (۱۳۷۶) ابراهیم حاتمی کیا و...

این تلاش اگرچه با ارزش بود اما تک صداهایی بودند که درکنار تعداد زیادی اثر با ضعف تکنیک و روایت و درکنار تغییرات اجتماعی موجب می‌شد رفته رفته مخاطب، این شیوه پند دادن بصری را پس‌بزند و نتواند آن را بپذیرد. در کنار این عدم توانایی برای پیشرفت و بقا، مفاهیم دیگری در یک مقطع کوتاه ، درسینمای ایران نفوذ کرد.مفاهیمی ازجمله بی هویتی، تنهایی انسان معاصر و...این دوره در سینما اگرچه نتوانست میان عموم مردم جاباز کند، اما راه را برای گروه دیگری از فیلم‌ها باز کرد. گروه دیگری از فیلم‌ها که ازقضا از ابزار بصری نه در جهت ایجاب که برای مقاصد سلبی استفاده می‌کردند و تلاش داشتند غیرمستقیم و زیرپوستی بعضی مفاهیم مهم دینی و اخلاقی را هدف قرار دهند. این قبیل فیلم ها که عموما به تبعیت از آثار اروپایی فاقد قصه بودند یا قصه کمرنگی داشتند و بشدت از قهرمان گریزان بودند از ضعف موجود میان فیلم‌های استراتژیک سینما بهره بردند و آرام آرام با وجود تمام مخالفت‌ها جایشان را میان مردم باز کردند. از آن پس مواردی مانند آزاد بودن در عشق، پرهیز از قاعده گذاشتن برای عشق و دوست داشتن، قبح زدایی از خیانت و نیز سست کردن پایه های مفهوم غیرت در سینما مورد استفاده طیفی از فیلمسازان قرار گرفت.

در اغلب این فیلمها چنین تلقی می‌شد که دیگر دوره غیرت گذشته است و در دنیای مدرن و امروزی غیرت کارکردش را از دست داده و صرفا یک مفهوم متحجرانه است و بس.

شاید حمایت هدفمند جشنواره‌های خارجی از این نگاه هم در نفوذ آن میان مردم و ماندنشان تا همین امروز هم بی تاثیر نبود. در این میان محمد حسین مهدویان که آثار جسورانه او توانسته بود برگی از رشادتهای شهید متوسلیان و شهید باقری و نیزماجرای نیمروز و جنایت‌های منافقین را به تصویر بکشد اینبار علم غیرت برداشت و تلاش کرد تا با یک فیلم قصه گوی قهرمان پردازانه مقابل این نگاه قرار گیرد. لاتاری در سالهای پایانی دهه ۹۰ دوباره چراغ حمایت از مفهوم غیرت و غیرتمندی را روشن کرده و آشکارا مقابل جریانی قرار گرفته است که غیرت را مفهومی قدیمی و مرده می‌دانند. جریانی که بی شک به هر بهانه سینمایی و غیرسینمایی مقابل این فیلم قرار خواهد گرفت و با چنگ انداختن به ریسمان امنیت ملی و نشان دادن چهره خشن از کشور و نسبت دادن قهرمانها به دوره قیصر و ...تلاش خواهند کرد تا سکه این پایمردی را از اعتبار بیندازند. هرچند جامعه ایران همواره به مفاهیم انسانی ازجمله «غیرت منطقی و دینی» گرایش داشته و حتی نسبت به آن متعصب بوده است.

یادداشت جام جم/ کیوان امجدیان

روزنامه‌نگار و منتقد فیلم