چگونه مازندرانی ها شیعه شدند؟
به گزارش ایسنا، فردوسی ارجمند در آن کتاب وزین شاهنامه اش از مازندران می گوید و از تاریخ آن، از زیبایی اش و از سترگ مردانش و دماوند بلندش.
که مازندران شهر ما یاد باد/همیشه بر و بومش آباد باد/که در بوستانش همیشه گلست/به کوه اندرون لاله و سنبلست/هوا خوشگوار و زمین پرنگار/ نه گرم و نه سرد و همیشه بهار/نوازنده بلبل به باغ اندرون/گرازنده آهو به راغ اندرون/دی و بهمن و آذر و فرودین/ همیشه پر از لاله بینی زمین/ همه ساله خندان لب جویبار/به هر جای باز شکاری به کار
مازندران منطقه ای زیبا با تاریخی بزرگ و قابل احترام است، روز مازندران ۱۴ آبان آغاز حکومت شیعی و به عبارتی نخستین حکومت شیعی ایران در این استان دستمایه توجه به تاریخ سرزمین پهناوری است که کمتر کسی به زیباییاش، بزرگی و استواریاش و نعمتهای خداوندی آن واقف نباشد.
مازندران هیچ که نداشته باشد، سرزمینی است پر از افسانه ها، داستان ها، اشعار و لالایی های مادرانش در پای کوه های سربه فلک کشیده البرز و در دامنه دماوند. مازندران هیچ که نباشد زادگاه آرش کمانگیرها و مردان بزرگی است که جان شان را برای این مهم از دست داده اند.
رضا شجری دکترای تاریخ و عضو هیات علمی دانشگاه مازندران به خبرنگار ایسنا میگوید: تکوین روحیه استقلال خواهی اهالی طبرستان و موضع گیری های آنان نسبت به حکومت های غیربومی و تشکیل اولین حکومت شیعی مذهب در این خطه بهانه نامگذاری روز مازندران است.
وی می افزاید: در بحث وجه تسمیه طبرستان اقوال مختلفی وجود دارد که دو قول مشهورتر است، تبرستان معرب تپورستان به قوم تپور باز می گردد به نظر می رسد این روایات نسبت به سایر روایات از قوت بیشتری برخوردار باشد زیرا سایر نواحی نام های خود را از قوم خود گرفته اند و سایر نقاط جهان نیز قوم ها نام خود را بر سرزمین اشان نهاده اند.
شجری تاکید می کند: البته تبرستان با "ت" نوشته می شود و "ط" صورت عربی است، در آن دوران به دلیل اینکه اکثر تعالیف به صورت عربی بوده با "ط" نوشته شده است که این امر در تهران-طهران هم دیده می شود.
وی می افزاید: حدود تبرستان بر می گردد به سرزمین تمیشه تا رودسر کنونی، از قرن هفتم به بعد و از حمله مغول به ایران به بعد اینجا را مازندران می گویند تا تبرستان اما هر دو اسم به صورت مترادف استفاده می شود، به قسمت های بلند و کوهستانی ناحیه تبرستان و به قسمت های پست و هموار و دست پایین مازندران گفته میشود. هنوز هم در سوادکوه، وقتی اهالی می خواهند به قائم شهر بروند می گویند "مازرون دشومبی"(به مازندران می رویم).
این دکترای تاریخ با اشاره به اینکه از مناطق کوهستانی مهم مازندران، رویان، کلار، لاریجان و فریم و از مناطق دشت این دیار شامل ساری، آمل و مامطیر است، میگوید: ویژگی منحصر به فرد تبرستان نسبت به سایر مناطق ایران شاخصه استقلال طلبی آن است، این مناطق نسبت به سایر مناطق ایزوله تر است به همین دلیل در مقایسه با سایر مناطق کمتر تاثیر پذیرفته است.
وی میافزاید: با وجود جنگل های انبوه، کوه های سربه فلک کشیده، باران سیل آسا، رطوبت زیاد، باتلاق هایی با بخارهای بدبو، بیشه زارها و رودهای متعدد و مسیرهای صعب العبور از نظر اقتصادی باید گفت این منطقه برای کشاورزی مستعد است، مازندران تمامی عواملی که موجب رونق کشاورزی می شود را در خود جای داده و آب فراوان، زمین حاصلخیز و رطوبت کافی زمینه کشاورزی خوبی در این منطقه ایجاد کرده است.
شجری با اشاره به اینکه در تمکین نکردن مازندران از حکومت های خارج از منطقه باید گفت مازندرانی ها حکومت های محلی برای خود داشتند تا زیر سیطره حکومت ملی نباشند و تصریح می کند: ورود اسلام به این منطقه در مقایسه با سایر مناطق بسیار دیرتر صورت می گیرد. سال های متمادی طول می کشید تا مازندران فتح شود و اسلام با تاخیر در این منطقه رخنه کرده است. تمام ویژگی ها موجب شد که علویان که در تعقیب امویان بودند به این ناحیه مهاجرت و در سال ۲۵۰ هجری قمری تاسیس اولین حکومت شیعی را رقم بزنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران با تاکید بر اینکه یک اصل سیاسی و تاریخی وجود دارد که می گوید افرادی که دشمن مشترک دارند به هم جذب می شوند و دستگاه خلافت، دشمن مشترک علویان و مردم مازندران بودند، می افزاید: علویان وارد این منطقه شدند و با حسن خلقی که داشتند و تعالیمی که ارائه می دهند زمینه های تکوین حکومت شیعی را فراهم می کنند، به این ترتیب اهالی تبرستان دیرتر و کندتر اسلام را پذیرفتند اما به جهت سادات عربی و تحت تاثیر تعالیم اسلام به مذهب شیعی گرایش پیدا کردند اما قاعدتا مازندرانی ها شیعه زیدی بودند و بعدها شیعه ۱۲ امامی شدند.
وی ادامه می دهد: حسن ابن زید با توجه به تعدد شیعه علوی در مازندران موفق می شود اولین حکومت شیعی ایران را در این منطقه پایه گذاری کند، این حکومت بیش از نیم قرن دوام آورد اما بعدها تحت تاثیر اختلافات داخلی و مشکلاتی خارج از مرزها و حملاتی که می شود از بین می روند به این حال نیز پایه های حکومتی را می گذارند تا حکومت های بعدی نیز خاستگاه شان مازندران باشد.
سیروس مهدوی، مازندران شناس و پژوهشگر تاریخ مازندران و نیز یکی از چهار فردی که در زمینه نامگذاری 14 آبان دخیل بود نیز به ایسنا می گوید: پیش از آن که حسن زید حکومت علویان را بنیاد کند مازندران فاقد حکومت متمرکز بود و حکومت های دیگر دست نشانده در مازندران داشتند که مازیار و قارن از آن جمله بودند، این حاکمان به نام حکومت های بزرگ سکه ضرب می کردند و حکم می دادند.
وی ادامه می دهد: این افراد از خودشان در سطح استان نامی داشتند نه در سطح کشور، اگر مازیار اسپهبد خراسان خوانده می شد از آن جهت بود که مامون به او لقب داده بود.
مهدوی تصریح می کند: آنچه از مازیار در تاریخ وجود دارد بافته های تاریخ است، آنچه درباره مازیار وجود دارد ای کاش های تاریخی است، با تشکیل حکومت های شیعی به دست حسن ابن زید در ۲۲۵ هجری قمری مازیار کشته و بساط سخراییان برچیده می شود. مردم مازندران انواع و اقسام حکومت ها را تجربه کرده بود و به همین دلیل به دنبالی حکومتی دیگر بودند. آن زمان زمینی در پای دشت سعید آباد کجور وجود داشت که بین مردم دو منطقه پایین و بالا مشترک بود. می گفتند زمین بلاصاحب است اما مالک داشت و همه از این مرتع بهره می بردند و این موجب شد که آن زمین را طاهریان در اختیار بگیرد، مردم از جور به ستوه آمدند و به نزد محمد ابراهیم رفتند که علوی بود. مردم، او و علویان را دادگر و عدالت محور می دانستند و به همین دلیل به او گفتند بیایید بر ما حکومت کنید و او حسن ابن زید را به مازندرانی ها معرفی کرد که در شهر ری زندگی می کرد.
این پژوهشگر تاریخ مازندران می افزاید: مردم مازندران همواره زیر دست بودند اما با حکومت علویان دچار استقلال شدند، با طاهریان جنگیدند در حالی که تا آن روز از طاهریان فرمان می بردند. با آمدن حسن ابن زید به جنگ با آنها رفتند. در پی آن بین سال های ۲۵۰ تا ۳۰۰ هجری قمری با صفاریان جنگیدند. بر برخی حکومت ها گاه پیروز شدند و گاه شکست خوردند اما استقلال خود را داشتند.
وی می افزاید: یک بار در دوره مرعشیان و یک بار در دوره زیدیان بود که مازندران مستقل شد. اینکه می گوییم دوره ویژهای برای استقلال مازندران در دوره زیدیان رقم خورد برای این است که بعد از فروپاشی ساسانیان، کل ایران از امویان و عباسیان تابعیت می کرد و بعدها مستقل شدند. علویان مانند امام حسین معتقد بودند جایگاه خلافت نباید در اختیار این افراد باشد و از این رو مازندرانی ها برای استقلال طلبی در دامن علویان رشد یافتند و این بزرگترین چیزی است که برای مازندران می تواند مهم باشد، روز و سال اش مهم نیست، پیروزی ها و شکست هم مهم نیست، مهم این است که مازندرانی ها دیگر به حکومت عباسیان باج نداد
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.
ارسال نظر