به گزارش ورزش سه او در روز ۶ بهمن ۱۳۲۴ متولد شده است. مدافع راست تاریخ سازی که در حوالی میدان خراسان و در خانواده ای هفت نفره به دنیا آمد. دو فرزند ثمره زندگی مشترک او با کسی بود که در سال های اخیر نام او را حوالی فدراسیون فوتبال بسیار شنیدیم: فریده شجاعی، نایب رئیس سابق فدراسیون فوتبال، سال هاست زندگی با یک ورزشکار و سرمربی مطرح را تجربه می کند. یک خانواده باشخصیت و البته تمام فوتبالی که به فوتبال ملی و باشگاه استقلال خدمت بسیار کرده اند. پور حیدری از نام های ماندگار این فوتبال قدیمی است.


شاگرد آقای نوریان


اولین پا به توپ شدن ها در تیم دبیرستان و مسابقات آموزشگاه ها بود. پس از آن بود که وی به سمت دنیای حرفه ای فوتبال کشیده شد؛ اما مهمترین اتفاق زندگی پورحیدری وقتی شکل گرفت که تنها ۱۷ سال داشت. در سال ۱۳۴۱ توسط غلامحسین نوریان وارد فوتبال حرفه ای شد و برای تیم دخانیات از زیرمجموعه های دارایی بازی کرد. غلامحسین نوریان از بزرگان تاریخ ملی فوتبال ماست که از بزرگان دارایی چی بوده و امروز هم او ۸۰ ساله شده است. شاید کمتر کسی می داند که پورحیدری دست پرورده استعداد شناسی نوریان بزرگ است. اما بعد از تیم دخانیات او وارد تیم اصلی دارایی شد. غلامحسین نوریان ۸۰ ساله، در میان سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۵ بازیکن ثابت تیم ملی فوتبال کشورمان بوده و مسابقات مقدماتی المپیک ۱۹۶۴ توکیو و مرحله نهایی این رقابت ها، مهم ترین دوران تاریخ فوتبالش را رقم زد.


پورحیدری در جمع ستارگان دارایی...


دارایی در سالهای اولیه دهه ۴۰ تیمی بزرگ بود. تیمی که ستارگانی چون غلامحسین نوریان، جلال طالبی، جمشید محمدی، ناصر سلطانی، عزیز اصلی، داوود حیدری، اکبر افتخاری، رضا حیدری، کنستانت داوید خانیان، مصطفی عرب، ناصر نوآموز و پورحیدری را داشت. چنین تیم بزرگی جزو ۳ مدعی اصلی قهرمانی تهران بود. دارایی تهران به روایتی در برخی از موارد بیشتر از ۲ تیم فوتبال شاهین و دارایی، تماشاگر داشت. بعد از انحلال دارایی در سال۱۳۴۷، چند بازیکن مهم این تیم مثل جلال طالبی، پورحیدری، اکبر افتخاری و قلیچ خانی به تیم فوتبال تاج آمده و هواداران خود را به جمع تاجی ها بردند اما محبوب ترین بازیکن دارایی یعنی عزیز اصلی هم به پرسپولیس رفت و تماشاگر اختصاصی خود را به این تیم برد.


آبی پوش تازه در برد هشت تایی


در سال ۴۶ دارایی منحل شد و او بعد از توقفی شش ماهه در تیم راه آهن بنا به درخواست دوست نزدیکش، جلال طالبی به استقلال آمد و پیراهن این تیم را به تن کرد. نقطه عطف زندگی ورزشی او، زمانی بود که او برای اولین بار پیراهن آبی ها را به تن کرد و آخرین بار آن را ۹ سال بعد و در سال ۱۳۵۴ از تن بیرون آورد. اولین بازی او در روز ۱۳ تیر ۱۳۴۷ و در بازی تاج برابر تیم همایون شکل گرفت. همان دیداری که تاج با نتیجه ۸-۰ همایون را برد و برخی از هواداران قدیمی تاج و استقلال را بر این باور داشت که چون نام همایون بهزادی، ستاره شاهین پرسپولیسی ها روی نام تیم همایون است، این بازی برد آبی ها برابر سرخهای تازه متولد شده را ثبت کرده است.


روزگار پیراهن سه رنگ!


سرمربی سابق و سرپرست فعلی استقلالی ها زمانی که برای این تیم بازی می کرد، توانست مقام های ریز و درشتی را به دست بیاورد. 3 بار قهرمانی باشگاه‌های تهران، قهرمانی باشگاه‌های ایران، قهرمان جام دوستی و اتحاد، قهرمان جام تخت جمشید، سه دوره قهرمان جام میلز هندوستان و در نهایت کسب مقام قهرمانی و سومی جام باشگاه‌های آسیا تعدادی از مهمترین افتخارات وی در دورانی بود که پیراهن آبی را به تن می کرد. او در سال 48 ملی پوش شد و در زمان حضور او ابراهیم آشتیانی هم در دفاع راست تیم ملی بود. او در بازیهای آسیایی 1970 بانکوک برای تیم ملی حضوری ثابت داشت. شاید اگر ابراهیم آشتیانی، یکی از 2-3 مرد بزرگ تاریخ تیم ملی در دفاع راست نبود، پورحیدری بین سالهای 48 تا 63 همه بازیهای ملی را انجام می داد؛ اما اینگونه نشد و پورحیدری تنها در چند بازی مثل بازیهای آسیایی 1970 بانکوک مدافع راست فیکس تیم ملی فوتبال کشورمان بود.


زندگی 40 ساله


سال 1354 و پس از 9 سال بازی برای آبی پوشان، پورحیدری ترجیح داد در حالی که تنها 30 سال سن داشت از دنیای بازیکنی خداحافظی کند. این وداع او مصادف شد با سلامی دیگر، سلام به زندگی زناشویی و دقیقا همان سال بود که پیراهن آبی باز هم برای او سرنوشت ساز شد و این بار بازیکن تیم بسکتبال بانوان تاج بود که با او یک زندگی شیرین با عمر 40 ساله را آغاز کرد. عروس خانم، فریده شجاعی نام داشت. 2 زوج استقلالی در این مجموعه ماندند و خدمت کردند. پور حیدری به مربیگری علاقه داشت و در همان سال، دستیار رایکوف شد و از او چیز های بسیار یاد گرفت و در مقاطعی هم بین رفتن رایکوف و آمدن جگیچ، دستیار مصطفی شرکا و علی دانایی فرد فقید بود.



دستیار بزرگان


او پس از خداحافظی با دنیای بازیگری، تصمیم به نشستن روی نیمکت گرفت و برای این کار نیز وی انتخاب اول مربی معروفی بود که آن سال ها در فوتبال ایران کار می کرد. رایکوف تصمیم گرفت منصور جوان و سخت کوش را به عنوان مربی دستیار در کنار خود داشته باشد و همین اتفاق نیز به وقوع پیوست، بعد از جدایی رایکوف از استقلال و رفتن او به تیم فوتبال سپاهان، او دستیار مردانی چون علی دانایی فر و مصطفی شرکا بود و سپس در سال 1356 دستیار مردی بزرگ به اسم ولادیمیر جگیچ شد و با او تا آستانه انقلاب اسلامی کار می کرد. بعد از انقلاب و گذشت مقطعی از زمان او به دعوت ولادیمیر جگیچ که حالا به دوبی رفته و سرمربی تیم الاهلی شده بود، به این تیم رفت و دستیار شد. بعد از حشمت مهاجرانی، پور حیدری دومین مربی رسمی در فوتبال ایران بود که قرارداد حرفه ای با یک تیم فوتبال خارجی بست.


استارت اول بودن


پس از انقلاب و فسخ قرارداد جگیچ با آبی ها، چنان که گفتیم این مربی از استقلال جدا شد و به کشورهای حاشیه خلیج فارس رفت و پورحیدری نیز در سال 59 باز هم به این مربی پیوست و این بار در باشگاه الاهلی امارات باز هم دستیار جکیچ شد و مدت یک سال و نیم دیگر را در کنار این مربی به تجربه اندوزی گذراند. البته حضور او در کنار جکیچ مقطعی بود. او در سالهای 58 و59 در 2 مقطع کوتاه با استقلالی ها بود. از اتفاقات مهم سال 59 این بود که او در بهمن سال 1359 به استقلال آمد و ناصر حجازی را بعد از 5 سال دوری به تیم فوتبال استقلال برگرداند. ناصر حجازی در این دوران در خدمت و اختیار تیم فوتبال شهباز بود که بعد از انقلاب نامش به همان نام کهن یعنی شاهین برگشته بود.


محبت متقابل بین منصور و ناصر

در سال ۱۳۵۹ که منصور، سرمربی استقلال شده بود. تیم آبی ها از اصالت خود فاصله گرفته بود و نفراتی چون خاکسار تهرانی، اکبر میثاقیان، ابی کلاهیان، نوروزی،محمد حسین ضیایی و... به این تیم آمده بودند اما آمدن منصور پور حیدری با برگرداندن ستاره های جوان اما قدیمی در استقلال توام شد. با آمدن پورحیدری بار دیگر رضا رجبی، حاجیلو، مراغه چیان، شاهرخ و شاهین بیانی، نعلچگر ، پرویز مظلومی و... دور هم جمع شدند. او آخرین کار قشنگ خود را با برگرداندن ناصر حجازی به تیم قدیمی خودش، استقلال انجام داد و حجازی با آبی ها آشتی کرد تا بار دیگر ستاره استقلال شود. بین سالهای ۵۴ تا ۵۹ بین ناصر و استقلالی ها فاصله افتاده بود و آبی ها دیگر ناصر را دوست نداشتند اما پور حیدری جریان را عوض کرد.


اما در سال 60 پور حیدری از استقلال جدا شد و به تیم الاهلی دوبی رفت. استقلالی ها مدتی کوتاه عباس رضوی، حسن عضدی و اصغر شرفی را داشتند اما از هفته چهارم مسابقات فوتبال باشگاه های تهران سال 61 ناصر حجازی سرمربی تیم فوتبال استقلال شد.


در ابتدای سال ۶۲ منصور پور حیدری با اتمام قرار دادش با اماراتی ها به ایران آمد و ناصر حجازی که می توانست مثل علی پروین در پرسپولیس سرمربی آبی ها بماند خودش به منصور پور حیدری پیشنهاد کرد به استقلال بیاید وسرمربی شود والبته پور حیدری که بسیار عاشق استقلال بود به این تیم برگشت . در سال ۶۲ ،پور حیدری مختاری فر از دارایی وفرزام نیا از تیم نیروی زمینی گرفت،بیژن طاهری از راه آهن ووحید امیری هم از وحدت آمدند .این ۴ نفر در کنار حجازی،رجبی،حاجیلو،شاهرخ وشاهین بیانی،حمید فردعلی نیا،احمد حیدرخان،رضا احدی،رضا نعلچگر،سعید مراغه چیان،پرویز مظلومی،حسن روشن،غلامرضا برهان زاده،عبدالعلی چنگیز و...یک تیم قدر ساختند وبا حضور این نفرات استقلال قهرمان سال ۶۲ تهران شد .


قهرمانی های طلایی


اوایل سال ۱۳۶۲ پورحیدری به ایران و خانه خود بازگشت و توانست این بار به عنوان مرد اول فنی این تیم روی نیمکت استقلال بنشیند و در همان سال نیز این تیم را به مقام قهرمانی برساند و این شد سرآغازی برای شروع بزرگی در سرمربیگری،در این سال استقلال نتایج بسیار خوبی کسب کرد وپرسپولیس،شاهین ،دارایی،اکباتان ،تهرانجوان و... را برد ودارایی را هم ۷-۰ شکست داد .در سال ۶۳ هم استقلال ۶ بازی صددرصد برد داشت که مسابقات تعطیل شد.پورحیدری در سال ۱۳۶۴ هم استقلال را بار دیگر قهرمان کرد ودر سال ۶۹ بهترین عنوان بعد از انقلاب اسلامی را برای تیمش آورد ،قهرمانی در لیگ قدس با کسب نتایجی بسیار عالی والبته یک سال بعد قهرمانی دوباره در تهران وقهرمانی در مسابقات فوتبال جام باشگاه های آسیا ،در واقع سالهای ۶۹ و۷۰ بهترین سالهای تیم فوتبال استقلال تهران بعد از انقلاب بود که با حضور پورحیدری شکل گرفت.


افتخارات منصور خان


از قهرمانی هایش گفتیم وبد نیست کارنامه او را در کل مسابقات در عرصه سالیان مختلف با هم مرور کنیم،سه دوره قهرمانی باشگاه های تهران، دو دوره قهرمانی جام آزادگان، دو دوره قهرمانی جام حذفی، نایب قهرمانی لیگ برتر افتخاراتی است که وی در لیگ های داخل کشور کسب کرده است، او در ۵ دوره و ۳۲ بازی نیز هدایت استقلالی ها را در آسیا داشته است که در تاریخ این باشگاه یک رکورد محسوب می شود و از جمله افتخاراتش خارج از کشور می توان به مقام های قهرمانی، نایب قهرمانی و سومی جام باشگاه های آسیا اشاره کرد.


قهرمانی دوبله


پورحیدری صاحب یک عنوان جاودانه نیز در فوتبال ایران است. وی تنها کسی است که هم در دوران بازیگری و هم در دوران مربیگری توانسته به عنوان قهرمانی جام باشگاه های آسیا دست پیدا کند، سال های ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ مهمترین عناوین ورزشی این مربی رقم خورده است. پور حیدری از این حیث هم جایگاهی شامخ در تاریخ استقلال دارد.


قهرمان آسیا با مربیگری تیم ملی


وی اولین باری که از جمع آبی ها جدا شد باز هم به امارات و باشگاه الاهلی رفت اما این بار به عنوان نفر اول نیمکت این تیم، پورحیدری به این جدایی یک بار دیگر نیز از جمع آبی ها دل کند و این بار در سال ۱۳۷۶ به فجر سپاسی شیراز پیوست. با حضور در این تیم بار دیگر توان بالای خود را در فوتبال نشان داد و از تابستان سال ۱۳۷۷ سرمربی تیم ملی شد. در این دوره تیم ملی را قهرمان بازیهای آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک کرد و در بازیهایی تاریخ ساز با تیم ملی برابر دانمارک و آمریکا در خاک حریفان به تساوی یک بر یک رسید اما چنان عاشق استقلال بود که در سال ۷۹ وقتی بار دیگر پیشنهاد هدایت استقلال را گرفت، تیم ملی را کنار گذاشت و استقلال را برگزید و در این دوره هم یک قهرمانی جام حذفی و یک قهرمانی لیگ را تقدیم استقلال کرد. تا لیگ اول حرفه ای را روی نیمکت این تیم نشست و در نهایت به مقام نایب قهرمانی لیگ برتر برسد، پس از آن برای مدت کوتاهی به صنعت نفت آبادان رفت و به نوعی می توان این را آخرین تجربه سرمربیگری وی دانست. پس از آبادان وی به اراک و تیم صنایع اراک رفت و از آنجا نیز به مدت دو سال سرپرست و مدیرفنی پاسی شد که به تازگی به همدان رفته بود. پورحیدری بعدها، در اواخر دهه هشتاد و دهه نود باز هم به استقلال بازگشت؛ اما این بار با عناوینی همچون عضو هیات مدیره، سرپرست و مدیرفنی.


بی توجه به اطراف با تمرکز به تیم


پورحیدری نیز به مانند تمام فوتبالی های حاضر در ایران در دوران حرفه ای حضور خود در این عرصه با حاشیه هایی دست و پنجه نرم کرد و هر از گاهی شایعات و حرف و حدیث هایی از اختلاف و او با شخص و یا اشخاصی به میان می آمد اما وی ایستاد و بدون توجه به تمام حرف و حدیث ها به پیراهن آبی فکر کرد و به کار خود پرداخت.


او حتی تا یک روز پیش عود کردن بیماری خود در تمرینات این تیم حضور داشت و مجدانه پیگیر تمرینات و بازی های تیم محبوبش بود و تمام وظایف سرپرستی یک تیم بزرگ را بی کم و کاست انجام می داد.