زنان چگونه مجتهد میشوند
روزنامه شرق نوشت؛
در تمام این سالها ابهامهایی درباره مسئله اجتهاد سبب شده است جامعه زنان تمایل چندانی به حضور در این عرصه نشان ندهد. اگر هم هرازگاهی گامی در این راستا برداشته شده به واسطه همین ابهامها به نتیجه نرسیده است. در این دوره از انتخابات مجلس خبرگان رهبری هشت زن از سوی شورای نگهبان برای شرکت در آزمون اجتهاد دعوت شدند که پنج نفر از آنان در این آزمون حاضر شدند. روند تحصیلات حوزوی در واحدهای خواهران حوزه علمیه و ظرفیت اجتهاد در آن، موضوع گفتوگوی ما با سمیه طهماسبی، مسئول شاخه زنان حزب اعتماد ملی و یکی از زنان داوطلب نمایندگی در مجلس خبرگان است.
شما از بانوانی هستید که علاوه بر ثبتنام برای نامزدی مجلس شورای اسلامی، برای ورود به مجلس خبرگان رهبری نیز داوطلب شدهاید. این را هم میدانم که شما در هر دو زمینه دانشگاهی و حوزوی، تحصیلات عالی دارید. برای شروع لطفا درباره روند تحصیلات حوزی که برای مردم چندان شناختهشده نیست، بگویید.
در سال ٥٩ و بعد از اینکه دیپلم گرفتم، برای ادامه تحصیل و یافتن پاسخ سؤالهای اعتقادی و فلسفی و پیداکردن راه کمال و پیمودن آن که در مقطع جوانی بهویژه به ذهن هر جوانی هجوم میآورد و ذهن او را به خود مشغول میکند؛ با راهنمایی برخی استادان، دوستان و نیز با استفاده از آزادی انتخابی که در خانوادهام حاکم بود، بههمراه دو نفر از دوستانم با اشتیاق تمام راهی قم شدم. پس از شرکت در امتحان ورودی در حوزه علمیه قم پذیرفته شدم.
شرایط زندگی در حوزه علمیه چطور بود؟
بههرحال شرایط زندگی در حوزه علمیه شبانهروزی با مقررات و محدودیتهای خاص خود، محیط جمعی و دور از خانواده با درسهای دشوار و نیز آبوهوای قم برای همه راحت نبود و بردباری ویژهای را میطلبید. به اضافه اینکه بزرگان عبارت معروفی دارند که: هر چیزی یک آفتی دارد، اما علمآموزی بهجای یک آفت، چندین آفت دارد، به همین دلیل آن دو دوست عزیز بنده در همان سالهای ابتدایی به سبب مشکلاتی که برایشان پیش آمد، از ادامه تحصیل بازماندند و سرنوشت دیگری نصیبشان شد.
پس قبل از دانشگاه سراغ تحصیلات حوزوی رفتید؟
همان سال، انقلاب فرهنگی شده بود و دانشگاهها هم تعطیل بود، شاید این هم عاملی بود که زمینه این توفیق را فراهم کرد که ما بتوانیم راحتتر برای ورود به حوزه علمیه تصمیم بگیریم. البته همزمان در همان سال برای ادامه تحصیل در مرکز تربیت معلم و نیز اشتغال در آموزشوپرورش پذیرفته شدم، اما اولویت زندگیام، چیزی فراتر از این امور بود.
در قم ساکن بودید یا از شهر دیگری به آنجا نقل مکان کردید؟
تا آن زمان در شهر تویسرکان از توابع استان همدان ساکن بودم. بعد که قم پذیرفته شدم، به آنجا هجرت و تقریبا هشت سال در این شهر یکی از بهترین دورانهای زندگی خود را سپری کردم، چون به صورت تماموقت با دوستان و همدورهایها وقف تحصیل و پیگیر حس حقیقتجویی بودیم.
چرا به تحصیلات حوزوی بسنده نکردید؟
سال ٦٢ همزمان با بازگشایی دانشگاهها و با توجه به الگوهایی که در ذهن داشتم، احساس کردم بهدلیل محدودیتهایی که در نظام حوزوی احساس میکردم، به موازات تحصیل در حوزه، حرکت مکمل دیگری باید انجام داد چون خیلی زود پی بردم فضای حوزه برای آرامکردن این روح جستوجوگر لازم است، اما کافی نیست؛ بهشدت احساس میکردم برای فهم کامل از شرایط سیاسی- اجتماعی کشور باید تهران، پایتخت سیاسی ایران و دانشگاه تهران، مرکز ثقل تحرک و پویایی دانشجویی را تجربه کنم؛ به همین دلیل در اولین آزمون ورودی دانشگاهها پس از انقلاب فرهنگی شرکت کردم و در دانشگاه تهران و در رشته الهیات، پذیرفته شدم. بهاینترتیب همزمان علوم حوزوی و تحصیلات دانشگاهی را ادامه دادم. این روند تا سال ٧٤ که دکترای رشته فلسفه و حکمت اسلامی را در دانشگاه تربیت مدرس به پایان رساندم، ادامه داشت.
در این سالها و پس از آن بهصورت همزمان در دانشگاهها و حوزههای علمیه تدریس و پژوهش میکردم و دروس حوزوی را تا سطح خارج ادامه دادم. درعینحال همزمان با تأسیس مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران در شهر قم، مدیریت و ساماندهی دو حوزه علمیه در تهران را برای انتقال از نظام قدیم و سنتی به نظام جدید برعهده گرفتم.
فضای تحصیلات دانشگاهی را میشناسیم، اما تحصیلات حوزوی بهویژه در واحدهای خواهران برای مردم کمتر شناختهشده است. از آن هشت سالی که در قم سپری کردید، لطفا بیشتر تعریف کنید. مدارس، شبانهروزی بود یا در رفتوآمد بودید؟
چند سالی در یک مدرسه شبانهروزی تحصیل میکردیم و یک مدت دیگر را هم بههمراه چند نفر از دوستان فاضل که هنوز باهم در ارتباط هستیم، در قم اما خارج از مدرسه مستقر بودیم و از محضر استادان استفاده میکردیم. زندگی در مدرسه با شرایط سختی همراه بود، بهویژه برخی طلاب وضعیت اقتصادی خوبی نداشتند که بتوانند هزینههای فوق برنامه غذایی داشته باشند. رئیس حوزه ما مرحوم آیتالله مروی بودند؛ انسانی بسیاربسیار رئوف و مهربان که استاد تاریخ اسلام ما هم بودند. با اینکه مسئولیتهای سنگینی در تهران و قم داشتند و مدیر داخلی را از بین طلاب سالبالا گذاشته بودند، هر چندوقت یکبار برای رسیدگی به امور و رفع کاستیها همراه با خانمشان برای سرکشی به میان طلاب میآمدند، یادم میآید یک روز هنگام سرکشی متوجه شدند چند تا از طلبهها مریض هستند. اول از مشاهده وضعیت، متأسف، برافروخته و ناراحت شدند، اما بعد دستور دادند آن روز برای همه طلاب غذای مناسبتری تهیه شود، یعنی مانند یک پدر مهربان، خودشان و همسرشان برای طلبهها دل میسوزاندند و درِ منزلشان، چه در قم، چه در تهران، به روی طلاب باز بود و گرهگشایی میکردند و از این طریق استادان و مسئولان حوزهها درس عملی و اخلاقی به طلاب میدادند و محیط اخلاقی و انس با خدا را ایجاد میکردند که هنوز هم حتی خاطره حرارت معنوی آن فضا، گرمابخش وجود ماست. هرچه باشد آیتالله مروی از شاگردان عارف بزرگ و واصل الهی حضرت آیتالله کشمیری بودند و این هم یکی دیگر از تمایزات حوزههای قدیم با دانشگاهها و حوزههای جدید است.
در این دوران مجرد بودید؟
بله، بعدها در مقطع دکترا و در تهران ازدواج کردم. آن زمان دیگر هم در دانشگاهها تدریس میکردم و همزمان تدریس و مدیریت حوزه علمیه الزهرا(س) تهران را برعهده داشتم. بعد از آن هم مدیریت حوزه علمیه امام جعفر صادق(ع) را عهدهدار شدم.
تصورم این است که خانمها در میان خانوادههای مذهبی زودتر ازدواج میکنند. بنابراین آن گروهی که به سمت تحصیلات حوزوی میروند، چطور با خانواده در ارتباط هستند و تکلیف آن وظایف خانوادگی که بسیار بر آن تأکید میشود، چه میشود؟ مسئله حضور در مدرسه شبانهروزی و استفاده از استادان چطور هماهنگ میشد؟
در آن مقطع، تمام زمان ما صرف تعلیموتربیت میشد. جلسات مباحثه داشتیم و دوران لذتبخشی بود که طلاب را بهخوبی برای تدریس و پذیرش مسئولیتهای چندجانبه در مراحل بعدی توانمند میکرد. روحیه جستوجوگری و کمالطلبی که در امثال بنده وجود داشت جایی برای فکرکردن به ازدواج در آن مقطع زمانی باقی نمیگذاشت. تمام نیازهای ما و بهرهای که از زندگی انتظار داشتیم، در این درسها و بحثها و برنامههای تربیتی و اخلاقی برآورده میشد؛ البته الان که فکر میکنم با این همه تجربه که دارم و شرایط امروز حوزهها را میدانم و رصد میکنم، بعید میدانم چنان لذت و خاطراتی برای طلاب امروزی تکرار شود. من شخصا فکر میکردم باید از لحاظ مبانی فکری و عقیدتی به مرحلهای برسم که از لحاظ جهانبینی پایم را جای محکمی گذاشته و اساس زندگی را براساس آن پایهریزی کنم. بههمیندلیل اولویت اولم آن بود که این بنیاد فکری و سنگبنای اولیه را برای خودم بسازم. شاید این دغدغه نسل ما بود و یکی از افراد نسلی بودم که همزمان با انقلاب اسلامی، در افکار و عقایدمان به تمام معنا زلزله اتفاق افتاد و دچار تحول روحی بسیاری شدیم. تحتتأثیر افکار بزرگانی مانند حضرت امام«ره»، آیتالله بهشتی، آیتالله مطهری و در مقطعی دکتر شریعتی قرار داشتیم و ما متأثر از این فضا و شرایط، به دنبال این بودیم که جایگاه خودمان را در عالم هستی پیدا کنیم.
سالهاست که به واسطه تحصیل و تدریس با فضای حوزه آشنا هستید. بههمیندلیل میخواهم درباره ظرفیتی که بین زنان دارای تحصیلات حوزوی برای رسیدن به مرحله اجتهاد وجود دارد، بگویید؛ زیرا این مسئله اصلیترین موضوعی است که تاکنون مانع حضور خانمها در مجلس خبرگان بوده است.
متأسفانه بخش مهم آن به خاطر موانع فرهنگی است که در طول تاریخ بر سر راه تکامل و پیشرفت متوازن خانمها وجود داشته و مانع از حضور کامل و پررنگ آنها در اجتماع و محیطهای علمی و سیاسی شده است؛ آهنگ حرکت خانمها به سوی پیشرفت در زمینه علوم حوزوی خیلی کند بوده و همیشه با وجود اینکه آموزههای ناب اسلام تفاوتی در تحصیل زن و مرد قائل نیست و بلکه علمآموزی را برای هر دو جنس بهعنوان انسان، واجب شمرده است، شاهد بودهایم به دلیل سوءتفاهمها و فرهنگ مردسالارانهای که در طول تاریخ حاکم بوده است، زنان از پیشرفت در این زمینه محروم شدهاند درحالیکه اگر رسالت و نقش پررنگ آنان را در انسانسازی، چه در خانواده و چه در اجتماع، در نظر بگیریم این ضرورت درباره آنها بهمراتب پررنگتر میشود. قبل از انقلاب این فضاهای علمی برای تحصیلات حوزوی خانمها با تلاش افرادی مثل شهید بهشتی و شهید قدوسی در قم و در قالب مکاتب توحید، هجرت و... و تعدادی از بانوان فرهیخته مانند بانوی مجتهده حاجخانم امین در اصفهان و... ایجاد شد. بعد از انقلاب نیز اندیشههای ناب و مترقی حضرت امام به واسطه تأکیدی که داشتند تا خانمها هم مانند آقایان در همه زمینههای علمی و اجرائی حضور داشته باشند از یکسو و از سوی دیگر، پیشرفت و آگاهیای که در جامعه زنان صورت گرفته و موجب شکلگیری مطالباتی در اینباره شده بود؛ شاهد پیشرفت و ضرورت در زمینه فراهمکردن فضاهای مناسبتر برای ادامه تحصیل حوزوی خانمها بودیم و درنهایت همه مکاتب به صورت یک سازمان واحد در جامعهالزهرای قم تجمیع شد. رفتهرفته در استانها و شهرستانها هم این مطالبه ایجاد شد و در کنار مساجد و حسینیهها و بنیادهای فرهنگی با حمایت علما و ائمه جمعه و جماعات و انسانهای نیکوکار، واحدهای حوزه علمیه خواهران در سطح استانها و حتی شهرستانها شکل گرفت و بعدها هم همه این واحدهای روزافزون و رویشیافته تحت سازماندهی واحد مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران قم قرار گرفت. با مدیریت یکپارچه نظم و انضباط و توسعه مناسب با نیازهای روز بیشتری ایجاد شود و در این تحول، حوزهها بتوانند از یکسری امتیازات دانشگاهها بهرهمند شوند.
چه امتیازاتی؟
برای مثال، ارائه مدارکی که مشخص کند افراد در چه سطحی از تحصیلات حوزوی هستند. البته این مسئله در کنار مزایا، یکسری آفتها هم به همراه خود داشته است.
آفت آن چه بود؟
اصلیترین آفت نظام جدید حوزوی سطحیشدن آن است که باعث میشود باوجودتجربههای زیسته و انتظارات و نیازهای داخلی و بینالمللی، مسئله مجتهدپروری به معنای فهم عمیق و روشمند دین با هدف رسیدن به استقلال در فهم در واحدهای خواهران کمرنگ شود. در واقع اهداف درنظرگرفتهشده در نظام جدید تحصیلات حوزوی خواهران اهداف تقریبا محدودی است که پاسخگوی نیاز انبوه و اقتضائات دوران جدید نیست؛ دوران جدیدی که زبان جدید دارد؛ بنابراین روشها و ابزارهای جدید میطلبد.
به نظر شما علت این محدودیت چیست؟
به خاطر آنکه بنیانگذاران نظام جدید حوزوی که عمدتا از مردان بودند بهجای توجه به ظرفیتهای موجود و ظرفیتسازی در حوزه زنان، به محدودیتهای زنان و مسئولیتهایی که در خانواده در قبال همسر و فرزندان برای زنان تعریف کردند، اولویت دادند و این نوع تعریف خاص و سنتی از روابط زن و مرد دیگر خیلی فرصت نمیگذارد که خانمها به اجتهاد فکر کنند و باز در، بر همان پاشنه خواهد چرخید و اتفاق چندان خاصی نخواهد افتاد. اگر کسانی پیدا شدهاند که در این بین به اجتهاد فکر کردهاند قاعده نبودند بلکه کسانی بودند که خارج از این نظام مطالعه داشته و کلاس رفتهاند. به عبارتی تلاشهای فردی آنان در کنار نظام جدید باعث شده که بتوانند از سقف این نظام جلوتر بروند.
پس اینطور باید نتیجه گرفت که اگرچه بستر تحصیلات حوزوی برای خانمها در سالهای بعد از انقلاب فراهم بوده، اما نظام جدید این مجموعه فرصت پیشروی تا نهایت را به آنها نمیدهد. در ادامه نیز زنان به خاطر نرسیدن به همین نهایت از حضور در صحنههای سیاسی مثل خبرگان جا میمانند؟
بله، این مسئله وجود دارد، ضمن اینکه نمیتوان نادیده گرفت که در سالهای اخیر برای رفع این ایراد تلاشهای شده است.
چه تلاشهایی؟
مسیر تحصیل در سطوح سه و چهار حوزوی که در واقع مسیر اجتهادپروری است برای خانمها کلید خورده است. طلاب را گزینش کردهاند، اما تاجاییکه با طلاب مرتبط هستم و بهویژه برای راهنمایی پایاننامههایشان به بنده مراجعه میکنند، هنوز موانع زیاد است. تقویت مدیریت آموزش و پژوهش و ساماندهی و جذب استادان توانمند و دردسترسبودن آنها برای طلاب و مهمتر از همه حذف بوروکراسی افراطی و جدید از بایستههای باز و هموارشدن این مسیر است. در کنار این امور تهذیب انگیزهها در مدیران و استادانی که باید الگوی عملی باشند نیز از لوازم موفقیت در این زمینه خواهد بود؛ اما با ملاحظاتی که وجود دارد باید منتظر ماند و دید که آیا خروجی سطوح سه و چهار میتواند به مجتهدپروری خانمها کمک کند یا خیر؟ هنوز برای اظهارنظر دراینباره زود است و باید منتظر ماند.
در ماههای اخیر که بحث حضور خانمها در مجلس خبرگان مطرح بود بسیاری از رسانهها وجود واحدهای حوزه خواهران را ظرفیت وجود زنان مجتهده تعبیر کردند، اما صحبت شما چیز دیگری میگوید، بنابراین مسئله ضعف جامعه زنان در داشتن زنان مجتهده یک واقعیت جدی است.
بله، علت هم آن است که شرایط و فضای لازم از جمله دسترسی به استادان بزرگ، دسترسی برای حضور در درسهای خارج بزرگان حوزه علمیه و... برای خانمها به اندازه آقایان مهیا نیست. این محدودیتها نیز به دلیل موانع فرهنگی است که امیدواریم رفتهرفته با حفظ چارچوبهای مذهبی و ملاحظات فرهنگی اسلامی مرتفع شده و زمینه حضور گسترده خانمها فراهم شود.
با وجود این مشکلات و کاستیهایی که سبب میشود زنان در تحصیلات حوزوی تا حد رسیدن به اجتهاد پیش نروند، زنانی از جمله خود شما به واسطه تلاشهای فردی که به آن اشاره کردید، این مسیر را طی کردهاند، اما همین افراد نیز کمتر علاقهمند به حضور در صحنههای سیاسی هستند. آیا این بیمیلی را نیز میتوانیم از جمله عوامل مؤثر در مردانهماندن مجلسی همچون خبرگان بدانیم؟ چرا این عدم تمایل وجود دارد؟
بله، از آنجایی که سیاست یک عرصه خشن است و خانمها ملاحظات بیشتری برای خود درنظر میگیرند کمتر به حضور در چالشها و رقابتهای این حوزه تمایل نشان میدهند. ضمن اینکه اعتماد به نفس، شجاعت و آموزشهایی که آنان را برای حضور در صحنههای سیاسی آماده کرده باشد نیز بسیار کم است. میدانیم که ورود به عرصههای سیاسی یکسری ملزومات و آموزشهایی دارد. این آموزشها یا باید در احزاب داده شود یا در جامعه مدنی. متأسفانه احزاب و ارکان جامعه مدنی هم در جامعه ما این قدرت و توانمندی را ندارند. همان احزاب نیمبند و نونهالی که داریم با حضور برابر زنان و مردان توأم نیست.
نظر شما در مورد عوامل این نابرابری چیست؟
محدودیتهایی برای زنان وجود دارد که بخشی از آن را خود زنان ساختهاند و علایق خود را در بخشهای دیگری تعریف میکنند. بخش دیگر این محدودیتها نیز به خاطر آن است که آقایان به دلایل مختلف تمایل ندارند که این عرصه را در اختیار خانمها قرار بدهند. بعضیها دلایل مذهبی و بعضیها هم دلایل فرهنگی یا حتی خانواده را مطرح میکنند و به این واسطه مانع حضور بیشتر خانمها در عرصه سیاست میشوند. بهعنوان مثال اگر در احزابی از نوع احزاب ایرانی فعالیت کرده باشید، میدانید که معمولا جلسات احزاب در خارج از ساعات اداری، یا صبح زود یا عصرها تا شب و حتی ایام تعطیل برگزار میشود، در حالی که از نظر فرهنگی خروج خانمها از منزل در چنین اوقاتی معمولا با مقاومت سایر اعضای خانواده بهویژه آقایان مواجه میشود، درحالیکه بنا به عرف رایج چنین محدودیتی برای مردان، چندان متصور نیست.
شما بهعنوان خانمی که هم در بخش تحصیلات حوزوی از موانع موجود عبور کرده و به مرحله اجتهاد رسیده است و هم در حوزه سیاست گام برداشته و مسئولیت شاخه زنان یک حزب سیاسی را بر عهده دارد، بفرمایید چرا در دورههای گذشته خبرگان تمایلی به کاندیداشدن نشان نداده بودید؟ در این دوره چه تغییری ایجاد شده و کدام دریچه باز شده که مشاهده کردیم ١٦ نفر از بانوان کشور ثبتنام کردند؟
عوامل مختلفی وجود داشته است. شاید در ادوار قبلی، ما نگرانیها و دغدغههای کمرنگتری نسبت به این حضور داشتیم. من شخصا فکر میکردم عرصههای علم و دانش، پژوهش و فرهنگ باید نسبت به سیاست در اولویت باشد چون آنجاست که انسانها ساخته و فکرها تولید میشود. آنجاست که اندیشهها بالنده شده و مبنایی قرار میگیرد که ما جامعه را متحول کنیم. به عبارت دیگر تصورم این بود که از تحول فکری و فرهنگی میتوانیم به تحول اجتماع و سیاست برسیم اما در سالهای اخیر با چالشهای جدی در صحنه سیاسی، فرهنگی و اخلاق عملی مواجه شدیم که نگرانیهای زیادی را برای بزرگان ما به وجود آورد.
اکنون خلأ انسانهایی که با انگیزههای متعالی خدمت به مردم بتوانند در صحنههای سیاسی حاضر شوند و اعتماد عمومی را به مبانی اولیه انقلاب جلب کنند، بهطورکامل احساس میشود. پیگیری سیاستهای اشتباه در مجلس و در دولت گذشته باعث شد احساس کنیم در تمام زمینهها آن مطالبات و شعارهای اولیه انقلاب نادیده گرفته شده و در بخشهای عمدهای رها شده است. بنابراین ما که فرزند انقلاب هستیم و با تمام گوشت و پوست خود پیام و تفکر بنیانگذاران انقلاب را درک کردهایم، نمیتوانیم بهسادگی از کنار آن تلاشها، رشادتها، شهادتها و خونهایی که در راه تحقق جمهوری اسلامی ریخته شده، صرفنظر کنیم بنابراین به این نتیجه رسیدیم که باید به صحنه آمد. ضمن اینکه، افراد و گروههایی که از بنده شناخت داشتند، این را بارها یادآوری میکردند که بهعنوان یک وظیفه ملی، اجتماعی و شرعی باید در صحنه حاضر شوید. وقتی جمع قابلتوجهی از فرهیختگان و اندیشمندان دلسوز این صلاحیت را تشخیص میدهند، بنده نیز به این نتیجه میرسم که در این رابطه وظیفه دارم و تصور میکنم جایز نیست خودم را در صحنههای کماولویت در زمان کنونی متوقف کرده و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنم. راحتترین راه این بود که کنار بمانیم تا دیگر افرادی که صلاحیت دارند کار را به دست بگیرند ولی با احساس این خلأ، دیگر فکر میکنم این بیانصافی است زیرا این ظرفیت در امثال ما با سرمایه مردم ایجاد شده و حالا باید این خدمت را به آنها ارائه کنیم.
در این دوره از انتخابات و در مرحله ثبتنامها شاهد بودیم ١٦ نفر از بانوان اعلام داوطلبی کردند و احتمالا با همین دغدغهها و فکر به مسائلی که شما هم اشاره کردید، این کار را انجام دادند. هشت نفر از آنها دارای شرایطی که به مرحله آزمون برسند شناخته نشدند اما از همان هشتنفری که فرصت آزموندادن یافتند، فقط پنج نفر در جلسه حاضر شدند. به نظر شما این عقبنشینیها در دورههای بعدی یا حوزههای دیگر انگیزه خانمها را کم نمیکند؟
این را در نظر داشته باشید که کناررفتن و شرکتنکردن در امتحان از سوی آن سهنفری که تأیید شده بودند، پررنگ است؛ به این دلیل که خانمها در اقلیت بودند و بیشتر دیده میشوند. در سطح آقایان هم از ٥٠٠نفری که دعوت شدند، ٤٠٠ نفر حاضر شدند؛ یعنی درصد کنارکشیدن قبل از امتحان در میان خانمها و آقایان خیلی فرق نداشت.
اما این جامعه زنان است که نیازمند اثبات توانمندیهای خود است و انتظار میرود این فرصتها را از دست ندهد.
بله، از این جهت بسیار مهم بود و کاش همان سه نفر هم در جلسه حاضر میشدند. نمیدانم دلیل این کار چه بود اما فکر میکنم حتی نباید از ردشدن ترسید زیرا همین که اجازه حضور در امتحان صادر شده بود، باید از این فرصت استفاده میکردیم و به نمایندگی از خانمهایی که به این افراد امید بستهاند، در امتحان شرکت میکردیم.
شما که در جلسه آزمون شرکت کردید، آن را چطور ارزیابی میکنید؟ فکر میکنید پنج خانم حاضر از جمله خودتان از این مرحله عبور خواهید کرد؟
به نظر من آزمون خوبی بود. سؤالات آشنا و همان متونی بود که ما نزد استادان خوانده بودیم. فکر میکنم اگر افراد درسهایشان را خوب خوانده بودند، میتوانستند به سؤالات پاسخ دهند. وضعیت خودم را هم مطلوب ارزیابی میکنم و امیدوارم برگزارکنندگان آزمون نیز به اهمیت حضور بانوان در مجلس خبرگان رهبری بیشازپیش عنایت داشته باشند.
در دوره سوم خبرگان نیز خانمهایی داوطلب شده و حتی چند نفر از آنها تأیید صلاحیت هم شدند اما در مرحله رأیگیری هیچکدام خود را در معرض رأی مردم قرار ندادند. به نظر شما ممکن است این بار نیز شاهد چنین شرایطی باشیم؟
بنده که خودم بهعنوان یک وظیفه ملی در این امتحان شرکت کردهام زیرا خیلی از رسانههایی که علیه ما فعالیت میکنند، حضورنیافتن خانمها در مجلس خبرگان بهعنوان مهمترین مجلس تصمیمگیرنده در مواقع حساس، را مصداق بیتوجهی به حقوق خانمها در ایران میدانند و از این مسئله بسیار سوءاستفاده کرده و به جمهوری اسلامی اتهام بیتوجهی به حقوق بشر و حقوق زنان را میزنند. به نظر من اگر این ظرفیت را داشته باشیم که با ارائه توانمندی خود این تبلیغات را خنثی کنیم، مسلما گام مهمی در جهت ارتقای منافع ملی در معرفی جایگاه زنان کشورمان در سطح بینالمللی انجام دادهایم بنابراین حضور ما بسیار مهم است.
پس در صورت تأیید صلاحیت حتما در رأیگیری حاضر خواهید بود و لحظه آخر انصراف نخواهید داد؟
بله، در حزب اعتماد ملی این وظیفه را بهدرستی تشخیص دادهایم و تا انتهای راه ادامه خواهیم داد. امیدوار هستم آقایان تصمیمگیرنده در این زمینه از بنده بهعنوان فردی که اجازه شرکت در آزمون را یافتهام این پیام را دریافت کنند که حضور زنان چقدر حائز اهمیت است. مقام معظم رهبری هم فرموده بودند ما به این حضور زنانه نیاز داریم و حضرت امام (ره) نیز تأکید داشتند زنان در تمام مقدرات اصلی کشور حاضر باشند. فکر میکنم اگر مسئولان مربوطه این مطالبات را در نظر داشته باشند، میتوانند درباره حضور زنان، راحتتر تصمیم بگیرند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.
ارسال نظر