دسته دوم معتقدند که کماکان هیجان فروش وجود دارد و هر رشدی را در شاخص، فرصت فروش می‌دانند. چرا که سطح یک میلیون و ۶۰۰ هزار واحدی را سطح معتبری حتی از نگاه دولت می‌دانستند که با شکسته شدن آن احتمالا بازگشت به این سطح را فرصت فروش می‌دانند.  دیدگاه منطقی در این شرایط این است که نگاه خود را به کسب بازدهی در بورس تعدیل کنیم زیرا بیش از هر چیز این سقوط،‌ نتیجه صعود هیجانی گذشته است. لذا قیمت‌های فعلی با توجه به تعادل در بازار برای خرید منطقی و مناسب ارزیابی می‌شوند. در این سطوح چه تحلیل‌گران بنیادی و چه تحلیل‌گران تکنیکال معتقد به جذابیت سهم‌ها برای سرمایه‌گذاری هستند. این موضوع در واگرایی مخفی مثبت شاخص کل و شاخص صنایع به وضوح دیده می‌شود و کاملا مستعد برگشت به نظر می‌رسند.

اگر بخواهیم برای سرمایه‌گذاری تصمیم به ورود در صنایع کوچک و متوسط در مقابل سهم‌های بزرگ بگیریم، باید به این نکته اشاره کنیم که نمودار نسبت شاخص هم‌وزن به شاخص کل کاملا به نفع سهم‌های کوچک و متوسط است. ولی در بازار، سهم‌های بزرگ و بنیادی این روزها به دلیل ریسک کمتر تقاضای بیشتری دارند. به همین دلیل توصیه می‌شود سبدی از سهم‌های بزرگ، متوسط و کوچک داشته باشید، چرا که انتظار داریم بازار به حالت تعادل، منطقی و به دور از هیجان مانند ۲سال گذشته، پیش برود. همچنین خاطرمان هست که در چنین بازار‌هایی سهم‌های کوچک و متوسط بازدهی به مراتب بیشتری نسبت به سهم‌های بزرگ به ارمغان می‌آورند.

 

این مطلب برایم مفید است
13 نفر این پست را پسندیده اند