شکاف میان ثروتمندان و فقرا در آمریکا

وقتی در منطقه آشویل در کارولینای شمالی باشید، حتما به دیدار بالتیمور بروید، ملک گسترده‌ای که جورج وندربیت سوم وارث یک ثروت افسانه‌ای در سال‌های ۱۸۸۹ و ۱۸۹۵ آن را ساخت. می‌توانید این ملک اشرافی با ۲۵۰اتاق و ۴۳حمام و دستشویی و استخر داخلی آن را به طور کامل بازدید کنید. در آن زمان که آمریکایی‌ها برق نداشتند، بالتیمور ژنراتور برق داشت. دیدار از این ملک فرصتی است برای درک بزرگ‌ترین پیشرفت‌های قرن بیستم یعنی کم‌شدن شکاف میان ابرثروتمندان و عمده آمریکایی‌ها. در دوران وندربیت اکثر آمریکایی‌ها در مزارع و کلبه‌های کوچک زندگی می‌کردند، اما اکنون ثروتمند‌ترین آمریکایی‌ها هم شبیه مردم عادی زندگی می‌کنند تا جورج وندربیت. آمریکایی‌ها چندان به ثروت دیگران حسادت نمی‌کنند، به ویژه وقتی این ثروت از راه صادقانه به دست آمده باشد، اما اقتصادی که همه سود و بهره آن به طبقه ثروتمند برسد، اقتصاد مطلوب آمریکایی‌ها نیست.

اما این دقیقا همان شرایطی است که اکنون در آمریکای امروز وجود دارد.

چند روز پیش مجله فوربس گزارش داد که ۴۰۰آمریکایی در راس ثروتمندان این کشور، همگی میلیاردر هستند. آمار و ارقامی که اخیرا درباره درآمد خانواده‌های آمریکایی و فقرای این کشور در سال ۲۰۰۵ منتشر شده این بحث را بیشتر از گذشته دامن زده است.

این آمار نشان می‌دهد متوسط درآمد خانوار‌های آمریکایی در سال ۲۰۰۵، ۴۶۳۲۶دلار بوده که این رقم نسبت به سال ۲۰۰۴ رشد اندکی را نشان می‌دهد. متوسط درآمد خانواده‌‌های آمریکایی در سال ۱۹۹۹ به رقم بی‌سابقه و رکوردآور ۴۷۶۷۱دلار رسیده بود. نرخ فقر هم در حد ۶/۱۲درصد باقی‌مانده که این رقم بالاتر از رقم ۳/۱۱درصدی در سال ۲۰۰۰ است، اما روند‌هایی در اقتصاد آمریکا وجود دارد که بلندمدت هستند و پیام‌های دیگری دارند. بعضی از این روند‌ها به این شرح است:

استاندارد‌های زندگی در آمریکا چندان رو به افول نیست

استاندارد‌های زندگی در یک دهه گذشته تقریبا برای همه آمریکایی‌ها رشد کرده است. در سال ۱۹۹۲، ۳۹درصد از دهک پایین فقرای آمریکا مایکرو ویو داشتند، اما در سال ۲۰۰۲ این رقم به ۷۷درصد رسید.

تعداد خانواده‌های صاحب کامپیوتر طی این مدت از ۴درصد به ۲۱درصد رسیده است. خانواده‌های آمریکا درآمد بالاتری نسبت به گذشته دارند. متوسط درآمد خانواده‌های چهار نفری آمریکا از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۵، ۵/۱۰درصد رشد داشته و به ۶۹۶۰۵ دلار رسیده است. این رشد برای خانوارهای سه نفره ۶/۹درصد بوده است.

ثروتمندان آمریکایی سهم بیشتری از اقتصاد می‌برند

در سال ۲۰۰۵، ثروتمندترین خانوارهای آمریکایی که ۵درصد کل جمعیت هستند، ۲/۲۲درصد از کل درآمد جمعیت را به خود اختصاص دادند. در سال ۱۹۹۰ این سهم ۵/۱۸درصد و در سال ۱۹۸۰، ۵/۱۶درصد بود. سود سرمایه و سهام و دیگر دارایی‌های ثروتمندان در این رقم لحاظ نشده است.

میزان فقر در میان مهاجران اسپانیایی‌ زبان و فرزندان متولد آمریکایی نسل بعد‌شان افزایش یافته است.

از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ تعداد اسپانیایی زبان‌های فقیر بیشتر از کل جمعیت فقیر آمریکا افزایش یافته است. فقر در میان سیاه‌پوستان اگرچه هنوز فراوان است اما سیر نزولی دارد. فقر میان سفیدپوستان غیر اسپانیایی‌تبار هم چندان روبه افزایش نیست.

پوشش بیمه درمانی هم در اثر این روند تحت تاثیر قرار گرفته است. از سال ۱۹۹۵، اسپانیایی‌تبارها ۷۸درصد بیمه‌نشدگان را تشکیل می‌دهند.

نکته مهم این است که سود بهره‌وری به صورت غیرعادلانه به جیب طبقه ثروتمند جامعه آمریکا می‌رود. هنوز علت این موضوع واقعا معلوم نیست. جهانی شدن، اتحادیه‌های ضعیف کارگری مشاغلی که مهارت زیادی می‌طلبند و عدم افزایش حداقل دستمزد همگی می‌توانند دلایل این عدم توازن باشند.

فضای سخت رقابت در بازار، کارفرمایان را بی‌رحم کرده است. فقط در بازار‌های کار ویژه و پررونق است که کارفرمایان برای حفظ کارمندان و کارگران‌شان مجبور به افزایش دستمزد و یا جبران بیکاری هستند.

دولت آمریکا برای تغییر شرایط موجود چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ اشتیاق دولت بوش به کاهش مالیات ثروتمندان باید مهار شود، کسری بودجه کاهش یابد و مالیات ثروتمندان بدون هیچ امتیاز اقتصادی افزایش یابد.

راه‌هایی چون افزایش حداقل دستمزد فقط بر زندگی ۵درصد از کارگران تاثیر می‌گذارد و حتی ممکن است باعث از دست رفتن بعضی مشاغل شود.

منبع: نیوزویک

مترجم: نیلوفر قدیری