دو آزمون دشوار توافق
دنیای اقتصاد : تلاشهای فشرده قطر برای نزدیک کردن مواضع تهران و واشنگتن و گمانهزنیها درباره تدوین پیشنویس اولیه توافق، امیدها به مهار تنش و جلوگیری از بازگشت جنگ را افزایش داده است. با این حال، همزمانی پیامهای دیپلماتیک با تهدیدهای نظامی دو طرف نشان میدهد مسیر توافق همچنان شکننده است. حتی اگر طرح دو روزه به تفاهم اولیه منجر شود، پایداری تعهدات و تضمین عدم نقض توافق، از یکسو و حلوفصل پیچیده و زمانبر پرونده هستهای، از سوی دیگر، دو آزمون دشوار پیش روی تهران و واشنگتن خواهند بود.
همزمان با افزایش تحرکات میانجیگرانه قطر و گمانهزنیها از نزدیک شدن مواضع دو طرف به یک پیشنویس اولیه، تهران و واشنگتن همچنان با ادبیات تهدید و آمادگی نظامی با یکدیگر سخن میگویند؛ موضوعی که نشان میدهد حتی با فرض رسیدن ایران و آمریکا به یک توافق احتمالی، تازه آغاز دو آزمون دشوار در این مسیر خواهد بود. مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا برای مهار بحران و جلوگیری از بازگشت به جنگ، در روزهای اخیر وارد مرحله تازهای شده است؛ مرحلهای که مهمترین مشخصه آن، تلاش برای تبدیل طرح هفتمرحلهای ایران به یک برنامه اجرایی فشرده دو روزه است. طرحی که قرار است ابتدا اختلافات فوری بر سر تنگه هرمز، محاصره دریایی و تحریمها را هدف قرار دهد و سپس مسیر را برای مذاکرات پیچیدهتر، از جمله پرونده هستهای، باز کند. وزیر خارجه ایران، پیشتر اعلام کرده بود که گفتوگوهای غیرمستقیم از طریق میانجیها بسیار فشرده شده و پیشنهاد هفتمرحلهای تهران اکنون به شکلی درآمده که اجرای آن میتواند در دو روز انجام شود. البته این دو روز را نباید با زمان لازم برای رسیدن به توافق اشتباه گرفت. موضوع اصلی، رسیدن به تفاهمی اولیه برای کاهش تنش و ایجاد شرایط بازگشت به میز مذاکرات است؛ نه حل یکباره همه اختلافات تهران و واشنگتن.
پیامهای متناقض
در واشنگتن همزمان دو پیام متفاوت به تهران مخابره میشود: آمادگی برای توافق و حفظ گزینه نظامی. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در روزهای گذشته از خوب پیش رفتن تماسها سخن گفته و در عین حال تاکید کرده است که واشنگتن هنوز اهدافی در ایران دارد که باید به آنها رسیدگی شود. او همچنین در گفتوگو با اکسیوس گفته برای تصمیمگیری درباره از سرگیری حملات عجلهای ندارد؛ موضعی که در کنار ادامه رایزنیها، نشاندهنده تمایل کاخ سفید به باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی، بدون کنار گذاشتن تهدید نظامی است. در این میان، نقش جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، قابلتوجه است. بر اساس گزارش اکسیوس در ششم نوامبر، ونس طی دو هفته گذشته شخصا در تلاشهای غیرمستقیم برای رسیدن به آتشبس جدید و ازسرگیری مذاکرات هستهای مشارکت داشته و حتی ابتکار ارسال نامه به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، برای ازسرگیری مذاکرات مستقیم را دنبال کرده است.
تحرکات عراقچی نیز نشان میدهد تهران در تلاش است ضمن پیشبرد کانال مذاکراتی، کشورهای منطقه را در جریان مواضع خود قرار دهد. وزیر خارجه ایران اعلام کرده طی ۴۸ ساعت با همتایان خود از ۱۲ کشور، شامل عمان، مصر، اردن، عربستان، قطر، قبرس، ترکیه، کویت، امارات، تونس، عراق و پاکستان، گفتوگو کرده است. محور این رایزنیها، علاوه بر تحولات منطقهای، تاکید بر حق دفاع ایران و ضرورت جلوگیری از گسترش ناامنی بوده است. محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش ایران نیز جمعه ۱۵ آبان اعلام کرد نیروهای مسلح، شامل ارتش، سپاه و فراجا، در مقایسه با آغاز جنگ در موقعیت قویتری قرار دارند. معنای این پیامها روشن است: هیچیک از دو طرف نمیخواهد در شرایطی وارد مذاکره شود که طرف مقابل تصور کند ابزار فشار نظامی را از دست داده است.
میانجی پای کار
در این میان، قطر به یکی از فعالترین بازیگران صحنه دیپلماسی تبدیل شده است. شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، شخصا در سطح عالی پیگیر کاهش فاصله تهران و واشنگتن بوده و دستگاه دیپلماسی این کشور نیز در روزهای اخیر رفتوآمدها و تماسهای فشردهای را با دو طرف دنبال کرده است. هیات قطری در روزهای گذشته به تهران سفر کرده و پس از دیدار با مقامهای ایرانی، به دوحه بازگشته است. همزمان، پیشنهادهای میانجیها بهصورت مستمر میان دو پایتخت ردوبدل شده و هر دو طرف در حال بررسی آنها بودهاند. مقامهای وزارت خارجه قطر در سوم نوامبر از ادامه مذاکرات و بررسی پیشنهادها خبر دادند، هرچند تاکید کردند که هنوز نمیتوان از یک نقطه عطف قطعی سخن گفت.
توافقی عملی به جای توافق بینقص
نخستوزیر قطر نیز روز جمعه در سخنانی در دانشگاه آکسفورد تاکید کرد که حتی پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، اراده واشنگتن برای یافتن راهحل دیپلماتیک تغییر نکرده است. او روز شنبه نیز از پیشرفت قابلتوجه مذاکرات سخن گفت و خواستار توافقی عملی به جای انتظار برای توافقی بینقص شد. دوحه همچنین گزارشهای منتشرشده درباره شکست مذاکرات را تکذیب کرد و گفت تلاشها همچنان ادامه دارد.
دو گره بزرگ
با وجود این نشانههای مثبت، حتی اگر تهران و واشنگتن بر سر پیشنویس اولیه و چارچوبی برای توقف درگیری به تفاهم برسند، دستکم دو مساله اساسی همچنان باقی خواهد ماند. نخست، مساله پایداری توافق و تضمین اجرای آن است. تجربه خروج دولت اول ترامپ از برجام، بیاعتمادی عمیقی در تهران نسبت به تعهدات آمریکا ایجاد کرده است. پرسش اصلی این است که چه تضمینی وجود دارد که واشنگتن پس از دریافت امتیازات اولیه، دوباره از توافق خارج نشود یا با طرح مطالبات تازه، اجرای آن را مختل نکند؟ در سوی مقابل، آمریکا نیز خواهان سازوکاری برای اطمینان از اجرای تعهدات ایران خواهد بود. بنابراین، مساله فقط امضای توافق نیست؛ بلکه ایجاد سازوکار نظارت، راستیآزمایی و هزینهمند کردن نقض تعهدات است.
دوم، پرونده هستهای است؛ پیچیدهترین بخش اختلافات دو طرف. گزارش آسوشیتدپرس از پیشنهادهای مطرحشده در میانجیگری قطر نشان میدهد موضوع دسترسی بازرسان بینالمللی به تاسیسات آسیبدیده، ذخایر اورانیوم و چگونگی ازسرگیری مذاکرات هستهای در مرکز رایزنیها قرار دارد. این مساله نشان میدهد که این پرونده نه در دو روز حل میشود و نه با یک تفاهم سیاسی اولیه به نتیجه خواهد رسید. اختلاف بر سر سطح و میزان غنیسازی، سرنوشت ذخایر اورانیوم، بازرسیها و رفع تحریمها به مذاکراتی زمانبر و احتمالا مرحلهای نیاز دارد. هر مرحله نیز باید به اجرای متقابل تعهدات وابسته باشد.