چرا اکونومیست نشریه موفقی است؟

بیل اموت، سردبیر هفته‌نامه اکونومیست از ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۶ بود. او که در سال ۱۹۸۰ به این نشریه پیوست کارشناس مسائل ژاپن است که شش کتاب درباره این کشور نوشته است. وی ‌در‌حال‌حاضر مشغول نوشتن کتابی درباره توازن هند، چین و ژاپن است. اموت در سال ۱۹۵۷ به دنیا آمد و دانش آموخته دانشگاه آکسفورد است و درباره حزب کمونیست فرانسه تحقیق کرد. اموت این گفتگو را با نیرانجان راجادیاشکا از یک نشریه چاپ هندی انجام داده است.

ساعت دقیقا ۶ بعدازظهر است و او یک دقیقه هم دیر به سر قرار ما نرسید. من ۳۰ دقیقه قبل از موعد وارد شدم که هم نشانه‌ای از غیر‌قابل پیش‌بینی بودن ترافیک شامگاهی شهر بمبئی و نیز اشتیاق آشکار من به دیدن مردی است که کارش را از گذشته‌های دور تحسین می‌کنم. نکته جالب توجه اینست که او از زمانی که این هفته‌نامه را به مدت سیزده سال با افتخار و برخی می‌گویند با خودپسندی به عنوان صدای سرمایه‌داری لیبرال تثبیت نمود باریش و خط‌ریش لنینی خود پز می‌دهد. اما در عین‌حال لحن طنزگونه اکونومیست، همیشه یکی از دلایلی بوده است که خواندن آن را لذتبخش می‌کرده است.

در سال گذشته، اموت ۵۰ ساله، آنچه را که وی بهترین شغل در جهان توصیف می‌کند ترک کرد تا یک کتاب بنویسد. من با طرح پرسشی بدیهی شروع کردم: این کتاب درباره چیست؟ کتاب درباره سه قدرت بزرگ آسیایی است، ژاپن، چین و هند. اموت می‌گوید «برای نخستین‌بار، آسیا همزمان سه قدرت بزرگ دارد. کتاب جدید من بر این نکته دقیق می‌شود که چگونه آنها باهم تعامل خواهند داشت.»

بخش اصلی کتاب به رقابت راهبردی در آسیا اختصاص خواهد داشت. اموت معتقد است که این رقابت با جهش اقتصادی هند تشدید خواهد شد. اموت هشدار می‌دهد «اما این کتاب می‌خواهد بگوید چگونه رقابت بین سه کشور را می‌توان مدیریت کرد‌، آن درباره جنگ آینده در آسیا نیست.»

البته او همچنین توجه خواهد کرد چگونه روابط اقتصادی آنها، بدگمانی‌های سیاسیشان را بزرگ جلوه می‌دهد یا فرو می‌نشاند. اموت پیش‌بینی می‌کند رقابت اقتصادی بین هند و چین در سال‌های آینده تشدید خواهد شد چون هند به یک ابر قدرت تولیدات کارخانه‌ای تبدیل می‌شود و شرکت‌های آن در چندین بازار با شرکت‌های چینی شاخ به شاخ می‌شوند.

او دلایل محکمی دارد که هند باید نقش بزرگ‌تری در منطقه ایفا کند. او می‌گوید «‌من به وضوح می‌بینم که لازم است هند در نهادهای آسیایی دخالت داشته باشد تا در چارچوب متعادل ساختن چین، یک بازیگر دیگر آسیایی داشته باشیم.» ژاپن به دلیل سابقه و فرهنگ بسته و تنگ نظرانه‌اش نمی‌تواند این نقش را ایفا کند.

در حالی که ما موضوع اژدها و فیل را بحث می‌کنیم از اموت در این باره می‌پرسم که منتقدین اکونومیست اغلب نشریه را متهم می‌کنند که هواداری بیشتری از چین می‌کند تا هند. برای مثال این مجله که مصرانه خود را روزنامه می‌نامد (یک خصیصه غیرعادی دیگر) با شور و حرارت زیاد مخالف معامله هسته‌ای هند و آمریکا بود حتی زمانی که اموت سردبیر بود. او دیدگاهش را از آن موقع تغییر داد. اموت در مقاله‌ای جدید در تایمز لندن نوشت «دیدار اخیر من از دهلی بسیار تاثیرگذار بود.

من حالا می‌فهمم انتقاد قبلی از پیمان آمریکا و هند کوته‌بینانه بوده است.» اموت می‌افزاید: «تاریخ‌نگاران آینده باید به خاطر بی‌لیاقتی وحشتناک بوش در عراق، نمره پایینی به او بدهند. اما آن شکست را می‌توان و باید با یک گام راهبردی هوشمندانه و موفق بوش نادیده گرفت: تشخیص اهمیت هند.» (برای ثبت در تاریخ، هفته‌نامه همچنان به انتقاد از تلاش دولت بوش در کمک به برنامه هسته‌ای هند ادامه می‌دهد.)

اکونومیست دوست دارد در مورد مسائل مهم روز اظهار‌نظر کند و خود را به دردسر اندازد و یکی از دلایلی است که چرا برای این همه خواننده در سطح جهان جاذبه دارد. در این نشریه از بسیاری پرگویی‌ها که سایر نشریات گرفتار هستند خبری نیست. به محض اینکه موضعی می‌گیرید برخی اوقات تکلیف قضیه روشن می‌شود و برخی اوقات اشتباه می‌کنید. انتقاد آن از اقتصاد جدید و پافشاری که آمریکا در اواخر دهه ۱۹۹۰ اقتصاد حبابی خواهد داشت درست از آب درآمد. اکونومیست به مدت چند سال خلاف جریان آب بود تا هنگامی که حباب منفجر شد و موج برگشت. اما مجله در چندین مورد نیز اشتباه کرد.

در ۱۹۹۸ نوشت که قیمت‌های نفت در یک سطح دائمی پایینی قرار دارند. از اشغال عراق توسط آمریکا حمایت کرد و مخالف اشغال بالکان بود که ثابت شد موفقیت‌آمیز بوده است. در مورد باور جاری که اقتصاد هند زیادی داغ شده است نیز احتمال اشتباه کردن دارد یا شاید درست باشد.

مساله اینجا است که هر موضعی بگیرید خواننده را مجبور به فکر کردن می‌کند. اموت توضیح می‌دهد «هر کسی می‌خواهد روندهای بزرگ را درک کند، به همین دلیل است که ما این اخبار را تهیه می‌کنیم. اما اینکار را باید با فروتنی انجام دهید. مشکل‌ترین پیام‌هایی که تنظیم می‌شوند پیام‌های سیاسی هستند. امکان اشتباه کامل وجود دارد. حتی درباره قیمت‌های نفت، اشتباه ما سیاسی و نه اقتصادی بود. سیاست اوپک را اشتباه درک کردیم و توانایی عربستان برای کاهش عرضه را کمتر برآورد کردیم.» اموت حتی درباره عراق از پشتیبانی نشریه از اشغال آمریکا دفاع می‌کند. اموت می‌گوید «با توجه به اطلاعات در دسترس در آن زمان، ما دلیل خوبی برای حمایت از اقدامات علیه رژیم صدام حسین داشتیم.»

در حالی که جمع زدن این وقایع تصادفی آسان است، مهم‌ترین نکته این است که اکونومیست در طرف برنده یک جنگ طولانی‌مدت بوده است: مبارزه بین بازارها و کنترل دولتی. آیا او احساس می‌کند به این حس رضایت دست یافته که وظیفه را انجام داده است؟ اموت می‌گوید مبارزه تمام نشده است. او می‌گوید: «برخی مسائل قدیمی هنوز وجود دارد. به گفت‌وگوهای تجاری دور دوحه نگاه کنید. مسائل جدیدی نیز وجود دارند. بنابراین هنوز هم باید از اصول لیبرال دفاع کرد.» او می‌گوید حتی کارکنان اکونومیست آن‌طور که معمولا تصور می‌شود طرفدار بازارهای آزاد نیستند. او با لبخند می‌افزاید «من و کلیو کروک معاون سردبیر برخی اوقات به شوخی می‌گفتیم ما دو لیبرال در میان جماعت سوسیالیست‌ها هستیم.»

حالا سعی می‌کنم اموت را به سمت چیزی هدایت کنم که اکثر روزنامه‌نگاران اقتصادی هرگز به طور کامل درک نکردند: چه چیزی باعث موفقیت اکونومیست شده است؟ هر هفته بیش از یک‌میلیون نفر آن را می‌خرند که در ضمن دو برابر شمارگان در زمانی است که اموت سردبیری آن را شروع کرد. این هفته‌نامه را با اشتیاق در همه جا می‌خوانند و ظاهرا مصون از تهدیدهای آنلاینی است که بسیاری از نشریات غربی مهم دیگر را به شدت نگران کرده است.

اموت سه‌دلیل برای موفقیت اکونومیست ذکر می‌کند: نخست اینکه یک نشریه واقعا جهانی است. وال استریت ژورنال بسیار آمریکایی است در حالی که تایمز مالی جهانی‌تر است اما بسیار نزدیک به دغدغه‌های اروپایی است. دوم اینکه اکونومیست مستقل از علائق و وابستگی‌های صنفی، دولتی و ملی است به طوری که شیوه تحلیل آن واقعا مستقل است. سوم سبک نگارشی آن است که اموت از آن دفاع می‌کند و آن را کوتاه و گویا، یا بدون حشو و زواید می‌داند. او می‌گوید. «ما نقل قول یا صفت کمتر داریم. ما دقیقا به هدف می‌زنیم.»

من از وی پرسیدم «بیل. شما همین الان گفتید ما. آیا منظور این است که شما هنوز اکونومیست را ترک نکردید؟» او می‌خندد. «در عمق وجودم من هرگز آن را ترک نخواهم کرد.» این یک پاسخ با کمال تعجب احساسی از سوی کسی است که زمانی مجله‌ای را رهبری می‌کرد که بیرونی‌ها، هم تحسین‌کنندگان و هم منتقدین، همیشه اندیشمندانه و تفکربرانگیز می‌دانند. این آخرین اشاره، شاید چیزهای زیادی درباره این مرد و نشریه بگوید.