چشم انداز صنعت ریخته‌گری ایران

ابراهیم همّتی ، پگاه مقدم

امروزه بیشتر قطعات ریختگی که در جهان مصرف می شود از یک کشور تولید و به کشورهای دیگر صادر می شود. قطعات ریختگی کالایی است که بعد از نفت و فولاد بیشترین سهم را در تجارت بین المللی دارد و صنعت ریخته گری یکی از بزرگ ترین و بین المللی ترین صنایع در قرن بیست و یکم است . نکته جالب این است که اهمیت صنایع ریخته گری در چرا و فقط چرا خلاصه نمی گردد بلکه عوامل متعدد دیگری در این بین مطرح هستند که سعی شده تا بصورت خلاصه به آنها پرداخته شود.

براساس مهمترین برنامه اقتصادی کشور و برمبنای سیاست گذاری های دولتی، رشد تقاضای پایه برای قطعات ریختگی طی سال های ۱۳۹۰ الی ۱۴۰۴ به طور متوسط سالانه ۷/ ۱ درصد پیش بینی شده و این در حالی است که این رشد در مقایسه دو دهة گذشته، آهنگ کندتری را نمایش می دهد.

براساس پیش بینی های موجود ، اگر چه فولاد تا سال ۱۴۰۴ همچنان به عنوان صنعت غالب غیر نفتی در کشور باقی خواهد ماند، اما صنعت ریخته گری قدر مطلق رشد و صنایع وابسته به آن از جمله صنعت خودرو سازی بیشترین درصد نسبی رشد را تجربه می‌کنند. شواهد نشان می دهند که صنایع ریخته گری تا سال ۱۴۰۴ ، از اهمیت فزاینده و رو به رشدی برخوردار خواهند بود و هم زمان با افزایش بهره گیری از تکنولوژی‌های جدید، سهم قطعات ریختگی در سبد مصرف داخلی و صادرات افزایش خواهد یافت.

طبق پیش بینی ها، تولید قطعات ریختگی طی دو دهه آینده، سالانه ۴/ ۲ درصد افزایش می یابد و رشد سهم قطعات چدنی در تولید قطعات ریختگی با میانگین ۶/ ۱ درصد در سال سبب می شود تا صنعت ریخته گری سهم ۵/ ۲ درصدی و تقریباً ثابت خود را در برآورده ساختن نیاز پایه صنعت خودروسازی و سایر صنایع وابسته به آن حفظ کنند.

انتظار بر این است که بهره گیری از تجربیات کشورهای توسعه یافته در این زمینه موجب شود تا صنعت ریخته گری سالانه بطور متوسط ۳/ ۳ درصد رشد یابد و این میزان در مقایسه با نرخ رشد ۲/ ۴ درصدی صنعت فولاد ورشد ۴/ ۱ درصدی صنعت خودرو سازی، بسیار قابل توجه به نظر می رسد.

کشور ایران طی سه دهه پیش رو، نیازمند افزایش ظرفیت بسیار زیادی برای تولید قطعات ریختگی خواهد بود، به طوری که تصور می شود طی سال های ۱۳۹۰ الی ۱۴۲۰ باید در حدود ۵ میلیون تن ظرفیت جدید در کشور ایجاد شود و تقریباً نیمی از این افزایش ظرفیت باید در بخش های چدن و فولاد صورت گیرد.

برای برآورده ساختن تقاضای داخلی در سال های پیش رو، به سرمایه گذاری عمده ای نیاز است و پیش بینی می شود که تأسیس واحدهای جدید مورد نیاز در سه دهه آینده مستلزم سرمایه گذاری هنگفتی باشد و بیش از نیمی از این سرمایه گذاری باید توسط بخش خصوصی صورت گیرد .

تعیین ساختار قیمتی قطعات ریختگی

اگر فرآیندی که طی آن قیمت های قطعات ریختگی شامل چدن ، فولاد، آلومینیوم، مس، منیزیم، سرب و روی، غیرآهنی ها و ریخته گری دقیق در اوایل دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران عملیاتی شد که یک تصمیم مهم نامیده شود می توان گفت که این تصمیم در بهترین زمان ممکن در مورد صنعت ریخته گری اتخاذ شد. در اواخر دهه ۶۰ و سال‌های ابتدایی دهة ۷۰ فرمول های گوناگونی ارائه شد و همانطور که مشاهده کردیم در آن مقطع زمانی قضاوت های اقتصادی موجهی وجود داشت که سهم قابل توجهی از سود را به تولید قطعات فولادی و خودرو اختصاص می دادند. این تصمیمی بود که نمی توانستند آن را بدون پذیرش محدودیت های شدید رقابتی دربخش بالا دستی صنعت فولاد و خودرو سازی اتخاذ کنند، گرفتن این تصمیم به شرکت های بزرگ خودرو سازی اجازه می داد در پی رانت در تعدادی از صنایع وابسته باشند . اختلاف بسیار زیاد بین هزینه تولید و عرضه قطعات چدنی و فولادی عرضه شده در کشور از یک طرف و سود حاصل از آن برای مصرف کنندگان این نوع از قطعات از طرف دیگر قابل توجه بود. شرکت های بزرگ مصرف کننده از این رانت ها برای حفظ و توسعه موقعیت برتر خود در بازارهای داخلی و خارجی استفاده کردند . به هر حال آنها پس از یک دهه دریافتند که باید پول بیشتری را به تولید کنندگان قطعات ریختگی بپردازند تا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند . جای تعجب نیست که شرکت های بزرگ فولادی و خودرو سازی از لحاظ اقتصادی متحول شدند و رشد یافتند تا آنکه حوادث غیر قابل اجتنابی برای صنعت ریخته گری اتفاق افتاد. رشد اقتصادی در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ سرعت زیادی گرفت ونتایج بزرگ آن، همه را به جز واحدهای ریخته گری خوشحال کرد و به تبع آن از سال ۱۳۸۳ نگرانی ها پس از گذشت مدتی، برای تولید کنندگان قطعات ریختگی بیشتر شد.

کلید توسعه صنعت ریخته گری کشور در دستان مصرف کنندگان محصولات ریختگی قراردارد. باید بدانیم که قیمت های محصولات ریختگی در گذشته چگونه تعیین می شد و یا به چه عواملی بستگی داشت، قیمت های واقعی در بازار، قیمتی که خریداران غیر مرتبط می بایست بپردازند چگونه بودند. قیمتی که از شفافیت لازم برخوردار بود و در جایی چاپ شده بود و یا اعلام شده بود. البته حقیقت امر این است که کاربرد اصلی قیمت ها ، بین گروه های مرتبط و وابسته به صنایع ریخته گری بود چرا که آنها دارای قدرت چانه‌زنی از نوع بالا دستی بودند.

از زمانی که تولید و عرضه قطعات ریختگی در کشور شروع شد، از فرمول های قیمت گذاری متفاوتی در دوره های قبل و بعد از انقلاب اسلامی استفاده می شد که تمامی این فرمول های قیمت گذاری با قیمت های شمش چدن و قراضه در بازارهای داخلی مرتبط بودند. متأسفانه هنوز هم، سیستم مناسبی برای انتخاب فرمول مناسب قیمت گذاری برای محصولات ریختگی وجود ندارد. فرمول مناسب می تواند مبنایی برای قیمت های واقعی در بازار و توسعه راهبردی صنعت ریخته گری باشد.

رشد رقابت در صنعت ریخته گری

افزایش تقاضای داخلی وبه تبع آن عرضه قطعات ریختگی به طور روز افزونی علاوه بر شرکت های بزرگ ریخته‌گری دردست شرکت های کوچک ریخته گری و عموماً سنتی هم قرار گرفت و از نظر جغرافیایی تعدد عرضه کنندگان قطعات ریختگی افزایش یافت. به همین دلیل در دو دهه ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ ، رقابت در بازار قطعات ریختگی رشد قابل توجهی کرد اما با بحران‌های عرضه یکی پس از دیگری مختل شد. شاید این تصور ایجاد شود در حالی که تقاضای داخلی به مدت ۲۰ سال از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۸۹ سالانه با نرخ ۷ درصد افزایش می یافت فضای کافی برای تمامی عرضه کنندگان وجود داشت و در طول دو سال گذشته مسائل متفرقه گوناگونی مطرح شد ولی به نتیجه نرسید. در واقع با توجه به شرایط کاملاً مطلوب صنایع خودروسازی، تصور چنین وضعیتی دور از ذهن نبود.این وضیت برای واحد های بزرگ ریخته گری دردناک و تشنج آفرین بود. به این ترتیب که شرکت های بزرگ و کوچک ریخته گری فعال در کشور یک بلوک تک قطبی نبودند و حتی نمی توانستند به تنهایی برقیمت های محصولات ریختگی بخصوص قطعات چدنی و فولادی تأثیر به سزائی داشته و تنها عامل تعیین کننده قیمت‌ها باشند. البته در میان شرکت های بزرگ ریخته گری، رقابت های درون گروهی وجود داشت و اگر دسترسی آسانی به تولید وعرضه نامحدود قطعات ارزان قیمت داشتند، رقابت بین آنها شدت می یافت . اما در واقع چنین رقابتی وجود نداشت زیرا آنها عمدتاً در دو شرکت بزرگ خودرو سازی کشور و در حجم کوچکتر در چند استان با یکدیگر مشارکت داشتند .

تاکنون، به دلایلی تنها به مسئله رقابت در بخش بالا دستی صنعت ریخته گری توجه شده است، در حالی که رقابت اصلی در بخش پایین دستی و در بین واحدهای متوسط و کوچک ریخته گری به مرحله خطرناکی رسیده که بدون بازگشت تلقی می گردد.

واکنش به قیمت ها و سیاستها

بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ هنوز بر صنایع ریخته‌گری غالب نشده است اما اگر بسرعت اقدام امدادی صورت نگیرد بر این صنعت غلبه خواهد کرد. در سه سال گذشته واکنش بازار به قیمت های بالاتر شامل عرضه بیشتر و تقاضای کمتر تا حدودی تحت تأثیر ذهنیت کمبود مواد اولیه در بلند مدت قرار گرفته بود چون بسیاری از واحدهای بزرگ و کوچک ریخته گری تصور می کردند که قیمت های بالا بخصوص در رابطه با قراضه و فروآلیاژها در همین سطح باقی می ماند.

اما در نهایت، بازار راه خود را پیدا کرد و همین امر باعث شد تا قیمت ها حتی تا پایین تر از قیمت کف کاهش یابد و موجب ایجاد ضرر و زیان هنگفت برای برخی از واحد های بزرگ ریخته گری شود.

صنعت ریخته گری در ۲۰ سال گذشته به واسطه عوامل تکنولوژیک و اقتصادی دچار تحولات عظیمی گشته است که در واکنش به قیمت ها و سیاستها باید فرآیندهای دیگری چون الگوی تقاضا، ازبین رفتن مازاد تولید، مدیریت تقاضا در عرضه و برنامه ریزی دراز مدت مد نظر قرار گیرد.

سیاستهای قیمتی و تنوع تولید کنندگان

با پایان دهه ۸۰ ، در صنعت ریخته گری ، مانند هر صنعت دیگر نسبت به دهه های گذشته تغییرات بسیار زیادی صورت خواهد گرفت. در این مدت واحدهای بزرگ و کوچک ریخته گری بیش از دو برابر شده و این تعداد از لحاظ جغرافیایی پراکندگی یکسانی نخواهد داشت . مصرف داخلی قطعات ریختگی طی سه دهه آینده ۷ برابر شده و از یک میلیون تن به بیش از ۵ میلیون تن در سال خواهد رسید. فناوری های جدید، سیاست، نگرانی های عمومی در رابطه با مشکلات زیست محیطی این صنعت و بیشتر از همه تغییرات قیمتی که توسط مصرف کنندگان قطعات ریختگی صورت می گیرد و بعضی اوقات تعدیل های دردناک و بازسازی هایی که در پی آن اتفاق می افتد، باعث تغییر شکل صنعت ریخته گری در دراز مدت می شود.

بازیگران مهم بازار محصولات ریخته گری ، سیاستهای قیمتی هستند یعنی سیاست های قیمتی می توانند یا فکر می کنند که می توانند بر صنعت ریخته گری تأثیر بگذارند. مشخصه ویژه بازار محصولات ریخته گری در کشور رقابت های شدید نیست بلکه قدرت تقاضا و عرضه می باشد، یعنی مصرف کنندگانی که پذیرفته اند چه می خواهند، خود تعیین کننده قیمت در بازار داخلی کشور هستند.

شاخص افزایش تحمیلی قیمت ها

قیمت های نقدی شمش چدن داکتیل و خاکستری در ایران از ابتدای سال جدید افزایش یافته است. اکنون قیمت های خرید شمش چدن داکتیل با ۵۰.۰۰۰ تا ۷۰.۰۰۰ تومان رشد به ۶۳۰.۰۰۰ تا ۶۵۰.۰۰۰ تومان در هر تن و قیمت های خرید شمش چدن خاکستری با ۶۰.۰۰۰ تا ۹۰.۰۰۰ تومان رشد به ۵۲۰.۰۰۰ الی ۵۵۰.۰۰۰ تومان در هر تن رسیده است.

این رشد قیمت نتیجه بهبود بازار قطعات چدنی در ماههای اخیر بوده است. البته به تبع آن رشد قیمت در قطعات فولادی و آلومینیومی نیز طی ماههای اخیر کاملاً ملموس و مشهود بوده است. قیمت های شمش چدن بر خلاف قطعات چدنی نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش چشمگیری را نشان می دهند. در حال حاضر، برخی از کارخانه های بزرگ خودرو سازی در برابر هر گونه تغییر در قیمت شمش چدن، قراضه و قطعات چدنی حاصل از آنها ازخود مقاومت نشان می‌دهند. مدیران خرید برخی از کارخانه های بزرگ قطعه سازی می گویند: بدلیل مشکلات و تبعات مربوط به هدفمند سازی یارانه ها ما آمادگی بالا بردن قیمت‌های خرید قطعات چدنی را نداریم. ما مکلف هستیم تا در برابر هر گونه افزایش قیمت مقاومت کنیم تا اینکه قیمت های کنونی تا پایان سال جاری (۱۳۸۹) در حالت پایدار بماند. آنها کماکان سعی خواهند کرد قیمت‌ها در سطح کنونی حفظ شود. هم اکنون، با توجه به افزایش چشم انداز مثبت بازار قطعات چدنی و فولادی در سال ۱۳۹۰، اکثر واحدهای ریخته گری شدیداً دربارة استراتژی های فروش خود برای قطعات چدنی احتیاط بیشتری به خرج می دهند .

پیش بینی رشد ۱۲ درصدی تولید در صنایع ریخته گری

پیش بینی رشد ۱۲ درصدی تولید در صنایع ریخته‌گری ایران در ۴ سال آینده بر پایه رشد ریخته‌گری قطعات فولادی، چدن داکتیل (نشکن) و آلومینیوم قرار دارد. علی رغم کمی کاهش در تولید لوله‌های چدنی و خودروهای سواری در سال ۱۳۸۹ تولید قطعات ریختگی ایران با ۷/ ۳ درصد رشد نسبت به سال ۱۳۸۸ به نزدیک ۳/ ۱ میلیون تن رسیده و پیش بینی می شود با ۱۲ درصد رشد تا سال ۱۳۹۳ به ۵/ ۱ میلیون تن برسد. هر چند در سال گذشته و سال جاری تولید چدن خاکستری کاهشی درحدود ۶/ ۰ درصد را تجربه کرده ، اما پیش بینی می شود با افزایش تولیدکارخانه‌های لوله سازی و استفاده از ظرفیت حداکثری آنها چدن نشکن در سال ۱۳۹۰ به میزان ۲/ ۴ درصد و تا سال ۱۳۹۱ به میزان ۲/ ۱۴ درصد رشد داشته باشد. آلومینیوم ریختگی نیز با ۶/۶ درصد رشد در سال ۱۳۸۹، تا ۴ سال آینده به میزان ۱۷ درصد رشد خواهد داشت. برای فولاد ریختگی رشد آرامی در حد سالانه ۹/ ۱ درصد به لحاظ افزایش تولید ماشین آلات معدنی، تجهیزات صنایع نفت، راه آهن و تجهیزات ساختمانی پیش بینی می شود. علی رغم گذشت ۹ ماه از سال ، آمار دقیقی از میزان تولید فولاد ریختگی در کشور وجود ندارد. اما با توجه به افزایش ارزش برابری دلار پیش بینی می شود در سال جاری میزان واردات قطعات ریختگی بصورت های خام، نیمه تمام و ماشین کاری شده کاهش چشمگیری نسبت به سال های قبل داشته باشد.

چشم انداز صنعت ریخته گری

تجربیات دو دهه اخیر نشان می دهد توسعه راهبردی صنعت ریخته گری خارج از چار چوب برنامه پنجم توسعه امکانپذیر نمی باشد. طی چند ماه گذشته این سوال مهم هنوز باقی است که دولت محترم چگونه می خواهد و می تواند به صنایع ریخته گری کمک کند؟

الزامات دولت برای مدرنیزه شدن واحدهای ریخته گری می تواند نتایج مثبتی برای این صنعت در دراز مدت داشته باشد و منجر به افزایش ظرفیت تولید وکیفیت شود. هم اکنون، دولت محترم با کمک به واحدهای کوچک ریخته‌گری و تشویق آنها به استفاده از تجهیزات و ماشین آلات جدید جهت صرفه جویی در مصرف انرژی، کاهش آلودگی های زیست محیطی و بهبود کیفیت قطعات جهت پوشش بازارهای منطقه ای، می تواند نقش مهمی در توسعه راهبردی این صنعت ایفا نماید. در حال حاضر، واحدهای کوچک و بزرگ ریخته گری برای ادامه فعالیت نیازمند کمک های راهبردی دولت هستند، و دامنه این کمک ها می تواند در برنامه پنجم توسعه وسیع باشد.