صرفه‌جویی بیش از 50  میلیارد تومان در سال با اجرای کامل طرح «کهاب»
طرح کاهش، هدایت، انتقال و بازیافت بخار بنزین (کهاب) از جمله طرح‌های ملی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران است که برای اولین بار در کشور در حال اجراست.

این طرح که ابتدا به منظور پیگیری اهداف زیست محیطی پایه‌گذاری شده بود، اکنون به عنوان یک طرح اقتصادی نیز مورد توجه قرار گرفته است. گستره این طرح حدود ۷۰ انبار نفت، ۲۵۰۰ جایگاه سوخت‌گیری بنزین و ۱۰۰۰۰ نفتکش را شامل می‌شود که شرکت پخش فرآورده‌های نفتی ایران به عنوان مجری این طرح در کشور شناخته شده است. نحوه و میزان پیشرفت این طرح، محور گفت‌وگوی ما با مهندس «فریدون جلیلیان»، مجری طرح «کهاب» است که مشروح آن در زیر می‌آید. وی می‌گوید: «این طرح در ابتدا با سرفصل زیست‌محیطی و فیزیولوژیکی مطرح شده بود، ولی محاسبات انجام شده نشان داد که این طرح علاوه بر اینکه دوستدار محیط‌زیست است اقتصادی نیز هست.»
به گفته مهندس «جلیلیان» در حال حاضر مصرف بنزین در کشور چیزی در حدود 65 میلیون لیتر در روز است. بنابراین به ازای 65 میلیون لیتر بنزین مصرفی و با توجه به سه بار تولید بخار در طی مراحل بارگیری، دریافت و توزیع آن، حدود 200 میلیون لیتر بخار بنزین در یک روز به هوا می‌رود که اگر معادل مایع آن را حساب کنیم چیزی در حدود 300 هزار لیتر در روز می‌شود.
با توجه به اینکه بحث تبخیر بنزین در کشور هم از لحاظ زیست محیطی و هم فیزیولوژیکی آثار مخرب زیادی دارد، طرح جدید شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران با عنوان طرح «کهاب» تا چه اندازه‌ای در کاهش این معضل موثر خواهد بود؟
در ابتدا باید بگویم که اطلاق کلمه طرح، نشان‌دهنده وسعت آن است که کل کشور را در بر می‌گیرد. «کهاب» برگرفته از اول کلمات کاهش، هدایت، انتقال و بازیافت بخار بنزین است. موضوع تبخیر مواد آلی، بحثی است که از گذشته در صنعت نفت ایران وجود داشته است. در کل، فرآورده‌های فرار در تماس با اتمسفر و هوا بخار شده و وارد اتمسفر می‌شوند که از لحاظ زیست محیطی و فیزیولوژیکی صدمات زیادی را وارد کرده و علاوه بر آن اثرات زیان بار اقتصادی نیز دارند. در خصوص بنزین موتور نیز مقوله تبخیر مواد آلی وجود دارد که اصطلاحا به (VOC (Volatile Organic Compounds معروف است که صدمات فیزیولوژیکی از جمله آسیب دیدن سیستم عصبی، تحریک چشم، بینی و گلو، جهش ژنتیکی، تولد نوزادان نارس و ... را درپی دارد. همچنین آثار زیان‌بار زیست‌محیطی از جمله تولید باران‌های اسیدی، ایجاد پدیده مه دود فتوشیمیایی، تغییرات اقلیم جهانی، آسیب رسیدن به لایه ازن، افزایش دمای کره زمین و ... از این ترکیبات ناشی می‌شود. بدین منظور تصمیم گرفته شد که برای کاهش اثرات زیانبار این بخارات تمهیداتی در نظر گرفته شود. توجه جدی به طرح «کهاب» از زمانی شروع شد که در سال 85 سازمان محیط‌زیست لایحه ای را در خصوص کاهش آلودگی‌های محیط‌زیست از بخارهای بنزین به صورت پیشنهاد به هیات دولت برد. لایحه مزبور تکلیف‌هایی را برای وزارت نفت و وزارت صنایع و معادن مشخص کرده بود که با روح شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران سازگار نبود، لذا در این شرکت کمیته‌ای تشکیل شد تا صرفا روی این لایحه کار شده و آن را با اهداف شرکت پخش سازگار نماید، که لایحه تصویب شده هیات دولت در سال 87، برگرفته از آن است. این لایحه شامل شش بند بوده که بند ششم آن متعلق به وزارت صنایع و معادن و پنج بند دیگر مربوط به وزارت نفت و به تبع آن شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران است. در حقیقت اصل این لایحه از آنجا پا گرفت که سازمان محیط زیست طی یک بررسی متوجه شد مردمی‌که خانه‌هایشان در نزدیکی جایگاه‌های بنزین قرار دارد، از بخارات ناشی از بنزین و بوی بد آن اذیت می‌شوند. به همین منظور این سازمان لایحه‌ای را برای کاهش این آلودگی زیست‌محیطی به هیات دولت فرستاد. در اواخر سال 85 نیز ما برای توجیه طرح «کهاب» به کمیسیون زیربنایی هیات دولت رفتیم و وقتی طرح را توضیح دادیم، مورد توجه و پذیرش معاون رییس جمهور و تنی چند از وزرا و مسوولان قرار گرفت و در نهایت این لایحه در سال 87 مصوب شد. نقطه قوت طرح «کهاب» این است که هم دوستدار محیط زیست است و هم صرفه اقتصادی دارد.
گستره این طرح چه بخش‌هایی را در بر می‌گیرد؟
حوزه کاری طرح «کهاب» (کاهش، هدایت، انتقال و بازیافت بخار بنزین) در محدود فعالیت‌های شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران صورت می‌گیرد. پس از اینکه بنزین تولیدی را از پالایشگاه‌ها تحویل گرفتیم آن را در انبارهای شرکت پخش ذخیره می‌کنیم، سپس این بنزین به نفتکش‌ها منتقل و در جایگاه‌ها سراسر کشور توزیع و به مخازن زیر زمینی آنها تحویل داده می‌شود. در مرحله آخر نیز این بنزین از مخازن زیرزمینی به باک خودروها فرستاده می‌شود. در تمام این مراحل شرکت ملی پخش فرآورده‌‌های نفتی ایران فعال است.
آیا بحث تبخیر بنزین در مرحله تولید آن در پالایشگاه‌ها نیز وجود دارد؟
بله، اما تبخیر بنزین در محدوده شرکت پخش، خیلی بیشتر است. ببینید، وقتی یک مخزن را از یک سیال پر می‌کنید، باید سیال دیگری که معمولا بخار یا هوا است، به همان حجم از آن خارج شود تا بتواند سیال جدید را بپذیرد. بنابراین وقتی مایع بنزین را وارد یک مخزن می‌کنیم، باید به مخزن این اجازه را بدهیم که هوا یا بخار آن خارج شود. در مخازنی که مختص بنزین است، هوای مخزن بعد از اینکه یک بار با بنزین پر می‌شود، حاوی بخار بنزین می‌گردد. در پالایشگاه‌ها چون از مخازن سقف شناور استفاده می‌شود و سقف شناور روی سطح مایع قرار می‌گیرد، اجازه تماس هوا با مایع بنزین داده نمی‌شود. از اینرو بخاری ایجاد نمی‌شود، ولی اگر مخازن ذخیره از نوع سقف ثابت باشند، با پر و خالی شدن آنها، هوا به داخل مخازن وارد شده و تولید بخار می‌کند که به اتمسفر تخلیه می‌شود.
این موضوع در محدوده فعالیت شرکت پخش چگونه است؟
در ابتدا بهتر است که بدانید در محدوده فعالیت شرکت ملی پخش دو بحث کلی تبخیر بنزین و انتشار بخار آن مطرح می‌باشد در بحث تبخیر بنزین با در تماس قرار گرفتن مایع بنزین و هوای آزاد بدلیل اختلاف فشار جزیی که بین آن دو وجود دارد، تبخیر بنزین صورت می‌پذیرد. این مورد با جابجایی سیال داخل ظروف ( جابه‌جایی بنزین ) حادث می‌گردد. بر طبق تئوری بالانس حجمی‌، وقتی‌که A لیتر از یک سیال را وارد مخزنی می‌کنیم باید A لیتر از همان سیال یا سیال دیگر از آن خارج شود. به طور مثال زمانی‌که بنزین از مخزن نفتکش به مخزن زیرزمینی جایگاه تخلیه می‌گردد، به همان حجم هوای آزاد (سیال دیگر) جایگزین بنزین در مخزن نفتکش می‌گردد. تماس هوا با بنزین باقیمانده در کف مخزن و بر جدار داخلی آن موجب تبخیر بنزین می‌شود (یک مرحله تبخیر از نوع تبخیر عملیاتی). از سوی دیگر با فروش بنزین توسط جایگاه، هوای تازه جایگزین بنزین خارج شده در مخزن زیر زمینی جایگاه می‌شود و این عمل موجب تبخیر مجدد بنزین در مخزن جایگاه می‌گردد (یک مرحله دیگر از تبخیر از نوع تبخیر عملیاتی) . این فرآیند در باک خودرو نیز در طی حرکت ماشین و مصرف بنزین نیز مجددا به وجود آمده و موجب تبخیر بنزین در باک خودرو می‌شود (مرحله دیگر از تبخیر از نوع تبخیر عملیاتی). البته پاشش بنزین به داخل مخزن نفتکش در زمان بارگیری آن، تلاطم بنزین در نفتکش در زمان انتقال، باز بودن منافذ مخازن نفتکش، مخزن زیرزمینی جایگاه و باک خودرو تبخیر مضاعفی را در پروسه نقل و انتقال بنزین از انبار نفت تا باک خودرو اعمال می‌نمایند.
زمانیکه بنزین وارد مخزن نفتکش، جایگاه یا خودرو می‌گردد (با اشاره به توضیحات ارائه شده در خصوص بالانس حجمی‌و چگونگی انتشار بخار بنزین) هم حجم بنزین وارد شده بخار حاصله از تبخیر بنزین موجود در آن مخزن (که معمولا اشباع می‌باشد) به محیط خارج انتشار می‌یابد.
کمی‌ در خصوص اقتصادی بودن طرح توضیح فرمایید؟
با صرفنظر از یکسری محاسبات پیچیده، این طور فرض می‌کنیم که اگر یک لیتر بنزین بخواهد به دست مصرف‌کننده برسد، سه بار باید از مخزنی به مخزنی دیگر منتقل شود. پس به ازای هر یک لیتر بنزین، سه لیتر بخار بنزین وارد اتمسفر شده و هدر می‌رود که از لحاظ اقتصادی رقم قابل توجهی است. در حال حاضر مصرف بنزین در کشور چیزی در حدود ۶۵ میلیون لیتر در روز است. بنابراین به ازای ۶۵ میلیون لیتر بنزین مصرفی روزانه، حدود ۲۰۰ میلیون لیتر بخار بنزین در یک روز به هوا می‌رود که اگر معادل مایع آن را حساب کنیم چیزی در حدود ۳۰۰ هزار لیتر در روز می‌شود. لازم به ذکر است که طی بررسی‌های به عمل آمده از هزار لیتر بخار اشباع بنزین حدودا ۵/۱ لیتر بنزین مایع استحصال می‌شود. این نشان می‌دهد که روزانه ۳۰۰ هزار لیتر بنزین هدر می‌رود که نه اقتصادی است و نه زیست محیطی. با یک محاسبه ساده می‌بینیم که این رقم در طول یک سال به حدود ۱۱۰ میلیون لیتر بالغ می‌شود. که با احتساب قیمت «فوب» خلیج‌فارس ( حداقل لیتری ۵۰۰ تومان)، بیش از ۵۰ میلیارد تومان در سال اتلاف داریم. یعنی اگر جلوی این تبخیر را بگیریم، در طول یک سال بیش از ۵۰ میلیارد تومان صرفه‌جویی اقتصادی خواهیم داشت.
در واقع درست است که بحث کاهش بخارات بنزین در قالب طرح «کهاب» با سرفصل زیست‌محیطی و فیزیولوژیکی مطرح شد، اما از منظر اقتصادی نیز باعث اتلاف سالانه حداقل 50 میلیارد تومان ثروت کشور می‌شود.
بله این طرح در ابتدا با سرفصل زیست محیطی و فیزیولوژیکی مطرح شده بود ولی محاسبات انجام شده نشان داد که این طرح علاوه بر اینکه دوستدار محیط‌زیست است، بلکه اقتصادی نیز هست. از این رو وقتی پیشنهاد این طرح به کمیسیون زیربنایی هیات دولت رفت، به سرعت کلیات آن تایید شد و مصوبه هیات دولت را اخذ نمود و در حال حاضر به عنوان یک طرح ملی در قالب تجهیز انبارهای نفت، جایگاه‌ها و ناوگان حمل زمینی فرآورده، در دست اجرا است.
اجرای طرح «کهاب» از چه زمانی شروع شد؟
لایحه طرح از اواسط سال ۸۵ پیشنهاد و از ابتدای سال ۸۶ فعال شد، البته متاسفانه این طرح از ابتدا سازمان مستقلی نداشت و در واقع زیر نظر مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران شروع به کار کرد که تا امروز نیز در حال اجراست. اگر بنا بود برای این طرح سازمانی ایجاد شود، به زمانی طولانی نیاز داشت، بنابراین به بنده اجازه داده شد که از آن دسته از نیروهای شرکت که به نوعی با این طرح در ارتباط هستند، به عنوان همکار استفاده کنم. البته به دلیل مسوولیت‌های جداگانه نیروهای فعال در این طرح، در بخش مطالعاتی، به صورت پاره وقت کار کردیم و آزمایش‌هایی را نیز روی جایگاه‌ها و انبارهای شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران، انجام دادیم. اما با تمام مسائلی که وجود داشت، ما برای اجرای این طرح، در چارچوب برنامه زمان‌بندی شده هیات دولت کار را پیش برده‌ایم.
آیا در سایر کشورهای جهان نیز به این موضوع پرداخته شده است؟
بررسی‌های ما نشان می‌دهد که کشورهای صنعتی دنیا مانند آمریکا، کانادا، استرالیا، ژاپن، فرانسه، آلمان، ایتالیا، چین، انگلستان، هلند و اتریش هم روی این قضیه کار کرده‌اند، اما ساختار عرضه بنزین در کشور ما با این کشورها متفاوت است. در کشور ما بخش دولتی تولید و توزیع بنزین را بر عهده دارد.
روند اجرای این طرح تا چه میزان پیشرفت داشته است؟
بر اساس برنامه موظف بودیم که تا پایان سال ۸۸ جایگاه‌ها را به سیستم طرح «کهاب» مجهز نماییم که این کار را از سال ۸۷ شروع کردیم. همچنین فاز مطالعاتی این طرح نیز از سال ۸۷ باید شروع می‌شد، اما شروع کار ما از سال ۸۶ بود. در واقع یک سال جلوتر از برنامه حرکت کردیم.
اجرای طرح کهاب در جایگاه به چند مرحله تقسیم شده است؟
این طرح در دو مرحله که به Stage I و Stage II معروف هستند، طراحی شده است. مرحله اول جلوگیری از خروج بخار بنزین به هنگام ورود بنزین به مخازن زیر زمینی را در بر گرفته و در مرحله دوم باید از خروج بخارهای بنزین از باک خودرو (هنگام سوخت‌گیری) جلوگیری کرد که باید در مواجهه با آن با احتیاط پیش رفت. بخش دوم نسبت به بخش اول در دنیا طرفدار چندانی ندارد چون تجهیزات بسیار گران قیمت و هزینه بری نیاز دارد.
طرح «کهاب» سه مقوله را که عبارتند از تجهیز نفتکش‌ها، تجهیز جایگاه‌ها و تجهیز انبارها را در بر می‌گیرد، بفرمایید این طرح در این سه قسمت تا چه حد اجرایی شده است؟
بر اساس برنامه مصوب، تجهیز کل نفتکش‌های کشور به سیستم «کهاب» باید تا پایان سال ۹۳ به اتمام رسد. در حال حاضر سالانه ۱۶ هزار نفتکش در سیستم حمل و نقل کشور فعال می‌باشند که از این میزان ۴ هزار نفتکش متعلق به ارگان‌هایی مثل ارتش و سپاه بوده که شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران وارد توزیع فرآورده در این قسمت نمی‌شود. حدود ۲ هزار نفتکش دیگر نیز صرفا برای انتقال نفت کوره در نظر گرفته شده است. بنابراین از بین ۱۶ هزار نفتکش، سالانه ۱۰ هزار نفتکش برای انتقال فرآورده‌های سبک از جمله بنزین، نفت گاز و نفت سفید در نظر گرفته شده اند. بر اساس ضرورت عملیاتی توزیع فرآورده‌های مختلف توسط یک نفتکش، باید ۱۰ هزار نفتکش را به این سیستم مجهز کنیم، لذا به خاطر محدودیت‌های عملیاتی که در کشور وجود دارد امکان اختصاص تعدادی از این نفتکش‌ها که صرفا مختص حمل بنزین باشند، وجود ندارد. در حال حاضر روزانه حدود ۱۸۰ میلیون لیتر انواع فرآورده‌های سبک در کشور مصرف می‌شود که حدود ۶۵ میلیون لیتر آن را بنزین تشکیل می‌دهد. به همین دلیل ما تصمیم داریم که از این ۱۰ هزار نفتکش، حدود ۵ هزار نفتکش را مجهز به سیستم «کهاب» کنیم.
تا پایان سال 88 چه میزان نفتکش به این سیستم مجهز شده‌اند؟
تا پایان سال ۸۸ حدود ۲۶۰۰ نفتکش به این سیستم مجهز شده‌اند.
برنامه شما برای سال‌جاری تجهیز چند نفتکش به سیستم «کهاب» است؟
ما در حال اخذ مجوز برای تجهیز ۱۶۰۰ نفتکش دیگر به سیستم «کهاب» تا پایان سال ۸۹ از شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران می‌باشیم که با ۲۶۰۰ نفتکش قبلی، در مجموع تا پایان سال‌جاری ۴۲۰۰ نفتکش به این سیستم مجهز خواهند شد. با توجه به نیاز عملیاتی اگر ۸۰۰ نفتکش دیگر نیز به این سیستم مجهز شوند، به سقف ۵۰۰۰ دستگاه نفتکش تا پایان سال ۸۹ خواهیم رسید. از آنجا که تجهیز هر نفتکش به اعتباری بین ۳ تا ۴ میلیون تومان نیاز دارد، امیدوارم به گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که به جای تجهیز ۱۰ هزار نفتکش، نیمی‌ از این تعداد به این سیستم مجهز شوند که صرفه جویی اقتصادی نیز در بر خواهد داشت، البته در تجهیز نفتکش‌ها باید به گونه‌ای عمل کنیم که خللی به فرآیند حیاتی حمل فرآورده در سطح کشور وارد نشود.
در مجموع اگر تعداد کل نفتکش‌هایی که باید به سیستم «کهاب» مجهز شوند را 5 هزار دستگاه در نظر بگیریم، در حال حاضر 52 درصد آنها به این سیستم مجهز هستند و اگر رقم 10 هزار دستگاه را در نظر بگیریم، تا امروز 26 درصد از نفتکش‌ها به سیستم «کهاب» مجهز شده‌اند.
تجهیز جایگاه‌های سوخت به این سیستم در حال حاضر در چه وضعیتی قرار دارد؟
در حال حاضر حدود 2500 جایگاه در کشور وجود دارد که از این میزان حدود 2200 جایگاه به سیستم «کهاب» مجهز شده‌اند. حدود 300 جایگاه دیگر باقی مانده که جزو جایگاه‌های کوچک کشور (شامل فروشندگی‌های سکو دار و فروشندگی‌های اتاقک‌دار) هستند که اکثرا در مناطق مسکونی دور افتاده قرار دارند. که تجهیز آنها نیز در دست اقدام می‌باشد. در مجموع می‌توانم بگویم که 100 درصد جایگاه‌های اثرگذار در توزیع سوخت کشور به سیستم «کهاب» مجهز شده‌اند و تا خرداد ماه امسال نیز از بین 300 جایگاه باقیمانده، تعدادی از آنها که فروش بیشتری دارند به این سیستم مجهز خواهند شد و برای مابقی تصمیم می‌گیریم که احتیاج به صرف هزینه برای آنها هست یا خیر.
برای تجهیز جایگاه‌ها به چه میزان اعتباری نیاز است؟
برای تجهیز جایگاهی که یک مخزن زیرزمینی دارد، به طور متوسط باید 3 میلیون و 600 هزار تومان هزینه شود تا به سیستم «کهاب» مجهز شود و به ازای هر مخزن بیشتر نیز 800 هزار تومان اضافه تر پرداخت می‌گردد در این بین برای اینکه جایگاه‌داران بخش خصوصی نیز بتوانند از این طرح استفاده نمایند بالغ بر 4 میلیون تومان به هر جایگاه وام داده‌ایم که به ازای مخازن بیشتر این مبلغ بیشتر خواهد شد، البته در سال 86 که این طرح به طور آزمایشی در بعضی از جایگاه‌ها به اجرا درآمد، ما برای ایجاد انگیزه در بین جایگاه‌داران تا سقف 10 میلیون تومان وام دادیم. ولی بعدا با افزایش تجربه در زمینه استفاده از این سیستم و کاهش تجهیزات گران قیمت، این میزان به 4 میلیون تومان کاهش یافت که خود کاهش هزینه‌ها را نیز در بر داشت. همچنین برای ایجاد انگیزه بیشتر اقساط این وام‌ها نیز به صورت بلند مدت در نظر گرفته شد. در مجموع باید بگویم که طرح «کهاب»، طرحی نیست که سودش تنها برای دولت و بخش دولتی باشد، بلکه این طرح علاوه بر اینکه برای جایگاه‌داران از لحاظ مادی سود دارد، منجر به کاهش بخارات بنزین و حفاظت از محیط زندگیمان نیز می‌شود. پس بهتر است که این طرح را در سطح وسیع و ملی ببینیم.
در حال حاضر تقاضای من از ارگان‌های دولتی و شرکت‌های وابسته به سازمان محیط زیست این است که در سراسر کشور روند اجرای طرح «کهاب» را مورد ارزیابی قرار دهند و مشخص کنند که با توجه به هزینه‌هایی که در راستای اجرای این طرح شده، آیا سیستم‌های نصب شده از کارآیی لازم برخوردار هستند یا خیر؟ طبعا بنده در مقام مجری این طرح از کار سازمانم دفاع می‌کنم، اما بررسی اثربخش بودن این پروژه به عهده ارگان‌های مرتبط با نفت و سازمان محیط‌زیست می‌باشد که باعث افتخار است با ایشان در راستای اثر بخش بودن آن، همکاری نمایم.
یعنی تا امروز ارزیابی دقیقی از اثربخش بودن این پروژه انجام نشده است؟
خیر شاید این امر هم به این دلیل بوده که اطلاع رسانی درستی از نحوه اجرای این طرح صورت نگرفته یا سازمان‌های نظارتی از اثربخش بودن این طرح اطمینان کامل دارند. به هر حال زمان آن رسیده است که با همکاری ارگان‌های زی‌ربط اثر بخشی اجرای طرح کهاب در جمیع محدوده فعالیت آن به صورت سیستماتیک ارزیابی و به اطلاع عموم رسانده شود. یادآوری می‌نماید که محاسبات اولیه در فاز صفر بیانگر اقتصادی بودن آن می‌باشد که باید با روش‌های علمی‌ و عملی اندازه‌گیری شود.
جایگاه‌های جدیدالاحداث نیز ملزم به نصب سیستم «کهاب» هستند؟
طبق مصوبه هیات دولت، وزارت نفت مکلف است از طریق شرکت‌های تابعه، صاحبان جایگاه‌هایی که از ابتدای سال ۸۸ احداث شده‌اند را موظف به جمع‌آوری بخارات بنزین کند که این مهم از ابتدای سال ۸۷ به مرحله اجرا در آمده است.
نصب تجهیزات در جایگاه‌ها تا چه میزان بخارات بنزین را کاهش داده است؟
طبق استانداردی که از امور HSE شرکت پخش اعلام شده است، میزان مجاز بخار مواد آلی باید ppm ۳۵ باشد. با اندازه‌گیری‌هایی که ما در بعضی از جایگاه‌ها انجام داده‌ایم این میزان در حال حاضر بسیار بسیار کمتر از آن می‌باشد که لازم است این بخش توسط ارگان‌های زی‌ربط اندازه‌گیری و اعلام شود.
چه تجهیزاتی برای اجرای این طرح لازم است؟
تجهیزاتی که در مرحله اول این طرح (Stage I) مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از شیرهای توپی با قابلیت قفل شدن(Lock Ball Valve)، قطعه P&V Valve،ا DryCoupler، شیلنگ بخار و فشارسنج.
تا چه میزان از توان سازندگان داخلی برای ساخت این تجهیزات استفاده کردید؟
در ابتدای اجرای این طرح ادوات مورد نیاز ما بسیار گران قیمت بود و باید از خارج تامین می‌شد، ولی ما به کمک دوستان و همکارانمان در داخل کشور، (خصوصا همکاران پالایشگاه اصفهان)، اقدام به ساخت تجهیزات مورد نیاز این طرح کردیم. به عنوان مثال طبق اطلاع واصله در ابتدای کار قطعه P&V Valve را که قیمت آن در خارج از کشور ۶۰ دلار بود به جایگاه داران حتی به قیمت ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان فروختند. این موضوع سبب شد که ما با ساخت داخلی این قطعه، آن را با قیمت حدود ۸۰ هزار تومان در اختیار جایگاه‌داران قرار دهیم. در خصوص قطعه دیگر به نام Dry Coupler نیز این قیمت از حدود ۸۰۰ هزار تومان برای نوع خارجی به حدود ۱۷۰ هزار تومان برای نوع داخلی کاهش یافت.
علاوه بر نفتکش‌ها و جایگاه‌ها، سیستم «کهاب» باید در انبارها نیز نصب شود، در حال حاضر روند اجرای این طرح در انبارهای نفت کشور در چه وضعیتی قرار دارد؟
در حال حاضر ما حدود ۷۰ انبار نفت داریم که باید به سیستم «کهاب» مجهز شوند که به طور آزمایشی قرار است در چند انبار نفت آنها را اجرا تا متناسب با وضعیت جغرافیایی هر بخش از کشور، از نوع مناسب آن استفاده نماییم.
در مجموع برای اجرای این طرح به چه میزان اعتبار نیاز است؟
در مجموع برای مجهز کردن ۲۵۰۰ جایگاه، ۱۰۰۰۰ نفتکش و ۷۰ انبار نفت به سیستم «کهاب» به ۱۸۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز داریم.
همان‌طور که در ابتدا اشاره کردید، بخارهای بنزین علاوه بر اینکه باعث اتلاف سالانه 50 میلیارد تومان از ثروت ملی می‌شوند، اثرات زیان بار زیست محیطی و فیزیولوژیکی نیز دارند. با این حساب در مجموع اثرات این معضل از لحاظ کمی‌ برای کشور تا چه میزان است؟
بر اساس آماری که در یکی از بولتن‌های مرتبط با موضوع دیدم، سالانه بیش از ۲۵۰ میلیارد تومان برای از بین بردن صدمات زیست‌محیطی و فیزیولوژیکی ناشی از VOC در کشور هزینه می‌شود که بخشی از آن مربوط به بخار بنزین می‌باشد و باید از طرف ارگان‌های ذی‌ربط محاسبه و اعلام شود. از طرفی اگر اتلاف سالانه ۵۰ میلیارد تومان بنزین ناشی از بخار را نیز به آن اضافه کنیم، سالانه بیش از ۵۰ میلیارد تومان پول از دست می‌رود. در این راستا شایسته است که میزان صدمات مربوطه با همکاری ارگانهای ذی‌ربط اندازه‌گیری شده که مجددا تقاضای کمک از ایشان را دارم.
مرحله دوم این طرح که به Stage II در جایگاه معروف است، تا چه میزان در کشور اجرا شده است؟
این مرحله هنوز در ایران اجرا نشده است. این مرحله در واقع از خروج بخارهای بنزین از باک خودرو جلوگیری می‌کند، اما این بخش از این طرح در دنیا نیز به نسبت Stage I طرفداری ندارد، چون به تجهیزات بسیار گران قمیت و هزینه بری نیاز دارد. در عین حال این امکان وجود دارد که به جای مکش بخار، از سطح مایع بنزین هم برداشته شود، چون Stage II نازل‌های خاص خودش را دارد و استفاده از آنها کمی‌ پیچیده و هزینه‌بر است. طبق اطلاع واصله در کشور انگلستان Stage II حدود ۶ دهم درصد اجرا شده، ولی Stage I تا ۶۰ درصد هم مورد استفاده قرار گرفته است. در هر جایگاه هزینه لازم برای Stage I حدود ۳ میلیون تومان است، اما برآوردهای ما نشان می‌دهد برای Stage II بیش از ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان هزینه لازم است. در زمانی که Stage I را در جایگاه‌ها انجام می‌دادیم امکان انجام Stage II وجود نداشت، چون اثربخش بودن آن برای ما ثابت نشده بود، اما اگر مرحله دوم این طرح نیز نهایی شود باید بر اساس یک برنامه زمان‌بندی شده آن را نیز در جایگاه‌ها اجرا کنیم.
بنابراین تا سال 93 مرحله Stage II طرح «کهاب» اجرا می‌شود؟
اگر این مرحله نیز نهایی شود سعی ما بر این است که تا پایان سال ۹۱ آن را اجرا کنیم. اگر لازم باشد که این مرحله نیز انجام شود، به مراتب کمتر از مرحله Stage I زمان می‌برد.
آیا مرحله دوم این طرح در جایگاهی اجرا شده است؟
در حال حاضر تنها یک جایگاه در کرج به Stage II به صورت آزمایشی تجهیز شده و قرار است که در دو جایگاه دیگر نیز به طور آزمایشی اجرا شود.
پس هدایت و انتقال بخارات بنزین از مخازن زیرزمینی جایگاه‌ها و باک خودروها به نفتکش در مرحله بعدی این بخارات باید بازیافت شود، بفرمایید این مرحله به چه نحوی اجرا می‌شود؟
پس از جمع‌آوری بخارات منتشره از باک خودرو و مخازن زیرزمینی جایگاه و هدایت آن به سمت نفتکش، زمانی که نفتکش جهت بارگیری مجدد به انبار نفت مراجعه می‌کند، با بهره‌گیری از طرح تکمیلی بازوهای بارگیری، بخار بنزین به واحد بازیافت بخار
(Vapor Recovery Unit) (VRU) منتقل و در نتیجه آن، مایع بنزین از بخار استحصال خواهد شد. این واحد با بهره جستن از شیوه‌های مختلفی مانند «شیوه تبریدی»، «شیوه غشایی» و «شیوه کربن فعال» از هر «یک مترمکعب بخار اشباع» حدود 5/1 لیتر بنزین استحصال خواهد کرد.
در حال حاضر چه تعداد از انبارهای نفت ما به واحد بازیافت بخار (VRU) تجهیز شده‌اند؟
تجهیز این واحد در حال حاضر در 4 انبار نفت (کرج، تهران، قزوین و بندرعباس) در حال پیگیری و اجرا است. در منطقه قزوین نصب این واحد در مرحله فراخوان مناقصه است و احتمالا تا پایان سال‌جاری نصب خواهد شد، اما متاسفانه در انبار نفت کرج تاخیر در اجرای آن به وجود آمده و در انبار نفت تهران تا سه ماه آینده واحد بازیافت بخار نصب خواهد شد. در مجموع تا پایان سال 93 باید 70 انبار کشور به واحد بازیافت بخار مجهز شوند که این مهم برگرفته از تجربیات نصب واحدهای آزمایشی فوق‌الاشاره خواهد بود.
ما امیدواریم که این دستگاه (VRU) را بتوانیم از شرکت‌های بین‌المللی معتبر وارد کشور کنیم و پس از آن تکنولوژی آن را بومی‌ کرده و به تولید آن در داخل کشور بپردازیم. امیدواریم که تا پایان سال جاری ۴ انبار کشور به این سیستم مجهز شوند و از سال ۹۰ در گروه‌های چند تایی مابقی انبارها را به این سیستم مجهز کنیم.
در خاتمه با توجه به موارد فوق، برنامه زمانبندی اجرای پروژه‌های مختلف طرح کهاب چگونه است؟
عطف به مصوبه هیات دولت در خصوص تجهیز نفتکشها مراتب باید تا پایان سال ۹۳ اتمام یابد که در این خصوص اقدامات به گونه‌ای انجام خواهد شد که تا پایان سال‌جاری، این امر تحقق پذیرد. در این راستا تجهیز انبارهای نفت به واحدهای بازیافت بخار بنزین نیز باید تا پایان سال ۹۳ خاتمه یابد که پس از نصب آزمایشی سه شیوه متداول از آنها در سطح جهان (شیوه کربن فعال، شیوه تبریدی و شیوه غشایی) و کسب تجربه در خصوص عملکرد هر یک، شیوه مطلوبتر با توجه به شرایط جغرافیایی انتخاب و نصب خواهد شد. در مورد تجهیز جایگاهها نیز، طرح باید تا پایان سال ۸۸ خاتمه می‌پذیرفت و همانگونه که توضیح داده شد این مهم نیز تحت قالب Stage I (جلوگیری از هدر روی بخار بنزین مخزن جایگاه و هدایت آن به نفتکش جهت انتقال به انبار نفت برای استحصال) تحقق پذیرفته و تنها در تعدادی مراکز عرضه دور افتاده (با فروش پایین) باقی مانده است. مجددا خاطرنشان می‌سازد که جهت اجرای Stage II (جلوگیری از انتشار بخار باک خودروی سواری به هوا هنگام سوختگیری و هدایت آن به مخزن زیرزمینی جایگاه)، مراتب بصورت آزمایشی در چند جایگاه اجرا خواهد شد تا پس از حصول اطمینان در سایر جایگاه‌ها نیز اجرا گردد.