واکاوی سه دوره کاری رادیو جوان
صدایی به نام جوان
در پنجم اسفند ۱۳۷۵ به پیشنهاد محسن مهاجرانی رادیویی به نام «رادیو جوان» در جو سنتی رادیو بهرغم بعضی مخالفتها با اهداف خاصی، با توجه به بالا رفتن جمعیت جوان ایجاد شد. قرار بر این بود که گویش و نوع اجرای این رادیو با سایر شبکههای رادیویی متفاوت باشد تا بتواند به اهداف مشخصی دست پیدا کند.
[ امیرهادی انواری ]
در پنجم اسفند ۱۳۷۵ به پیشنهاد محسن مهاجرانی رادیویی به نام «رادیو جوان» در جو سنتی رادیو بهرغم بعضی مخالفتها با اهداف خاصی، با توجه به بالا رفتن جمعیت جوان ایجاد شد. قرار بر این بود که گویش و نوع اجرای این رادیو با سایر شبکههای رادیویی متفاوت باشد تا بتواند به اهداف مشخصی دست پیدا کند. این شبکه رادیویی صرفنظر از جنجالهای خاص خبری اخیر، به لحاظ تربیت نیروهای خاص برای سازمان صدا و سیما نیز مورد توجه است. اما نکته ای که تا حال توجه چندانی به آن نشده آرایش نیروهای رادیو جوان است. در دوره اول تشکیل رادیو جوان، نیروهای قدیمی و با سابقه وارد این رادیو شدند؛ اما در دوره میانی نیروهای جوان تر پا به عرصه گذاشتند و بسیاری از آنها پس از خروج از رادیو جوان در پستهای مدیریتی مشغول به سیاستگذاری در سازمان شدند.
نیروهایی که برای تشکیل این شبکه دعوت شدند همه از افراد پرسابقه در امر رسانه بودند که توانایی نوآوری نیز داشتند. از این میان میتوان به دکتر بیژن لطیف که در رادیوهای سراسری در زمینه برنامههای اقتصادی، نوآوریهای خاصی داشت و در بدو ایجاد شبکه رادیو جوان مدیریت آن را به عهده گرفت اشاره کرد.
کسانی هم که برای تعیین نوع اجرای برنامههای طنز و جذاب برای مخاطب انتخاب شدند، همگی کسانی بودند که در این عرصه صاحب نام بودند. به لحاظ رویکردها فعالیت رادیو جوان را می توان به سه نسل تقسیم کرد. نسل اول نسل تولد رادیو جوان بود که سیاستهای کلی آن با تشکیل جلساتی با مدیریت مستقیم معاون صدای وقت تعیین شد. نسل دوم نسل شناخته شدن رادیو در زمان مدیریت دکتر نوری و نسل سوم نسل جنجال ساز رادیو جوان بود که تاکنون نیز ادامه دارد. در نسل سوم که مقارن با دولت نهم است در دوره مدیریت شهرام گیل آبادی به کرات مسوولان و مجریان برنامه به دلایل مختلف از کار کناره گرفتند و یا با نامه نگاری و اصرار از سوی نهادهای خاصی از کار برکنار شدند. از مجریانی که در رادیو جوان فعالیت کردند میتوان به: فرزاد حسنی، الهام صفوی زاده، رضا رشید پور، محمد جعف خسروی، نغمه مهرپاک، فاطمه ال عباس، آرزو جعفر پور، استیو آوایی، علیرضا محمودی، وحید جلیلوند اشاره کرد.
نسل اول
رادیو جوان، از ابتدای کار تکلیف را مشخص کرد. به طور کم سابقهای یک شبکه رادیویی در خارج از حصار جام جم فعالیت خود را آغاز کرد. همین کافی بود تا همه بدانند که این رادیو قرار نیست مثل سایر رادیوها فعالیت کند و افق خاصی را برای خود در نظر گرفته. محل تشکیل جلسات نیروهای رادیو جوان و تهیه برنامهها خارج از محل سازمان، در خیابان عاطفی(واقع در خیابان ولی عصر) در یک خانه قدیمی و استیجاری بود. این خانه قدیمی محل رفت و آمد جوانها شد که ایدههای خوبی برای رادیو جوان داشتند.
در نسل اول، گروههایی طراحی شد که این گروهها موظف به پیدا کردن چیزی که با نام «ادبیات جوان» از آن نام برده میشد، شدند. مجید رضا بالا (مشاور حال حاضر جعفری جلوه در سازمان سینمایی)، زمینه فرهنگی این کار را بر عهده گرفت. مسعود احمدی (مدیرکل حال حاضر مرکز گلستان) زمینه معارف را بر عهده گرفت. حسین ساری (مدیرکل حاضر سیمای قرآن) زمینه اجتماعی را بر عهده گرفت و محمد جهانی (مدیر حاضر رادیو پیام) بخش ورزشی این کار را بر عهده داشت. علیرضا نوری (مدیر حال حاضر شبکه سراسری رادیو ایران) زمینه دانش را بر عهده گرفت. پشتوانه فکری شبکه جوان با این نیروها ایجاد شد. محمدهاشمی آستانه، زهرا صفاییان، مریم جلالی، نورا... مرادی، مسعود محمود خواه و... کسانی بودند که نسل اول برنامه سازان رادیو جوان را تشکیل دادند. سنت شکنی رادیو جوان از همان ابتدا آغاز شد. برنامههای معارف که تا آن زمان با لحن خاص و فقط در مناسبتها تهیه میشدند در رادیو جوان به صورت منظم و جنگ اجرا شد. در برنامههای رادیو جوان برای اولین بار احادیث و مطالب مذهبی همراه با موسیقی گیتار برای مخاطب پخش میشد که در نوع خود بینظیر بود. و واکنشهایی را به همراه داشت. در برنامههای اجتماعی تامل همه سویه مخاطب و رو راستی و صداقت به جای شعار و رمانتیکگرایی مبنا قرار گرفت و در برنامههای ادبی با رویکردی به روز و با توجه به سلیقه مخاطب جوان جنگهای ادبی جا باز کردند. و به سینما تئاتر و هنرهای بومی داستانهای کوتاه و انواع جدید ادبی پرداختند. برنامههای علمی دیگر ارایه خشک اطلاعات علمی نبودند بلکه مطابق نیاز و دغدغه وز جوانان طراحی میشدند.
این نسل، در دوره مدیریت دکتر بیژن لطیف تشکیل شد. در نسل اول رادیو جوان بیسر و صدا اعلام موجودیت کرد. بیآنکه سر و صدای خاصی بلند کند. البته در نسل اول هم تلنگرهایی زده میشد، اما آنچنان محکم نبود که نهادهای دولتی و خصوصی در مقابل آن عکسالعمل نشان بدهد.
نسل دوم
اواخر دهه ۷۰ نسل دوم حرکتهای رادیو جوان تشکیل شد. آغاز نسل دوم مدیون تغییر و تحولات مدیریتی سازمان بود. محسن مهاجرانی به سیما رفت و حسن خجسته با دیدگاه جامعه شناسانه معاون صدا شد. بیژن لطیف، اولین مدیر رادیو جوان هم به عنوان معاون پژوهشی لاریجانی انتخاب شد و از رادیو جوان رفت.
از این پس دوره مدیریت دکتر علیرضا نوری آغاز شد، این فصل بستر ساز رادیو جوان فعلی بود. نوری هرچند مثل گیل آبادی اهل جنجالهای خبری نبود و آهسته و پیوسته حرکت میکرد اما نوآوریهای خاص رادیو جوان را باید مدیون او دانست. در این دوره نیروهای سنت شناس رادیو جوان آرام آرام از بدنه این شبکه خارج شدند و جای خود را به نیروهای جوانتر و خلاقتری دادند که تحت نظارت بیوقفه نوری خلاقیت را در محیطی بیتنش سالمان میدادند.
اولین کار نوری در جهت تغییر فضای رادیو جوان، تغییر نام گروهها بود. گروه معارف به جوان و اندیشه، گروه اجتماعی به جوان و جامعه، گروه ورزش و سرگرمی به جوان و ورزش تغییر نام دادند.
برنامههای علمی بیشتر مورد توجه دکتر نوری بود و نزدیک کدن برنامههای علمی به زندگی و نیاز مورد توجه نوری بود و گوه جوان و دانش متصدی این برنامهها بود، برنامه «یک صبح یک سلام» و «عصر گفتمان»، «تا سپیده»، «هوش مشرقی»و... آغاز شدند.
جابهجاییهای نیروها در بدنه رادیو جوان شروع شد، برنامههای جدید شروع به کار کردند و همه چیز برای تاسیس یک رادیوی نوآور، جسور و پرمخاطب آماده میشد.
مدیر گروه جوان و اندیشه عبدا... گودرزی و مدیر گروه جوان و جامعه حسن نعمتی پور تعیین شدند. در همین زمان شهرام گیلآبادی از رادیو قرآن به عنوان مدیر طرح و برنامه به رادیو جوان آمد. گیلآبادی با ایدههای جدید و خلاقانه و بعضا بلند پروازانه به رادیو جوان آمد، که بعدها در دوره مدیریت رادیو جوان در نسل سوم همین طرز تفکر موجب خبرساز شدن رادیو جوان شد.
اما حادثه بزرگ این دوره راه اندازی برنامه «چهارراه جوانی» در گروه جوان و جامعه به تهیه کنندگی محمد جعفر خسروی و سردبیری مریم جلالی و نویسندگی زهرا یساقی بود. فاطمه صداقتی در آن زمان مجری تازه کاری بود که به عنوان مجری این برنامه انتخاب شد و بعدها از همین طریق توانست ترقی کند. علی میرمیرانی هم در این میان به جمع نویسندگان افزوده شد. از آن میان میتوان به ا.ن (یکی از روزنامه نگارانی که در حال حاضر در کشور اقامت ندارد) علی میرمیرانی و... اشاره کرد. خصوصیت خاص این دوره استفاده از نظرات مختلف در حوزههای مختلف فکری بود که در کنار هم همکاری میکردند. همچنان که بعضی از روزنامه نگاران و طنز نویسان شاخص که بعضی از آنها در حال حاضر در خارج از کشور اقامت میکنند در این رادیو مینوشتند، کسانی مثل حجتالاسلام پناهیان هم همکاری میکردند.
ادبیات خاص چهارراه جوانی توسط محمد جعفر خسروی و مریم جلالی تهیه شده بود. این اولین بار بود که در ابتدای یک برنامه رادیویی مجری داد میزد:«چهارراه جوانی؛ نبود...» حدود سه سال چهار راه جوانی روی آنتن بود. گیلآبادی مدیر طرح و برنامه رادیو جوان به رادیو تهران رفت و مدیر رادیو تهران شد، مریم جلالی، سردبیرچهارراه جوانی مدیر طرح و برنامه شد، سید محمد موسوی جزایری عضو اتاق فکر چهارراه جوانی بود که سردبیر برنامه شد، محمد جعفر خسروی به مشهد رفت و... پس از این تغییر و تحولات کمکم چهار راه جوانی تعطیل شد.
پس از چهارراه جوانی، برنامهای با عنوان«روی خط جوانی» با حضور مهدی زریباف آغاز به کار کرد. فرشید منافی جایگزین فاطمه صداقتی در این برنامه بود. گروهی که قبلا برنامه «کاملا جوانانه» را در گروه جوان و ورزش، روزهای جمعه تهیه و اجرا میکردند، حالا مسوولیت برنامه روی خط جوانی را به عهده گرفته بودند. رادیو جوان از حیث مخاطب در اوج بود. هوش مشرقی، شببخیر دانشمند و یک صبح یک سلام در کنار برنامههای قبلی به کار خود ادامه میدادند.
نسل سوم
پس از آن، در سال ۸۴ آغاز مدیریت شهرام گیلآبادی آغاز شد. دکتر نوری به عنوان مدیر به رادیو سراسری رفت که بعدها به رادیو ایران تغییر نام داد. روی خط جوانی، پس از گذشت یکسال به دلایل خاص دچار مشکل و تعطیل شد. به جای برنامه روی خط جوانی، برنامهای با عنوان «جوانی به وقت فردا» با حضور رضا ساکی آغاز به کار کرد. رضا ساکی عضو گروه طنزی بود که تحت نظر علی سیفی در گروه جوان و ورزش فعالیت میکرد. عرصه برای فعالیت طیف نیروهای جدید، خلاق، نوآور و پرشور آماده شده بود، اما نظارت صحیحی با توجه به کم تجربگی این نیروها انجام نمیشد. همین امر موجب شد تا مخالفان رادیو جوان فرصت رصد اشتباهات را پیدا کنند و بتوانند به این شبکه رادیویی ضربه بزنند. ذوق زدگیها و هیجانات کاذب جای خود را به تدابیر و زرنگیهای رسانهای داد و باعث شد فرصت خلاقیتها و جسارتها گرفته شود.
از این زمان به بعد بعضی از سایتهای اینترنتی که سابقه طولانی در تخریب گروهها و چهرههای شاخص و فعال داشتند فضای خوبی را برای ضربه زدن و ایجاد حساسیت نسبت به رادیو جوان پیدا کردند.
این روند از یک سو موجب شد تا رادیو جوان مخاطب بیشتری را به خود اختصاص دهد و از طرف دیگر موجب از بین رفتن بسیاری از نیروهای خلاق این شبکه شد. برنامه جوانی به وقت فردا به سرنوشت روی خط جوانی دچار شد و رضا ساکی مثل مهدی زریباف از رادیو جوان خداحافظی کرد. در این دوره به رغم افزایش مخاطب بعضی از نیروهای رادیو جوان به تبع افزایش مخاطب و در مرکز توجه قرار گرفتن این رادیو به طرق مختلف از رادیو جوان خداحافظی کردند. خیابان نقرهای شب، تابستان ماهم سلام، تلاوتهای درخواستی و... پس از آمدن شهرام گیلآبادی در رادیو جوان آغاز به کار کردند.
از ابتدای مدیریت گیلآبادی تنها در گروه جوان و جامعه سه مدیر تغییر پیدا کردند. در گروه اندیشه سه مدیر و در گروه دانش هم تا به حال دو مدیر تغییر پیدا کردند.
ارسال نظر