در گفتوگو با مهندس «پورمند» تشریح شد
هلدینگ خاورمیانه (میدکو) با ۷ طرح بزرگ معدن و صنایع معدنی
هلدینگ خاورمیانه که سرمایهگذاری نهادهای مالی حرفهای و مشارکتهای مردمی تاسیس شده، برنامههای وسیعی برای افزایش دامنه حضور خود در بخش صنایع معدنی و معدن دارد. از چندی قبل مهندس «علی اصغر پورمند» مدیرعامل پیشین شرکت ملی صنایع مس ایران مسوولیت راهبری و مدیرعاملی شرکت هلدینگ توسعه معادن و صنایع معدنی خاورمیانه (میدکو) را بر عهده گرفته است. در گفتوگویی که از نظرتان میگذرد، آخرین برنامهها، راهبردها، طرحها، چشمانداز شرکت و خواستههای یک شرکت بخش خصوصی پیشرو و فعال در بخش معدنی را تشریح میکند:
نزدیک به پنج ماه از ورود شما به شرکت «هلدینگ خاورمیانه» (میدکو) میگذرد، شما طی این مدت چه اقداماتی صورت دادهاید؟
اولا من فکر میکنم از آن عدهای که ابتدا آمدند و تصمیم گرفتند چنین شرکتی را تشکیل دهند، باید قدردانی کرد. چون اگر آن اقدام اولیه نبود، ما الان نمیتوانستیم اینجا بنشینیم و راجع به مراحل بعد صحبت بکنیم. اما در رابطه با سوال شما میشود گفت ما اکنون در مرحله شروع کارهای اجرایی هلدینگ خاورمیانه (میدکو) هستیم. در بخش معدن و صنایع معدنی اساسا در کشور ما عموم کارها در یک مقیاسی که ما بتوانیم نام معدن و صنایع معدنی روی آن بگذاریم از سوی دولت انجام شده و بخش خصوصی در آن حضور نداشته است.
مجتمعهای تولید فولاد، مس، آلومینیوم و سیمان عموما توسط دولت انجام شده و بخش خصوصی به آن شکل پا نگرفته است، چرا که سرمایهگذاری سنگینی میخواهد اما بعد از ابلاغ سیاستهای اصل 44 این سیاست به دو قسمت عمده تقسیم شده؛ اول آن دسته از شرکتهایی که در چارچوب اصل44 قرار میگیرند، اینها واگذار شوند (هم مالکیت و هم مدیریت آن) که الان تا حدودی مالکیتش در حال واگذاری است یا بعضیها واگذار شده است.
یک بخش مهم دیگر این است که دولت در برخی از موارد دیگر سرمایهگذاری نکند و شرکتهایی در ابعاد و اندازه اصل۴۴ به وجود بیاید. در واقع از روز اولی که این هلدینگ تاسیس شده، بیشتر بر این مبنا شکل گرفته است که این شرکت در مقیاس و ابعاد شرکتهای بزرگ اصل چهلوچهاری تشکیل شود. از سوی دیگر من تصور میکنم که چون صنایع معدنی و معدن یک صنعت بینالمللی است، یک شرکت هلدینگ نیز فعالیت خود را باید در ابعاد و گستره بینالمللی تعریف کند. ما از این نظر همچنان باید تلاش کنیم.
اگر در داخل کشور شرکتهایی بزرگ نظیر ذوبآهن، فولاد مبارکه، ملی مس و ... داریم، اما این شرکتها در گستره داخلی بزرگ محسوب میشوند. معلوم نیست که در ابعاد بینالمللی معادن و صنایع معدنی خیلی بزرگ باشند. یعنی معنیاش این است که وقتی که ما به ایجاد ذوبآهن، مس و آلومینیوم، اقدام کردیم دنیا با یک شتاب بیشتری جلو رفته است.
برای مثال یکمیلیارد و ۲۰۰میلیون تن فولاد در دنیا تولید میشود، ولی در ایران حجم تولید ۱۰میلیون تن است. در دنیا ۲۰میلیون تن مس تولید میشود، ما ۲۰۰هزار تن تولید داریم. بنابراین مقیاسها دیگر فرق کرده است. این نکتهای است که خیلی اساسی و مهم است. نکته دیگر این است که کشورمان همواره به لحاظ پتانسیل معدنی برای شرکتهای معتبر معدنی دنیا یکی از نقاط هدف است. من سالیان سال با شرکتهای خارجی متعدد مذاکره میکردم و از نزدیک در تماس بودم. آنها همواره بر این نکته تاکید میکردهاند که ایران پتانسیل معدنی کمنظیری دارد. اما این پتانسیل باید عملیاتی و اجرایی شود. یک بخشاش اجرایی و عملیاتی شد که ما دیدیم تبدیل به ایجاد و توسعه ذوبآهن و مبارکه، فولاد خوزستان، آلومینیوم، مس، روی، سرب و ... شد که نقش مهمی هم در توسعه کشور داشته و دارند و دیدیم که در بورس چقدر تاثیر داشتهاند.
پس شما بر این باورید که مقیاس شرکت بخش خصوصی که قرار است براساس اصل چهل و چهار فعالیت خود را آغاز و توسعه دهند، باید فعالیتشان را در گستره بینالمللی تعریف کنند.
*الان شرکتهایی که در داخل کشور فعالیت میکنند، مقیاس و سایز تولیدشان متناسب با گستره بازار داخلی است و با سطح و استاندارد بینالمللی فاصله زیادی دارند، به طور قطع باید فعالیتشان را در ابعاد وسیعتر مشاهده کنند.
با همین مقدمه ما الان در «میدکو» یک چارچوب کاری را تعریف کردیم که در همه شرکتهای دنیا نیز مرسوم است.
شعاری که ما تعریف کردیم این بود که «توسعه از معدن شروع میشود».
یعنی نقطه اتکا «راهبردی میدکو» تمرکز بر بخش معدن است؟
ما هلدینگ معدن و صنایع معدنی هستیم. پس ما این شعارمان است. «توسعه از معدن شروع میشود».
اما هدف چیست؟
هدفمان که ارتقای ارزش سهام سهامداران است. یک بنگاه اقتصادی که شکل میگیرد هدفش باید در این باشد که ارزش سهام سهامدار افزایش و ارتقا پیدا کند. اگر ما یک فعالیت معدنی و صنایع معدنی انجام دهیم اما ارزش سهاممان بالا نرود و ارتقا پیدا نکند، خب این به معنی خلق ارزش در بنگاه اقتصادی نیست. شاید برای کشور دارای ارزش باشد، ولی ما برای یک بنگاه اقتصادی فعالیت میکنیم.
بدون شک تحقق شعار و هدف نیازمند اتخاذ راهبردهای واقعبینانه است. آیا میدکو راهبردهای کاربردی دارد؟
ما استراتژی متعددی انتخاب کردیم، یکی اینکه ما باید تبدیل به برند شویم. الان مردم نام خیلی از کشورها را با برند محصولاتشان میشناسند. بنابراین اولین هدف ما این است که تبدیل به برند شویم. این برند است که در دنیا دارای ارزش اقتصادی است. شما در هر نقطه دنیا میتوانید تولید کنید، ولی درآمد اصلی شما از برند است. الان بسیاری از بنگاههای اقتصادی همانند سونی در سراسر دنیا تولید دارند یا تویوتا در خیلی از کشورهای دنیا تولید میکند، اصلا تولید را واگذار میکند. اما برند خود را دارد. اما باز تحت لیسانس خود شرکت مادر هستند. الان در واقع ارزش اقتصادی این است. پس ما اول باید اگر میخواهیم در قالب بنگاه اقتصادی فعالیت کنیم حتما باید به برند تبدیل شویم. راهبرد دوم، توسعه هلدینگ است. ببینید شرکتهای دنیا به سه دسته تقسیم میشوند؛ شرکتها یا تولیدی هستند، یا سرمایهگذاریاند یا دست آخر شرکتهای هلدینگی هستند. یعنی در این سه دسته، تقسیم میشوند. شرکتهای تولیدی، شرکتهایی هستند که صرفا تولید میکنند و سهام شرکتهای دیگر را ندارند یا در داخل خود شرکتهای دیگری را تشکیل نمیدهند.
یک دسته از شرکتها هم هستند که شرکتهای سرمایهگذاریاند یعنی خودشان تولید نمیکنند، بلکه در شرکتهای دیگر سرمایهگذاری میکنند.
حالا در حد ۱۰درصد، ۱۵درصد سهام یا احتمال دارد که ۵۰درصد هم سهام شرکتها را هم داشته باشند، اما مدیریت نمیکنند.
دسته سوم، شرکتهای هلدینگ هستند، اینان شرکتهاییاند که بین شرکتهای تولیدی و سرمایهگذاری قرار دارند. یعنی شرکتهاییاند که هم سرمایهگذاری و هم شرکتداری میکنند. آنها باید حتما بالای 51درصد سرمایهگذاری کنند که بتوانند شرکتداری کنند، منتها کار را تخصصی میکنند.
استراتژی بعدی ما این است که اعمال مدیریتمان باید حرفهای باشد. از نظر من مدیریت یک حرفه است. اگر یک مدیر شان خدمتگزاری برای خودش قائل باشد، این شرط لازم است، اما کافی نیست. یعنی صرفا هدف خدمتگزاری کافی نیست. چرا؟ چون باید مدیریت را به عنوان یک حرفه تلقی کرد. یعنی حرفه فرد باید مدیریت باشد. تازه مدیریت حرفهای در شاخههای مختلف متفاوت است.
استراتژی بعدی این است که حتما باید در این بخش نگاهمان یک نگاه بینالمللی و جهانی باشد.
استراتژی دیگری که از سوی «میدکو» دنبال میشود این است که ما باید چند محصولی باشیم. یعنی عمر و دوران شرکتهایی که صرفا در یک محصول فعالیت میکردند دیگر گذشته است.
اما به نظر میرسد به یک هلدینگ تخصصی تبدیل شود؟
بله دقیقا در رشته خودمان فعالیت تخصصی میکنیم به همین دلیل ما محصولات فولاد، مس، سنگآهن و زغالسنگ را برای فعالیت انتخاب کردیم. ما در این چهار رشته کار میکنیم، یعنی چند محصولی هستیم.
استراتژی بعدی، فرآیند کامل مراحل تولید است. یعنی در بخش معدن و صنایع معدنی، ما از نقطه A تا Z را انجام میدهیم. یعنی از اکتشاف، آمادهسازی، بهرهبرداری، فرآوری، متالوژی استخراجی و صنایع پاییندستی را انجام میدهیم. اگر بخواهم مثال بزنم ما در مس تا صنایع جنبی مس حضور خواهیم داشت. چراکه شما هر چقدر که جلو میروید، ارزش افزوده تولید بیشتر میشود.
استراتژی بعدی ما این است که روی فناوریهای پیشرفته تاکید کنیم. یعنی دنبال تکنولوژیهایی برویم که این تکنولوژیها بهروز باشند.
استراتژی بعدی این است که در بعد توسعه سازمانی، ساختار سازمان را به صورت خوشهای طراحی کنیم.
این جزو استراتژی نیست جزو سازماندهی است؟
خیر- این جزو استراتژی ساختاری هلدینگ است. خوشهای عمل میکنیم یعنی اولا هلدینگ اصلا خودش وارد کار اجرا نمیشود واجرا توسط شرکتهای زیرمجموعه انجام میشود. اگر شرکتها پروژههایی دارند، این پروژهها همه به صورت برونسپاری انجام شد. یعنی در واقع ما باید به سمتی برویم که روی چند موضوع بیشتر متمرکز شویم. یعنی شان هلدینگ اینها است: 1- برندسازی و توسعه این برند 2- اعمال مدیریت کلان 3- تامین منابع مالی 4- نظارت و کنترل یعنی یک نظام نظارتی و کنترلی داشته باشد به بیان دیگر در دل مجموعههای هلدینگ، صنایع و معادنی که راهاندازی میکند، دهها شرکت بزرگ و کوچک که دیگر مالکیت و مدیریت آن با هلدینگ نیست، شکل میگیرد و برای مجموعه کار کند. منظورمان از خوشهای عمل کردن این است.
پس مالکیت و مدیریت آن با هلدینگ نیست؟
خیر- بگذارید من منظورم را واضحتر بگویم. الان ما مالکیت و مدیریت شرکتهایی که تاسیس کردیم، هستیم. مثلا ما شرکتی به نام شرکت فولاد زرند ایرانیان تاسیس کردهایم، این شرکت قرار است سالانه یکمیلیون تن فولاد به روش کوره بلند تولید کند، خب، در اجزای مختلف آن آیا میتوانند شرکتهای دیگر بیایند کار مدیریت انجام دهند؟ به نظر من آنها میتوانند، ما به دنبال روشهایی نوین بهرهبرداری هستیم که انشاءالله برنامه اجرایی هر یک را به وقت خودش تشریح میکنیم. برای تشریح بیشتر منظورم باید بگویم شما احتمال دارد مسوول شرکتی باشید که بین 100 تا 200هزار نفر در آن فعالیت میکنند، ولی این تعداد افراد کارکنان شما نیستند. احتمال دارد که 200 نفر پرسنل شما باشد. ولی این 200نفر مدیر این مجموعهاند که میتوانند آن تعداد پرسنل را مدیریت و هدایت کنند. آن خوشهایهایی که به تدریج شکل میگیرد، به تدریج بزرگتر میشوند که در این صورت مدیریت حرفهای میشود. احتمال دارد از دل این هلدینگ، دهها هلدینگ دیگر هم بیرون بیاید. اساسا شان مدیر حرفهای این است. مثل اینکه از زیردست یک استاد دانشگاه، دهها استاد دیگر تربیت میشوند. خب هلدینگها هم باید
همین نقش را ایفا کنند، یعنی از دل اینها به تدریج هلدینگهای دیگر به وجود آید.
اگر مایل باشید اندکی درباره پروژههای مورد نظر شرکت توضیح دهید؟
اول این که ما فولاد، مس، و زغال سنگ را انتخاب کردیم. ما در داخل کشور سراغ شرق کشور رفتیم، چرا؟ چون که عمده ذخایر معدنی ما در شرق است. یعنی پتانسیل شرق کشور بیشتر از غرب است. حداقل تاکنون اکتشافات این را نشان میدهد تا اکتشافات جدیدتری انجام شود.
در شرق کشور هم از لحاظ پتانسیل معدنی استان کرمان از بقیه استانها، توسعه یافتهتر است. یعنی اینکه شرایط بهتری را دارد. در کرمان هم ما وقتی در قضیه فولاد و مس میخواهیم کار کنیم سه شهرستان زرند، سیرجان و شهر بابک در کانون قرار دارد. لذا ما پروژههایمان را در این سه شهرستان متمرکز کردهایم. این مناطق یک مزیت بزرگ دیگر هم دارد و آن این است که فاصلهاش با بندرعباس کم است. از لحاظ آب و هوایی شرایط خوبی است و ۱۲ماه از سال کاملا قابل کار کردن است. ضمن اینکه پتانسیل معدنیاش از بقیه جاها بیشتر است.
در این شهرها روی کدام پروژهها فعالیت خود را آغاز خواهید کرد؟
طرح احداث کارخانه کنسانتره سنگآهن به ظرفیت تولید سه میلیون تن در سال در شهرستان زرند، طرح احداث کارخانه گندله از کنسانتره سنگآهن در شهرستان زرند به ظرفیت سه میلیون تن، کارخانه فولاد زرند به ظرفیت تولید یک میلیون تن فولاد روش کوره بلند و احداث کارخانه ککسازی از جمله طرحهایی است که در شهرستان زرند دنبال خواهد شد.
در شهرستان سیرجان هم یک کارخانه کنسانتره سنگآهن به ظرفیت 2 تا 5/2میلیون تن، کارخانه تولید گندله با ظرفیت 2 تا 5/2میلیون تن و یک کارخانه یکمیلیون تنی تولید فولاد به روش احیاء مستقیم اجرا خواهد شد.
در شهر بابک هم ما به دنبال احداث کارخانه تولید مس به ظرفیت ۲۰۰هزار تن و صنایع جنبی آن هستیم که در ارتباط با روشهای تولید مس مشغول مطالعه هستیم. مجوزهای همه این کارخانهها دریافت شده و اکثر زمینهایشان هم انتخاب شده است.
پس در واقع مکانیابی و جانمایی کردهاید؟
بله- کاملا زمینها انتخاب شده است. به دنبال حل مسائل آب هستیم.
فقط برای آب ؟ یا گاز و برق هم همین طور؟
بله در کل انرژی. دنبال مجوز آب و برق و انرژی هستیم.
مهندسان مشاور همه پروژهها هم همه انتخاب شدند.
از اوایل سال آینده پیمانکار اصلی پروژهها انتخاب میشوند و عملیات اجرایی آن را آغاز میکنیم و جمع سرمایهگذاری در این هفت طرح حدودا ۳میلیارد دلار است.
آیا اعتبارات لازم برای اجرای این پروژهها تامین شده است؟
یکی از وظایف مجموعه مدیرانی که این طرحها را جلو میبرند، تامین منابع مالی است.
یکی از راههایش تامین افزایش سرمایه است از سوی دیگر جریان نقدینگی 4 سال شرکت کاملا در حال استخراج است و محلهای تامین منابع مالی آن تعریف شده است.
تحلیل شما از دوره بازگشت این حجم از سرمایهگذاری هنگفت چیست؟
دوره بازگشت این پروژهها از زمان بهرهبرداری حداکثر پنج سال است.
ضمن اینکه ما با یک شرایطی اینها را جلو میبریم که همزمان با توسعه پروژهها، بهرهبرداری از آنها را آغاز میکنیم. یعنی بهرهبرداری و توسعه طرحها، در هم تنیده شده است. این که مرحله اجرا و توسعه از بهرهبرداری طرح جدا است. متعلق به مدیریت دولتی است.
شما برای راهبردی و اجرای پروژههای بزرگ خود از نیروهای متخصص استفاده کردهاید؟
کل کارکنان مشغول در میدکو ۲۰نفر هستند درنظر هم داریم این تعداد را از لحاظ کمی افزایش ندهیم یا به مرور زمان اگر لازم باشد، افزایش دهیم. ولی بیشتر به دنبال جذب نیروهای کیفی هستیم.
از زمان ورود شما به میدکو، شاهد ورود خبرگان صنعت به این بخش هستیم؟
اگر نخواهم یک یک به نامشان اشاره کنم، نیروهای مختصصی وارد مجموعه میدکوشدهاند که امکان توسعه شرکت را فراهم کردهاند.
ساختار سازمانی «میدکو» را چگونه تعریف کردهاید؟
اول خود میدکو است و میدکو در قالب سه مدیریت تعریف شده است.
الف) مدیریت فنی اقتصادی ب) مدیریت مالی و بازرگانی ج) مدیریت پشتیبانی و منابع انسانی.
پروژهها در چارچوب شرکتهای وابسته تعریف شدهاند؟
بله، ما مجموعه پروژههای زرند را در قالب شرکت فولاد زرند ایرنیان اداره میکنیم و پروژههای شهر بابک و سیرجان در قالب طرح مجزا یعنی آنها با یک ساختار جدا مدیریت میشوند که آنها هم در آینده نزدیک تبدیل به شرکت میشوند. منتها با مالکیت هلدینگ هر چه قدر اجرای طرح پیش میرود، آنها هم میتوانند تبدیل به شرکت سهامی عام شوند. یکی از راههای تامین منابع همین است. شما الان اجرای یک طرح را شروع میکنید. آن را جلو میبرید، متولد میکنید.
سرمایهگذاران جدید جذب میشوند و ساختار شرکت شکل میگیرد.
شما ظاهرا یک شرکت ساختمانی را هم از سازمان گسترش و نوسازی صنایع خریداری کردهاید؟
قبل از ورود من به میدکو، شرکت مانا که یک شرکت معروف ساختمانی است، خریداری شده بود، البته ما اصلاحاتی را روی آن انجام دادیم. ما با اصلاح ساختار مانا تقویت کردیم که فعالیتهای معدنی و صنایع معدنی را هم انجام دهد. مانا با توجه به برند خوبی که دارد از گذشته، انشاالله تبدیل به یکی از شرکتهای بزرگ صنعتی ساختمانی میشود.
صنعتی ساختمانی یا صنعتی معدنی؟
وقتی میگوییم صنعتی منظورمان معدن و صنایع معدنی است.
شما اشاره کردید که بخشی از فعالیتهای شرکت منطقهای و بینالمللی است؟
حالا ما وارد عرصه بینالمللی هم شدیم. در واقع در مرحله اول از کشورهای اطراف خودمان شروع کردیم. ما در مناقصه معدن سنگ آهن غوریان افغانستان شرکت و برنده شدیم. این مناقصه به منظور اکتشاف یک محدوده وسیع برای سنگ آهن صورت میگیرد. در واقع این منطقه در ۶۰ کیلومتری معدن سنگ آهن سنگان در افغانستان واقع شده است؛ چون افغانستان در زمره آن دسته از کشورهایی است که به لحاظ منابع معدنی بسیار غنی و اکتشافات وسیعی که دارد این کشور را برگزیدیم.
غوریان فقط برای اکتشاف است؟
فعلا ما در مرحله اکتشاف هستیم.
چقدر سرمایهگذاری نیاز دارد؟
اینها جزو اسناد مناقصه است. گزینه بعدی ما قزاقستان است. ما مطالعات زیادی را در رابطه با معادن قزاقستان انجام دادیم. جلسات متعددی هم با مسوولان قزاقی برگزار کردیم.
مناطق مورد نظر شما در این کشور مشخص است؟
بله؛ منطقهاش معلوم شده و روی مسائل دیگر در حال مذاکره هستیم. روی چند کشور هدف دیگر هم داریم کار میکنیم تا در عرصه بینالمللی فعالیت خود را توسعه دهیم. البته فکر میکنم در داخل کشورمان فضای فوقالعادهای برای کار اکتشافی داریم. ولی ما شاید یک سری مشکلات قانونی داریم. الان وقتی ما بخواهیم به عنوان یک شرکت بزرگ یک محدوده وسیعی را اکتشاف کنیم، اکثر این محدودهها در مقیاسهای کوچک و کوچک اشغال شدهاندو نمیشود یک فعالیت بزرگ را انجام داد. لذا ما طی نامهای از وزارت صنایع و معادن، سازمان زمین شناسی و سازمان ایمیدرو درخواست کردیم که به ما اجازه دهند محدودههای وسیع سنگ آهن و مس را در کشور اکتشاف کنیم.
یعنی ما حاضریم در اکتشاف هزینه و سرمایهگذاری کنیم و حالا منتظر جواب دستگاههای دولتی هستیم.
اگر مایل باشید نظرتان را در رابطه با نمایشگاه بینالمللی کیش که اولین حضور جدی میدکو در محیط نمایشگاهی بود بپرسم؟
بله؛ اولین حضور جدی ما در یک نمایشگاه بزرگ بود که اعتقاد دارم که نیروها و پتانسیلهای بسیار خوبی در حوزه معدن و صنایع معدنی در کشور داریم که از آنها میشود به نحوه خیلی بهتری استفاده کرد. انشاالله ما یک الگوی موفقی را ارائه میکنیم که مردم بتوانند با هر مقدار سرمایهای که دارند معدن و صنایع معدنی را به عنوان بهترین نقطه سرمایهگذاری خودشان انتخاب کنند. یعنی اگر روزی در فعالیت های معدنی و صنایع معدنی به سمتی برویم که به مردم فراخوان بدهیم در خرید اوراق مشارکت بخش معدن مشارکت کنند، اولین انتخاب مردم معدن و صنایع معدنی باشد. معدن و صنایع معدنی این پتانسیل و قدرت را هم به لحاظ ذخایر خدادادی و هم به خاطر نیروی انسانی با تجربهای که الان در این بخش فعال هستند دارد، منتها این بخش در یک فضای خصوصی میتواند با فراغت بال بیشتری تصمیمگیری و عمل کند.
آیا شما به عنوان مدیر شرکت خصوصی درخواست خاصی از دولت دارید؟
ما از دولت درخواست کردیم آن مناطقی که قصد اکتشاف ندارد به ما بدهد تا اکتشاف کنیم. در زمینه سنگ آهن آن دسته از معادن زغالسنگ که دولت نمیخواهد تجهیز کند ما حاضر به تجهیز آن هستیم. ما که از کار معدن، سختتر نداریم. ما وقتی حاضر میشویم برویم در افغانستان اکتشاف کنیم، به تبع در کشور خودمان بیشتر راغب به اکتشاف هستیم. منتها باید دولت محدودههای بزرگی را در اختیار بخشخصوصی بگذارد و هر چقدر ما بیشتر اکتشاف کنیم، بر داراییهای کشور افزوده میشود.
منظور شما این است که معادن از کشور بیرون نمیبرید؟!
بله حتما این ذخایر که از کشور بیرون نمیرود هر کس هم که بخواهد آن را استخراج کند و کارخانه فرآوری آن در داخل کشور استقرا پیدا میکند. واقعا مدتی است که از دستگاههای مربوطه دولتی درخواست کردیم.
جوابی هم نشنیدید؟
حالا ما منتظر پاسخ هستیم. هنوز جوابی نگرفتهایم. ولی من اگر جای دستگاههای دولتی بودم، سریع جواب بخشخصوصی را میدادم و میگفتم بروید اکتشاف محدودههای وسیع را آغاز کنید. ما خودمان شناخت داریم، منتها این محدودهها درگیر سازمانها و متقاضیان مختلف ریز و درشت است.
تمام شرکتهای دنیا این روش را پی میگیرند: در سالیان قبل شرکتهای معروف خارجی به ایران آمدهاند تا روی یک معدن مطالعه کنند و کار اکتشاف انجام دهند. ما ادعا میکنیم که در داخل کشورمان با یک مدل ایرانی - اسلامی، چنین شرکتی را ایجاد کردهایم. یعنی میخواهیم یک شرکت بینالمللی معدن و صنایع معدنی را با مدلهای بومی ایجاد و توسعه دهیم. در قدم اول حاضریم همین جا در محدودههای وسیع اکتشاف کنیم. هزینههایش را هم میپردازیم. این واقعا ریسک است آیا به نتیجه برسیم یا نرسیم؟ ما در چارچوب قانون معادن اکتشاف میکنیم. اگر یک معدنی سالیان سال معطل مانده است؟ به هر دلیلی به آمادهسازی و بهرهبردرای نمیرسد ما حاضریم آنجا آماده سازی کنیم و به بهرهبرداری برسانیم. حاضریم با شرکت داخلی و خارجی یک کنسرسیوم ایجاد کنیم. این مجموعه از لحاظ مالی، فنی و مدیریتی توان آن را دارد و یک تجربه موفق ۳۰ ساله پشت سرش قرار گرفته است. این مجموعه میتواند با همکاری دستگاههای دولتی به سرعت شرایط معدن و صنایع معدنی را ارتقا دهد.
ارسال نظر