نه‌تنها بنیاد نیکوکاری خانم ریحانا سال گذشته میلیون‌ها دلار برای کمک به مردم در دوره همه‌گیری کرونا اهدا کرد، بلکه خود او اقدامات قابل ستایشی برای معطوف‌کردن توجه‌ها به افزایش خشونت داخلی طی دوره همه‌گیری انجام داده و برای حمایت از قربانیان و فرزندانشان در این خشونت‌ها، به شکل اهدای غذا، سرپناه و خدمات درمانی، مبالغی در نظر گرفته است. بسیار مهم است که مشاهده می‌کنیم، زنان سیاه‌پوست چنین میزان ثروتی به دست می‌آورند. واقعیت این است که شکاف درآمدی بین مردان و زنان در جامعه آمریکا به‌شدت علیه زنان است و به‌طور ویژه موفقیت زنان سیاه‌پوست در حوزه کسب ثروت یک رویداد مهم تلقی می‌شود. به‌طور متوسط در آمریکا، زنان به ازای هر یک دلاری که مردان درآمد دارند، ۷۹ سنت درآمد دارند و رقم مربوط به زنان سیاه‌پوست ۶۳ سنت است. طی ۴۰ سال فعالیت شغلی، این تفاوت دستمزد به این معناست که زنان سیاه‌پوست یک میلیون دلار کمتر از زنان سفیدپوست درآمد کسب می‌کنند. با آنکه آمریکا هنوز از پرداخت غرامت به شهروندان سیاه‌پوست خود به خاطر دوران برده‌داری، تبعیض نژادی، از دست دادن زمین‌ها و... اجتناب کرده، یعنی اتفاقاتی که سبب شکاف رو به رشد ثروت بین دو نژاد شده است، قرار گرفتن ریحانا در فهرست میلیاردرها بسیار تحسین‌برانگیز است. در اینجا پرسشی مهم وجود دارد که مدت‌هاست به آن فکر می‌کنم؛ آیا باید اجازه داد ثروت یک فرد به رقم میلیارد دلار برسد؟ یک بلاگر در اینستاگرام، مجموعه‌ای از گراف‌های اینستاگرامی تهیه کرده است تا توضیح دهد، از آنجا که مغز انسان برای درک اعداد بزرگ تکامل نیافته است، درک مفهوم یک میلیارد دشوار است. او برای درک بهتر موضوع توضیح می‌دهد که یک میلیون ثانیه معادل ۱۱ روز و یک میلیارد ثانیه برابر ۳۲ سال است. شما برای داشتن یک میلیارد یورو باید به مدت ۸۳ سال ماهانه یک میلیون یورو درآمد داشته باشید. همچنین برای خرج کردن این یک میلیارد یورو باید ۲۷۴ سال روزانه ۱۰ هزار یورو خرج کنید. از آنجا که امید به زندگی در ایرلند ۸۲ سال است، عملا غیرممکن است که بتوانید آن میزان ثروت را در طول زندگی‌تان خرج کنید و تازه این یک میلیارد دلار است. جف بزوس و ایلان ماسک، به‌ترتیب حدود ۱۸۰ و ۱۷۰ میلیارد دلار ثروت دارند. بیل گیتس و برنارد آرنولت نیز ثروت‌های نجومی دارند. در سال ۲۰۱۹، نشریه تایم در گزارشی به این موضوع اشاره کرد که ثروت ۲۶ میلیاردر نخست فهرست ثروتمندترین افراد جهان معادل دارایی ۸/ ۳میلیارد نفر از فقیرترین انسان‌های دنیاست و طی دوره همه‌گیری کرونا، یعنی دوره‌ای که بسیاری از مردم نه‌تنها شاهد مرگ عزیزان خود بودند، بلکه درآمد خود را از دست دادند، ثروت ثروتمندترین افراد، ۵۶۵میلیارد دلار افزایش یافت. آنچه بیان شد، انتقاد از هوشمندی، مهارت در تجارت یا نبوغ ثروتمندان نیست، بلکه انتقاد از احتکار منابع است. من کمونیست نیستم و از توزیع برابر ثروت بین تمام انسان‌های جهان حمایت نمی‌کنم، اما وقتی اثرات گرم‌شدن کره‌زمین را مطالعه کردم، در گوگل به جست‌وجو پرداختم تا بفهمم برای پایان بخشیدن به این تغییرات آب‌وهوایی چه میزان پول لازم است. تخمین‌های گوناگون در این زمینه مطرح شده و رقم‌ها از ۳۰۰ میلیارد دلار شروع می‌شود. اگر ۱۰۰ نفر نخست فهرست ثروتمندترین انسان‌های جهان، هر یک، سه میلیارد دلار پرداخت کنند، مشکل گرم شدن کره‌زمین تا اندازه زیادی حل خواهد شد و این گروه همچنان ثروتی عظیم در اختیار خواهند داشت. آنها با منابع مالی که در اختیار دارند، می‌توانند به گرسنگی انسان‌ها و بی‌خانمانی پایان دهند. همچنین می‌توانند ترتیبی دهند که تمام انسان‌ها به آب آشامیدنی سالم و خدمات درمانی برای جلوگیری از مرگ دسترسی داشته باشند، اما در این زمینه اقدامی انجام نمی‌دهند. درست است که برخی میلیاردرها اقدامات نیکوکارانه انجام داده‌اند، اما پولی که به این موضوع اختصاص داده‌اند، کسر بسیار کوچکی از ثروتشان است. در سال ۲۰۱۹، بیل گیتس ۵۸۹ میلیون دلار به این نوع کارها اختصاص داد که این رقم ۶/ ۰درصد ثروت اوست؛ مانند این است که شما سالانه ۵۰ هزار پوند درآمد داشته باشید و ماهانه ۲۵ پوند برای کارهای نیکوکارانه اختصاص دهید. از سوی دیگر جف بزوس ۱۰۰میلیون دلار برای برنامه تامین غذا در آمریکا پرداخت کرد، اما ۵/ ۵ میلیارد دلار صرف کرد تا چند دقیقه در فضا باشد. او پس از سفر به فضا از کارگران و مشتریان آمازون تشکر کرد که او را قادر ساختند به این سفر برود. این در حالی است که گزارش‌های متعدد از رویه‌های نامطلوب مدیران آمازون در محیط کاری شرکت و انبارهای آن منتشر شده است. در سال ۲۰۱۱، یک روزنامه، تحقیقات مخفیانه‌ای انجام داد که طی آن مشخص شد، شرایط کار کارگران در انبار پنسیلوانیای آمازون بسیار نامطلوب است و آنها مجبورند در دمای ۳۸ درجه سانتی‌گراد به کار بپردازند، آمبولانس‌ها بیرون انبار بودند تا اگر حادثه‌ای رخ داد، اقدام کنند. این سوال مطرح است که چرا ما میلیاردرها را برای کمک‌های اندک انسان‌دوستانه‌شان ستایش می‌کنیم، در حالی که بخش بزرگی از ثروت آنها حاصل بهره‌کشی از نیروی کار است. سوال مهم‌تر این است که چرا خواهان آن نیستیم که آنها سهم منصفانه خود از مالیات‌ها را پرداخت کنند؟ اجازه دهید به‌طور شفاف، نظر خود را بیان کنم: معتقد نیستم که پول ریشه همه بدی‌هاست؛ برعکس مایلم از آزادی مالی برخوردار باشم. همه ما برای ادامه حیات به پول نیاز داریم و باید برای کاری که می‌کنیم، دستمزد منصفانه بگیریم. اگر کسی نابغه است یا چیزی ساخته که جهان را دگرگون می‌کند، باید برای این کار پاداش بگیرد. بسیار مهم است که زنان سیاه‌پوست و تمامی کسانی که به حاشیه رانده شده‌اند، فرصت‌های برابر برای کسب ثروت داشته باشند. برای مدتی بیش از حد طولانی، پول و در نتیجه قدرت، در اختیار گروه‌های بسیار کوچک بوده است. وقتی افرادی وجود دارند که ثروتشان از تولید ناخالص داخلی برخی کشورها بیشتر است، باید بپذیریم که مشکلی بزرگ در سیستم وجود دارد.

 

این مطلب برایم مفید است
14 نفر این پست را پسندیده اند