در مدل ارائه شده از سوی این دو اقتصاددان آمده است، رشد مناسب اقتصادهای نوظهور در اواخر سال ۲۰۱۷ و اوایل سال ۲۰۱۸ در ماه‌های بعد یعنی تا اواسط سال گذشته ادامه پیدا کرده است. به احتمال زیاد اقتصادهای نوظهور در سه‌ماهه پایانی سال گذشته میلادی اندکی کمتر از ۴ درصد در مقیاس سالانه رشد کرده‌اند در حالی که در نیمه نخست این رقم ۷/ ۵ درصد بود. به باور این دو اقتصاددان، کاهش نرخ رشد حاصل ضعف تجارت است نه لزوما تنش‌های تجاری. صادرات و دیگر عوامل خارجی موثر بر رشد از اوایل سال گذشته میلادی دچار ضعف شده و این رویداد قبل از اعمال تعرفه از سوی آمریکا بر کالاهای صادراتی چین رخ داده است. به این ترتیب تاثیر این ضعف که قابل ملاحظه بوده از پیش گذاشته شده و می‌توان امیدوار بود در سال جدید میلادی نرخ رشد بالاتر رود؛ البته اگر تنش‌های تجاری بین چین و آمریکا شدت پیدا کند اثرات این عامل بر اقتصادهای یاد شده بسیار منفی خواهد بود. در واقع هر اقدامی که آمریکا علیه چین انجام می‌دهد بر اقتصادهای نوظهور تاثیر منفی دارد.

پس از یک‌سال دشواری‌های مختلف، اقتصادهای نوظهور در سال جاری میلادی چشم‌انداز امیدوار‌کننده‌ای دارند و برخی نهادهای تحلیلگر به سرمایه‌گذاران توصیه می‌کنند بخشی از سبد دارایی خود را به سهام و دارایی‌ها در اقتصادهای نوظهور اختصاص دهند. از دید بانک‌های بزرگ سرمایه‌گذاری، چشم‌انداز اقتصادهای نوظهور امیدبخش است. البته این به آن معنا نیست که رونق چشمگیر در این اقتصادها مشاهده خواهد شد. بانک‌های مورگان استنلی و گلدمن ساکس در گزارش‌های جدید خود به دسته‌ای از دارایی‌های اقتصادهای یاد شده اشاره کرده‌اند که در سال جاری سود مناسب نصیب سرمایه‌گذاران خواهند کرد البته امسال نیز سالی دشوار برای اقتصادهای نوظهور است.

یکی از علل این دیدگاه، کاهش نرخ رشد اقتصاد آمریکاست که سبب رشد بسیار کمتر بازده شرکت‌های بورسی این کشور می‌شود. از دید تحلیلگران بانک مورگان استنلی، امسال بازده شرکت‌های یاد شده ۴ درصد خواهد بود سال قبل این رقم ۲۳ درصد بود. در اقتصادهای نوظهور بازده شرکت‌ها از ۳ درصد در سال گذشته به ۷ درصد در سال جاری میلادی افزایش می‌یابد و این یعنی حضور در بازارهای مالی این اقتصادها سودی بالاتر از بازارهای کشورهای توسعه‌یافته خواهد داشت. سال گذشته نرخ رشد اقتصاد آمریکا تقریبا برابر نرخ رشد اقتصادهای نوظهور بود بدون آنکه ریسک‌های ارزی و حاکمیتی در آن وجود داشته باشد در نتیجه بخشی بزرگ از سرمایه‌ها از اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور به سمت آمریکا حرکت کرد.

اکنون که تاثیر مثبت کاهش مالیات‌ها در آمریکا در حال از بین رفتن است و بعید است ترامپ بتواند دومین برنامه کاهش مالیات‌ها را اجرا کند سرمایه‌گذاران حقیقی و نهادی در پی بازارهایی هستند که بازدهی بالاتری داشته باشند. یکی از علل جذابیت بازارهای نوظهور احتمال توقف برنامه افزایش نرخ‌های بهره در آمریکاست. بسیار محتمل است که بانک مرکزی آمریکا تحت فشار ترامپ و با توجه به ضعف‌هایی که در شاخص‌های اقتصادی این کشور مشاهده می‌شود نرخ‌های بهره را بالا نبرد به ویژه از آن جهت که نرخ تورم رشد نکرده و سطح دستمزدها به سرعت بالا نرفته است. ترامپ در هفته‌های اخیر از بانک مرکزی به دلیل آنچه افزایش سریع نرخ‌های بهره توصیف کرده انتقاد کرده و اکنون که وضعیت بورس آمریکا چندان خوشایند نیست احتمال تغییر رویه بانک مرکزی وجود دارد.

موضوع مهم دیگر این است که بازارهای مالی در اقتصادهای نوظهور ذاتا پرنوسان هستند و این ویژگی زمینه را برای سود بردن سرمایه‌گذاران پرمعامله فراهم می‌کند حتی اگر پایان سال عملکرد بورس‌های یاد شده منفی باشد. این دسته از سرمایه‌گذاران به دلیل معاملات مکرر سود موردنظر را کسب می‌کنند. در سال ۲۰۱۴ شاخص ام‌اس‌سی‌ای سهام در بورس‌های این اقتصادها ۸ ماه رشد کرد اما عملکرد این شاخص در کل سال یاد شده ۵ درصد منفی بود. البته وضعیت هر یک از اقتصادهای نوظهور با دیگری متفاوت است. واقعیت این است که افق اقتصاد چین که بزرگ‌ترین اقتصاد نوظهور و دومین اقتصاد بزرگ جهان پس از آمریکاست ابهام‌هایی دارد. نهادهای تحلیلگر و کارشناسان پیش‌بینی‌هایی درباره افق اقتصاد چین مطرح کرده‌اند اما دولت چین هنوز اعلام نکرده در سال جدید چه سیاست‌هایی را دنبال خواهد کرد و نرخ هدف برای رشد اقتصاد چه عددی است. دولت چین چند هفته پس از سال نو قمری این کشور که ماه آینده میلادی است نرخ رشد اقتصاد در سال قبل و دیگر شاخص‌های مهم اقتصادی کشور را اعلام می‌کند. مدیران شرکت‌های بزرگ چینی از دولت این کشور خواسته‌اند مانند آمریکا مالیات‌ها را کاهش دهد اما تصمیم در این باره چند ماه دیگر اتخاذ خواهد شد. به این ترتیب پیش‌بینی نرخ رشد اقتصادی چین به آینده موکول شده یعنی زمانی که داده‌های جدید منتشر شود و نیز سرنوشت مذاکرات تجاری این کشور و آمریکا تا اندازه‌ای مشخص شده باشد.

با توجه به روابط گسترده چین با اقتصادهای نوظهور دیگر، ابهام درباره افق اقتصاد این کشور پیش‌بینی وضعیت اقتصادهای نوظهور و جهت حرکت ارزهای ملی و بورس‌های این اقتصادها را دشوار می‌کند. پس از انتشار بودجه سال ۲۰۱۹ چین بسیاری از ابهام‌ها رفع خواهد شد اما فعلا با توجه به آنچه مشخص است می‌توان گفت امسال بازده سرمایه‌گذاری در اقتصادهای نوظهور در بدبینانه‌ترین حالت معادل بازده سرمایه‌گذاری در اقتصاد آمریکاست و از بازده بورس‌های اروپایی بالاتر است. هر چه سرمایه‌گذاران تبحر بیشتری در معاملات داشته باشند سود بالاتری کسب خواهند کرد. یکی از نکاتی که باید در نظر گرفته شود سیاست‌های دولت‌ها در اقتصادهای نوظهور است. سال گذشته رشد شاخص دلار بحران‌هایی برای اکثر اقتصادهای یاد شده پدید آورد زیرا این افزایش موجب خروج سرمایه‌ها و سقوط ارزش ارزهای ملی در اقتصادهای نوظهور شد. با آنکه این خطر تا اندازه‌ای از میان رفته زیرا ارزش دلار در حال کاهش است اما نوع واکنشی که دولت‌ها و بانک‌های مرکزی در اقتصادهای نوظهور به آن بحران نشان دادند معیاری از استحکام اقتصادهای یاد شده و عملکرد بازارهای مالی این کشور در سال جاری است. برخی از این اقتصادها نرخ‌های بهره را بالا بردند تا از سقوط ارزش پول ملی جلوگیری کنند. برخی نیز از کاهش ارزش ارز ملی به‌عنوان فرصتی مناسب برای بالا بردن صادرات و تقویت بخش گردشگری استفاده کردند. همچنین بحران سال قبل استحکام ساختارهای سیاسی در اقتصادهای نوظهور را به بوته آزمایش گذاشت.

اکنون که در آغاز سال جدید میلادی هستیم توجه به معیارهای یاد شده می‌تواند به سرمایه‌گذاران نشان دهد در کدام اقتصاد سرمایه‌گذاری کنند و از کدام اقتصاد خارج شوند. تحلیلگران بانک مورگان استنلی می‌گویند امسال مانند سال گذشته عواملی نظیر کاهش سیاست‌های حمایتی و ابهام‌های سیاسی، رونق اقتصاد جهان را تهدید می‌کنند. اما بازارهای نوظهور به شکل بالقوه حوزه‌های سودبخش برای سرمایه‌گذاری هستند.