با رسیدن به میانگین ۶ دلار در گالن، رکورد قیمت دیزل آمریکا در ژوئن۲۰۲۲ شکست
دیزل آمریکا در آتش هرمز
پاسخ را باید در تفاوت میان «وفور نفت خام» و «امنیت عرضه فرآورده» جستوجو کرد. بحران فعلی از چند مسیر همزمان به بازار دیزل فشار میآورد. جنگ در هرمز بخشی از جریان فرآوردههای خاورمیانه را با ریسک مواجه کرده، حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه تولید و صادرات دیزل این کشور را مختل کرده و در نتیجه، بازاری که پیش از جنگ نیز حاشیه ایمنی چندانی نداشت، با کمبود عرضه مواجه شده است. پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۹۰۰هزار بشکه دیزل و ۳۵۰هزار بشکه سوخت جت از مسیر خلیج فارس جابهجا میشد؛ به ترتیب معادل حدود ۱۰ و ۲۰ درصد تجارت دریابرد جهانی این فرآوردهها. بنابراین، اهمیت هرمز فقط به نفت خام محدود نمیشود. این تنگه بخشی از زنجیره جهانی تامین دیزل، گازوئیل و سوخت جت را نیز به خود وابسته کرده است. در این میان، بازار دیزل آمریکا یک ویژگی مهم دارد: این کشور میتواند نفت بیشتری پالایش کند، اما نمیتواند به سرعت هر نوع کمبود فرآورده را در هر منطقه جبران کند.
نقطه ضعف دوم
ذخایر، نقطه ضعف دوم آمریکا هستند. ذخایر فرآوردههای تقطیری، شامل دیزل و سوخت گرمایشی، در ماه اوت به پایینترین سطح این ماه از سال ۱۹۸۲ رسید. در سواحل شرقی، وضعیت حتی حساستر است: ذخایر دیزل و فرآوردههای تقطیری در هفته منتهی به ۲۸اوت به ۱۹میلیون بشکه رسید؛ پایینترین رقم ثبتشده برای این منطقه در دادههای قابل مقایسه از سال ۱۹۹۰. این نقطه به لحاظ زمانی نیز اهمیت دارد. آمریکا در حال ورود به فصل برداشت محصولات کشاورزی است؛ کامیونها، ماشینآلات کشاورزی و تجهیزات حملونقل در این دوره دیزل بیشتری مصرف میکنند. در سوی دیگر، پاییز مقدمه فصل مصرف سوخت گرمایشی در شمالشرق آمریکاست. بنابراین، بازار دیزل درست زمانی با کمبود ذخیره مواجه شده که تقاضای فصلی در حال افزایش است. این ترکیب میتواند اثر افزایش قیمت نفت خام را چند برابر کند. از همینجا میتوان فهمید چرا بحران دیزل برای اقتصاد آمریکا اهمیت بیشتری از آن چیزی دارد که از یک تابلوی پمپبنزین به نظر میرسد. دیزل سوخت کامیونها، کشاورزی، ماشینآلات ساختمانی، تجهیزات صنعتی و بخش مهمی از حملونقل کالا است. در نتیجه، افزایش قیمت آن مستقیما به هزینه حملونقل منتقل میشود و از آنجا به قیمت مواد غذایی و کالاها میرسد. به تعبیر دیگر، دیزل میتواند کانال انتقال شوک هرمز از بازار انرژی به تورم باشد.
چرا دیزل زودتر واکنش نشان داد؟
ممکن است این سوال مطرح شود که اگر بحران انرژی در هرمز جدی است، چرا تمرکز بازار تا این حد روی دیزل است و نه بنزین؟ پاسخ در ساختار عرضه و تقاضای دو بازار است. بنزین بیشتر با حملونقل سبک و فصل رانندگی آمریکا مرتبط است؛ درحالیکه دیزل همزمان چندین مصرفکننده بزرگ دارد: حملونقل سنگین، کشاورزی، صنعت و سوخت گرمایشی. از سوی دیگر، اختلال در صادرات روسیه و خاورمیانه مستقیما بازار جهانی دیستیلاتها (ذخایر فرآوردههای تقطیری، شامل دیزل و...) را تحت فشار قرار داده است. با این حال، بنزین هم در حال دریافت سیگنال هشدار است. میانگین قیمت بنزین معمولی آمریکا در هفته منتهی به ۳۱ماه اوت ۴دلار در هر گالن بود؛ بسیار پایینتر از دیزل، اما همچنان در سطحی بالا. در واشنگتن، برای نمونه، قیمت بنزین معمولی در همان هفته به بالای۵دلار رسید. مهمتر اینکه فشار قیمتی فقط روی سوخت آمریکا نیست.
بنزین جهان چه میگوید؟
اگر به جای تمرکز صرف بر آمریکا، مسیر قیمت بنزین در چند بازار بزرگ را در حدود ۶ماه گذشته بررسی کنیم، تصویر جالبتری ظاهر میشود. دادههای GlobalPetrolPrices نشان میدهد میانگین وزنی قیمت بنزین در ۱۷۵کشور، که بیش از ۹۵درصد مصرف جهانی فرآوردههای نفتی را پوشش میدهند، از ۱.۴۴دلار به ازای هر لیتر در ۳۰مارس به ۱.۵۴دلار در ۳۱ماه اوت رسیده است؛ یعنی حدود ۷درصد افزایش. با این حال، این میانگین جهانی بخش مهمی از تفاوت میان کشورها را پنهان میکند؛ زیرا مالیات، یارانه، نرخ ارز و سیاستهای قیمتگذاری داخلی باعث میشوند شدت انتقال شوک نفتی به قیمت مصرفکننده از کشوری به کشور دیگر بسیار متفاوت باشد.
در اروپا، افزایش قیمت بهدلیل مالیاتهای سنگین، ساختار بازار و نرخ ارز الزاما با افزایش قیمت نفت خام یکبهیک منتقل نمیشود. در آلمان، قیمت بنزین Super E۵ در ۳۱ماه اوت به حدود ۲.۲۴یورو در لیتر رسید. آمار رسمی آلمان نیز نشان میدهد قیمت بنزین در مارس۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۱۷درصد بالاتر بود و قیمت دیزل ۲۹درصد افزایش داشت. هند نمونه متفاوتی است. این کشور بهشدت به واردات نفت خام وابسته است و دولت در واکنش به جهش قیمت جهانی در مارس، مالیات ویژه بنزین را از ۱۳ به ۳روپیه در هر لیتر کاهش داد و مالیات مشابه دیزل را حذف کرد تا شوک بازار جهانی به مصرفکننده منتقل نشود.
مساله، «کمبود نفت» نیست
شاید مهمترین نتیجه این بحران همین باشد. جهان در حال تجربه کمبود مطلق نفت خام نیست، بلکه با کمبود ظرفیت اطمینانبخش برای رساندن فرآورده مناسب، در زمان مناسب و با هزینه قابل پیشبینی روبهرو شده است. این تفاوت برای بازار بسیار مهم است. ممکن است یکمیلیون بشکه نفت از بازار حذف نشود، اما اگر کشتیها حاضر نباشند آن را حمل کنند، بیمهگران ریسک را بالا ببرند، پالایشگاهها نتوانند خوراک یا محصول خود را جابهجا کنند و ذخایر مصرفکنندگان پایین باشد، قیمت فرآورده میتواند بسیار بیشتر از آنچه قیمت نفت خام نشان میدهد، افزایش پیدا کند. در واقع، هرمز اکنون نه فقط یک مساله نفت خام، بلکه یک آزمون برای تابآوری زنجیره جهانی فرآوردهها است.
روسیه نیز این مشکل را تشدید کرده است. حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای روسیه باعث کاهش تولید فرآورده و در نهایت ممنوعیت صادرات دیزل این کشور تا پایان سپتامبر شده است. بنابراین بازار جهانی همزمان دو ضربه دریافت میکند: از سمت خلیجفارس، ریسک حملونقل و از سمت روسیه، کاهش عرضه پالایشگاهی. در چنین شرایطی، پرسش کلیدی برای بازار دیگر این نیست که «قیمت نفت تا کجا بالا میرود؟» بلکه این است: اگر هرمز همزمان با نزدیکشدن فصل برداشت و زمستان، عرضه دیستیلاتها را محدود کند، آمریکا تا چه اندازه میتواند از ذخایر و ظرفیت پالایش داخلی خود برای مهار موج دوم بحران استفاده کند؟