چرا صفرهای متعدد در مقابل محصول اپل قرار گرفته است؟
تبدیل آیفون به کالای سرمایهای
رد این اتفاق را میتوان در قیمتها دید. گوشیهای اقتصادی که قرار بود آخرین سنگر خریداران با بودجه محدود باشند، در فاصله چند ماه رشدهایی تا حدود ۸۰ و حتی ۹۰ درصد را تجربه کردند. میانردهها نیز از این روند مستثنی نبودند و در بخش پرچمدار، قیمتها از منطق بازار مصرف فاصله گرفت. آیفون ۱۷ پرومکس با حافظه داخلی یک ترابایتی، طی یک هفته از قیمت حدودی ۸۲۰میلیون تومان فاصله گرفت و طبق اطلاعات بهدست آمده، تا قیمت یکمیلیارد و دویستمیلیون تومان در بازار معامله شده است. فاصلهای بیمعنی میان صفرها، زمینه بروز سوالات متفاوتی شد. شاید مهمترین آنها همین پرسش اولیه باشد که چرا در عرض یک هفته بازار چنین رفتاری را از خود نشان داده است؟ خرید گوشی به قیمت یکمیلیارد تومان برای یک کاربر و بازار چه معنایی میتواند داشته باشد؟
مرغوتخممرغ؛ آیا آیفون کالای لوکس است؟
این جهش را نمیتوان به افزایش نرخ دلار تقلیل داد. نرخ ارز بدون تردید مهمترین متغیر بازار است، اما تمام داستان نیست. آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، حاصل همپوشانی چند عامل بوده است؛ از نگرانی درباره استمرار تامین کالا گرفته تا رفتار احتیاطی فروشندگان و خریدارانی که هر روز خرید را به امید کاهش قیمت عقب میاندازند و فردا با عدد بزرگتری روبهرو میشوند.
نخستین مساله، تامین ارز است. در شرایطی که منابع ارزی کشور محدودتر از گذشته شده، طبیعی است که سیاستگذار اولویت را به کالاهای اساسی بدهد. سیاستگذاران بعد از عرضه آیفون ۱۴ به این جمعبندی رسیدند که ثبت و رجیستری محصولات اپل را در بازار ایران متوقف کنند. علت آن بود که از خروج ارز جلوگیری شود، بازار موبایل تحت کنترل قرار بگیرد و واردات کالای لوکس محدود شود. ما از این پرسش عبور خواهیم کرد که آیا این تصمیم نتیجهبخش بوده یا خیر. یعنی به تحلیل میزان موفقیت سیاستگذاران در کنترل بازار گوشی و جلوگیری از خروج ارز ورود نمیکنیم.
اگرچه که نتیجه این تصمیم برای بازار موبایل روشن است؛ ورود کالا کندتر میشود، هزینه واردات بالا میرود و عرضه دیگر نمیتواند با سرعت تقاضا هماهنگ شود. این مساله درباره گوشیهای پرچمدار شدیدتر است؛ محصولاتی که در طبقه کالاهای لوکس قرار گرفتهاند و سهم کمتری از سیاستهای حمایتی دارند.
از سوی دیگر، شبکه تامین نیز دیگر مانند گذشته عمل نمیکند. بخش قابلتوجهی از بازار موبایل ایران طی سالهای اخیر به مسیرهای تجاری مشخصی وابسته بوده است. هر اختلال در این مسیرها، چه ناشی از تحولات منطقهای باشد و چه تغییر در مقررات، بهطور مستقیم خود را در قیمت نهایی نشان میدهد. بازار موبایل بیش از آنکه به قیمت جهانی یک گوشی واکنش نشان دهد، به هزینه رساندن همان گوشی تا ویترین یک فروشگاه در تهران واکنش نشان میدهد.
فعالان بازار نکته دیگری را هم مطرح میکنند؛ بیاعتمادی. وقتی واردکننده نمیداند چند هفته بعد با چه نرخ ارزی باید کالا را جایگزین کند، فروشنده نمیداند موجودی بعدی با چه هزینهای تامین خواهد شد و خریدار هم هر روز شاهد افزایش قیمت است، همه بازیگران بازار تصمیمهای محافظهکارانهتری میگیرند. حاصل این وضعیت، بازاری است که در آن احتیاط، خود به عاملی برای افزایش قیمت تبدیل میشود.
طیف تابآوری فروشندگان در بازار موبایل متفاوت است. بسیاری از آنان توان سابق را در برابر هزینههای ثابت خود را ندارند. رشد ۸۰ الی ۹۰ درصدی گزینههای اقتصادی و کاهش قدرت خرید عموم، باعث شده تا بازار رونق سابق را نداشته باشد.
ارزشی که فاسد نمیشود
تغییر شاید فقط در سمت عرضه اتفاق نیفتاده باشد. بازار موبایل امروز از سمت تقاضا هم با چند سال قبل تفاوت دارد. اگر زمانی انتخاب میان دو مدل گوشی بیشتر به امکانات دوربین یا قدرت پردازنده مربوط میشد، حالا برای بخشی از خریداران، سوال دیگری اهمیت پیدا کرده است؛ کدام گوشی کمتر افت قیمت خواهد داشت؟
این تغییر نگاه را میتوان در رفتار کاربران دید. بسیاری خرید خود را به تعویق انداختهاند، نه به این دلیل که منتظر مدل جدید هستند، بلکه چون نمیتوانند با قیمتهای فعلی کنار بیایند. گروه دیگری به بازار دست دوم پناه بردهاند و عدهای هم ترجیح میدهند گوشی فعلی را بیش از گذشته نگه دارند؛ حتی اگر کیفیت باتری یا عملکرد آن دیگر رضایتبخش نباشد.
امیرحسین بهعنوان یک کاربر معمولی، از خرید محصولات اپل بهعنوان فرصتی برای حفظ ارزش سرمایه خود نگاه میکند. بهنظر او گوشیهای آیفون به نسبت دیگر محصولات بازار افت قیمتی پایینتری را تجربه میکنند.
در این میان، محصولات اپل جایگاه متفاوتی پیدا کردهاند. برای بخشی از خریداران، آیفون دیگر تنها یک ابزار ارتباطی یا حتی یک کالای لوکس نیست؛ به کالایی تبدیل شده که تصور میشود ارزش خود را بهتر از بسیاری از گزینههای دیگر حفظ میکند. همین نگاه، هرچند همه بازار را توضیح نمیدهد، اما بخشی از تقاضا را از منطق مصرف جدا کرده و به منطق سرمایه نزدیک کرده است.
شاید مهمترین پرسش همینجا شکل بگیرد. اگر مردم هنگام خرید یک گوشی، بیش از کیفیت نمایشگر یا قدرت پردازنده به حفظ ارزش پول خود فکر میکنند، آیا هنوز میتوان بازار موبایل را یک بازار مصرفی دانست؟ یا باید پذیرفت که بیثباتی اقتصاد، آرامآرام حتی سادهترین ابزار روزمره را نیز به دارایی تبدیل کرده است؟ شاید پاسخ این سوال، بیش از آنکه درباره بازار موبایل باشد، تصویری از اقتصاد امروز ایران ارائه دهد.
آیفون بهمثابه کالای سرمایهای
محمد رئیسی، کارشناس بازار موبایل، معتقد است که آیفون در ایران بیش از آنکه یک کالای مصرفی باشد، به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ درحالیکه به گفته او، بخش قابلتوجهی از خریداران این محصول، کاربران عادی هستند. او میگوید: «بسیاری از کاربران استفاده معمولی از گوشی دارند، اما با خرید آیفون در واقع یک نیاز ذهنی را برطرف میکنند. وقتی امکان خرید یک خانه یا خودروی مناسب را ندارند، ترجیح میدهند با خرید یک گوشی خوب، تا حدی این احساس را جبران کنند».
رئیسی یکی از عوامل اثرگذار بر قیمت نهایی آیفون را هزینههای مرتبط با رجیستری و حقوق ورودی میداند. به گفته او، «دولت از محل رجیستری درآمد قابلتوجهی کسب میکند و با توجه به منفی بودن رشد اقتصادی، افزایش درآمدهای گمرکی میتواند بخشی از هزینههای دولت را جبران کند.» او همچنین معتقد است که مداخلاتی مانند قیمتگذاری دستوری نیز به آشفتگی بازار دامن زده است.
این کارشناس بازار موبایل، چشمانداز روشنی برای ماههای پیش رو متصور نیست. او میگوید: «متاسفانه نمیتوان چشمانداز مثبتی برای بازار داشت. آیفون نباید کالای لوکس محسوب شود، اما در شرایط فعلی حتی برخی افراد به آن به چشم یک کالای سرمایهای نگاه میکنند. اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، قیمتها همچنان افزایشی خواهند بود؛ شاید با شیب ملایمتر، اما جهت کلی بازار تغییری نخواهد کرد».
به گفته رئیسی، رکود نیز بر رفتار خریداران اثر گذاشته است. او با اشاره به کاهش تقاضا در بازار میگوید: «در شرایط کنونی تعداد خریداران کاهش پیدا کرده و بازار وضعیت مناسبی ندارد. همین موضوع باعث شده برخی افراد برای کاهش هزینهها به سراغ گوشیهای بدون رجیستری بروند.»
شاید آیفون یک میلیارد تومانی بیش از آنکه نماد گران شدن یک محصول باشد، نشانه تغییر ماهیت بازار موبایل ایران است؛ بازاری که در آن قیمتها بیش از آنکه از رقابت میان برندها اثر بگیرند، از سیاستهای ارزی، محدودیتهای واردات و مقررات داخلی تاثیر میپذیرند. پرسش اینجاست که اگر این روند ادامه پیدا کند، چند سال دیگر خرید یک گوشی هوشمند برای یک مصرفکننده عادی چه معنایی خواهد داشت؟