ماشین متفکر، نقش برنامهنویس را برای همیشه تغییر داد
قربانیان انقلاب هوش مصنوعی
ابزار آخرالزمانی حالا تحولی را رهبری میکند که برنامهنویسان در مرکز این تحول قرار دارند. مدلها یا دستیارهای هوش مصنوعی امروز میتوانند کد تولید کنند، خطاها را تشخیص دهند، تست بنویسند و حتی برای تکمیل پروژهها پیشنهاد ارائه دهند. با این حال، همین ابزارها نیاز به مهارتهایی مانند طراحی معماری نرمافزار، درک مساله، ارزیابی کیفیت خروجی و تصمیمگیری مهندسی را بیش از گذشته برجسته کردهاند. به بیان دیگر، بازار کار بیش از آنکه از برنامهنویس عبور کند، در حال عبور از تعریفی است که سالها از برنامهنویسی داشتیم.
بسیاری از شرکتها همچنان به جذب نیروی فنی نیاز دارند، چهبسا دادههای آماری موجود از بازارکار برنامهنویسان ایرانی نشاندهنده رشد موقعیتهای شغلی این حوزه است؛ اما مهارتهایی که برای ورود و پیشرفت در این بازار لازم است، بهسرعت در حال تغییر است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که آیا هوش مصنوعی شغل برنامهنویسان را میگیرد؟ بلکه این است که بازار کار در عصر هوش مصنوعی، دقیقا چه نوع برنامهنویسی را میخواهد و چه کسانی میتوانند خود را با این قواعد تازه سازگار کنند.
نقش برنامهنویس بهمثابه محل تغییر
نگرانی درباره آینده برنامهنویسان از جایی آغاز شد که ابزارهای هوش مصنوعی مولد، توانایی نوشتن کد را به نمایش گذاشتند. اگر تا چند سال پیش تولید نرمافزار فرآیندی کاملا وابسته به نیروی انسانی به نظر میرسید، امروز مدلهای زبانی میتوانند تنها با دریافت چند جمله، قطعهکد تولید کنند. همین توانایی این تصور را به وجود آورد که شاید برنامهنویسی نخستین حرفهای باشد که هوش مصنوعی آن را از میدان خارج میکند.
با این حال، دادههای موجود تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند. گزارش پذیرش هوش مصنوعی در بنگاهها؛ شواهدی تازه برای سیاستگذاری که بهصورت مشترک از سوی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، گروه مشاوره بوستون (BCG) و مدرسه کسبوکار اینسید (INSEAD) منتشر شده، نشان میدهد استفاده از هوش مصنوعی بیش از آنکه به حذف کامل یک شغل منجر شود، ماهیت وظایف درون آن شغل را تغییر میدهد. به بیان دیگر، هوش مصنوعی در نخستین گام، وظایف تکراری، زمانبر و استاندارد را هدف قرار میدهد؛ نه تصمیمگیریهای پیچیده، طراحی سیستم یا حل مساله.
همین تفاوت را میتوان در چرخه توسعه نرمافزار نیز مشاهده کرد. امروز ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند در موارد مختلفی به توسعهدهندگان کمک کنند. اما زمانی که مساله به طراحی معماری نرمافزار، انتخاب میان چند راهکار مهندسی، تحلیل نیازهای کسبوکار، برقراری توازن میان امنیت، هزینه و مقیاسپذیری یا ارزیابی کیفیت خروجی هوش مصنوعی میرسد، همچنان نقش برنامهنویس تعیینکننده باقی میماند.
پوریا حداد، کارشناس حوزه هوش مصنوعی در گفتوگو با دنیایاقتصاد در پاسخ به این سوال که مهمترین تاثیر هوش مصنوعی بر کدام بخش از کار برنامهنویسان است گفت: یکی از مهمترین تغییراتی که مدلهای زبانی در دنیای برنامهنویسی ایجاد کردهاند، رفع نیاز به صرف زمان زیاد توسط برنامهنویس برای نوشتن کدهای تکراری و بخشهای عمومی پروژه است. از نظر وی، این قسمتها همیشه اهمیت زیادی داشتهاند و اگر درست طراحی نشوند، میتوانند روی کیفیت کل پروژه اثر بگذارند. نتیجه نهایی در مورد این است که توسعه نرمافزار سریعتر از گذشته پیش رود.
حداد در ادامه پاسخ به همین سوال به یکی دیگر از تاثیرات هوش مصنوعی در حوزه کاری برنامهنویسان اشاره میکند: یکی دیگر از تغییرات جالب توجه که در محیط شرکتهای استارتآپی بیشتر با آن روبهرو بودهام، نزدیکتر شدن دنیای طراحی و توسعه فرانتاند است. امروز یک برنامهنویس میتواند فقط با توصیف یک ایده، در عرض چند دقیقه به یک نمونه اولیه از رابط کاربری یا حتی کد اولیه آن برسد.
وی همچنین خاطرنشان کرد: مهمترین تغییر مربوط به نقش خودِ برنامهنویس است. این ابزار کارهای تکراری را بر عهده میگیرد و به برنامهنویس فرصت میدهد روی بخشهایی تمرکز کند که همچنان به تجربه، خلاقیت و قضاوت انسانی نیاز دارند.
بررسیهای انجامشده در شرکتهای استفادهکننده از ابزارهای هوش مصنوعی نیز همین الگو را تایید میکند. بهرهوری توسعهدهندگان در انجام بسیاری از وظایف روتین افزایش یافته، اما این افزایش بهرهوری الزاما به معنای کاهش نیاز به نیروی انسانی نبوده است. در بسیاری از موارد، زمان آزادشده صرف فعالیتهایی شده که پیشتر به دلیل محدودیت منابع یا زمان، کمتر مورد توجه قرار میگرفت؛ از جمله بازبینی کیفیت کد، طراحی قابلیتهای جدید، بهبود تجربه کاربری و حل مسائل پیچیدهتر.
در نتیجه، شاید دقیقترین توصیف از وضعیت امروز این باشد که هوش مصنوعی هنوز جای برنامهنویس را نگرفته، بلکه بخشی از کارهای او را بر عهده گرفته است. همین موضوع باعث شده ارزش برنامهنویسان بیش از گذشته به توانایی آنها در تحلیل مساله، طراحی راهحل، قضاوت مهندسی و استفاده موثر از ابزارهای هوش مصنوعی وابسته شود؛ مهارتهایی که برخلاف تولید کد، همچنان به تجربه، شناخت دامنه مساله و تصمیمگیری انسانی نیاز دارند.
اینجاست که دانش نو اهمیت بالایی پیدا میکند. علی کیانی، کارشناس حوزه برنامهنویسی، در گفتوگو با دنیایاقتصاد مهمترین تغییری که بهواسطه هوش مصنوعی در کار برنامهنویسان رخ داده است را در پروسه یادگیری میداند. کیانی در این رابطه گفت: پیش از این پروسه یادگیری کاملا متفاوت بود. برنامهنویسان برای حل مشکلات خود باید مسیر طولانیتری را طی کرده و در نهایت به پاسخ خود برسند. در واقع یادگیری محصول جانبی حل مساله به شمار میرفت. اما امروزه راهحل مستقیم از هوش مصنوعی دریافت میشود. البته که سرعت کار بالا میرود اما دیگر اجباری برای یادگیری وجود ندارد. از دیدگاه کیانی، همین موضوع محل تمایز میان توسعهدهنده قوی و ضعیف است.
کیانی با پرداخت به تاثیر هوش مصنوعی در ساختار تیمهای فنی گفت: هوش مصنوعی بهطور کامل جایگزین عامل انسانی نشده است اما مسیر تحول آن روشن است. امروزه ارزش در اختیار افرادی است که میدانند چگونه از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری برای افزایش توان تخصصی خود استفاده کنند. با استناد به گفتههای او، حالا در بسیاری از تیمهای توسعه، بخش قابلتوجهی از فعالیتهای تکراری مانند تولید کدهای اولیه، نگارش تستهای پایه، بازآراییهای ساده و مستندسازی به ابزارهای هوش مصنوعی سپرده شده است. در نتیجه، نقش برنامهنویس بهتدریج از نویسنده کد به معمار و ناظر تصمیمهای فنی در حال تغییر است؛ فردی که درباره معماری سیستم، ریسکهای پروژه و کیفیت خروجی هوش مصنوعی تصمیمگیری میکند.
کیانی در پایان صحبت خود خاطرنشان کرد: به همین دلیل، فرآیند توسعه نرمافزار نیز بهتدریج از مدل سنتی نوشتن کد به سمت هدایت و مدیریت عاملهای هوشمند (AI Agents) حرکت میکند؛ تغییری که به نظر میرسد با سرعتی بیش از پیشبینیهای اولیه در حال وقوع است.
کد نوشتن دیگر مزیت رقابتی نیست
اگر هوش مصنوعی بخش قابلتوجهی از وظایف تکراری برنامهنویسی را بر عهده گرفته، طبیعی است که این سوال مطرح شود؛ آیا شرکتها همچنان به همان تعداد گذشته برنامهنویس استخدام میکنند؟ و اگر پاسخ مثبت است، احتمالا به دنبال چه نیروهایی هستند؟
پاسخ دادههای موجود این است که دستکم تاکنون، بازار کار بیش از آنکه با کاهش تقاضا برای برنامهنویس روبهرو شده باشد، در حال تغییر معیارهای استخدام است. شرکتها همچنان به نیروی فنی نیاز دارند، اما مهارتهایی که برای ورود به این بازار کافی تلقی میشد، دیگر پاسخگوی نیاز آنها نیست. توانایی استفاده موثر از ابزارهای هوش مصنوعی، درک عمیقتر از معماری نرمافزار، شناخت ساختار پروژه و قدرت تحلیل مساله، بیش از گذشته به عوامل تعیینکننده در استخدام تبدیل شدهاند.
پوریا حداد، کارشناس حوزه هوش مصنوعی، نیز معتقد است مهمترین اثر این تحول را باید در تغییر انتظارات بازار کار جستوجو کرد. وی در همین رابطه چنین اظهار کرد: هوش مصنوعی باعث نشده نیاز به برنامهنویس از بین برود، اما بدون شک انتظارات بازار کار را تغییر داده است. به گفته او، اگر در گذشته بسیاری از نیروهای تازهکار با انجام وظایف ساده و تکراری تجربه کسب میکردند، امروز بخش قابلتوجهی از همان وظایف توسط ابزارهای هوش مصنوعی انجام میشود؛ در نتیجه شرکتها انتظار دارند حتی برنامهنویسان تازهکار نیز درک بهتری از مفاهیم مهندسی نرمافزار، ساختار پروژه و حل مساله داشته باشند و صرفا به توانایی نوشتن کد متکی نباشند.
البته این تغییر تنها به افزایش سطح انتظار کارفرمایان محدود نمیشود. حداد معتقد است هوش مصنوعی همزمان فرصتهای تازهای نیز برای ورود به این حرفه ایجاد کرده است. به گفته او، برنامهنویسان تازهکار امروز میتوانند با کمک این ابزارها مسیر یادگیری را سریعتر طی کنند، ایدههای خود را در زمان کوتاهتری آزمایش کنند و زودتر از گذشته روی پروژههای واقعی کار کنند. به همین دلیل، مساله اصلی حذف نیروهای تازهکار نیست؛ در واقع تعریف تازهکار در حال تغییر است. در بازار جدید، مزیت رقابتی دیگر تنها به توانایی تولید کد محدود نمیشود، بلکه به توانایی استفاده هوشمندانه از ابزارهای هوش مصنوعی، ارزیابی انتقادی خروجی آنها و درک عمیقتر از مساله وابسته است.
ابزارهای هوش مصنوعی امروز همان کاری را میکنند که نردبان ورود نیروهای جونیور یا تازهکار به بازار کار بود. درگیری روزانه آنها با امور تکراری و شاید حتی پیشپا افتاده در گذر زمان آنها را آماده مواجه شدن با ماموریتهای پیچیده یا قبول مسوولیتهای جدی میکرد. چرخی که سالها میچرخید، حالا دیگر بر همان مدار نخواهد چرخید. بدین معنی که زنجیرهای که طی سالها تثبیت شده بود حالا باید بهطور بنیادینی تغییر کند.
کیانی در همین رابطه چنین گفت: در گذشته، برنامهنویسان تازهکار از طریق انجام وظایف ساده، تکراری و کمریسک تجربه کسب میکردند و بهتدریج برای انجام مسوولیتهای پیچیدهتر آماده میشدند. اما امروز بخش قابلتوجهی از همین وظایف اولیه توسط ابزارهای هوش مصنوعی انجام میشود و همین مساله، مسیر سنتی ورود به بازار کار را تغییر داده است. در نتیجه، فاصله میان برنامهنویسانی که تنها توانایی نوشتن کد دارند و افرادی که از مهارت حل مساله، تحلیل و تصمیمگیری مهندسی برخوردارند، بیش از گذشته شده است. بازار امروز عمدتا به دنبال نیروهای میانرده و ارشد است که بتوانند از هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار حرفهای استفاده کنند؛ یا نیروهای تازهکاری که با وجود سابقه محدود، توانایی تحلیل، تفکر مهندسی و حل مساله خود را اثبات کرده باشند.
او همچنین در بخش دیگری افزود: صرف توانایی کدنویسی دیگر برای ورود به بازار کافی نیست و برنامهنویسان باید نشان دهند چگونه فکر میکنند و چگونه مسائل را تحلیل و حل میکنند. این تغییر، بیشترین فشار را بر نیروهای تازهکار و فاقد سابقه کاری وارد کرده است.
مسیر ورود نیروهای تازهکار کاملا دگرگون شده است
اگر بازار کار ایران هنوز در ابتدای مسیر انطباق با هوش مصنوعی قرار دارد، تجربه شرکتهای فناوری در آمریکا و اروپا نشان میدهد بحث اصلی دیگر استفاده کردن یا نکردن از هوش مصنوعی نیست، بلکه چگونگی ادغام آن در فرآیند توسعه نرمافزار است. در بسیاری از شرکتهای بزرگ، دستیارهای برنامهنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی به بخشی از ابزار روزمره توسعهدهندگان تبدیل شدهاند و تقریبا تمام مراحل چرخه توسعه نرمافزار، از یادگیری و جستوجوی راهحل گرفته تا تولید کد، بازنویسی، مستندسازی، تولید تست، دیباگ و بازبینی کد را تحتتاثیر قرار دادهاند.
با این حال، افزایش استفاده از این ابزارها به معنای کاهش نقش برنامهنویسان نبوده است. بررسیهای GitHub درباره کاربران Copilot نشان میدهد مهمترین اثر این ابزارها، افزایش سرعت انجام وظایف تکراری و آزاد شدن زمان توسعهدهندگان برای پرداختن به مسائل پیچیدهتر است. به بیان دیگر، هوش مصنوعی بیشتر نقش یک شتابدهنده را ایفا میکند تا جایگزین مهندس نرمافزار. در مقابل، مسوولیتهایی مانند طراحی معماری، تصمیمگیری فنی، ارزیابی کیفیت کد، کنترل امنیت، مدیریت بدهی فنی و بررسی نهایی خروجی همچنان بر عهده انسان باقی مانده است.
همین تصویر در نظرسنجی سال ۲۰۲۵ Stack Overflow نیز دیده میشود. بر اساس این گزارش، ۸۴ درصد توسعهدهندگان اعلام کردهاند که از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند یا قصد استفاده از آنها را دارند؛ اما همزمان ۴۶ درصد نیز گفتهاند به دقت خروجی این ابزارها اعتماد ندارند. این شکاف میان دوگانه استفاده و اعتماد نشان میدهد هوش مصنوعی به بخشی از جریان اصلی توسعه نرمافزار تبدیل شده، اما هنوز جای قضاوت مهندسی را نگرفته است. توسعهدهندگان از ابزارآلات هوش مصنوعی برای افزایش سرعت کار استفاده میکنند، اما تصمیم نهایی درباره کیفیت، امنیت و قابلیت نگهداشت نرمافزار همچنان بر عهده خود آنهاست.
تغییرات بازار استخدام نیز از همین الگو پیروی میکند. گزارشهای Microsoft Work Trend Index و تحلیلهای بازار کار LinkedIn نشان میدهد کارفرمایان بیش از گذشته به دنبال افرادی هستند که بتوانند در کنار تسلط فنی، با ابزارهای هوش مصنوعی کار کنند، خروجی آنها را ارزیابی کنند و مسائل پیچیده کسبوکار را به راهحلهای نرمافزاری تبدیل کنند. در چنین شرایطی، صرف توانایی نوشتن کد دیگر مزیت رقابتی محسوب نمیشود؛ مهارتهایی مانند تفکر سیستمی، طراحی معماری، تحلیل مساله، ارتباط موثر با تیم و توانایی استفاده انتقادی از ابزارهای هوش مصنوعی به معیارهای مهمتری برای استخدام تبدیل شدهاند.
این تغییر بیش از همه بر مسیر ورود نیروهای تازهکار اثر گذاشته است. در گذشته، برنامهنویسان جونیور بخش زیادی از تجربه خود را از طریق انجام وظایف ساده و تکراری به دست میآوردند؛ اما امروز بخشی از همان وظایف توسط هوش مصنوعی انجام میشود. در نتیجه، شرکتها انتظار دارند حتی نیروهای تازهوارد نیز درک مناسبی از مهندسی نرمافزار، ساختار پروژه و شیوه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی داشته باشند. در مقابل، نقش برنامهنویسان باتجربه نهتنها کمرنگ نشده، بلکه به دلیل نیاز به بازبینی خروجی مدلها، تصمیمگیری فنی و تضمین کیفیت، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به همین دلیل، در بسیاری از بازارهای پیشرو، بحث اصلی دیگر حذف برنامهنویسان نیست؛ بلکه تغییر مرز میان وظایفی است که ماشین میتواند انجام دهد و مسوولیتهایی که همچنان به قضاوت انسانی وابسته باقی میمانند.
تجربه ایران البته تفاوتهایی با این روند جهانی دارد. استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در بسیاری از شرکتهای ایرانی هنوز به دلیل محدودیت دسترسی به سرویسهای بینالمللی، هزینه اشتراک، محدودیتهای زیرساختی و تفاوت سطح بلوغ سازمانها، فراگیر نشده است. با این حال، جهت حرکت بازار تفاوت چندانی ندارد. همانگونه که تجربه شرکتهای بزرگ فناوری نشان میدهد، ارزش برنامهنویسان بیش از آنکه به سرعت تولید کد وابسته باشد، به توانایی تعریف مساله، طراحی راهحل، ارزیابی انتقادی خروجی هوش مصنوعی و تصمیمگیری مهندسی وابسته خواهد بود؛ تغییری که به نظر میرسد دیر یا زود بازار کار ایران نیز ناگزیر از پذیرش آن است.
جنگ، قطعی اینترنت و بازار کار برنامهنویسان ایرانی
درحالیکه بخش مهمی از بحث درباره آینده برنامهنویسان بر تجربه شرکتهای فناوری در اروپا، آمریکا و شرق آسیا متمرکز است، دادههای بازار کار ایران نیز روایت متفاوتی را پیش روی ما قرار میدهد. آخرین تصویری که از بازار استخدام برنامهنویسان در کشور در دسترس است، به ماههای پیش از قطعیهای گسترده اینترنت و جنگ ۴۰ روزه بازمیگردد؛ دورهای که بازار فناوری هنوز با شوکهای اخیر روبهرو نشده بود و میتوان آن را مبنایی برای سنجش وضعیت این صنعت پیش از تحولات جدید دانست.
بر اساس گزارش فصلی یکی از پلتفرمهای کاریابی از بازار کار ایران، تعداد آگهیهای استخدام گروه توسعه نرمافزار و برنامهنویسی در پاییز ۱۴۰۴ نسبت به سال گذشتهاش، ۱۵ درصد کاهش داشته است. درحالیکه نسبت به تابستان ۱۴۰۴ شمار آگهیهای استخدام حوزه توسعه نرمافزار و برنامهنویسی رشدی ۵۰ درصدی را تجربه کرده است. البته باید وقوع جنگ دوازدهروزه و تاثیر آن را در این آمار دخیل دانست. از سوی دیگر، میانگین حقوق پیشنهادی این گروه شغلی نیز ۴۲ درصد رشد کرده؛ رقمی که آن را در میان پردرآمدترین گروههای تخصصی بازار کار قرار میدهد. با این حال، رشد فرصتهای شغلی به معنای آسانتر شدن ورود به این بازار نبوده است. این گزارش نشان میدهد شدت رقابت برای تصاحب موقعیتهای شغلی این حوزه نیز در همین بازه زمانی ۲۲ درصد افزایش یافته است.
قرار گرفتن این سه شاخص در کنار یکدیگر، تصویری قابلتوجه از وضعیت بازار برنامهنویسی ایران ترسیم میکند. از یک سو، افزایش تعداد آگهیهای استخدام نشان میدهد تقاضای شرکتها برای جذب نیروی فنی همچنان ادامه داشته است. از سوی دیگر، رشد قابلتوجه حقوق پیشنهادی از دشوارتر شدن جذب نیروهای متخصص و ارزش بالاتر مهارتهای فنی حکایت میکند. در مقابل، افزایش همزمان شدت رقابت نشان میدهد ورود به این بازار نسبت به گذشته آسانتر نشده و تعداد بیشتری از متقاضیان برای دستیابی به هر فرصت شغلی با یکدیگر رقابت میکنند.
البته این دادهها را نباید بهعنوان نشانهای از اثر مستقیم هوش مصنوعی بر بازار کار ایران تفسیر کرد. گزارش بازارکار وضعیت عرضه و تقاضای نیروی کار را در مقطع زمانی مورد بررسی ثبت کرده و درباره علت این تغییرات داوری نمیکند. افزون بر این، این آمار پیش از رخدادهایی مانند قطعیهای گسترده اینترنت و جنگ ۴۰ روزه گردآوری شده است؛ تحولاتی که به احتمال زیاد بر فعالیت شرکتهای فناوری، روند استخدام و سرمایهگذاری در این صنعت اثر گذاشتهاند.
از همین رو، این گزارش را باید آخرین تصویر حدودا باثبات از بازار برنامهنویسی ایران پیش از ورود این شوکها دانست؛ تصویری که نشان میدهد حتی پیش از آنکه آثار هوش مصنوعی بهطور کامل در بازار کار نمایان شود، برنامهنویسی در ایران به شغلی تبدیل شده بود که هم درآمد بالاتری داشت و هم ورود به آن دشوارتر شده بود.
تصویر آینده با دستان دیجیتال هوش مصنوعی ترسیم خواهد شد
دو سال پیش، پرسش این بود که آیا هوش مصنوعی جای برنامهنویسان را خواهد گرفت؟ امروز، پس از مرور تجربه شرکتهای فناوری، دادههای بازار کار ایران، گزارشهای بینالمللی و روایت برنامهنویسانی که هر روز با این ابزارها کار میکنند، به نظر میرسد صورت مساله تغییر کرده است.
پوریا حداد معتقد است آینده برنامهنویسی بیش از آنکه به نوشتن کد وابسته باشد، به تعریف مساله و طراحی راهحل وابسته خواهد بود. به همین دلیل، به باور او آینده متعلق به برنامهنویسانی است که هوش مصنوعی را نه رقیب، بلکه ابزاری برای افزایش تواناییهای خود بدانند.
حداد در ترسیم چشمانداز چنین گفت: احتمالا شاهد شکلگیری ابزارهایی خواهیم بود که بتوانند بخش بزرگی از توسعه نرمافزار را بهصورت خودکار انجام دهند؛ از تولید کد گرفته تا تست، مستندسازی و حتی استقرار. اما این به معنای حذف کامل برنامهنویسان نیست. تجربه نشان داده هر بار که ابزارهای توسعه قدرتمندتر شدهاند، انتظار کاربران از نرمافزارها هم بالاتر رفته و در نتیجه مسائل پیچیدهتر و پروژههای بزرگتری شکل گرفتهاند.
بهطور کلی از دیدگاه حداد، موضوع حذف مشاغل نیست. با استناد به اظهارات وی، هرگاه ابزارهای توسعه پیشرفت قابلملاحظهای داشتند، انتظار کاربران از نرمافزارها هم بالاتر رفته و در نتیجه مسائل پیچیدهتر و پروژههای بزرگتری شکل گرفتهاند. بهگفته او در آینده مهارتهایی مانند تفکر سیستمی، درک عمیق از معماری نرمافزار، توانایی کار با داده، شناخت کسبوکار و البته تعامل موثر با مدلهای هوش مصنوعی، اهمیت بیشتری نسبت به صرفا تسلط بر یک زبان برنامهنویسی خواهند داشت.
تمام این تحول را میتوان در قالب یک چرخه طبیعی توضیح داد. در طول تاریخ، هر نسل از فناوری، ابزارها و شیوههای پیشین را دگرگون کرده و برای مدتی در مرکز تحولات قرار گرفته است؛ اما در ادامه جای خود را به فناوری پیشرفتهتری داده است. این چرخه مداوم جایگزینی و تحول، هیچگاه به حذف کامل عامل انسانی منجر نشده است. وجه مشترک تمام نمونههای تاریخی این روند، نه حذف انسان، بلکه انتقال ارزش از مهارتهای تکراری به تواناییهای پیچیدهتر بوده است. همانگونه که ماشینهای صنعتی نیروی کار را از میان نبردند، بلکه ماهیت بسیاری از مشاغل را تغییر دادند، هوش مصنوعی نیز بیش از آنکه پایان برنامهنویسی باشد، آغاز تعریفی تازه از آن است.
اصل همین موضوع در صحبتهای کیانی نیز به چشم میخورد. او نیز معتقد است اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، برنامهنویسی به شکل امروزی آن دستخوش یک دگرگونی بنیادین خواهد شد. به گفته او، همانطور که در طول تاریخ فناوری، هر نسل از ابزارها جای نسل پیشین را گرفتهاند، هوش مصنوعی نیز بسیاری از وظایف فعلی برنامهنویسان را بر عهده خواهد گرفت؛ اما این روند لزوما به حذف کامل نیروی انسانی منجر نمیشود، بلکه نقش انسان را از نویسنده کد به طراح، ناظر و تصمیمگیر تغییر میدهد. کیانی در ادامه با ترسیم چشمانداز این تحول افزود که هوش مصنوعی بهتدریج از یک دستیار متنی به مجموعهای از عاملهای هوشمند و حتی رباتهای فیزیکی تبدیل خواهد شد که قادرند بخش قابلتوجهی از فعالیتهای روزمره انسان را انجام دهند. به باور او، در چنین فضایی، توسعه نرمافزار بیش از گذشته در دسترس عموم قرار میگیرد و بسیاری از افراد بدون دانش تخصصی برنامهنویسی نیز میتوانند تنها با استفاده از زبان طبیعی محصولات نرمافزاری تولید کنند. به گفته او، در چنین آیندهای، آنچه متخصصان را از یکدیگر متمایز خواهد کرد، دیگر صرفا توانایی نوشتن کد نیست؛ بلکه مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، تحلیل مساله، قضاوت مهندسی و توانایی طرح پرسشهای درست، به مهمترین سرمایه برنامهنویسان تبدیل خواهد شد.
برداشت توسعهدهندگان در جهان نیز فاصله قابلتوجهی با روایتهای آخرالزمانی دارد. در نظرسنجی سال ۲۰۲۵ Stack Overflow که یکی از معتبرترین پیمایشهای جامعه برنامهنویسان جهان به شمار میرود، از شرکتکنندگان پرسیده شده است که آیا هوش مصنوعی شغل آنها را تهدید میکند یا خیر. نتیجه این نظرسنجی قابل تأمل است؛ ۶۳.۶ درصد پاسخدهندگان گفتهاند هوش مصنوعی را تهدیدی برای شغل خود نمیدانند، ۲۱.۳ درصد هنوز درباره این موضوع اطمینان ندارند و تنها ۱۵ درصد معتقدند هوش مصنوعی شغل آنها را تهدید میکند.
شاید این آمار بیش از هر چیز نشان دهد که بزرگترین تحول امروز، حذف برنامهنویسان نیست؛ شاید تغییر تعریفی است که سالها از برنامهنویسی میشناختیم. بازاری که تا دیروز مهارت نوشتن کد را معیار اصلی استخدام میدانست، امروز بیش از هر زمان دیگری به دنبال افرادی است که بتوانند مساله را درست تعریف کنند، از هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار استفاده کنند و درباره کیفیت، امنیت و آینده یک محصول نرمافزاری تصمیم بگیرند.