بحرانهای اقتصادی و زیست محیطی پیش روی ایران
سیامک خرمی* قسمت یازدهم تصور کنید نوزادی در این روزهای آلوده هوای کلانشهرهای ایران به دنیا میآید و اگر بتواند به سلامت از اثرات زیانبار این آلودگیها عبور کند، در سال دو هزار و پنجاه ۳۷ سال خواهد داشت. به عبارت دیگر، در سنی که شاید به تازگی خانوادهای تشکیل داده و چشم به بزرگ کردن و تربیت فرزندش دوخته است. در آن سالها اما فقط تورم و نرخ ارز و اجاره خانه و آلودگی هوا و مانند آن تنها دغدغه وی و خانوادهاش نخواهد بود. اگر همین روندی که نسل فعلی در مصرف منابع طبیعی و تخریب محیط زیست طی میکند، ادامه یابد، وی و هم نسلهایش با پیچیدهترین چالشهای زیستمحیطی درگیر خواهند بود که شاید آن زمان راهحلی برایش پیدا نشود.
سیامک خرمی* قسمت یازدهم تصور کنید نوزادی در این روزهای آلوده هوای کلانشهرهای ایران به دنیا میآید و اگر بتواند به سلامت از اثرات زیانبار این آلودگیها عبور کند، در سال دو هزار و پنجاه ۳۷ سال خواهد داشت. به عبارت دیگر، در سنی که شاید به تازگی خانوادهای تشکیل داده و چشم به بزرگ کردن و تربیت فرزندش دوخته است. در آن سالها اما فقط تورم و نرخ ارز و اجاره خانه و آلودگی هوا و مانند آن تنها دغدغه وی و خانوادهاش نخواهد بود. اگر همین روندی که نسل فعلی در مصرف منابع طبیعی و تخریب محیط زیست طی میکند، ادامه یابد، وی و هم نسلهایش با پیچیدهترین چالشهای زیستمحیطی درگیر خواهند بود که شاید آن زمان راهحلی برایش پیدا نشود. باور نمیکنید؟ با خود میگویید حالا کو تا ۳۷ سال دیگر؟ نان بر سر سفرهمان نیست، حالا محیط زیست بماند. کافی است کمی به آمارها و گزارشها نگاه کنیم. بحران آب شاید آن روز دور نباشد که آب لولهکشی بسیاری از شهرهای ایران تنها برای مصارف بهداشتی به کار رود و برای آب آشامیدنی مجبور شویم قیمت گزافی را برای خرید بطریهای آب معدنی یا موارد مشابه بدهیم. طبق گزارش مرکز تحقیقات استراتژیک مرکز تشخیص مصلحت نظام، در ۵۰ سال گذشته ۳۷ مورد خشونت بین کشورها بر سر آب گزارش شده است و ۳۰ مورد از آنها در خاورمیانه رخ داده است. طبق پیشبینی این گزارش، بحران آب در ایران در آینده نه چندان دور به وقوع خواهد پیوست و سرانه آب در ایران تا سال ۲۰۵۰ به کمتر از هزار متر مکعب خواهد رسید. برای درک جدی بودن بحران آب نیازی نیست به آینده دور برویم. کافی است بحران خشک شدن دریاچه ارومیه، منازعه بر سر آب زاینده رود و تلاش خوزستانیها برای حفظ منابع آبی کارون در داخل استان و خشک شدن چندین تالاب دیگر را درک کنیم. به تازگی وزارت نیرو نیز اعلام کرد مجبور به افزایش تعرفه آب است. بحران غذا و زمین کشاورزی یک مطالعه تحقیقاتی در زمینه تغییر اقلیمی در دانشگاه تهران نشان میدهد کاهش زمینهای کشاورزی در افق ۲۰۵۰ از چالشهای جدی در کشور خواهد بود. تغییرات اقلیمی و خشکتر شدن آن و کم آبی، منجر به کاهش سطح زمینهای مساعد کشت و زرع و در نتیجه تامین مواد غذایی مناسب برای کشور خواهد بود. بحران انرژی و آلودگی هوا آمارهای مختلف سازمانهای مسوول در حوزه انرژی نشان میدهد که از اوایل دهه ۸۰ تقریبا مصرف و تقاضا در حوزه انرژی و به ویژه برق همواره جلوتر از تولید بوده است. ایران یکی از بالاترین شاخصهای شدت انرژی و انتشار گازهای گلخانهای در جهان را دارا است. این روند مصرف که در دهه گذشته و به ویژه تا سال ۲۰۱۰ رشد بیرویه به خود دیده است، تنها با پاسخهای مقطعی و افزایش نیروگاههای سوخت فسیلی برای پاسخ به تقاضا در زمان پیک روبهرو بوده است. در صورتی که همین روند مصرف انرژی، بنزین، برق و حرارت در کشور ادامه یابد، در آینده به گواه بسیاری از پیشبینیها، احتمالا قدرت صادرات نفت و گاز ایران کاهش خواهد یافت و همینطور ایران به یکی از آلودهترین کشورهای جهان از نظر آلودگی هوا تبدیل خواهد شد. اگر بخواهیم به گزارشهای دیگری که به افق مبهم و تیره ایران در حوزههای زیست محیطی اشاره میکنند، بپردازیم میتوان ساعتها نوشت، اما سوالی که پیش میآید این است که آیا کشور ما برای مقابله با این تهدیدها و بحرانها آماده است. نگاهی به یکی از گزارشهای جهانی در زمینه عملکرد زیست محیطی کشورها میاندازیم. طبق گزارش «شاخص عملکرد زیست محیطی کشورها» تهیه شده توسط دانشگاه ییل، رتبه ایران در عملکرد زیستمحیطی ۱۱۴ و در زمینه روند بهبود عملکرد زیستمحیطی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ رتبه ۱۱۸ ( از میان ۱۳۲ کشور) است. اگرچه رتبه عملکرد زیستمحیطی سوریه نیز ۱۱۳ است، اما در زمینه روند بهبود عملکرد رتبهاش ۶۲ است، آذربایجان نیز که رتبه ۱۱۱ را در زمینه عملکرد در سال ۲۰۱۲ دارا است در زمینه روند بهبود عملکرد دومین کشور جهان محسوب میشود! بدترین عملکرد ایران در حوزه «تغییرات آب و هوایی» - که مستقیما مرتبط با نحوه تولید و مصرف انرژی است- و همچنین «منابع آب» است. همه اینها نشاندهنده آن است که ایران نه تنها عملکرد زیستمحیطی حداقلی نداشته است، بلکه عزم و ارادهای در جهت بهبود نسبی این عملکرد نیز در کشور دیده نمیشود. گزارش فوق تا حدی دارای اشتباههای روش شناسی برای اندازهگیری شاخصها و ایراد در کیفیت دادهها است و به همین دلیل درجه اعتبار رتبهبندی را کاهش میدهد، اما کلیات آن با سایر گزارشهای زیستمحیطی در مورد ایران همخوانی دارد. «حفظ محیط زیست» در ایران فقط یک شعار زیبا نیست. تخریب انواع منابع زیست محیطی بر معیشت و اقتصاد روزمره تکتک ایرانیان اثر مستقیم دارد. بارها در مقالات قبلی اشاره کردم و باز تکرار میکنم از اولویتهای کنونی در کشور ایران باید حمایت از سازمانهای مردم نهاد محیطزیستی برای حفظ منابع طبیعی باشد. از فرصت به دست آمده ریاست سر کار خانم ابتکار بر سازمان محیط زیست در جهت توانمندسازی این سازمانها و فرهنگسازی در جوامع محلی و نیز سطح ملی باید نهایت استفاده را برد. در این راستا ۳ محور «دگرگونی» ساختار بازار و صنعت (برق، آب، کشاورزی و...)، توسعه و نفوذ تکنولوژیهای کارآمد در هر حوزه و فرهنگسازی و تغییر رفتار مصرفکننده منابع طبیعی باید در دستور کار ارگانهای دولتی به ویژه سازمان حفاظت از محیط زیست، وزارت نفت، وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی قرار گیرد. s.khorrami@gmail.com
ارسال نظر