اخلاق تولید پول
مختصری از نظریه پولی
مترجم: سید امیرحسین میرابوطالبی
از این پس روزهای دوشنبه در این ستون مطالب ارزشمندی از «کتاب اخلاق تولید پول» نوشتهJörg Guido Hülsmann، منتشر میشود. در این بخش دیباچه کتاب که برای آشنایی با رویکرد نویسنده مناسب است آمده است.
جورج گویدوهالسمان
مترجم: سید امیرحسین میرابوطالبی
از این پس روزهای دوشنبه در این ستون مطالب ارزشمندی از «کتاب اخلاق تولید پول» نوشتهJörg Guido Hülsmann، منتشر میشود. در این بخش دیباچه کتاب که برای آشنایی با رویکرد نویسنده مناسب است آمده است. مدتها است که میخواهم شرح موجزی از نظریه پولی با تاکید ویژه بر جنبههای اخلاقی و نهادی تولید پول ارائه کنم. به موضوع پول و بانکداری بیش از هر موضوع دیگری در اقتصاد پرداخته شده است. با این حال به دلایلی میتوان امیدوار بود که این مباحث تکراری و خستهکننده نخواهد بود. دلیل این امیدواری هم استفاده از سه عنصری است که تا به حال یک جا در کنار هم مورد توجه قرار نگرفته اند.
اول، من از سنت واقع گرایی فلسفی برای تحلیل پول و بانکداری بهره میبرم. یکی از بزرگترین پیشگامان در این رویکرد ریاضیدان، فیزیکدان، اقتصاددان و اسقف قرن چهاردهم یعنی نیکلاس اورسم (Nicholas Oresme) است که اولین رساله درباره تورم یا به عبارت دیگر اولین رساله درباره یک مشکل اقتصادی را نگاشته است. اورسم به طور اختصاصی به بحث کاهش ارزش سکهها و مشکلات آن میپردازد که نوعی از تورم است که اهمیت چندانی در عصر حاضر ندارد. با این حال اصولی که اورسم در کار خود به منصه ظهور میگذارد همچنان به روز بوده و روی هم رفته دست نخورده باقی مانده است. کارهای اورسم در دنیای مدرن امروزی جای خود را در نوشتههای مکتب اتریشی باز کرده است.
تئوری اتریشی بانکداری و پول سالم، عنصر دوم تحلیلهای ماست. مکتب اتریشی بیش از هر چیز به عنوان به کاربرنده اصلی سنت واقع گرایی در اقتصاد و همچنین مدافع اصلی سیاستهای بازار آزاد شناخته میشود. هفت نسل از اقتصاددانان اتریشی به توضیح این مساله پرداختهاند که چرا حقوق مالکیت خصوصی میتواند فراهمکننده چارچوبی بنیادی برای همکاریهای اجتماعی در یک اقتصاد به واقع انسانی باشد. آنها تاکید میکنند، زمانی که حقوق مالکیت خصوصی توسط افراد یا دولت مورد تعرض قرار بگیرد، اثرات ضد تولیدی به وجود خواهد آمد. این گروه از اقتصاددانان در مورد پول و بانکداری هم استثنایی قائل نمیشوند و میگویند که بدون وجود الزامات اولیه خصوصی و قرین آن یعنی مسوولیت شخصی، تولید پول تنها به ابزاری برای استثمار و زورگویی تبدیل خواهد شد. تنها پیش قدم شدن آزادانه و مسوولانه افراد، سازمانها و کارخانهها است که میتواند به خلق نوعی از نهادهای پولی بینجامد که به واقع جامعه و اعضای آن را منتفع سازند.
سومین عنصری که رویکرد ما را متمایز میسازد، تحلیل اخلاق پول و بانکداری با استفاده از روش فلسفی قرون وسطای توماس آکوینس (Thomas Aquinas) و نیکلاس اورسم است.۱ این روش تحلیلی تلاش میکرد تا بصیرت ارسطویی را با سنت روشنفکری مسیحیت پیوند بزند آن هم با این استدلال که علم و اخلاق میتوانند به عنوان شاخههایی مختلف از یک نظام دانایی واحد شناخته شوند. موری روتبارد با تاکید بر زمینههای اخلاقی،تومیسم (دکترین توماس آکوینس) را تایید میکند. او تصریح میکند: «قوانین طبیعت از جمله طبیعت بشر، وسایلی را برای استدلال انسان فراهم آورده تا با استفاده از آنها اخلاقیات عقلایی را کشف کند. به طور قطع خداوند قوانین طبیعی هستی را ایجاد کرده، اما فهم این قوانین طبیعی، ممکن بوده و هست. به این ترتیب فهم اخلاق عقلایی برای افراد به طور کامل برآمده از یک سنت علمی بوده و ارتباطی با مسائل ماوراءالطبیعه نداشته است.»
همین خط فکری و روش تحلیلی بود که اقتصاد را به عنوان یک علم ارتقا داد. همانطور که جوزف شومپتر مینویسد:
«با محدوده نظام اخلاق مذهبی و قانون بوده است که اقتصاد توانسته برای خود موجودیت جداگانهای بیابد و افرادی که در این رابطه کار کردهاند بیش از هر کس دیگری برازنده نام «پایهگذاران» اقتصاد علمی هستند.»
به این ترتیب به نظر میرسد این روش تحلیلی نقطه شروع مناسبی برای آزمودن اخلاق تولید پول است، هم از نظر بررسی تاریخ دیدگاهها و هم برای فهم چگونه به کار بردن آنها در عصر حاضر.
ممکن است در اولین نگاه عناصر سهگانه فوقالذکر ناهمگون و نامربوط به نظر بیایند. با این همه امیدوارم بتوانم نشان دهم که دلیل قانعکنندهای برای رشد این سه عنصر در کنار هم وجود دارد. در طول بحث خواهیم دید که وقتی این عناصر به کار گرفته میشوند، چطور به عنوان مکمل عمل نموده و جنبههای مختلف نظریه واقع گرایانه پولی را پوشش میدهند و همه این موضوعات به این نتیجه میانجامد که تولید پول بازار آزاد اخلاقا نسبت به جایگزین منطقی آن یعنی تولید پول بر مبنای امتیازهای قانونی برتری دارد.
Amirhosein.ec@gmail.com
پاورقی
۱- این روش که به نام Scholasticism شناخته میشود در قرون وسطی توسط افرادی مانند آکویناس پایهریزی شد. این افراد سعی داشتند که به آموزههای دینی کلیسا جنبهای علمی ببخشند و آنها را با عقلانیت هماهنگ سازند.
ارسال نظر