زمانه حسن‌نژاد: رشد شهرنشینی از شاخصه‌های تاریخ قرون میانه ایران است. این بازه تاریخی که تحولات تاریخی حد فاصل قرن چهارم تا ششم هجری قمری را در برمی‌گیرد، با حاکمیت سیاسی ترکان سلجوقی بر جهان اسلام همزمان بوده است. رشد تجارت و بازرگانی از شاخصه‌های تاریخ اقتصادی این دوران است که به تبع آن رشد شهرها و شهرنشینی را در ایران و جهان اسلام با خود به همراه داشته است.

اغلب منابع تاریخ قرون میانه ایران از شهرهای آمل، ساری، مامطیر، ترنجه، میله، مهروان، طمیس، ناتل، شالوس، رویان وکلار (ابن رسته، ۱۳۶۵: ۱۷۶) به عنوان بخشی از شهر‌های طبرستان یاد کرده‌اند. البته برخی نیز گرگان، دهستان، آبسکون، طالقان، سمنان، دامغان و بسطام را نیز به اشتباه جزو طبرستان آورده‌اند (ابن اسفندیار، ۱۳۶۶: ۲۲؛ ادریسی، ج۲، بی تا: ۶۷۸). اما توصیفی که منابع و سفرنامه‌ها از محیط و فضای انسانی این اماکن ارائه داده‌اند، کمتر شبیه به شهرهای عصر خود و بیشتر شبیه به قصبه‌هایی خودکفا و کشاورزی محور هستند.

پیوستگی آبادی‌ها در جغرافیای طبیعی مازندران سبب شده بسیاری از مورخان قادر به تشخیص روستا، قصبه و شهر در این نواحی نباشند، به همین دلیل منابع نام شهرهای متعددی را ذکر کرده‌اند که برخی از آنها در چارچوب و تعریف شهر قرار نمی‌گرفته‌اند. اقتصاد روستایی غالب بر سراسر ناحیه، حتی شهرها نیز می‌توانسته دلیل خطای مورخان بوده باشد.

ابن اسفندیار که منبعی مورد اطمینان درباره طبرستان و مازندران است از بیست و هفت شهر یاد کرده است که در کنار سیصد پارچه ده قرار داشته‌اند. برخی از آثار حدود اقلیم طبرستان را از اران تا جرجان واز دریای خزر تا طالقان دانسته‌اند (همدانی، ۱۳۷۵: ۴۶۰). آخرین شهر مازندران در غرب شالوس (چالوس) ودر شرق تمیشه (طمیس) بوده است. در این حدفاصل شهرهای میله، ترنجه، مامطیر، مهروان وآمل قرار داشت.

در قرون نخستین اسلامی مهم‌ترین شهرهای نواحی جلگه‌ای آمل و ساری بوده است. هرچند این دو شهر در داخل طبرستان از قدمت و اهمیت تاریخی برخوردار است؛ اما در منابع قرون اولیه اسلام چندان مورد توجه نبوده است، برخی بر این اعتقادند که علت کم توجهی خلفا به این سرزمین‌ها در ابتدا عدم رونق تجاری آن بود. اهمیت این سرزمین‌ها زمانی مطرح شد که از قرن چهارم هجری - مقارن با توسعه اقتصاد متکی بر تجارت در عصر سلجوقی-پرورش کرم ابریشم و صدور آن سبب اهمیت این ناحیه شد (مرعشی، ۱۳۶۳: ۲۱)، در واقع رونق ناشی از دادوستد ابریشم در این نواحی موجب مطرح شدن بسیاری از شهرها در این ناحیه شد. برای نمونه، طمیس که از شهرهای تولیدکننده و فروشنده ابریشم بود در منابع قرن پنجم هجری به‌عنوان شهری مهم یاد شده درحالی‌که تا پیش از این تاریخ اشاره چندانی به آن نشده است. در کنار شهرت ابریشم؛ وجود دیواری بلند که دورتادور این شهر کشیده شده و برای ورود به طبرستان می‌بایست از آن وارد می‌شدند، (همدانی، ۱۳۷۵: ۴۶۰) بر اهمیت آن افزود، وجود دیوار دفاعی دورتادور این شهر یادآور ساختار سنتی شهرهای نواحی مرکزی ایران در عصر سلجوقیان بود.

پس از ورود اعراب تا زمان حمله مغول، شهر جلگه‌ای آمل، تختگاه حاکمان مسلمان یعنی نمایندگان خلیفه به شمار می‌آمد. در ساختار شهری آمل عناصر رایج در آن عصر مشاهده نمی‌شود، هر چند این شهر نیز مانند ساری دارای دارالحکومه، بازار و مسجد جامع بوده است، اما برخلاف اکثر شهرها برج و بارو که مربوط به سیستم دفاعی شهر‌های قرون میانه بوده مشاهده نمی‌شود و به جای آن گرداگرد شهرربض (حومه شهر- شهر بیرونی)بود، هرچند فقدان ساختار دفاعی جدی در کنار رونق تجارت و بازرگانی دلیلی بر امنیت آن شهر بوده، اما بیانگر تفاوت ساختار شهری آن بوده است.

مقدسی آمل را شهری با پارچه‌های زیبا، وسایل رفاهی و بیمارستان و دو مسجد جامع معرفی می‌کند (مقدسی، ۱۳۸۵: ۵۲۶) که یکی از این مساجد در کنار بازار قرار داشت. این ویژگی مرکز شهر در قرون میانه به‌دلیل اهمیت و جایگاه طبقه تجار و بازرگانان بود. معمولا مسجد جامع نقشی فراتر از کاربرد مذهبی داشته و محل تجمع بازاریان و طبقات مختلف اجتماعی بوده است. وجود مسجد جامع، بیمارستان و مدارس بیانگر مدنیت بالای این شهر است (لسترنج، ۱۳۷۷: ۳۹۵). باید گفت، شیوه تولید رایج در جوامع بر شکل اقتصادی و روابط جوامع تاثیرگذار است، در ساختار شهری آمل قرون میانه نیز این ارتباط نمایان بوده است.

آمل را در این دوره شهری پر رونق و بزرگ‌تر و آبادتر از قزوین توصیف کرده‌اند (لسترنج، ۱۳۷۷: ۳۹۵؛ مقدسی، ۱۳۸۵: ۵۲۶) که بندر علمده (عین الهم) نقش ارتباطی و اقتصادی آن را بازی می‌کرده است. اغلب منابع عین‌الهم (علمده امروزی) را که شهری بندری در ساحل خزر بوده به‌عنوان شهر مهم طبرستان یاد کرده‌اند. عین الهم یا علمده امروزی و آبسکون مهم‌ترین بندرگاه‌های حاشیه جنوبی دریای خزر در این دوره (حدود العالم، ۱۳۶۲: ۱۴۶) بود که به احتمال فراوان مسیر ارتباطی مردم طبرستان با قفقاز و ترکستان، روسیه و اروپای شرقی بوده است.

در مقابل شهر آمل، ساری به عنوان پایگاه خاندان‌های ایرانی چون آل باوند و آل قارن به ایفای نقش می‌پرداخت. منابع شهر ساری را در این زمان بزرگ‌تر و پررونق‌تر از قزوین دانسته‌اند (اصطخری، ۱۳۶۸: ۱۷۲). البته منظور از ساری نواحی کوهستانی جنوب آن است که شامل چندین آبادی و قصبه در شهریار کوه به مرکزیت فریم بود، حاکمان این نواحی پس از ورود اسلام تلاش فراوانی در حفظ آداب و سنن و معانی و مفاهیم بومی خود و آنچه از دوران باستان باقی مانده بود نمودند. این اندیشه به‌طور طبیعی در ساختارهای محیطی آن نیز تاثیرگذار بوده و تفاوت‌هایی را در این شهر در مقایسه با شهر آمل موجب شد. این تقابل بین مردم نواحی آمل، لاریجان و رویان با مردمان ناحیه شهریارکوه، ساری و فریم در سده‌های بعد نیز ادامه یافت. پس از تحکیم قدرت باوندیان ساری به شهر اول طبرستان و آمل به شهر دوم طبرستان تبدیل شد (یعقوبی، ۱۳۴۷: ۵۲.)

از دوران شاه غازی باوندی که اصلاحاتی در زمینه تجارت و شهرسازی در ناحیه انجام دادآثار فراوانی در تختگاه او ساری باقی مانده، مانند مقبره شاه غازی در محله گاوپوستی ساری که ظاهرا مکان مدرسه‌ای بوده که او تاسیس کرد. آب انباری نیز به نام وی وجود دارد، محله مسجد زنگو در ساری نیز مکانی است که شاه غازی در آن مورد حمله اسماعیلیه قرار گرفت. ابن اسفندیار نیز از دار الکتبی به نام شاه غازی نام برده است (عبدی طبری، ۱۳۸۳: ۵۳۴). ساری دارای چندین بازار و یک بارو بود که گرد آن خندقی حفر شده بود و با رشد شهرنشینی در آن آب انبار، پل و بناهای عام المنفعه بسیاری ساخته شد. با این توصیفات ساختار شهری ساری در عصر سلجوقی به تعریف و معیار بسیاری از شهرهای هم عصر خود نزدیک شد، درحالی‌که تا پیش از رشد تجارت در طبرستان اغلب شهرهای ناحیه فاقد ویژگی‌های شهری چون مسجد، کتابخانه، آب انبار و غیره بوده‌اند.

رایج شدن ساخت خانقاه از ویژگی‌های شهرهای قرون میانه به‌ویژه عصر سلجوقی است که با رشد شهر‌های تجاری و شهرنشینی در طبرستان نیز قابل مشاهده بوده و به بخشی از ساختار شهری طبرستان تبدیل شد، بسیاری از شاهزادگان محلی در طبرستان دست به احداث خانقاه زده‌اند که کارکرد تجاری داشته و مکانی عام‌المنفعه برای کاروان‌ها به حساب می‌آمده؛ خانقاه‌ها علاوه بر کارکرد مذهبی آن، به‌ویژه نزد عرفا و درویشان استفاده اقتصادی نیز داشته است و بسیاری از کاروان‌های تجاری در مسیر جاده ابریشم و سفر از طریق دریای خزر به سرزمین‌های اروپای شرقی از این خانقاه‌ها استفاده می‌کردند. دو نمونه بارز سنت خانقاه سازی توسط دو زن در قلمرو باوندیان دیده می‌شود یکی همسر نجم الدوله قارن که خواهر شاه سلجوقی بود و دیگری کنیز خواجه یعقوب مجوسی که اسپهبد علاء الدوله علی او را نزد خود به ساری برد (ابن اسفندیار، ۱۳۶۶: ۶۲). این دو زن اماکن موقوفه و خانقاه‌های بسیاری بنا کردند. خاتون سلجوقی وصیت کرد که پس از وفاتش کابین (مهریه)وی بخشیده شود و از اموالش در مازندران خانقاهی ساخته شود (ابن اسفندیار، ۱۳۶۶: ۶۴).

از ویژگی‌های یک شهر در ایران قرون میانه وجود عناصری چون دارالحکومه بود که از آنجا به اداره شهر می‌پرداختند وآنجا محل حضور نخبگان سیاسی بود. شارستان که محل زندگی بزرگان شهر بود، کهن دژ یا بعدها ارگ که امنیت نظامی شهر را تعیین می‌کرد، میدان و بازار مسجد جامع که در مرکز شهر قرار داشت و قلب اقتصاد شهری محسوب می‌شد و در نهایت حومه که اراضی کشاورزی و محل زندگی طبقات پایین بود.

دو شهر نوظهورتر طبرستان که در نتیجه رونق تجارت و بازرگانی از روستا یا قصبه به شهر تغییر هویت داده یا به بیان بهتر تکامل یافتند، شهمار و فریم بوده، حسام الدوله، اردشیر باوندی در فریم قصری با سه بام روی هم بنا کرد و به دور آن حصاری محکم و خندقی تعبیه کرد که مطابق با دارالحکومه و ارگ بود. در حومه شهر نیز که بیرون از حصار قرار داشت رباطی بزرگ و کاروانسرایی ایجاد کرد و پنج دروازه برای شهر قرار داد (دهکده اسفندین فعلی) در این شهر اغلب عناصر شهری که در بالا از آن یاد شد وجود داشت. در مرکز این شهر حتی پیش از زلزله فریم که منجر به ویرانی شهر و بنای مجدد آن در اواخر دوره باوندی شد، بازاری وجود داشت که هر پانزده روز یک بار بر پا می‌شد که در آن به خرید و فروش کنیز می‌پرداختند (حدود العالم، ۱۳۶۲: ۱۴۷)، برده از کالاهای تجاری سودآور در این عصر محسوب می‌شده که مولف حدودالعالم به رونق تجارت آن در این شهر اشاره کرده، این بازار پر رونق در عصر سلجوقی نیز وجود داشته و این شهر را به بازاری پررونق تبدیل کرده بود.

رشد تجارت

با افزایش فعالیت‌های تجاری در طبرستان، شهرنشینی نیز رشد کرد. شهر در اصطلاح اقتصادی به فضایی گفته می‌شود که اقتصاد آن متکی بر بازار و تجارت است، نه کشاورزی. پیش از سیاست‌های تازه شاه غازی از خاندان باوند، شهرنشینی در قلمرو حکومت‌های محلی طبرستان چون باوندیان، زیاریان و حتی تمامی سرزمین‌های ساحل جنوبی دریای خزر مشمول این تعریف نمی‌شد. علت این امر عدم آشنایی آنان با جامعه شهری نبود، چرا که شهر و شهر نشینی در تاریخ ایران از پیشینه خوبی برخوردار بود، بلکه جغرافیای خاص این ناحیه و معانی، ایده‌ها، اعتقادها، ترس‌ها و انگیزه‌های مادی و غیرمادی بود که بر اندیشه بومیان و زمین‌داران این ناحیه حکمفرما بوده از موانع رشد تجارت و به تبع آن شهرنشینی و توسعه شهرها در طبرستان محسوب می‌شده است.

از قدیم این اندیشه در بین مالکان و اشراف وجود داشت که تجارت و بازرگانی و کنار گذاشتن اقتصاد کشاورزی، سلسله مراتب اجتماعی را که در آن فرد زمین‌دار مورد احترام زیردستان است، دچار تغییر می‌نماید. این اندیشه همواره یکی از موانع رشد شهرها در نواحی جغرافیایی بود که اقتصاد کشاورزی داشتند. با این وجود شهرهایی چون طمیسه، ساریه، مامطیر، آمل، ناتل و کلار پیش از این دوران در طبرستان وجود داشت (ابن حوقل، ۱۳۶۶: ۱۱۸) اما با تحولات یاد شده ساختار شهری بسیاری از این شهرها دگرگون شد.

نتیجه‌گیری

رشد تجارت و بازرگانی علاوه‌بر تاثیرگذاری بر حیات اجتماعی و اقتصادی مردمان هر زیست بوم جغرافیایی، موجب تغییراتی در ساختار محیطی-شهر یا روستا- و ساخت‌وسازهای انسانی در محیط می‌‌شود. سیاست‌های منجر به رشد تجارت و بازرگانی در طبرستان، در راستای تحولات اقتصادی قلمرو سلجوقیان قابل بررسی است، در واقع رونق اقتصادی در سرزمین‌های تحت امر دولت مرکزی موجب تاثیرگذار ی بر سایرنواحی گشت. در عصر سلجوقیان، سلسله‌های محلی طبرستان همپای دیگر دولت‌های محلی سعی کردند به توسعه شهرنشینی بپردازند.

در داخل طبرستان نیز سیاست‌هایی چون کاهش مالیات تجارت، حمایت حاکمان محلی از طبقه نوظهور بازاریان و پیشه‌وران وکاهش قدرت سیاسی طبقه بزرگ مالکان سبب شکوفایی تجارت در ناحیه گشت به نحوی که ابن اسفندیار مورخ محلی، طبرستان را خالی از مفلسان می‌داند. رشد تجارت و بازرگانی بسیاری از قصبه‌ها و روستاها چون فریم و شهمار را به شهر تبدیل نمود و در ساختار سنتی و روستایی بسیاری از شهرهای کهن چون آمل و ساری تغییراتی ایجاد نمود، این شهرها از این تاریخ از ساختارهای شهری مشابه عصر خود برخوردار گردیدند. به بیانی دیگر رشد شهرنشینی و بالندگی شهرها در عصر سلجوقی منجر به تولد و رشد شهرنشینی و شهرها در طبرستان قرون میانه گشت.

- بخشی از یک مقاله

منابع و مآخذ:

- ابن اسفندیار کاتب، بهاءالدوله محمدبن حسن. (۱۳۶۶). تاریخ طبرستان. تصحیح عباس اقبال.تهران: خاور. چ۲.

- ابن حوقل، سفرنامه ابن حوقل، (۱۳۶۶).

- ایران در صورة الارض.ترجمه دکتر جعفر شعار.تهران: امیرکبیر، چ۲.

- ابن رسته، احمد بن عمر. (۱۳۶۵). اعلاق النفیسه. ترجمه حسین قره چانلو. تهران: امیرکبیر.

- ادریسی، الشریف. (بی تا). نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق.ج۲.دمشق: مکتبة شقافة الدینیة.

- اصطخری، ابواسحق ابراهیم. (۱۳۶۸). مسالک والممالک. به اهتمام ایرج افشار. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی. چ ۳.

- برزگر، اردشیر. (۱۳۸۰). تاریخ طبرستان.تهران: رسانش.ج۲.

- عبدی طبری، ایمان. (۱۳۸۲). ابن اسفندیار پدر تاریخ مازندران، مجموعه مقالات فرهنگ مازندران.

- لسترنج، گی. (۱۳۷۷). جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. چ۳.تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

- مقدسی، ابو عبدالله محمد بن احمد. (۱۳۸۵). احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم.ترجمه علینقی منزوی.چ۲.تهران: انتشارات کومش.

- مرعشی، ظهیرالدین. (۱۳۶۳). تاریخ طبرستان و رویان و مازندران.مقدمه از محمد جواد مشکور، به کوشش محمد حسین تسبیحی.تهران: نشر گسترده.

- مجهول المولف. (۱۳۶۲). حدود العالم من المشرق الی المغرب. به کوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری.

- همدانی، محمد بن محمود. (۱۳۷۵). عجایب نامه. ویرایش جعفر مدرس صادقی. تهران: نشر مرکز.

- یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. (۱۳۴۷). البلدان.ترجمه محمد ابراهیم آیتی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب