دریانوردی ایرانیان به روایت تاریخ
حامد بهنجار از گذشته تا کنون خلیج فارس قطب اقتصادی و نظامی دریایی ایران و جهان بوده است. خلیج فارس کانالی به شکل هلال ماه است که از انتها به اقیانوس هند (دریای عمان) متصل بوده است. طول این کانال ۹۰۰ کیلومتر و عرض آن ۲۴۰ کیلومتر و راس آن منشعب از سلسله جبال زاگرس جنوبی است. خلیج فارس و کشورهای همسایه آن تقریبا یک نهم از ۴۴ میلیون کیلومتر مربع از گستردگی قاره آسیا را تشکیل میدهند. خلیج فارس یک آبراه ارزشمند از ابتدای تاریخ و به عنوان نقطه تلاقی شرق باستان با تمدنهای بزرگ جهان و دارای یک سابقه چند میلیون ساله بوده که قرنها پیش عیلامیها از بندر بوشهر و جزیره خارک برای سکونت و حمل و نقل و با حاکمیت بر سواحل خلیج فارس جهت معامله با دنیای غرب و دره نیل استفاده میکردند.
حامد بهنجار از گذشته تا کنون خلیج فارس قطب اقتصادی و نظامی دریایی ایران و جهان بوده است. خلیج فارس کانالی به شکل هلال ماه است که از انتها به اقیانوس هند (دریای عمان) متصل بوده است. طول این کانال ۹۰۰ کیلومتر و عرض آن ۲۴۰ کیلومتر و راس آن منشعب از سلسله جبال زاگرس جنوبی است. خلیج فارس و کشورهای همسایه آن تقریبا یک نهم از ۴۴ میلیون کیلومتر مربع از گستردگی قاره آسیا را تشکیل میدهند. خلیج فارس یک آبراه ارزشمند از ابتدای تاریخ و به عنوان نقطه تلاقی شرق باستان با تمدنهای بزرگ جهان و دارای یک سابقه چند میلیون ساله بوده که قرنها پیش عیلامیها از بندر بوشهر و جزیره خارک برای سکونت و حمل و نقل و با حاکمیت بر سواحل خلیج فارس جهت معامله با دنیای غرب و دره نیل استفاده میکردند. نوشتهاند که خلیج فارس جایگاه بشر اولیه بوده است و انسانهای نخستین برای اولین بار در این دریا به قایقرانی پرداختهاند و سپس هنر قایقسازی را همراه قایقهای خود به آبراهها و دریاهای دیگر بردند و رموز کار را به همه انسانهای ساحل نشین آموختند. در کتاب وادالا نایب کنسول فرانسه در بوشهر آمده است: به طوری که مشهور است تاریخ بشر از کرانههای خلیج فارس آغاز شده است. بنابراین خلیج فارس اولین دریایی است که انسانها روی آن با قایقهای کوچک بحرپیمایی میکردند. به هر حال اولین دسته انسانهای دوران کهن (فنیقیان، بابلیان، کلدانیان، سومریان) و نیز (یونانیان، ایرانیان و تازیان) در آبهای خلیج فارس کشتیرانی کردهاند. بقایای ویران گورهای دیرین در بحرین و ایلام و کاوشهای مقدماتی دیرین شناسی که پیرامون بوشهر به عمل آمده ثابت میکنند که در آنجا بیش از هزار سال پیش از میلاد مسیح تاسیسات کشتیرانی وجود داشته است. قبل از شکل گیری حکومت هخامنشی چند پادشاهی ایرانی کوچکتر مانند اورارتوها و ماناناییها هم در بخشهایی از ایران زمین حکومتهای مستقلی داشتند. فرمانروایان ماد خلیج فارس را تحت حاکمیت داشتند و کشتیهایشان بر آن دریاپویی میکرد. اما از آنجا که در آن زمان کشور ایران درگیر جنگهای بزرگ با همسایگان متجاوز غربی به ویژه آشوریان بود، بدیهی است که تاریخ نگاران کمتر به دریاپویی ایشان اشاره کرده باشند، البته در مقایسه با نیروی دریایی ایران در دوران هخامنشی، نیروی دریایی ایران در دوران ماد بسیار نوپا و ساده مینمایاند، اما همین نیروی دریایی کوچک هسته اصلی نیروی دریایی توانمند ایران در زمان هخامنشیان شد که رزمناوهای آن لرزه بر اندام هر متجاوز خام اندیشی میانداخت. مورخان یونانی تا مدتها هخامنشیان را به نام مادها (مدیا) مینامیدند و به جنگهای ایران و یونان جنگهای مدی میگفتند. به گفته برخی مورخان واژه مدیترانه به معنای دریای مادها است. اسب در ایران همواره منزلت ویژهای داشته است. بسیاری از نامهای ایرانی واژه اسب را در خود نهان دارند. مادها به ویژه در منطقه نسا و ارمنستان کوچک، بزرگترین پرورشگاههای اسب را در جهان باستان در اختیار داشتند و به سواره نظام نیرومندی مجهز بودند. تجارت اسب مادی ارمنی در آسیای صغیر و جزیرههای دریای مدیترانه، به طور غیرمستقیم رواج دریانوردی را در این دوران نشان میدهد. همچنین مادها در معماری چوب سدر، چوب سرو و قیر را که مواد پایه کشتیسازی هستند به کار میبردند. همزمان فنیقیها، بابلیها، هندیان، مصریان و یونانیان بازرگانی دریایی جهان را در اختیار داشتند. فعالیتهای کاخسازی اورارتوها در کنار دریاچه وان باتوجه به ارتباطات رودخانهای آنجا با جهان پیرامون نیز در استوارههای ارمنی یاد شده است. آگاثارخیدس، مورخ یونانی، مینویسد: اریثراسپ، که حاکم بخشی از خلیج فارس بوده است، نخستین بار به دنبال گله اسب خود که از شیری ترسیده و از تنگه هرمز گذشته و به جزیره قشم گریخته بودند، به آنجا قدم گذاشته است. این داستان با وجود اینکه واقعی به نظر نمیرسد، اما بیانگر این حقیقت است که ایرانیان دریای پارس را تحت حاکمیت داشتند و گلههای خود را برای چرا به جزیرههای آن میبردند. تنی چند از مورخان یونانی نوشتهاند که آرامگاه اریثراسپ در اُراکتا یا اگوریس (جزیره قشم) قرار دارد و از آن رو خلیج فارس را دریای اریتره مینامیدند. اما آگاثارخیدس میگوید که اریثراسپ زمستانها را در پاسارگاد میگذرانده است. منظور وی از پاسارگاد منطقه تحت حاکمیت قبایل پاسارگاد و نه پاسارگاد کنونی بوده که در زمان کوروش بزرگ ساخته شده است. به گفته مورخان یونانی در آن زمان زندگی جامعه ایرانی در دریای پارس برپایه ماهیگیری، صید مروارید، بازرگانی و دریانوردی بوده است. در بندرهای آن روز ایران هم کالا و خدماتی همچون ساخت و تعمیر بادبان، تعمیر کشتی، طناب بافی و.... به کشتیهای رهگذر ارائه میشده است. در زمان اژیدهاک یک کشتی ایرانی حامل مقادیر فراوانی طلا در خلیج فارس غرق شد. ماموریت بیرون آوردن طلاها برعهده چند غواص خبره ایرانی خلیج فارس گذارده شد و اژیدهاک خود در عرشه کشتی بر این عملیات نظارت داشت. داریوش اول بزرگترین کشتیها را که تا آن روز در جهان مانند نداشت پدید آورد و سازمان یادشده به وسیله خشایارشاه پهناور و گسترده شد و نیرویی شگرف یافت. ایرانیان در دوران هخامنشی نخستین دریانوردانی بودند که در راه شناسانیدن زوایای ناشناخته دنیا گام هایی نتیجه بخش برداشته و در ایجاد گذرگاههای دریایی بیامان کوشیدند و تسهیلات بایسته را در سوی حملونقل دریایی فراهم آوردند. برای مثال پیوستن دریای سرخ به دریای مدیترانه در عهد داریوش اول و ایجاد پلهای جابهجا شونده در عصر خشایارشاه را میتوان دلیل بارزی بر این مدعا دانست. بنا به نوشته هرودوت (۴۸۴ تا ۴۲۵ ق.م) قسمت بیشتر قاره آسیا در عصر و زمان سلطنت داریوش اول به وسیله سیلاکس سردار و دریاسالار وی کشف شد و باید گفت که سیلاکس در سالهای ۵۱۶ تا ۵۱۲ ق.م کار عظیمی را به انجام رسانده است. به سند کتاب تاریخ علم جورج سارتن، هانون دریانورد کارتاژی و ساتاسپس دریانورد ایرانی توانستهاند سواحل شمال غربی آفریقا را بشناسند. برای پی بردن به اهمیت کاری که کردهاند، باید به خاطر آورد که تا دوهزار سال پس از آن زمان هیچ کس از حدودی که آن دو نفر دریانورد باستانی به آنجا رسیده بودند، تجاوز نکرده است. نخستین زن دریانورد آرتمیس Artemis نخستین زن دریانورد ایرانی است که حدود ۲۴۸۰ سال پیش فرمان دریاسالاری خویش را از سوی خشایارشاه هخامنشی دریافت کرد و اولین بانویی است که در تاریخ دریانوردی جهان در جایگاه فرماندهی دریایی قرار گرفته است. در سال ۴۸۴ پیش از میلاد، هنگامی که فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونان از سوی خشایارشاه صادر شد، آرتمیس فرماندار سرزمین کاریه با پنج فروند کشتی دریایی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست. در این جنگ که ایرانیان موفق به تصرف آتن شدند، نیروی زمینی ایران را ۸۰۰ هزار پیاده و ۸۰هزار سواره تشکیل میداد و نیروی دریایی ایران شامل ۱۲۰۰ ناو جنگی و ۳۰۰ کشتی ترابری بود. همچنین آرتمیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در جنگ سالامین Salamine که بین نیروی دریایی ایران و یونان درگرفت، شرکت داشت و دلاوریهای بسیاری از خود نشان داد و با ستایش دوست و آشنا روبهرو شد. او در یکی از دشوارترین شرایط در جنگ سالامین، با دلیری و بیباکی کم مانند توانست بخشی از نیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات دهد و به همین دلیل به افتخار دریافت فرمان دریاسالاری از سوی خشایارشاه رسید. او به خشایار شاه پیشنهاد ازدواج نیز داد که به دلایلی این پیوند صورت نگرفت. جا دارد که از دیگر سرداران زن ایران باستان هم یادی شود. کسانی مانند: کردیه، بانو گشسب، گردآفرید و یوتاب. اما بعد از آن دریانوردی ایران از رونق افتاد و نیازی به آن احساس نشد. شاید هزینههای هنگفت آن مانع تشکیل دوبارهاش میشد، اما سایر کشورها به پشتوانه کشتیهای نظامی و تجاری و دریانوردی خود هر روز قدرت میگرفتند و پیشرفت میکردند. پس از مرگ کریمخان زند، که در حقیقت پایان دوره اقتدار سلسله زندیه است تا مدتی ایالات و ولایات ایران دستخوش آشوب و هرجومرج بود. هر منطقه بهدست یکی از امرای کوچک اداره میشد. آقا محمد خان قاجار رییس ایل قاجار دشمنان خود را یکی پس از دیگری سرکوب میکرد. ساختن مناره از سرهای بریده و در آوردن چشم از اهالی یک شهر و… از اعمال عادی او بود، اما موضوع تشکیل نیروی دریایی در شرایطی که همه دنیای متمدن آن روز چشم به خلیج فارس و سواحل جنوبی ایران دوخته بود به هیچ وجه مطرح نبود. پس از این تا دوران فتحعلی شاه هیچ سندی دال بر لزوم فعالیتهای دریایی جز اندکی در حوزه دریای خزر دیده نمیشود، تا اینکه به همین منظور چند تن از صاحبان کشتیهای ترکمن با سفاین خود به بندر گز آمدند تا حسینقلی خان والی استرآباد برادر آقا محمدخان آنها را ببیند و خریداری کند و آن کشتیها را پایه نیروی دریایی خود قرار دهد. این نیاز نه از روی درک اهمیت وجود یک نیروی دریایی مقتدر، بلکه جهت کنترل بر ترکمنهای در خلیج قره بغاز و کشتیهای تجاری آنان که محلی مناسب در مواقع ضروری برای فرار ترکمنان بود، مورد نظر قرار گرفت. آغاز سلطنت فتحعلیشاه، همزمان با تسلط نیروهای استثمارگر انگلیس بر هندوستان بود. در همین زمان دولت فرانسه نیز دست اندازی به شرق را آغاز کرده و برای غلبه بر انگلیس قصد همکاری با ایران را داشت. البته بهرغم این سیاست دولت فرانسه در همین دوره اولین قرارداد استعماری - سیاسی توسط کاپیتان سرجان ملکم انگلیسی که در آن وقت وزیر هندوستان بود و با بودجه هنگفتی که ملکم هزینه کرد، با دولت فتحعلیشاه منعقد شد. اولین قرارداد سیاسی ایران و انگلیس که نقطه عطفی در تاریخ خلیج فارس بشمار میرود پس از حمد و تمجید از پروردگار و مدح ائمه اطهار و استشهاد چند آیه قرآن، ذکر اوصاف پادشاه و صدر اعظم و تمجید از سرجان ملکم و ثنای پادشاه انگلیس و فرمانروای هندوستان، در پنج ماده تنظیم میشود و به امضای حاج محمد ابراهیم خان صدراعظم و کاپیتان سرجان ملکم رسید که آغازی دردناک برای دست یازیدن استعمار به این منطقه مهم شده بود. مفاد این معاهده، دولت ایران را از ارتباط با دولت فرانسه باز میدارد، دست انگلیس را برای هرگونه استقرار کشتی، ساخت و ساز در بنادر، خرید فروش ملک در بنادر و شهرستانهای ایران طبق سلیقه انگلیسیها و ایجاد پایگاه در خلیج فارس باز نگاه میداشته است، بعد از به امضا رسیدن این معاهده کشور انگلیس نه تنها به بندهای عهدنامه عمل نکرد، بلکه زمینهای فراهم شد تا عهدنامههای خفتبار دیگری به امضا برسد و دست ایران به کل از خلیجفارس بریده شود. در خلال سلطنت فتحعلیشاه، فرزند و ولیعهد او عباس میرزا که با آگاهی به فنون نظامی ارزش و اهمیت کشتی جنگی را کاملا درک کرده بود، به فکر تهیه و تدارک یک ناوگان ایرانی افتاد. ولی با توجه به قراردادهای ایران و انگلستان طبعا این کشتیها باید از انگلیس تهیه میشد و عباس میرزا اعتقاد داشت فن کشتیسازی یا کشتیرانی را به ملل دیگر مخصوصا به ایرانیان نخواهند آموخت، جمیز موریه در سفرنامه اول خود این چنین مینویسد: «هنگامی که به میرزای بزرگ - قائم مقام- پیشنهاد کردم، که از انگلیس کتاب یا هر چیز دیگری که مفید واقع شود و در رفع نواقص منظورهای ایشان کمکی باشد بخواهد. میرزای بزرگ گفت: که هیچ چیز بالاتر، موجب خشنودی نایبالسلطنه او نخواهد بود، لیکن یک چیز که انگلیس از آموختن آن به ما مضایقه دارد، چنانچه به سایرین هم مضایقه کرده و آن فن کشتیسازی است.» در خلال این اخبار دولت انگلستان، با انعقاد قراردادهایی با شیوخ خلیجفارس و بستن معاهداتی درباره منع برده فروشی و نیز به وسیله اجرای نقشهبرداری خلیجفارس و تعیین عمال و احداث چراغهای راهنما و برقراری ارتباط تلگرافی، حق نظارت کامل را بر خلیج فارس و کلیه کشتیهایی که در خلیج فارس رفت و آمد میکردند، توانست بهدست بیاورد. از این پس رفتهرفته، زمام اختیار خلیج فارس و دریای مکران به دست انگلستان افتاد. در زمان ناصرالدین شاه و بعد از جنگهای ایران و روسیه، به واسطه نزدیکی پایتخت به دریای خزر و تفوق نیروی دریایی روسیه، در این قسمت احساس نیاز برای یک نیروی دریایی قوی به وجود آمد و این امر توسط بانی اصلاحات مدرن ایران، امیرکبیر پیگیری شد. شخص امیرکبیر به لزوم ایجاد یک نیروی دریایی در خلیج فارس برای مبارزه بااستعمار پیر نیز آگاه بود. دکتر فریدون آدمیت در همین باره ذکر میکند که: جریانها و گزارش وقایع خلیج فارس نشان داده، که استدلالات و پافشاری امیر چقدر درست بوده است. زیرا چندی بعد با استیلای کامل انگلیس بر خلیجفارس بازرگانی ایران فلج شد و کشتیهای تجاری ایران به بهانه بازرسی به بنادر هندوستان منتقل شده و ماهها در آنجا معطل میشدند و این امر باعث ورشکستگی بسیاری از تجار ایرانی شد و به تدریج کشتیهای تجاری شروع به استفاده از پرچم انگلستان کردند. امیرکبیر به مامور استخدام معلم در اروپا دستور داد که با هر دولتی که صلاح میداند وارد گفتوگو شده و دو کشتی بخار که در خلیج فارس تحویل شوند، خریداری کنند، در ثانی دستور خرید کشتی سوم نیز به همین شخص داده شد، اما با قتل امیر و ناتمام ماندن بسیاری از اقدامات وی، این امر نیز ناتمام ماند، با این حال این نیاز روز به روز بیشتر میشد و با گزارشهایی که مامورین دولت از نواحی جنوبی به پایتخت میفرستادند، بیشتر و بیشتر احساس میگردید. به طور مثال، فریدون میرزا حکمران فارس به صدر اعظم وقت مینویسد: «که جناب حاجی سلمه اله تعالی، در باب جزیره خارک و اختلال انگلیس و تفضیل حالات … اگر از جزیره خارک بگذرند، یک وقتی میشود از بندر بوشهر یا سایر بنادر حضرات انگلیس بیرون میآیند و همین که در خشکی راه پیدا کردند، مامن میسازند و اهل فارس را به ندادن تیول و مالیات تطمیع میکنند… منابع: نوربخش، حسین، سال۸۲، دریانوردی در ایران، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، تهران www.mhzj.blogfa.com www.kishroabi.com www.magiran.com htt://flhtmu.ac.ir
ارسال نظر