ابریشم در عصر قاجار و تجارت آن از راه دریای خزر
سیدرحمان حسنی- ابریشم یکی از اجناس تجاری ایران بود که کشورهای اروپایی و اقوام تاجرپیشه مانند ونیزیها، در طول تاریخ به آن توجه داشتند. تجارت ابریشم از زمان صفویه به علت تاثیر و نقش ارزنده در تجارت ایران، بیش از پیش وارد مرحله نوینی شد.
به دلیل اهمیت ابریشم و نقش کلیدی آن در مناسبات تجاری ایران با کشورهایی نظیر پرتغال، هلند، انگلستان و فرانسه، بسیاری از جهانگردان و نویسندگان از زمان صفویه تا اواخر قاجاریه در مورد ابریشم ایران قلمفرسایی کردهاند. جهانگردانی همچون شاردن، اولئاریوس در زمان صفویه یا نویسندگانی چون رج.
سیدرحمان حسنی- ابریشم یکی از اجناس تجاری ایران بود که کشورهای اروپایی و اقوام تاجرپیشه مانند ونیزیها، در طول تاریخ به آن توجه داشتند. تجارت ابریشم از زمان صفویه به علت تاثیر و نقش ارزنده در تجارت ایران، بیش از پیش وارد مرحله نوینی شد.
به دلیل اهمیت ابریشم و نقش کلیدی آن در مناسبات تجاری ایران با کشورهایی نظیر پرتغال، هلند، انگلستان و فرانسه، بسیاری از جهانگردان و نویسندگان از زمان صفویه تا اواخر قاجاریه در مورد ابریشم ایران قلمفرسایی کردهاند. جهانگردانی همچون شاردن، اولئاریوس در زمان صفویه یا نویسندگانی چون رج.ن.کرزن، ه.ل.رابینو، ف.لافون، محمدعلی جمالزاده در عصر قاجار مطالب مفید و ارزشمندی در مورد ابریشم نگاشتهاند. افزون بر این، اسنادی از دوره قاجار در قالب قراردادهای تجاری و اختلافهای مالی موجود است که بیانگر نقشآفرینی ابریشم در تجارت و مناسبات بازرگانی ایران است. کشورهای اروپایی در عصر قاجار، همانند گذشته به تجارت ابریشم توجه داشتند. این محصول هم از راه خلیجفارس از بندرعباس و بوشهر و هم از راه مناطق مرزی شمال، بهویژه دریای خزر و بندر انزلی به روسیه یا به صورت ترانزیت از روسیه به کشورهای اروپای شرقی صادر میشد.
تجارت ابریشم در عصر قاجار فراز و نشیبهای بسیاری داشته، در این نوشتار کوشش شده است که افزون بر تجزیه و تحلیل این تجارت در دوره یاد شده به تجارت ابریشم از راه دریای خزر پرداخته شود.
ابریشم و تجارت آن پیش ازدوره قاجار
بنا بر گفته تاریخنگاران و جغرافیدانانی مانند ابن حوقل، اصطخری، یاقوت حموی و قزوینی ابریشم نخست در منطقه مرو به عمل میآمد و سپس به مناطق شمال ایران(سواحل دریای خزر)گسترش یافت.در فاصله سده ششم تا دهم میلادی تولید و پرورش کرم ابریشم و دریافت پیله از آن به تدریج از مرو به گرگان و طبرستان (مازندران)و بعد از آن به گیلان و سپس به مناطق مرکزی ایران راه یافت؛ به گونهای که از قرن چهارم تا دهم هجری قمری کرم ابریشم در اغلب مناطق ایران پرورش مییافت.
از گذشتههای دور به ویژه در دوره صفویه، ابریشم یکی از محصولات صادراتی ایران بوده است. مارکوپولو، جهانگرد معروف ایتالیایی، که از اواخر قرن ۷ق ۱۳/.م به ایران سفر کرده بود، اشاره میکند که بازرگانان جنوایی در آن عصر در دریای خزر کشتیرانی میکردند و با ایران مناسبات تجاری داشتند و در زمینه ابریشم با مردم گیلان به تجارت مشغول بودند. همچنین جنواییها قصد داشتند با ایجاد خط کشتیرانی، ابریشم شمال ایران و چین را از راه ولگا-دن به اروپا صادر کنند؛ آنها کوشیدند به ابریشم گیلان دست یابند.
مسیر تجاری گیلان از راه دریایخزر، به ویژه از هشترخان (حاجی طرخان/آستراخان) از دوره صفویه اهمیت فوقالعادهای یافت. هنگامی که ایران با عثمانی در جنگ بود این مساله بیشتر نمود پیدا کرد. مسیر یاد شده از آستراخان و از رود ولگا عبور میکرد و از راه خشکی به اوکراین میرسید و تجارت بینالمللی از آن راه صورت میگرفت. بسیاری از محصولات ایران از جمله ابریشم به مسکو و سپس به لهستان و از آنجا به اروپا صادر میشد. از قرن شانزدهم و هفدهم میلادی کشورهایی نظیر پرتغال، انگلستان، هلند و فرانسه علاقه خاصی به ابریشم ایران داشتند.در عصر صفویه بر تولید و فروش ابریشم نظارت ویژهای میشد، شاه عباس برای تهیه ابریشم و رشد و تولید آن بسیار کوشید. به دلیل اهمیت گیلان و مازندران در تولید و پرورش کرم ابریشم، شاه عباس اول این مناطق را به سرزمین خاصه مبدل ساخت.
اولئاریوس، مقدار سالانه ابریشم ایران را در عصر صفوی بیست هزار بقچه دانسته که حدود ۷۲۰۰ خروار بود؛ شاردن، جهانگرد معروف فرانسوی، محصول ابریشم ایران را در سال ۱۶۷۰ م حدود ۶۳۳۰۰۰ من (۱۹۰۰۰۰۰ کیلوگرم) نوشته است که مقدار ۴۲۳۰۰۰ من آن در گیلان به عمل آمده بود. در سال ۱۷۴۴م. براساس گزارش جوناس هانوی، مدیر تجارت ابریشم آن زمان، مقدار محصول ابریشم گیلان شامل ۳۶۲۳۵ من میشد که به دلیل تقاضای زیاد، قیمت آن افزایش یافته بود.
ابریشم و تجارت آن در عصر قاجار
مهمترین مراکز تولید و پرورش کرم ابریشم در عصر قاجار ایالات شمالی ایران، گیلان و مازنداران و استرآباد، خراسان، آذربایجان، یزد و کاشان بود. از میان این مناطق، گیلان به تنهایی بیش از هشتاد درصد تولید و پرورش کرم ابرشم را در اختیار داشت.
اسناد و مدارکی بسیار وجود دارد که نشاندهنده توجه بازرگانان روسیه به تجارت ابریشم در مناطق شمال ایران به ویژه در گیلان است. در سال ۱۸۳۶ م.روسها نسبت به عوارض گمرکی در مورد صادرات ابریشم اعتراض کردند. گویا در این زمان افزون بر عوارض پنج درصد، عوارض دیگری نظیر راهداری از بازرگانان روس دریافت میشد و این مساله سبب نارضایتی آنها شده بود؛ در نتیجه خواستار حذف عوارض اضافی شدند. بازرگانان روس ابریشم گیلان را از راه انزلی و دریای خزر و نیز از راه خشکی تبریز-تفلیس به روسیه حمل میکردند. میرزا مسعودخان، وزیر امور خارجه ایران، در تاریخ سوم ذیقعده ۱۲۵۳ در جواب شرحی که درباره تجارت ابریشم گیلان و پرداخت عوارض گمرکی نوشت؛ تاکید کرد که جز عوارض پنج درصد، مبلغ دیگری دریافت نشود؛ در زیر به قسمتی از این سند اشاره میشود:
«شرحی که در بیست و هفتم شهر شوال المکرم ۱۲۵۳ در خصوص گمرک ابریشم گیلان نوشته بودید رسید و [از نظر]دارالسلطنه گذشت. امر و مقرر فرمودند که چون رعایت مشروط عهدنامه مبارکه!! [ترکمانچای] در اینگونه امور، بلکه در سایر موارد بهتر در هر قاعده و قرارداد است. لهذا تجار روس موافق عهدنامه برای هر متاعی صدی پنج داده...».
نماینده تجاری فرانسه (در نیمه اول قرن نوزدهم) در تفلیس در کنار گزارشهای خود در مورد نیاز روسیه به ابریشم و صادرات آن اطلاعاتی را جمعآوری کرده و نوشته است:
«در روسیه سالانه بالغ بر ۲۴ میلیون فرانک ابریشم جات تهیه میشود که تقریبا قسمت اعظم آن در خود روسیه مورد استعمال دارد. برای تهیه پارچههای ابریشمی دولت روسیه از ابریشم گرجستان و گیلان و ایتالیا استفاده مینماید.» (همان).
تولید ابریشم در نیمه اول قرن نوزدهم رشد شایان توجهی داشت. در سال ۱۸۴۰ م.مقدار محصول ابریشم گیلان پنج ششم کل محصول ایران بود که ارزش آن نزدیک به ۵۰۰ هزار لیره تخمین زده شد. در سال ۱۸۵۰ م کل محصول ابریشم ایران حدود ۳۴۰ هزار من بود که مقدار ۲۰۲.۴۰۰ من آن جزو صادرات بوده است. بیشترین ابریشم ایران در گیلان تولید میشد؛ برای نمونه به گزارش لافون و رابینو درباره مقدار ابریشم گیلان اشاره میشد؛ براساس گزارش یادشده ابریشم در سال ۱۸۶۵ م.۲۲۰ تن، سال ۱۸۸۷ م. ۲۵۱ تن، سال ۱۸۹۰ م۲۱۰تن و سال ۱۹۰۰ م.۴۵۰ تن بوده است.
در سال ۱۸۶۴ م. میزان ابریشم ایران حدود دو میلیون و ۱۹۰ هزار پوند برآورد شده که ارزش تقریبی آن یک میلیون لیره بوده است. از عوامل مهم رشد تولید ابریشم، فعالیت شرکتهای مختلف یونانی نظیر برادران رالی و پاسکالی و ورود تخم نوغان از خارج به ویژه عثمانی بود. اوج تولید ابریشم ایران در اواخر قرن نوزدهم و در آستانه بیماری کرم ابریشم بوده که حدود ۲۸۰ هزار کیلوگرم برآورده شده است.
در سال ۱۲۷۵ م.میزان سرمایهگذاری در صنعت ابریشم گیلان بیش از چهار میلیون تومان یعنی دو میلیون لیره بود. سالهای ۱۸۶۴ تا ۱۸۹۰ م دوران کاهش تولید کرم ابریشم و بینوغانی بود؛ در این سالها، بیماری کرم ابریشم در اروپا گسترش یافت و پس از آن به ایران سرایت کرد. البته نوع بیماری در اروپا با ایران فرق داشت؛ این بیماری را در اروپا ماسکاردین میگفتند اما در ایران پبرین گفته میشد که علامتش نقطههایی سیاه روی بدن کرم ابریشم بود. این بیماری به پرورش تخم نوغان خسارت وارد کرد و سبب شد ایران از کشورهایی دیگر مانند ژاپن، عثمانی و روسیه نوغان وارد کند. بیماری کرم ابریشم نخست در گیلان ظاهر شد و مردم آنجا مجبور شدند از مازندران تخم نوغان وارد کنند، اما وقتی بیماری در سراسر ایران گسترش یافت، شرکت رالی و برادران از سال ۱۸۶۹ م.کوشیدند تا از ژاپن نوغان وارد کنند. حتی پیش از وارد کردن تخم نوغان به ایران، پاستور، پزشک معروف فرانسوی، در سال ۱۸۶۷ م.اصولی را برای درمان بیماری کرم ابریشم پیشنهاد کرده بود که اگر به آن توجه میشد، شاید این بیماری از بین میرفت.افزون بر شرکت رالی و برادران،برادران پاسکالی با وارد کردن تخم نوغان از ژاپن، عثمانی (بورسا و خانقین عراق) و روسیه توانستند تولید ابریشم را دوباره رونق بخشند اما رقابت ابریشم ژاپن و دیگر کشورها قیمتها را پایین آورد، به گونهای که صادرات آن از چهار میلیون لیره بالاتر نرفت. در دوره انقلاب مشروطه و مدتها پس از آن بیشتر ابریشم ایران به فرانسه و ایتالیا و مقداری هم به روسیه صادر میشد.
حکومت ایران پس از کاهش تولید ابریشم کوشید تا این مشکل را حل کند به همین دلیل اجازه نداد تخم نوغان از ایران به خارج صادر شود؛ در ۱۸۷۶م.وزارت خارجه ایران خطاب به سفرای دول متحاربه نوشت:
«به جهت افت چندین ساله در تخم نوغان، به ابریشم خسارت وارد شده و تخم نوغان در ممالک محروسه قلیلالوجود گردید.اگر در چنین شرایطی تخم نوغان به خارج فرستاده شود مواجه با نایابی و گرانی تخم ابریشم میشویم. به این منظور دولت مرکزی، حکم ممنوع بودن نوغان را به خارج اعلام میکند. در کنار این جریان، به کارگزاران گیلان و سبزوار و غیره در مورد ممنوعیت صدور تخم نوغان، تاکید شده بود.»
البته ورود نوغان تازه با موانعی برخورد کرد، از این رو وقتی در سال ۱۸۷۳/ م. معلوم شد که تخم نوغان سبزوار بهتر از ژاپن به فروش میرسد برخی از بازرگانان، نوغان ضعیف را در گیلان میخریدند و به تاجران سبزوار میفروختند و آنها هم دوباره آن را به عنوان نوغان سبزوار در گیلان به فروش میرساندند.
اسناد و مدارک موجود نشان میدهد که بازرگانان عثمانی بیشترین نقش را در وارد کردن و فروش تخم نوغان به ایران داشتند، این بازرگانان در سراسر مناطق شمال ایران به ویژه گیلان و مازندران و حتی خراسان رفت و آمد میکردند و کارگزاران آنها به تجارت تخم نوغان مشغول بودند. بازرگانان و اتباع عثمانی حتی پیش از دوران بحران و رکود ابریشم (دوران رونق آن)در ایران فعالیت داشتند.
در سال ۱۸۵۹ م.میاناستاد گریگور ارمنی تبعه عثمانی و میرزا محمودخان ناصر الملک قراردادی در مورد تاسیس کارخانه ابریشمکشی در گیلان بسته شد و این خود گویای فعالیت عثمانیها در امر تولید ابریشم ایران بود.
در سال ۱۸۷۸ هنگامی که تخم نوغان ایران از بین رفت،تخم نوغان ژاپن با کیفیت متوسط باقیماند؛ تا سال ۱۸۹۰ تخم نوغانی که وارد ایران میشد،ترکیبی از تخم ژاپن و خراسان بود از این زمان به بعد بازرگانان و اتباع یونانی و عثمانی در وارد کردن تخم نوغان فعالیت داشتند. همانگونه که پیشتر گفته شد در پارهای منابع از برخی بازرگانان عثمانی مانند پاسکالی که در امر تجارت تخم نوغان نقش داشتهاند به عنوان افراد یونانی یاد شده است؛ آنها تاجران بزرگ و معروف یونانی الاصل اما تبعه عثمانی بودند که در سراسر مناطق شمالی ایران از جمله خراسان فعالیت میکردند؛اسناد و مدارکی وجود دارد که این موضوع را تایید میکند، برای نمونه به سند زیر اشاره میکنیم:
«سواد حکم وزارت خارجه به منتظم الملک کارگزار گیلان
۲۲ شهر صفر ۱۳۱۷
به تاریخ شهر صفر المظفر مطابق سند تنگوزئیل خیریت دلیل ۷۱۳۱ مرقوم میشود. چون ترویج تجارت تخم نوغان منظور نظر اولیای دولت علیه میباشد لهذا عالیجاه عزت همراه مسیو بزانوس و برادران پاسقالدی و مسیو مارکو تجار تبعه دولت عثمانی صاحب کارخانه تخم نوغان در رشت اجازه داده میشود علامت شیر و خورشید دولت علیه ایران را در بالای دارالتجاره خود روی جعبههای مالالتجاره نصب نموده، در ترویج این تجارت مساعی به عمل آورد.»اوج فعالیت بازرگانان و اتباع عثمانی در تجارت نوغان بین سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۶ بوده است. اسناد و مدارکی وجود دارد که بازگوکننده این امر است؛ برخی از این اسناد حاوی اطلاعاتی در زمینه اختلاف مالی اهالی گیلان و مازندران (به ویژه گیلان) با شرکتهای مختلف و بازرگانان عثمانی است؛مانند شرکت پاسکالی و مسیو پهناجی که از طرف دولت عثمانی امتیاز نشان مرغ دو سر را داشت تا روی جعبههای تخم نوغان چاپ کند. در کنار این بازرگانان از بازرگانی دیگر نیز میتوان نام برد؛ مانند میرزا هاریطون کالوستیان، تبعه عثمانی و مسیو رمادی، یونانی و اودایس مسیحی، تبعه عثمانی و سیمون و استپان پسران یوسف بیک از اتباع عثمانی.افزون بر بازرگانان عثمانی، بازرگانان روس نیز به تجارت تخم نوغان مشغول بودند، البته فعالیت آنها کمتر از بازرگانان عثمانی بود. براساس سند ۴ ذیقعده ۱۸۹۹ وزارت امور خارجه، نصرالله مشیرالدوله در یادداشتی به منتظم الملک، کارگزار گیلان، دستور داد هنگامی که میان رعایا و بازرگانان گیلان و اتباع روسی برای تجارت و فروش تخم نوغان قراردادی بسته میشود،برای معتبر شدن باید به مهر دولتی ممهور شود.در ضمن سند معاملات آنها در کارگزاری امور خارجه نیز مهر دولتی شود تا برای اتباع آن منطقه مشکلاتی به وجود نیاورد.
منبع: فصلنامه تاریخ روابط خارجی
ادامه دارد
ارسال نظر