قتل افشارطوس، زمینه ساز کودتا
گروه تاریخ اقتصاد - در اردیبهشت ۱۳۳۲ سرتیپ افشار طوس، رییس وقت شهربانی ربوده شد، اما افشار طوس چه کسی بود و چه فرد یا افرادی در ربوده شدن و قتل او نقش داشتند. سرتیپ محمود خان افشار طوس، پسر حسین خان شبل السلطنه معروف به باشی برادر مادری مهدی قلی خان مجدالدوله در سال ۱۳۳۱ خورشیدی از طرف دکتر محمد مصدق نخست وزیر وقت به سمت ریاست کل شهربانی منصوب شد. او در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۳۲ در یک ماجرای اسرارآمیز به فجیعترین وضع ممکن کشته شد.
هم آن موقع و هم بعدها حرفهای زیادی درمورد عاملین و نحوه انجام این جنایت گفته شد و کسان زیادی از جمله شخص شاه، سپهبد زاهدی، دکتر بقائی،حسین خطیبی و... متهم میشدند که در این ماجرا دست داشتهاند، اما شاید یکی از قابل اعتناترین روایتها در این باره، روایت نصرالله خازنی معاون بازرسی دفتر نخست وزیری و مسوول حفظ امنیت و جان دکتر مصدق باشد که در مصاحبه با محمود تربتی سنجابی مولف کتاب «کودتاسازان» مطرح شده است. آنچه از این مصاحبه مستفاد میشود، این است که در این قتل، شاه، سرتیپ نصرالـله زاهدی (با سپهبد فضل اللـه زاهدی متفاوت است)،سرتیپ بایندر، سرتیپ دکتر منزه، سرگرد بلوچ قرایی و حسین خطیبی دست داشتهاند. دکترمصدق به خازنی ابلاغ کرده بود: «... از این تاریخ تحت نظر مستقیم اینجانب انجام وظیفه خواهید کرد... آقای خازنی، تمام کارمملکت در منزل من انجام می شود. من شما را انتخاب کردم که اینجا بیایید و کارها را سروسامان بدهید... ضمنا حفظ جان من به عهده شما است». او ناظر و مسوول تمامی اموری بود که در منزل دکتر مصدق میگذشت؛ بنابراین شهادت وی در مورد وقایع آن دوره از جمله قتل سرتیپ افشار طوس که از جمله مهم ترین اتفاقات آن زمان بوده است، میتواند بسیار موثق ارزیابی شود.
ایشان تا آخرین لحظهها یعنی تا صبح روز ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ و قبل از تسلیم دکترمصدق به نیروهای کودتا، در منزل مادر دکتر معظمی در خدمت نخست وزیر بوده و تنها بعد از دستور او «... تو حتما میروی و سعی کن به این زودی گیر نیفتی...»، منزل را ترک میکنند.
خازنی در جواب سوال «درمورد قتل افشار طوس و شخصیت قاتلین و چگونگی حادثه چه میدانید؟» میگوید:
«سرتیپ افشار طوس در اول بهمن ۱۳۳۱ از طرف آقای دکتر مصدق به ریاست شهربانی انتخاب شد. از تراژدی قتل آنچه یادم میآید گزارشی است مشروح از طرف اداره کل آگاهی که توسط شخصی به نام ملک شاهی برای دکتر مصدق فرستاده شده بود. در این گزارش آمده بود: «چند روز قبل از حادثه، شاه، از طریق خط مستقیم تلفنی که بین او و رییس شهربانی وجود داشت و ماموران هم آن را کنترل میکردند، به افشار طوس تلفن میکند و میگوید: «جمعی از افسران بازنشسته خواستههایی دارند و شما بروید و ببینید چه میگویند و در این مورد با سرتیپ نصراللـه زاهدی صحبت کنید». سرتیپ نصراللـه زاهدی دوست و هم شاگردی دوران دبیرستان و دانشکده افسری افشارطوس بود. آنها با یکدیگر رفیق و صمیمی بودند و دوستی آنها به قدری بود که افشار طوس به فکرش خطور نمی کرد که توطئهای در کار باشد، خاصه از سوی صمیمی ترین دوستش. به همین جهت هم اسلحه همراه خود نداشت. نصراللـه زاهدی آدرس منزل حسین خطیبی را که کارمند راه آهن بود و در خیابان خانقاه قرارداشت به وی میدهد و او را برای شب ۳۱ فروردین به آنجا دعوت می کند.در شب موعود حدود ساعت ۹ شب افشار طوس درخیابان سعدی مقابل خانقاه از اتومبیلش پیاده میشود و شوفر را مرخص میکند و پس از پیمودن نیمی از مسافت خیابان از شاگرد مغازه خواربار فروشی آدرس خانه حسین خطیبی را سوال میکند. شاگرد اظهار بیاطلاعی میکند. همین بعدا سرنخی به دست ماموران می دهد.به هر حال درخانه خطیبی، سرتیپ نصراللـه زاهدی، سرتیپ بایندر و سرتیپ دکتر منزه (شاگرد پزشک احمدی، تزریقات چی مرگ در زندان) و سرگرد فریدون قرایی و خود خطیبی، دوست نزدیک دکتر مظفر بقایی، اجتماع کرده بودند. در آنجا غفلتا از قفا پتویی روی سر افشار طوس می اندازند و دکتر منزه با تزریق آمپولی افشار طوس را بیهوش میکند. سپس او را در صندوق عقب اتومبیل یکی از حضار جا داده به لشکرک، به خانهای میبرند و پس از شکنجه و کشیدن ناخنهایش وی را به غار تلو برده و در آنجا فریدون قرایی افشار طوس را خفه میکند. قرایی پس از ارتکاب قتل به قزوین فرار کرده در خانه جعفر ورشوند از مالکان و مخالفان دکترمصدق و دوست سرتیپ تشعری مخفی میشود، ولی پس از تجسس، ماموران به مخفیگاه او پی میبرند و دستگیرش میکنند.»
خازنی سپس میافزاید: «این اصل ماجرای قتل افشار طوس بود و منظور طراحان آن ایجاد وحشت و متزلزل کردن و بیثباتی دولت مصدق بود. درباره شخصیت بلوچ قرایی هم باید بگویم که او از افسران شرور و فاسد ژاندارمری بود.»
این هم قرائتی بود از ماجرای یکی از سیاسیترین قتلهای معاصر که با توجه به اطلاعاتی که از سایر منابع به دست میآید، به واقعیت نزدیک به نظر میرسد. شاید برای پی بردن به کل اسرار این قتل فجیع، هنوز زمان زیادی در پیش باشد.
جالب است که بنا براسناد سیا، امکان موفقیت کودتا بدون این قتل ناجوانمردانه غیرممکن میبود، به طوری که سیا از این «تجربه» بعدها نیز استفاده کرد. نخستین قتلی که به دست سیا در کودتای پینوشه علیه آلنده صورت پذیرفت، همانا قتل فجیع سرهنگ اشنایدر رییس شهربانی سان دیاگو، پایتخت شیلی بود.
منبع: آفتاب
ارسال نظر