ایران عصر قاجار از نگاه اولیویه
محمدرضا ناظری- سفرنامه اولیویه یکی از متون مهم درباره تاریخ ایران در مقطع حساس انتقال سلطنت از آغامحمدخان قاجار به فتحعلی‏ شاه است. این سفرنامه نخستین بار به زبان فرانسه و در شش‏ جلد چاپ شده است.

اصل این سفرنامه تنها مربوط به سفر اولیویه به ایران نیست، بلکه در برگیرنده سیاحت این فرد در ممالک عثمانی، مصر، شام، بین‏النهرین و ایران است که تنها بخش مربوط به ایران توسط محمدطاهر میرزا به فارسی ترجمه شده است؛ بنابراین آنچه در ایران به عنوان سفرنامه اولیویه و در یک مجلد منتشر شده است، تنها بخشی از سفرنامه بسیار مفصل اولیویه در خصوص ماموریت و سیاحت وی در ایران است.
دکتر عزیزالله بیات می‏نویسد: «اولیویه شخصی است که‏ هیات‌مدیره انقلاب کبیر فرانسه او را به دربار آغامحمدخان‏ فرستاد تا با دولت ایران روابط سیاسی و تجارتی برقرار نماید، اما وی بدون حصول نتیجه به فرانسه برگشت. سفرنامه او حاوی‏ مطالب سودمند درباره اوضاع سیاسی آن زمان ایران و شرح‏ مظالم آغامحمدخان قاجار می‏باشد.»۱
در واقع علت واقعی سفر اولیویه به ایران رساندن نامه‏ رسمی و پیام درمیناک، فرستاده جمهوری فرانسه در استانبول، به صدراعظم ایران، حاج ابراهیم‌خان کلانتر بوده است.
چنان‌که خود وی می‏نویسد: «بعد از تعارفات رسمی به‏ وزیر حاج ابراهیم‌خان کلانتر گفتیم بعد از آنکه ما چندین‏ جا از ممالک عثمانی را سیاحت کردیم، دولت ما که از سلطنت‏ آغامحمد شاه مطلع شد، ما را به ملاقات وزیر وی فرستاد تا بعضی مطالب را به ایشان بگوییم.»۲
سفر اولیویه به ایران در سال ۱۷۹۶ م. /۱۲۱۱ ق. (حدود هشت ماه)، همزمان با آخرین ماه‏های سلطنت آغامحمدخان صورت‏ گرفت.
این سفرنامه در سال ۱۸۰۷ م. /۱۲۲۲ ق. در فرانسه و دو سال بعد در ۱۸۰۹ م. ۱۲۲۴ ق.، در اتریش به زبان آلمانی منتشر شد. بخش مربوط به اوضاع و احوال ایران در این سفرنامه که جلد سوم آن را شامل می‏شود، توسط محمدطاهر میرزا و به‏ دستور نصیرالدوله، وزیر تجارت وقت، از متن اصلی به فارسی‏ ترجمه شد.
محمدطاهر میرزا از مترجمان متبحر دوره ناصرالدین شاه و فرزند اسکندرمیرزا، ششمین فرزند نایب‏السلطنه عباس‌میرزا بود. وی روز ۱۱ شوّال ۱۲۵۰ ق. در تبریز به دنیا آمد. وی امیرزاده‏ای‏ فاضل و ادیب بود. به اهتمام پدر به تحصیل علوم کمر بست و در علم ادب و کلام عرب ممتاز شد. زبان فرانسه را نیک آموخت و از علوم ریاضی نیز بهره کافی برد. سپس به مصر رفت و پنج‏ سال در «جامع‏الازهر» به فراگرفتن علوم دینی و زبان عربی‏ مشغول شد. محمدطاهر میرزا نزد ناصرالدین شاه و بزرگان آن‏ عصر عزت و احترامی ویژه داشت. او نیز مانند پدر به خدمات‏ دولتی تمایلی نشان نداد و عمر خود را به مطالعه و تحریر و ترجمه گذراند. سرانجام در سال ۱۳۱۶ ق. در اثر سکته درگذشت و در ابن بابویه به خاک سپرده شد.
محمدطاهر میرزا اکثر رمان‏های الکساندر دومای پدر مانند، سه تفنگدار، کنت‏دومونت کریستو، لارن مارگو، لویی چهاردهم‏ و عصرش، لردهوپ و ژیل‌بلاس تالیف لساژ و کتاب‏های متعدد دیگری را از فرانسه به فارسی ترجمه کرده است. خود نیز چند کتاب و نمایش‌نامه نوشته است.۳
محتوای سفرنامه اولیویه
سفرنامه اولیویه (بخش مربوط به ایران)، در یک مقدمه و ۱۰ فصل به شرح زیر نوشته شده است:
فصل نخست: حرکت به سوی ایران، شامل شرح سفر اولیویه و همراهان او از بغداد تا کرمانشاهان و توصیف این شهر، به‌ویژه‏ شرح کاملی از طاق‏ بستان است. همچنین در این فصل اولیویه‏ به شرح دیدار خود با حاکم منطقه کرمانشاهان می‏پردازد که‏ حاوی نکات جالبی درباره برخورد حاکمان ایرانی با اشخاص‏ خارجی است.
فصل دوم: شامل شرح سفر اولیویه از کرمانشاه تا کاروان‌سرای‏ شهر نو، واقع در کنگاور همدان است. اولیویه در این فصل به‏ شرح آثار باستانی بیستون و کتیبه‏های آن می‏پردازد. از آنجا که‏ در آن زمان هنوز رموز خطوط این کتیبه آشکار نشده بود، تنها اشاره‏ای به وجود آنها کرده و بیشتر به شرح شکل‌ها و تصاویر آن پرداخته است.
اولیویه در کنگاور متوجه آثار معبدی قدیمی شد که به‏ گمان او، هیچ یک از سیاحان تا آن زمان ذکری از آن نکرده‏ بودند. بنابراین به شرح بقایای به‏جامانده از معبد کنگاور می‏پردازد. اولیویه، همچنین شرح نسبتا مفصلی از اوضاع شهر همدان‏ نگاشته است و وقایع مهم این شهر را از اواخر دوره صفویه تا زمان نادرشاه بازگو می‏کند.
فصل سوم: شامل شرح سفر اولیویه و همراهانش از همدان‏ تا رسیدن به تهران است.
شرح ملاقات اولیویه با حاکم تهران، شرح زندگانی یک‏ طبیب مجارستانی ساکن تهران و وصف شهر تهران از جمله‏ موضوعات مهم این فصل است. در واقع سفرنامه اولیویه یکی‏ از معدود منابع دست اول در خصوص توصیف شهر تهران در ایام سلطنت آغامحمدخان است. در این بخش اولیویه در مورد موقعیت شهر، تاریخچه شهر از زمان صفویه به بعد، ابنیه، آب و هوا، جمعیت و صنایع و محصولات آن اطلاعات جالب توجهی‏ به دست می‏دهد.
فصل چهارم: درباره طبابت ایران است. در این فصل اولیویه‏ به شرح ملاقات خود با حاکم تهران پرداخته است.
از آنجا که ورود اولیویه به تهران با حضور آقامحمدخان و وزیرش در خراسان همزمان شد، اولیویه تا زمان بازگشت آنان در تجریش اقامت کرد. در این بخش اولیویه شرح کاملی از فن طبابت و نحوه‏ آموزش طبابت در ایران ارائه می‏کند. از آنجا که وی به‏ جز مشاغل سیاسی، پزشک نیز بود، توضیحات او از طبابت و طبیبان ایرانی در آن ایام بسیار ارزشمند است.
فصل پنجم: «در وصف آغامحمدخان». ابتدای این فصل به‏ شرح صعود اولیویه به کوه البرز اختصاص دارد و شامل اطلاعات‏ گیاه‏شناسی فراوانی است. در این فصل وضعیت شهر تهران‏ همزمان با بازگشت سپاهیان قاجار از لشکرکشی به خراسان‏ و نیز نحوه ورود آقامحمدخان به این شهر بیان شده است. شرح سیاست‏های ظالمانه آغامحمدخان و چگونگی به قدرت‏‌رسیدن او موضوع دیگر این فصل است. دیدگاه اولیویه نسبت‏ به آغامحمدخان منفی است؛ به‏طوری که تنها نتیجه مثبت‏ حکومت او را ایجاد نظم و امنیت در مملکت می‏داند.
اولیویه همچنین در این فصل شرحی کامل از ملاقات‏ خود با ابراهیم‌خان کلانتر ارائه می‏دهد که شامل تقدیم‌نامه‏ درمیناک (فرستاده مامور جمهوری فرانسه در اسلامبول) به‏ صدراعظم و سخنانی در باب اوضاع عثمانی و روسیه و روابط ایران با این دو کشور است.
فصل ششم: «در وصف کاشان، قم و اصفهان». اولیویه پس‏ از دیدار با صدراعظم و انجام ماموریت خویش تصمیم به ترک‏ ایران می‏گیرد، اما متاسفانه مسیر بازگشت خود را به‏طور کامل‏ مشخص نکرده و تنها به حضور خود در شهرهای کاشان، قم و اصفهان اشاره کرده است. توصیف او از شهرهای قم و کاشان‏ فوق‏العاده مختصر است. اولیویه تاریخ شهر اصفهان را نیز از زمان‏های بسیار دو تا زمان دیدارش از آنجا، یعنی سال ۱۲۱۱ ق.، به‏طور مختصر بیان می‏کند.
فصل هفتم: «رسم امکنه ایران». در این فصل اولیویه به‏ شرح جغرافیای طبیعی ایران می‏پردازد. وی پس از بحث درباره‏ ناهمواری‏های ایران و اوضاع طبیعی این سرزمین، از وجود سرمای سخت در زمستان و گرمای بسیار شدید در تابستان ابراز تعجب کرده است. او دلیل سرمای شدید زمستان را ارتفاع زمین‏ و دلیل گرمای شدید تابستان را خشکی مفرط هوا می‏داند.
او همچنین به ذکر تفاوت‏های سرزمین‏های ساحلی دریای‏ مازندران با دیگر نواحی ایران پرداخته‌است؛ اعتدال هوا در نواحی‏ ساحلی را ناشی از رطوبت زیاد و پستی زمین این نواحی می‏داند.
فصل هشتم: «دریای خزر» در این فصل پس از اشاره به‏ وسعت دریای مازندران و محل جغرافیایی آن، فرضیه اتصال‏ این دریا به دریای سیاه در ازمنه بسیار دور و دلایل آن مطرح‏ شده است.
فصل نهم: «شیوه زندگانی مردم». از آنجا که اولیویه قبل از مسافرت به ایران در مملکت عثمانی سیروسیاحت کرده بود، در این فصل به مقایسه بین عثمانی‏ها و ایرانیان می‏پردازد که این‏ کار در نوع خود قابل توجه است.
او می‏نویسد: «مسافر و سیاحی که از مملکت عثمانی به‏ ایران آید، در اول قدمی که به خاک ایران گذارد، مشاهده‏ می‏کند که چقدر فرق و تفاوت میان این دو ملت هست.۴»
وی در این بخش به مقایسه مسائلی چون خلقیات، نحوه‏ برخورد با بیگانگان، تعلقات مذهبی، آداب و رسوم، البسه و زیورآلات، خوراکی‏ها و غیره در بین دو ملت عثمانی و ایران می‏پردازد.
فصل دهم: «اوضاع اقتصادی و تشکیلات لشکری». در این‏ فصل اولیویه ابتدا روند آموزش در دو کشور عثمانی و ایران‏ را مقایسه می‏کند. آموزش افراد، مواد درسی و وضعیت شغلی‏ صاحبان علم موضوعات مطرح شده در این بخش را تشکیل می‏دهند.
سپس صنایع و حرفه‏های موجود در ایران، از جمله کنده‏کاری، معماری، نقاشی، رنگرزی، موسیقی، چرم‏سازی، شیشه‏سازی، نجاری، جواهرسازی و پارچه‏بافی بررسی شده است.
در ادامه، اوضاع تجاری ایران، به‌ویژه رونق تجارت در دوره‏ سلاطین صفویه و مراودات تجاری ایران با کشورهای روسیه، اروپای غربی، عثمانی و هندوستان بررسی شده است. سپس‏ اولیویه به سازمان لشکری آن روز ایران می‏پردازد و در خصوص‏ نحوه جمع‏آوری و تدارکات سپاه، گروه‏های تشکیل‏دهنده‏ سپاه و سلاح‏هایی که ایرانیان در جنگ‏ها استفاده می‏کرده‏اند، اطلاعاتی ارائه می‏دهد. نویسنده در آخرین بخش کتاب به‏ نیروی دریایی در ایران توجه می‌کند و می‏نویسد: «ایران را قوه‏ بحریه نباشد. در زمان‏های گذشته در خلیج فارس برای ضبط اعراب داشتند؛ اما اکنون از آنها هیچ چیزی باقی نمانده است. اما در هر حال از برای ایرانیان بسیار لازم است که در مقابل روس‏ در دریای خزر کشتی به قدر کفایت داشته باشند.»۵
نقد و بررسی
سفرنامه اولیویه هم به واسطه دوره زمانی خاص آن، همزمان با تاسیس و تثبیت سلسله قاجاریه و هم به واسطه‏ دقت ‏نظر و دیدگاه گسترده نویسنده از اهمیت زیادی برخوردار است. با آنکه حجم سفرنامه (قسمت ایران) زیاد نیست، اما حاوی‏ مطالب بسیاری در باب اوضاع زندگانی مردم، اوضاع اقتصادی، تشکیلات لشکری، نحوه حکومت، وضع تجارت، راه‏ها و وسایل‏ حمل‏ونقل، وصف آثار باستانی، توصیف شهرها، امور پزشکی، گیاه‏شناسی و گونه‏های حیات‏وحش ایران است. در خصوص وقایع دوران آغازین قاجار، یعنی عصر آغامحمدخان و فتحعلی‌شاه، چندین اثر قابل توجه چون؛ تاریخ‏ نو (جهانگیرمیرزا)، تاریخ جهان‏آرا (میرزا صادق وقایع‌نگار مروی)، ناسخ‏التواریخ (میرزا تقی‏ سپهر) و… وجود دارد. اما از آنجا که این‏ آثار نیز مانند دیگر متون تاریخ سنتی ایران، اغلب بازگوکننده‏ وقایع سیاسی و رویدادهای نظامی هستند و به مسائل دیگر چون مباحث اجتماعی نمی‏پردازند، خلأ قابل توجهی در بازسازی‏ تاریخ اجتماعی این دوره همچون دیگر دوره‏های ایران احساس‏ می‏شود. گوشه‏ای از این خلأ را با توجه به چنین سفرنامه‏هایی‏ می‏توان پرکرد.
نثر کتاب ساده و روان است. چنانکه می‏دانیم از اواسط قرن دوازدهم هجری نهضت بازگشت ادبی شروع و طی آن‏ نوشته‏های پرتکلف عصر مغول و تیموری و تشابهات و استعارات‏ سبک هندی کنار گذاشته شد. این حرکت در دوره قاجاریه نه‏‌تنها در شعر، بلکه در نثر و به‌ویژه در ادبیات تاریخی و متون‏ ترجمه تاثیر بسیاری گذاشت. نثر ترجمه این سفرنامه نیز عاری‏ از پیچیدگی‏های ادبی است و با وجود ترجمه‌بودن می‏تواند نمونه بسیار خوبی از سبک نگارش در دوره نهضت بازگشت‏ ادبی به شمار آید.
پی‏نوشت‏ها:
(۱)-بیات، عزیزاللّه، شناسایی منابع و مآخذ تاریخ ایران، تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۷، ص ۳۳۶.
(۲)- اولیویه، سفرنامه اولیویه، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۱، ص ۹۹.
(۳)- آرین‏پور، یحیی، از صبا تا نیما: تهران: زوّار، چاپ پنجم، ۱۳۷۲، صص ۲۷۱-۲۷۲.
(۴)-اولیویه، پیشین، ص ۱۵۵.
(۵)-همان، ص ۱۹۰.

محمدطاهر میرزا