تاریخ حذف شده شهرری (قسمت اول)
محمدحسین باقی : سهشنبه ۲۲ فروردینماه ۱۴۰۲ بار دیگر برای دیدار از یک مکان تاریخی به شهرری رفتیم. این چهارمین باری بود که به این «مکان» میرفتم که اکنون حسینیه است و هر بار به در بسته برمیخوردم. اما این بار با خودم عهد کرده بودم هر طور شده وارد این «محوطه» شوم و آن چیزی را که میخواهم ببینم و در مورد آن بنویسم. پس از لختی گفتوگو با مسوول مربوطه (که ایشان زیر بار بازدید از آن مکانی که در نظر داشتم نمیرفت) با هم از در دوستی درآمدیم و توانستم داخل آن مکانی شوم که اکنون حسینیه است. این «مکان» که بخشی از تاریخ «مدفونشده» ایرانِ دوران ناصری است در حوالی «چشمهعلی» و منطقه «صفاییه» قرار دارد. با قاطعیت میتوانم بگویم که اهالی آن منطقه هم از قرار داشتن این مکان مهم در آنجا و در داخل این حسینیه بیخبرند. پیش از معرفی افراد مدفون در این حسینیه، بد نیست ابتدا در مورد خود حسینیه توضیحاتی بدهم تا با ذهنیتی روشن، شرح ماجرا را دنبال کنید. سپس در مورد دو فرد از میان افراد مهمِ مدفون در این حسینیه توضیحاتی میدهم که وعدهاش را داده بودم.
این حسینیه پیشازاین باغ بود. نهتنها این حسینیه بلکه محدوده وسیعی از محدوده «چشمهعلی» یا «صفاییه» حدود ۱۵۰ سال پیش باغی بس بزرگ و باصفا بود که بهفرمان ناصرالدینشاه و برای ارج نهادن به مقام «حاج میرزا صفا» که به «حاج پیرصفا» شهره بود به شاگرد و مرید او «حاجی پیرزاده» اهدا شد تا «حاج میرزا صفا» در آن به خاک سپرده شود(حدود ۱۸۵۷ میلادی برابر با ۱۲۹۱ قمری). شهرت این محله به «صفاییه» هم به دلیل ارج نهادن به «حاج میرزا صفا» و البته برگرفته از نام اوست. اما این باغ دلگشا اکنون به حسینیه تبدیل شده است. روبهروی این حسینیه هم ساختمانی دارای گنبد است که به گفته آقای «ز» قبور تاریخی بسیاری متعلق به دوران قاجار در آن قرار دارد اما مالک، درِ ساختمان را به روی احدی باز نمیکند چون ملک او شخصی است.
اما آن قبرهای تاریخی مدفون در صفاییه(یا احتمالا همین حسینیه) از این قرار است: حاج میرزا صفا، حاج میرزا محمدعلی پیرزاده نائینی، نیرالدین پیرزاده(فرزند حاج پیرزاده)، علیاکبر داور (وزیر دارایى رضاشاه پهلوی)، میرزا غلامرضا اصفهانى، حسن شاه ولیالله (قطب سلسله کمیلیه)، حاج میرزا شمسالدین تهرانى. اما آن کتیبهای که موفق به دیدن آن شدم از آنِ فردی به نام «میرزا غلامرضا اصفهانی» است که از استادان خط «نستعلیق» و «شکسته نستعلیق» بود. او در جوانی به دربار محمدشاه راه یافت و پس از درگذشت او به دربار ناصرالدینشاه رفت.
او به دلیل استادی در خط نزد محمدشاه قاجار رفت. ازآنجاکه شاه قاجار هم از خطی خوش برخوردار بود، وی را به سِمَتِ معلمی فرزندانش گمارد. بسیاری از کتیبههای معروف را یا خودش نوشته یا شاگردانش. از آن جمله است کاشیهای پیرامون بقعه ابنبابویه که شاگردش نوشت. او دو «امضا» داشت که بهپای آثارش حک شده است: «یا علی مدد» و «العبد المذنب الفقیر الحقیر غلامرضا غفرله.» آوازه او به هندوستان و ترکستان چین هم رسید و برخی آثار او در چین و هند به نمایش گذاشتهشده است.