برشی از یک کتاب

ماجرای شب عروسی

شماره روزنامه: ۳۱۵۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۹۰۱۲۷ کتاب

«سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی» عنوان کتابی به قلم زهرا تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار است که انتشارات دنیای‌اقتصاد اواخر فروردین ۹۳ منتشر می‌کند. این کتاب را مسعود کوهستانی‌نژاد تصحیح کرده و بر آن مقدمه‌ای تحلیلی و تحقیقی نگاشته است. در بخشی از این کتاب به عنوان «شب عروسی» آمده است: پس از اینکه اعلیحضرت از بازدید اردوی زنانه منصرف و دستور بار حضور (همای بخت) را برای شب دادند، ماشطه[مشاطه]های درباری در صدد آرایش عروس بر آمدند ولی عروس مانند صید رمیده و فراری به هیچ‏وجه اطاعت از اندرز و نصایح آنها نمی‏کرد و به اصطلاح تن به قضا نمی‏داد و جز گریه و زاری کاری نداشت.

«سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی» عنوان کتابی به قلم زهرا تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار است که انتشارات دنیای‌اقتصاد اواخر فروردین 93 منتشر می‌کند. این کتاب را مسعود کوهستانی‌نژاد تصحیح کرده و بر آن مقدمه‌ای تحلیلی و تحقیقی نگاشته است. در بخشی از این کتاب به عنوان «شب عروسی» آمده است:

پس از اینکه اعلیحضرت از بازدید اردوی زنانه منصرف و دستور بار حضور (همای بخت) را برای شب دادند، ماشطه[مشاطه]های درباری در صدد آرایش عروس بر آمدند ولی عروس مانند صید رمیده و فراری به هیچ‏وجه اطاعت از اندرز و نصایح آنها نمی‏کرد و به اصطلاح تن به قضا نمی‏داد و جز گریه و زاری کاری نداشت.
تدبیری که به خاطر (فرشته خانم) مدیره کل اندرونی‏ها که گیس‏سفید باهوشی [بود] رسید این بود که انجمنی از خانم‏های روستایی‏زاده مخصوصا (طوبی خانم دماوندی) که زن خوش سلوک شیرین کلامی بود، ترتیبی داده و آنها را وادار کند به بازی‏های دهاتی دست زده، وسایل تفریح عروس را تدارک و گاه‏گاهی با همان زبان دهاتی و عادات معمولی کوهپایه بازی‏های فرح‏انگیزی ترتیب بدهند که اسباب اشتغال روحی عروس فراهم و از حال وحشت و هراس خارج و کم‏کم مأنوس با محیط تازه شده و از افکار تاریک و ناپسندی که دارد خارج و خاصه برای انس با وضعیت جدید بشود.
تا بعدازظهر این ترتیب ادامه داشت و ناهار را هم در منزل طوبی خانم با حضور ماشطه‏ها و سایر خانم‏های خوش‏طبع صرف کردند. بعدازظهر ماشطه‏ها که با چرب‏زبانی صمیمیتی نسبت به عروس تازه بروز داده بودند آهسته‏آهسته به آرایش عروس پرداخته اما هر چه کردند مطابق آیین شهری او را زینت کنند موفق نشدند ناچار قرار بر این شد که خیاطه‏های اندرونی چند دست [لباس] دهاتی شبیه به هم به فوریت، تا عصر تدارک نمایند که بعضی از خانم‏ها پوشیده هم بساط تفریح را فراهم و هم عروس را آماده نمایند. لباس‏ها تا عصر تهیه شد. آن شب منظره غریبی در سرتاسر فضای اندرون‏ها پدیدار شده بود به هر خانمی ‏که تصادف می‏کردید یک یل زری آتشی و یک تنبان بلند پا کرده و زلف‏ها را چتری زده یا بسته و یک مشت مهره میلی و کهربا و مروارید اصل و بدل به خود آویخته و خال و ختات کشیده و ابروها را وسمه غلیظ یا رنگ روناسی کرده و به کلی محیط اندرون‏ها شبیه به مجلس عروسی‏های کوهستانی شده و از آلات طرب و داریه فراوان شده و صدای رنگ طشتی به عیوق می‏رسید.
شاه از تمام این ترتیبات و تزئینات تا شب بی‏اطلاع بودند. اعلیحضرت عصر آن روز را سوار شده بودند و تفرج ملوکانه قدری به طول انجامید و به این وسیله وسائل آرایش عروس کاملاً فراهم و تدارک شده بود تنها چیزی که به محسنات این مجلس بزم می‏افزود این بود که برای رفع وحشت عروس و اینکه مبادا از سطوت شاهانه بهراسد لازم بود اعلیحضرت هم در این شب جشن حاضر برای تکمیل سور و سرور شده و خودشان هم حاضر برای قبول رولی در این نمایش بشوند به این طریق: تصمیم خانم‏ها بر این شده بود که برای اعلیحضرت شاه هم یکدست لباس دامادی کوهستانی تهیه کنند و همین که در شورای بانوان این پیشنهاد طرح شد آراء تصویب گردید و اغلبی از خانم‏ها در موقع دادن این رای، از خنده روده‏بر شدند...
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن