اشرافیت وهابی

شماره روزنامه: ۳۳۸۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۲۷۷۸۲۵ ویژه-نامه

هادی خسرو شاهین دبیر گروه بین الملل عربستان زمین بازی محافظه‌کاران است و اریستوکرات‌های آل سعود؛این جماعت فتاوی عبدالوهاب را سنت می‌خوانند و در عمل به دستوراتش به مدرنیزاسیون و جهان جدید پشت می‌کنند. محافظه‌کاران سعودی هم در حوزه اجتماعی و هم در سیاست‌ورزی سنت‌گرایند و به همین دلیل هم نه آنها را می‌توان وحدت‌گرایان حیات اجتماعی خواند ونه اقتدارگرایان حوزه قدرت. در چنین منظومه‌ای نیز نه توده‌ها ساز مخالف با ساختار قدرت می‌زنند و نه نخبگان حکومتی بر جامعه بیگانه از خود فرمان می‌رانند. در عربستان سعودی همه مثل همند؛ نه آل سعود تافته‌ای جدابافته از کل ساحت اجتماعی و نه مردم بیگانه از قواعد و هنجارهای حکومتی.

اشرافیت وهابی

هادی خسرو شاهین دبیر گروه بین الملل عربستان زمین بازی محافظه‌کاران است و اریستوکرات‌های آل سعود؛این جماعت فتاوی عبدالوهاب را سنت می‌خوانند و در عمل به دستوراتش به مدرنیزاسیون و جهان جدید پشت می‌کنند. محافظه‌کاران سعودی هم در حوزه اجتماعی و هم در سیاست‌ورزی سنت‌گرایند و به همین دلیل هم نه آنها را می‌توان وحدت‌گرایان حیات اجتماعی خواند ونه اقتدارگرایان حوزه قدرت. در چنین منظومه‌ای نیز نه توده‌ها ساز مخالف با ساختار قدرت می‌زنند و نه نخبگان حکومتی بر جامعه بیگانه از خود فرمان می‌رانند. در عربستان سعودی همه مثل همند؛ نه آل سعود تافته‌ای جدابافته از کل ساحت اجتماعی و نه مردم بیگانه از قواعد و هنجارهای حکومتی. در این سرزمین میان توده‌ها و نخبگان پل ارتباطی مستحکمی وجود دارد که مانع از شکاف و تضاد عمیق می‌شود، اما در این میان درآمدهای بادآورده نفت به چنین تعامل مستمر و دوجانبه‌ای میان جامعه و حکومت جان دوباره می‌بخشد. چون در عرصه سیاست، حاکمان اطاعت می‌خواهند و توده‌ها کارآمدی؛ نفت هم نیاز حاکمان را تامین می‌کند و هم مطالبه محکومان را. محافظه‌کاری برای سعودی‌ها هم حکم ایدئولوژی را دارد و هم رمز استمرار نظم کهن آن ها در دنیای جدید است، اما این ایدئولوژی بدون نفت و پمپاژ چنین درآمدهایی بی‌رونق می‌شود. پمپاژ طلای سیاه در جامعه همه آن سنت‌های برآمده از اندیشه عبدالوهاب را در نزد عامه و خواص جلا و رونق می‌دهد و از همه مهم‌تر محافظه‌کاری را به ایدئولوژی مسلط در جامعه سعودی تبدیل می‌کند. شاید به همین دلیل هم باشد که تا به امروز در شبه‌جزیره نه اصلاح‌گرایان به نانی رسیده اند و نه بنیادگرایان به نامی. همه فعالیت‌های اصلاح‌گرایانه و همچنین بنیادگرایانه در حوزه اجتماع به‌راحتی سرکوب شده‌اند و امکانی نیز برای حضور قدرتمند در ساختار قدرت نیافته‌اند. از همین رو بحران جانشینی عبارتی غریب برای جامعه سنت‌گرای عربستان است و با مولفه‌های سیاسی و اجتماعی آن هماهنگی نمی‌یابد. بحران جانشینی در ساختاری پدید می‌آید که دوره گذار را می‌آزماید و به همین دلیل هم درحال پوست انداختن از سنت‌های کهن است و ورود به قواعد و هنجارهای جدید و مدرن. در این دوره هم ساختار سیاسی در بحران فرومی‌غلتد و هم ساحت اجتماعی دچار پریشانی و برافروختگی می‌شود. شورش و کودتا مختص چنین جوامعی است و ثبات و آرامش در ید اختیار جوامع سنت‌گرایی چون عربستان سعودی.محافظه‌کاری آل سعود نه با مرگ ملک فهد پایان یافت و نه با به شماره افتادن نفس‌های ملک عبدالله در لحظه آخر حیات خود قرار می‌گیرد. چنین ایدئولوژی را جغرافیای سخت و خشن شبه‌جزیره در درون خود پرورش داده و طلای سیاه نیز دائما بر جذابیت‌های آن افزوده است. به همین دلیل هم حتی با پایان کار ملک عبدالله محافظه‌کاری آل سعود رو به انقضا و اضمحلال نمی‌رود. مرگ عبدالله شاید قطعی باشد، ولی در مورد بحران جانشینی در عربستان سعودی تردیدهای جدی وجود دارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن