بررسی رشد انتشار کتاب‏های مشارکتی در ایران

تجاری‌سا زی بازار فرهنگی نشر

شماره روزنامه: ۳۵۹۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۹۳۶۶۱۷ فرهنگ-و-هنر

چگونه یک انتشارات فرهنگی تبدیل به یک بنگاه تجاری می‌شود؟

تجاری‌سا زی بازار فرهنگی نشر

گروه فرهنگ و هنر: تاکنون گزارش‏های متعدد و متنوعی درباره کتاب منتشر شده است. گزارش‏هایی مفصل از فرآیند تولید و کسب مجوز تا انتشار و فروش! اما در این میان همیشه موضوعاتی حاشیه‏ای وجود داشته که نه تنها کم‌اهمیت‌تر از متن نبوده بلکه در بسیاری از اوقات متن را نیز دستخوش تاثیر کرده و معادلات بازار کتاب را یک تنه تغییر داده است.

یکی از این‌گونه موضوع‏ها که از قضا در چند سال اخیر منطق و معادلات نشر کتاب را در ایران تا حد قابل توجهی تغییر داده است، انتشار کتاب مبتنی بر قرارداد مشارکتی است که عموما ناشر کتاب از یک‌سو و برخی نویسندگان، شاعران و مولفان جوان و جویای نام از سوی دیگر آن را رقم می‌زنند.این گونه قراردادها بیش از هر چیز در قرارداد کاری و تجاری است و به بیان دیگر می‏توان آن را «فروش امکان نشر کتاب» نامید که بسیاری از ناشران تراز دوم بازار کتاب، به واسطه سود سرشار قراردادهای مشارکتی، ‏ به آن روی آورده‏اند.این موضوع، ‏ یعنی نشر کتاب با کمترین توجه به محتوای آن و با اولویت داشتن پرداخت پول از سوی مولف کتاب، موجب شده است تا در چند سال اخیر، موجی از کتاب‏های غیرمعتبر و نازل روانه بازار شود. با این همه دقیقا معلوم نیست از چه زمانی انتشار کتاب با سرمایه شخصی نویسنده و شاعر در فضای چاپ و نشر ایران جا افتاده است. اما دست‏کم تا همین چند دهه گذشته گرفتن پول برای چاپ کتاب رایج نبود، هیچ ناشرِ معروفی حاضر نمی‏شد آرم و مهر خود را بفروشد و اگر کسی این کار را می‏کرد، مورد انتقادهای گسترده قرار می‏گرفت.

آمارهای غیررسمی از کتاب‏های مشارکتی

داستان از این قرار است که ناشر در قرارداد مشارکتی، برای انتشار یک کتاب ۸۰ صفحه‏ای در تیراژ هزار نسخه، مبلغی بین دو و نیم تا سه میلیون و نیم از مولف، بابت سهم ‏الشراکه دریافت می‏کند. ناشر در همین مرحله، سود خود را برده و دیگر مراحل یعنی توزیع، معرفی و تبلیغ کتاب، تنها حکم حفظ ظاهر را دارد.براساس برخی مشاهدات از بازار؛ آمار این کتاب‏ها برای بعضی ناشران به ۲۰۰ تا ۳۰۰ عنوان (بیش از ۹۰ درصد کتاب‏های چاپی در سال) می‏رسد که درنهایت باید ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومانی سود روانه جیب این گروه از ناشران کند. البته در گستردگی چنین شایعه‏ای می‏توان اندکی تردید داشت اما نمی‏توان انکار کرد بخشی از سود حاصل از نشر کشور تنها به این بستر چاپ و انتشار آثار محدود می‏شود.

یکی از ضررهای چنین روشی؛ اشباع بازار کتاب و گم شدن آثار خوب در میان آثار ضعیف و بسیار ضعیف است.بحث مشارکت نویسنده و شاعر در انتشار کتاب بیشتر مربوط به آثار کسانی است که برای اولین بار اقدام به چاپ اثری می‏کنند. این چرخه معیوب که به گم ‏و گور شدن آثاری که با هزینه مولف منتشر می‏شوند می‏انجامد، باعث می‏شود برخی استعدادهای احتمالی دچار سرخوردگی و دلسردی شوند.در این شرایط، فضای مجازی نیز عرصه‏ای برای تبلیغات چاپ کتاب به این روش شده است؛ تبلیغاتی که می‏گوید کتاب را با کمترین قیمت و حتی در ۱۰ روز چاپ می‏کند. این نوع چاپ کتاب پیش‏تر به چاپ کتاب‏های مدرسان دانشگاه‏ها اختصاص داشت، چون چاپ تعدادی کتاب و ارائه به دانشگاه باعث بالا رفتن رتبه علمی می‏شد؛ اما ظاهرا الان به تمامی حوزه‏ها سرایت کرده است.مساله مهم در مورد چنین قرارداد‏هایی که از اساس یک‏سویه هستند این است که آیا ناشر در عقد این قرارداد، واقعا به تعهداتش عمل می‏کند؟ مولف از کجا می‏داند که ناشر واقعا چند نسخه از کتابش را منتشر می‏کند؟ و اصولا مولف چطور باید همان ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ نسخه از کتابش را پس از انتشار در بازار نشر توزیع کند؟ اصولا مگر ناشران حرفه‏ای برای حمایت از نویسندگان کار اولی چگونه عمل می‏کنند که آنها تن به چنین روشی برای انتشار کتابشان می‏دهند؟

کلاهبرداری فرهنگی؟

مطابق با دیده‏ها و شنیده‏ها، ناشر در قرارداد مشارکتی، برای انتشار مثلا یک کتاب ۸۰صفحه‏ای در تیراژ هزار نسخه، مبلغی بین دو میلیون و نیم تا سه میلیون و نیم از مولف، بابت سهم ‏الشراکه دریافت می‏کند. در واقع ناشر در همین مرحله، سود خود را برده و دیگر مراحل یعنی توزیع، معرفی و تبلیغ کتاب، تنها حکم تظاهر و عوام‏فریبی را دارد. بعضا حتی دیده می‏شود که ناشر برای اینکه سود خود را به حداکثر برساند و دردسر بازاریابی و توزیع کتاب را نیز از سر باز کند، تصمیم می‏گیرد کلاه گشادی سر مولف بگذارد و به‏جای هزار نسخه، ۵۰۰ نسخه از کتاب را به چاپ برساند.پس از اینکه ناشر توانست به‏جای هزار نسخه، ۵۰۰ نسخه از کتاب را به چاپ برساند، برای اینکه شک و شائبه‏ای برای مولف پیش نیاید، برای مثال به او می‏گوید ۱۰۰ جلد از کتاب‏ها باید برای کار بازاریابی، تبلیغات و اهدا به رسانه‏ها اختصاص پیدا کند و از آنجا که قرارداد ۵۰-۵۰ است، ۵۰ جلد از این تعداد کتاب را باید به مولف بدهد، بنابراین ناشر به‏جای پانصد نسخه، ۴۵۰ نسخه از کتاب را به مولف می‏دهد و ۵۰ کتاب باقی‏مانده را به چند کتابفروشی محدود و معدود، می‏سپارد تا مولف مطمئن شود ۵۰۰ جلد از کتاب‏هایش در بازار کتاب توزیع شده است مولفی که اتاقی از کتاب‏های فروش نرفته روی دستش مانده نیز سرآخر آنها را برای تخمیر، به قیمت کیلویی ۲۰۰-۳۰۰ تومان می‏فروشد.

زمینه‏‏های رشد انتشار کتاب با پول مولف

آرام روانشاد (نویسنده) با تاکید بر اینکه این شیوه معمولا از سوی ناشران خرده‏پا دیده می‏شود و ناشران حرفه‏ای و صاحب‌نام هرگز با چنین شیوه‏ای فعالیت نمی‏کنند؛ می‏گوید: ناشران حرفه‏ای و شناخته شده حاضر نمی‏شوند آرم و نامشان را بفروشند. اساسا یکی از فاکتورهای مهم در موفقیت یک کتاب همین نام ناشر و برند بودن نام آن است. اما در سال‏‏های اخیر به‌دلیل مجوزهای فله‏ای که صادر شده؛ تعدادی ناشر کوچک و غیرحرفه‏ای به‏وجود آمده‏اند که کارشان فقط چاپ کتاب با پول صاحب اثر است، آن هم بدون برنامه‏ای برای توزیع و پخش آن.این نویسنده به نمایشگاه کتاب هم گریزی زده و اضافه می‏کند: در نمایشگاه کتاب امسال نزدیک به ۱۵۰۰ کتاب فقط از شاعران کار اولی داشتیم که ۹۰ درصد آنها با هزینه مولف منتشر شده‏اند. هزینه چاپ این کتاب‏ها هم عموما خیلی بالاست و برای یک کتاب ۱۰۰ صفحه‏ای حدود ۴میلیون تومان دریافت می‏شود. این کتاب‏ها نهایتا در همان نمایشگاه دیده می‏شوند و بعد آن به کتابفروشی‏ها راه پیدا نمی‏کنند.

انتقادهای مولفان ایرانی به انتشار مشارکتی

قریب به اتفاق نویسندگان و مولفان شناخته شده ایرانی اعتقاد دارند که «کالا شدن کتاب» فرهنگی بودن حوزه نشر را دستخوش تغییر کرده و ارزش و اعتبار این حوزه را از میان می‌برد.محمد سعید میرزایی، ‏شاعر، در گفت‏وگو با «دنیای اقتصاد»، می‌گوید: هرچقدر که نگاه به نشر کتاب، بیشتر مبتنی بر معادلات اقتصادی و کسب سود از سوی ناشر باشد، ‏ فضای فرهنگی جامعه بیشتر دچار اختلال و فروکاست به نشر کتاب‌های مبتذل و بی‌کیفیت می‌شود.وی تاکید می‌کند:

کتاب، معجزه دین ما است و طبیعی است که ارزش و اعتبار آن نباید دستخوش مناسبات اقتصادی بشود زیرا در این صورت نه تنها اعتبار مولفان و نویسندگان زیر سوال می‌رود بلکه سرمایه اجتماعی و اعتماد مخاطبان به مولفان و ناشران نیز از دست خواهد رفت.محمد آشنا عباسی‌منش، نویسنده و ناشر، معتقد است که میل و کشش مخاطبان غیردائمی بازار کتاب، برخی ناشران را اغوا کرده و این امر موجب شده است تا در کمتر از پنج سال اخیر شاهد انتشار کتاب‏هایی باشیم که موضوع آنها منطقا با فضای جامعه کتابخوانان ایرانی سنخیتی ندارد.این فعال فرهنگی افزود: نباید از این موضوع غافل باشیم که نسل جدید نوجوانان و جوانان ایرانی سلایق و ذائقه‏های متفاوتی با نسل پیشین خود دارد و این اتفاق به ذات خود مضموم نیست اما در کنار آن باید فضای باز و پذیرنده‌ای برای فعالیت ناشران معتبر و نویسندگان و مولفان برتر کشورمان فراهم باشد هر دو جریان موجود در بازار نشر بتوانند فعالانه به حیات خود ادامه بدهند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن