زندگی درویشمسلکانه
امروز سالروز تولد داوود گنجهای است
دنیایاقتصاد : داوود گنجهای یکی از مفاخر ارزشمند موسیقی ایرانی است. چهرهای کمحاشیه و کاربلد که اهالی موسیقی احترام خاصی برایش قائلند. سابقهاش در موسیقی ایران بسیار زیاد است. در خاطرهای گفته است: «منزل استاد نورعلی خان برومند به خانه ما نزدیک بود. یک روز محمدرضا لطفی به من گفت که فردی را میشناسد که خیلی خوب آواز میخواند و خوب است او را به استاد نورعلیخان برومند معرفی کنیم. آن فرد استاد شجریان بود. روز قرار استاد برومند از استاد شجریان خواست که قطعهای را بخواند. وقتی خواند و از اتاق بیرون رفت، استاد برومند به من گفت این کاره است و امسال باید به جشن هنر بیاید. گفتم که آخر او تازه آمده است. استاد برومند گفت شما نمیدانید. من میدانم که او چه گوهری است.»
همین خاطره از سالها حضورش در عرصه موسیقی و نزدیکیاش به بزرگان حکایت میکند. او البته بعدها یکی از یاران صمیمی استاد شجریان شد و تا آخرین روزهای زندگی استاد کنارش بود.
داوود گنجهای، ردیف کمانچه را نزد عبدالله جهانپناه و نواختن ویولن را نزد ولفگانگ والیش، استاد اتریشی فراگرفت. پس از اتمام تحصیلات متوسطه، به تحصیل در رشته موسیقی در دانشگاه تهران پرداخت و در این دوران از محضر استادانی چون نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت بهره برد. پس از اخذ مدرک لیسانس موسیقی، به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی رفت؛ هم تحقیق و پژوهش کرد و هم در کلاسهای استادانی همچون سعید هرمزی، یوسف فروتن و محمود کریمی شاگردی کرد. نواختن کمانچه را هم نزد علیاصغر بهاری آموخت. تقریبا شاگرد اکثر استادان برجسته موسیقی ایران بوده و در کارنامهاش علاوه بر ساخت قطعات مشهور و نوشتن کتاب و تحقیق و پژوهش درباره موسیقی، پستهای اجرایی هم زیاد دیده میشود.
شخصیت آرام و متینی دارد و همین باعث شده است تا اکثر کسانی که با موسیقی سروکار دارند، با او رابطه خوبی داشته باشند.
در مصاحبهای گفته است: «هنر را دنیایی از معرفت میبینم. هنر یک باغ بسیار رنگین و قشنگ است که هیچگاه درختان در آن خشک نیستند و هر شکل از آن برای من دنیایی از عظمت است. من از زندگی خود خیلی راضی هستم و هر کاری که خواستهام انجام دهم، انجام دادهام. خیلی خوشحالم و از ابتدا برای تجارت بهدنبال موسیقی نرفتهام، بلکه موسیقی رابطی بین من و عشقی بود که در وجود خود داشتم. موسیقی همیشه مرا سرحال نگه داشته است. هیچ چیزی نبوده که میخواستهام و موفق به انجام آن نشده باشم و هر کاری را هم که بخواهم انجام میدهم. در زندگی صراط مستقیم را پیش گرفتم و یک زندگی درویشمسلکانه داشتم. میگویند که انسان هر چه حریصتر باشد و بیشتر بهدنبال مادیات برود، بیشتر از آن دور خواهد شد؛ برای همین است که اگر انسان در زندگی هدف مشخصی داشته باشد، برای آن زحمت بکشد و زیادهخواه نباشد، همیشه آرامش خواهد داشت. آدمهای موفق افرادی هستند که آرامش و تعادل داشته باشند و اگر فرد میلیاردر باشد، لزوما موفق نیست. از ابتدای زندگیام در دو رشته علوم نظری و موسیقی درس میخواندم. سالها مسوول دبیرستان و فرهنگی بودم و نیز از بچگی تا اکنون فعالیت هنری داشتهام. زمانی به مدیریت خیلی علاقهمند بودم. از سال ۵۷ به بعد در مراکز علمی و دانشگاهها فعال بودم و البته هم هنوز کارهای مدیریتی که بیشتر جنبه معنوی دارد و برای اعتلای هنر موسیقی است، انجام میدهم. حتی یکی از بنیانگذاران موزه موسیقی و خانه موسیقی هستم و همه این فعالیتها را بهدلیل علاقه خود به هنر موسیقی انجام دادهام.»