من و علی دهباشی

شماره روزنامه: ۱۷۹۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۰۶۴۷۰ خبر

رضا سیدحسینی<br>علی این روزها کمی تلخ است. تلخ نه عبوس و بداخلاق، بلکه ساکت و مودب و سخت فعال. حقیقت این است که دیگر مثل گذشته خندان نیست و از شوخی‌های مداومش درباره دوستان و گاهی درآوردن تقلید بعضی‌ها خبری نیست. او هم مثل من تاوان ساده‌لوحی‌ها و خوش‌باوری‌هایش را پس می‌دهد.

من و علی دهباشی

رضا سیدحسینی

علی این روزها کمی تلخ است. تلخ نه عبوس و بداخلاق، بلکه ساکت و مودب و سخت فعال. حقیقت این است که دیگر مثل گذشته خندان نیست و از شوخی‌های مداومش درباره دوستان و گاهی درآوردن تقلید بعضی‌ها خبری نیست. او هم مثل من تاوان ساده‌لوحی‌ها و خوش‌باوری‌هایش را پس می‌دهد. حیف که این خوش‌باوری‌ها و اعتماد به نیکدلی مردم پوست از کله هر دو ما کند. من روزی که هست و نیستم را در اختیار دوست فرهیخته و خوش‌سابقه گذاشتم تا به اصطلاح در کار نشر این مملکت‌کاری بکنیم و واقعا هم‌کاری کردیم که اگر ادامه پیدا می‌کرد بی‌نظیر بود، هرگز تصور نمی‌کردم که آن دوست فرهیخته در برابر وسوسه پول، هم آن کار کارستان را فدا کند و هم‌دوستی چندین و چندساله را. علی هم به شکل دیگری دچار همین خوش‌باوری شد. در هر حال هر دو باختیم. حیف که سال‌های زندگی گذشته است و ما یک بار دیگری دنیا نمی‌آییم که به قول معروف حتی به چشم خودمان هم اعتماد نکنیم...

و باز هم شباهت دیگری بین خودم و علی دهباشی می‌بینم هرچند که من به هیچ‌وجه قدرت و سخت‌کوشی او را ندارم، ولی در هر حال سرگرمی‌هایمان لااقل برای انصراف خاطر جالب است. من که ضربه بدتری هم خورده بودم و حال و حوصله حتی ترجمه‌کردن را نداشتم، سال‌های عمرم را صرف انواع دایره‌المعارف کردم و علی هم که زمانی به‌جز انتشار مجله کلک و بعد بخارا و کتاب‌هایی که به مناسبت‌هایی در می‌آورد، در آن سال‌ها فقط سنگ صبور نویسندگان و هنرمندان سالخورده و به پایان راه رسیده بود، در این سال‌های سخت و دردناک که شاید هر کسی را از کار و زندگی ناامید می‌کرد، مسوولیت معرفی و بزرگداشت نه‌تنها نویسندگان و هنرمندان ایرانی، بلکه برجسته‌ترین چهره‌های ادبیات جهان را به ایرانیان به‌عهده گرفت. درباره هر یک از آن بزرگان جلسه مفید و آموزنده‌ای در خانه هنرمندان تشکیل داد و از دانشمندان آشنا با آن فرزانگان و کارهای آنان دعوت کرد که درباره آنها سخنرانی کنند و بعد هم همه آن سخنرانی‌ها را به‌اضافه مطالب مفید دیگری در یک شماره مخصوص بخارا منتشر کرد و این کار هنوز هم ادامه دارد و من معتقدم که ارزش آنها کمتر از دایره‌المعارف‌ها نیست. علی جان چه باید کرد. دنیا چنین است و مردم چنان. تو هنوز جوانی و مثل من به پایان راه نرسیده‌ای. مبادا یک‌بار دیگر اعتماد کنی. موفقیت‌های فراوان برای تو آرزو دارم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن