نجات بنیامین از مطالعات فرهنگی
محسن ملکی
ما از ترجمه این کتاب دو هدف داشتیم؛ در این سالهای اخیر کتابهایی چاپ شده است که در آنها از آرا و افکار بنیامین برای تحلیل مسائل روزمره و فرهنگ استفاده شده و بنیامین به چهره اعلای مطالعات فرهنگی تقلیل داده شده، موضوعی که مترجمان کتاب عروسک و کوتوله نیز سالها پیش درباره آن هشدار داده بودند. ما با ترجمه این کتاب قصد داشتیم بنیامین را از چنین خوانش اخته و سیاستزدودهای بازپسگیریم و نشان دهیم که در نقد فرهنگی و ادبی بنیامین قسمی سیاست انقلابی نهفته است، سیاستی که بیش از همه در رفتن او به سمت برشت تجلی پیدا میکند. از طرف دیگر قصد داشتیم کاری کنیم که بسیاری از مسائل زیباشناختی مغفولمانده در آثار بنیامین از نو مطرح شوند، مسائلی ماتریالیستی که امید داشتیم مطرح شدنشان باعث بازفعالشدنِ تنشی بارآور در میدان نقد ادبی معاصر باشد و باعث منحل شدن مسائل بیارزشی شود که در حال حاضر به موضوعات اصلی نقد ادبی بدل شدهاند.
ایگلتون مینویسد: «این کتاب را... نوشتهام تا در عینحال دست ما پیش از معاندان به بنیامین برسد.» چنانکه ایگلتون اشاره کرده، «آغاز کردن از سمت بد» یکی از پیشفرضهای روششناختی بنیامین است. یعنی ماتریالیسم تاریخی به جای دور زدن ابژه تجربی، خود را در آن و تمامی دوکساهای شکلگرفته در حول آن غرق میکند: «جدا کردن حقیقت از کذب هدف روش ماتریالیستی است نه نقطه عزیمت آن. به عبارت دیگر، نقطه عزیمت آن ابژهای است که سرشار از خطا یا همان دوکسا است.» برای فراتر رفتن از جهان شیءواره سرمایهداری راهی جز تن دادن به لعنت شیءوارگی نداریم. از این رو بنیامین در بدو امر از تن دادن به هر نوع تعالی دم دستی، برای مثال گریز به قسمی وضع اولیه روسویی، سر باز میزند و خود را به تاریخی سراسر ماخولیایی و لعنتزده میسپارد، اما در عین حال سعی میکند در دل همین بستر ماخولیایی به دنبال نطفههای رستگاری بگردد که در لبههای این جهان پرپر میزنند. کارگرانی که به قول رانسیر «جزء بدون سهم» جهان سرمایهداریاند و به هیچ تقلیل یافته و هیچ محتوای جوهری ندارند، دقیقا به همین دلیل میتوانند حامل امر کلی باشند؛ هیچی که همه میشود. آدورنو و بنیامین هر دو از نوعی ممنوعیت به تصویر کشیدن ایجابی اتوپیا دم میزنند تا تن به تصوری ایدئولوژیک از اتوپیا ندهند، یا به قول آدورنو: مارکس و انگلس دقیقا بهخاطر تحقق اتوپیا بود که دشمن آن بودند.