در دفاع از افشاگری
رسانهها همیشه برادر/ خواهر افشاگری بودهاند؛ چه در زمان رسانههای چاپی، چه در دوره رسانههای تعاملی. اگر ماجرای واترگیت در روزنامه واشنگتنپست را که در نتیجه آن ریچارد نیکسون، رئیسجمهور آمریکا مجبور به استعفا شد، نقطه کانونی افشاگری در دوران رسانههای چاپی بدانیم در دوره رسانههای الکترونیکی، افشای اسناد ویکیلیکس اهمیت قابل توجهی دارد و آثار بینالمللی بسیاری داشته است. امروزه شهروندان با موبایلهایشان همهجا حضور دارند و همه چیز را رصد میکنند. از همین رو گستره افشاگریها از بازار میوهوترهبار تا نهادهای دولتی و حاکمیتی را در برمیگیرد و کمتر ماجرایی از چشم دوربین شهروندان در امان است.
اخیرا ماجرای تجاوز چند مرد به یک کودک ۵ ساله افغانستانی در خمینیشهر با افشاگری رئیس اورژانس اجتماعی کشور جنجال ساز شد. در حالی که بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی، افشاگری این شهروند را تحسین کردند برخی مسوولان به این شهروند بهخاطر رسانهای کردن خبر تجاوز تاختند و سیدمحمدجواد ابطحی نماینده خمینیشهر در اظهار نظری عجیب خواستار اخراج او از محل کارش شد. پیشتر نیز ماجرای افشای فیشهای حقوقی و املاک نجومی در شبکههای اجتماعی واکنشهای متفاوتی را برانگیخته بود. در حالی که عمده کاربران شبکههای اجتماعی و بسیاری از کارشناسان اجتماعی – البته با احتیاط- از این موضوع استقبال کردند، مسوولان بسیاری هم در مقابل این افشاگریها ایستادند و شهروندان افشاگر را نیز در مظان اتهامهای متعدد قرار دادند. اگرچه بررسی این گونه موضوعات حساسیتهای خاص خود را دارد و میتواند شمشمیری دولبه باشد، اما به هر روی در چند سال اخیر، افشاگریهای کاربران شبکههای اجتماعی گسترش روزافزونی پیدا کرده است از همین رو نهادهای نظارتی، قانونگذار و... باید شیوه و پروتکل مشخص و شفافی را در مواجهه با این پدیده همهگیر اتخاذ کنند. افشاگری در ذات رسانه است و شهروند-خبرنگاران در شرایطی که مسائل/ بحرانهای متعدد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در جامعه وجود دارد، تمایل بیشتری به افشاگری در شبکههای اجتماعی دارند. این در حالی است که محدودیتها و معذوریــــتهای رسانههـای رسمی، میل به افشــاگری را در رســانههای غیررسمی و شبکههای اجتماعی تشدید میکند.