دولاب در تهران قدیم
پروانه بابایی- «دولاب» یکی از محلات قدیمی تهران است؛ ‌محله‌ای که 1200 سال پیش قریه‏ای در شمال شهرری بوده است. نام دولاب از 2 کلمه دلو ‌و آب چرخ که روی چاه آب قرار داشت گرفته شده است.
پس از آنکه شاهان قاجار تهران را به‌عنوان پایتخت ایران در نظر گرفتند و برای تعیین حدود شهر، دیوار دور آن کشیدند و دروازه‏هایی برای آن ساختند، وسعت دولاب محدودتر شد. دولاب به دلیل نزدیکی به شهرری و داشتن آب و هوای مناسب و معتدل و نیز داشتن قنوات و چاه‌های پر آب و زمین‌های حاصلخیز منطقه مهمی محسوب می‏شود. از دیر باز در مورد مالکیت و نحوه استفاده از آب قنات‌های دولاب اختلافاتی وجود داشت. در یکی از اسناد به جا مانده از دوره قاجار، نویسنده در مقابل تقاضای استفاده از آب دولاب برای اهالی خیابان حضرت عبدالعظیم این طور پاسخ می‏دهد که دولاب دارای پنج رشته قنات بوده که اهالی محل برای آن ۱۵۰۰ قصیل مالیات می‏پرداختند. به تدریج سه رشته قنات آن توسط دیگران و برای جاهای دیگر استفاده شد. دو رشته دیگر را صاحبان باغات بدون اجازه به خیابان‌های سلطنت‌آباد، دوشان تپه و قورخانه می‏بردند و همچنین صاحبان باغات سر راه از آن استفاده می‏کردند در نتیجه زراعت اهالی دولاب بر اثر این امر دستخوش خسارات شد و اگر آب سلیمانیه نبود، دولاب کاملا از سکنه خالی می‏شد.
وی همچنین در مورد خسارات وارده به اهالی در صورت آب رسانی از آب سلیمانیه برای اهالی خیابان حضرت عبدالعظیم توضیح داده و آن را غیرممکن می‏داند و ضمن ابراز نارضایتی از توهین‌های وارده به خود آمادگی‏اش را برای اجرای هرگونه دستور مخاطب اعلام می‏کند.
در سند مذکور آمده است:
اظهار مهربانی فرموده بودید همین طور است انشاءالله عوالم دوستی و یک جهتی که سال‌ها فیمابین... بوده در تزاید است و شخص محترم جنابعالی معروف به مراتب دوستی و دینداری بوده و هستید و اعتقادات باطنی من به شخص محترم جنابعالی بیش از تصور خودتان است. در باب آب دولاب و خیابان حضرت عبدالعظیم علیه السلام اظهار فرموده بودید گذشته از اینکه ذات مقدس ملوکانه همایونی مالک الرقاب کل ممالک ایران هستند بخصوص در مال و جان عموم ایل جلیل قاجار خاصه نسبت به آنچه متعلق به من است که بدون هیچ سابق و ظاهرسازی در مقابل رای و رضای مبارک خود را صاحب چیزی نمی‏دانم و به هر چه امر بفرمایند مختارند، ظاهرا و باطنا مطیع فرمانم. شخص جنابعالی هم که سال‌ها است به حقیقت و درستی و دیانت معروف و مدارج مودت و یگانگی را به سر حد کمال مترقی بوده‏اید این جزئیات را در مقابل میل جنابعالی قابل مذاکره نمی‏دانم. ولی چون اظهار فرموده بودید که خیابان حضرت عبدالعظیم همیشه از دو ممر مشروب شده یکی از آب دولاب و یکی از دولت‌آباد لهذا به جهت رفع این اشتباه کاری چون که جنابعالی را نسبت به ذات مقدس همایونی دولتخواه حقیقی و دیندار باغیرت واقعی می‏دانم حال دولاب و آب ولایات آن را فی الجمله تشریح می‏کنم. دولاب قدیم‌ها پنج رشه قنات داشته و از این پنج رشته یک هزار و پانصد خروار قصیل مالیات می داده است دیگران متدرجا سه رشته را برده‏اند دو رشته دیگر که باقی است سال‌ها است که بدون حق به خیابان سلطنت‌آباد و قورخانه و خیابان دوشن‌تپه می‏برند بعضی باغات متدرجا هم مردم کنار طاحون‌ها که در عرض راه است احداث کرده از این دو رشته آب می‏برند. بطوری که هفته شاید سه روز فاضل آب این دو رشته به دولاب نمی‏یاید و کفاف خوراک و جزئی از زراعت دولاب را ندارد به این واسطه و طاحون‏های دولاب اکثر اوقات از کار می‏ماند و با این تفصیل چطور این آب به خیابان حضرت عبدالعظیم رسیده است. اگر آب سلیمانیه نمی‏بود قلیل رعیتی که در دولاب باقی مانده‌اند تاکنون فراری شده بودند؛ چون این مالیات را که از پنج رشته قنات می‏دادند حال از این دو رشته که مسبوق شدید می‌باید بپردازند؛ در حالی که دو تومان و دو هزار و دویست و پنج‌هزار تسعیر کرده از ایشان می‏گیرند. خلاصه از دولاب محققا آبی به خیابان حضرت عبدالعظیم نرفته و ممکن نبوده است که به آنجا برسد؛ ولی از قراری که تحقیق کردم سال گذشته یک هنگام آب سلیمانیه را از مستاجر سلیمانیه خریداری کرده و به خیابان برده‏اند و این ربطی به قنوات دولاب و سلیمانیه و شرب معمولی خیابان ندارد تا به حال خیابان حضرت عبدالعظیم از کجا مشروب می‏شده است که حال نمی‌شود از آن ممر مشروب شود. دو ثلث بلکه متجاوز از آب سلیمانیه را دولابی و غیره هر کسی به قدر حاجت اجاره کرده‌اند و یک ثلث کمتر که به جهت باغ و اشجار و زراعات سلیمانیه باقی مانده است به درجه غیرقابل است که خواستیم آب را به خانه‌های تشنه دولابی و محلات شرقی تهران محض دعاگویی وجود مبارک و اسباب مغفرت به جهت شاه شهید سعید انارالله برهانه ببریم این یک ثلث نمی‌رسد که مدتی با سایر مستاجرین گفت‌وگو نموده و به معاونت آب سهمی آنها خانه‌ها را مشروب نمودند. مقصود این است که بر فرض چشم از خسارت زراعت و اشجار بپوشم و محض امر ملوکانه تحمل این خسارت بشود باز مشکل است که آبی بتوان به خیابان رسانید، مگر آنکه سایر مستاجرین را رضا نموده با سهام آنها معاونت جسته آب را برسانند. اگر چه هر گاه این کار بشود حکایت قنوات دولاب خواهد شد که اختیاری برای مالک باقی نمانده و خسارات متحمل شده و مالیاتی جبرا می‏دهند و کسی به فریادشان نمی‏رسد آب نرفته را با این اشتباه کاری و اسباب چینی مطالبه می‏کنند، وای به وقتی که یک دفعه آب به خیابان برود و با وجود این مخاطره ایام عید نوروز امسال هم چون آب را چندان لازم نداشتند به خیابان حضرت عبدالعظیم مجانا داده‌اند؛ ولی حال این آب حالیه به وضعی است که تشریح نمودم. با وجود این تفصیلات دامت مقدس همایونی مخصوصا مختار و مالک جان و مال و هست و نیست من هستند. به هر چه میل ایشان اقتضا فرماید بفرمایند؛ البته اطاعت می‌شود من که گوشه نشسته و خود را با جمعیتی کثیر متعلق به دولت و حفظ مراتب آنها بر ذمه دولت است... رعیتی نگاهداری می‏نمایم و حفظ حدود و آبروی خود و همه را که در حقیقت حفظ آبروی دولت است متحملم و صادر و وارد را کما ینبغی استقبال می‌کنم و تا حال هر چه خسارت و ضرر توهینات وارده آمده محض اینکه زحمتی به وجود مبارک ندهم و با هر کسی طرف سوال و جواب نشوم تحمل می‌نمایم چرا این قدر مواظب توهین و اسباب چینی و دردسر و زحمت من هستند، نمی‌دانم بهر دولتخواهی دعاگوی بی‌ریای بی‌ضرر و زحمت این قسم رفتار می‌شود یا منحصر به من است ایام اقبال مستدام باد.