بررسی و تحلیل وضعیت پلیاولفینها در جهان
اواخر سال ۲۰۰۸ و سال ۲۰۰۹ دوره چالشبرانگیزی برای اقتصادهای پیشرو در اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن بود؛ چرا که دولتها و بانکهای مرکزی در پی سقوط بازارهای مالی و کاهش شدید مخارج بخش صنعتی و مشتریان ناچار شدند به طور اضطراری سیاستهای پولی و مالی خود را اتخاذ کنند.
اواخر سال 2008 و سال 2009 دوره چالشبرانگیزی برای اقتصادهای پیشرو در اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن بود؛ چرا که دولتها و بانکهای مرکزی در پی سقوط بازارهای مالی و کاهش شدید مخارج بخش صنعتی و مشتریان ناچار شدند به طور اضطراری سیاستهای پولی و مالی خود را اتخاذ کنند.
در سال ۲۰۰۹ و در جریان بدترین رکود دهه اخیر، GDP جهانی ۱/۲ درصد کاهش نشان داد. با این حال چین و برخی از اقتصادهای نوظهور با وجود کاهش فعالیت اقتصادی در بازارهای صادراتی خود، رشد مطلوبی را تجربه کردند.
با وجود این اتفاقات میزان مصرف پلیاولفین در دنیا در سال ۲۰۰۹ فقط ۱۴/۰ درصد کاهش یافت. این مساله به دلیل رشد مصرف در چین و برخی از بازارهای نوظهور بود که کاهش در مصرف بازارهای توسعهیافته اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن را جبران کرد. پیشبینی میشود تقاضا در سال ۲۰۱۰ نسبتا بهتر شود که البته سطح آن به دوران ۲۰۰۷ یا ۲۰۰۸ برای برخی از مناطق نخواهد رسید و این در حالی است که نرخهای عملیاتی در سال ۲۰۱۰ در مقایسه با سال ۲۰۰۹ با افت قابل ملاحظهای مواجه خواهند شد.
در چشمانداز بلندمدت انتظار میرود شاهد تداوم کاهش نرخهای عملیاتی باشیم؛ چرا که میزان افزایش نرخ مازاد ظرفیت خالص (به خصوص در خاورمیانه و آسیا) از میزان افزایش تقاضای ناشی از بهبود اقتصادی دنیا فراتر خواهد رفت.
از دیگر موارد قابل توجه این است که در کوتاهمدت، ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی بزرگترین واردکنندههای LLDPE، HDPE و پروپیلن خواهند بود و خاورمیانه نقش عرضهکننده را در دست خواهد داشت. همچنین اروپای غربی و آمریکای شمالی همچنان فقط صادرکننده LDPE خواهند بود.
تقاضا
تقاضا برای پلیاولفینها در سال ۲۰۰۹ حدود ۱۱۱ میلیون تن بود که نسبت به سال ۲۰۰۸ با ۱۴/۰ درصد کاهش مواجه شد. با این حال در مقایسه مسلما این کاهش، تفاوت زیادی با کاهش ۱/۲ درصدی GDP جهانی دارد؛ چرا که افزایش تقاضا از سوی چین و سایر اقتصادهای نوظهور، این کاهش تقاضا از سوی اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن را جبران نموده است.
تقاضا برای LDPE در سال ۲۰۰۹ به دلیل اثرات ناشی از رکود اقتصادی در دنیا و رقابت با LLDPE با رشد منفی ۹/۱ درصد روبهرو بود. در مقایسه، رشد تقاضا برای LLDPE پس از تجربه رشد منفی ۲/۴ درصدی در سال ۲۰۰۸ برابر ۶/۲ درصد در سال ۲۰۰۹ بود. این محصول، سهم خود از بازار LLDPE/LDPE (با هم) را از ۵۰ درصد در سال ۲۰۰۶ به ۵۲ درصد در سال ۲۰۰۹ افزایش داده است. پیشبینی میشود تقاضا برای LLDPE تا سال ۲۰۱۵ هر سال با رشدی معادل ۲/۶ درصد مواجه باشد.
تقاضا برای HDPE در سال ۲۰۰۹ نسبت به سال ۲۰۰۸ رشدی برابر ۱/۱ درصد داشت. برنامهریزی شده که تقاضا برای HDPE در دوره ۲۰۱۵-۲۰۰۹ به طور تقریبی ۵/۵ درصد رشد داشته باشد که احتمالا ۴۰ درصد از کل رشد، متعلق به آسیا و خاورمیانه خواهد بود. همچنین بیشتر این رشد مصرف همچنان متمرکز بر HDPE دوقلهای خواهد بود.
تقاضا برای پلیپروپیلن در سال ۲۰۰۹ حدود ۴/۱ درصد کاهش یافت که این رقم در مقایسه با سال ۲۰۰۸ که کاهش ۱/۳ درصدی را (به دلیل عدم بازپرسازی موجودی کالای انبارها در زنجیره ارزش) تجربه کرد، به نسبت کمتر بود. در حالی که در سال ۲۰۰۹ بازار آسیا رشد اندکی داشت، آمریکای شمالی و اروپای غربی بیشتر از سایر مناطق تحت تاثیر این مساله قرار گرفتند. رشد اقتصادهای نوظهور اروپای مرکزی و شرقی، خاورمیانه و آفریقا بیشتر از رشد بازارهای توسعهیافته آمریکای شمالی، اروپای غربی و ژاپن بود. با این حال چشمانداز برای پلیپروپیلن در دوره ۲۰۱۵-۲۰۰۹ بسیار بهتر میباشد، چرا که پیشبینی میشود رشد مصرف سالانه ۷/۵ درصد باشد که بیش از نیمی از این رشد در بازارهای آسیایی به خصوص چین و هند متمرکز شده است.
عرضه
در دوره ۲۰۰۹-۱۹۹۹ ظرفیت پلیاولفینها تا ۴۷ میلیون تن افزایش یافت که تقریبا ۷ میلیون تن از مازاد ظرفیت، در سال ۲۰۰۹ وجود داشت. در سال ۲۰۱۰ به دلیل بهرهبرداری رسیدن برخی از پروژهها شاهد بروز ۹ میلیون تن مازاد ظرفیت برای پلیاتیلن و ۶ میلیون تن برای پلیپروپیلن خواهیم بود.
بر حسب مناطق، سرمایهگذاریها بیشتر در مناطقی هستند (نظیر خاورمیانه) که یا از لحاظ مواد خام دارای مزیت باشند یا مناطقی نظیر آسیا که رشد بازار در آنها بالا باشد. از این رو است که سهم ظرفیت پلیاولفینها در جهان در خاورمیانه و آسیا افزایش نشان داده است.
بهطوریکه این سهم (در این دو منطقه) در فاصله سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۹ از ۳۶ درصد به بیش از ۴۹ درصد صعود کرده که اکثرا این سهم جایگزین سهم آمریکای شمالی و اروپای غربی بوده که در همان دوره سهم آنها از ۵۲ درصد به ۳۹ درصد کاهش یافته است.
مازاد ظرفیت LDPE تا سال ۲۰۰۹ در سطح حداقل خود بوده است، اما انتظار میرود در دوره ۲۰۱۵-۲۰۱۰ به دلیل به بهرهبرداری رسیدن پروژههای در دست اجرا، شاهد رشد ظرفیتها باشیم که این مساله تاثیر عمیقی بر نرخ عملیاتی خواهد داشت. تا سال ۲۰۱۵ پیشبینی میشود فعالیت داراییهای قدیمیتر، کوچکتر و با قدرت رقابتی کمتر در بیشتر بازارهای توسعهیافته اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن متوقف شود.
دوره ۲۰۱۱-۲۰۱۰ اوج چرخه سرمایهگذاری در ظرفیت مختص پروپیلن خواهد بود؛ بهطوری که بهطور میانگین ۵ میلیون تن ظرفیت جدید به بهرهبرداری خواهد رسید. با این حال پیشبینی میشود این صنعت تحت فشار رشد کند تقاضا قرار داشته باشد که این مساله منجر به کاهش نرخ عملیاتی و بسته شدن اجباری داراییهای قدیمیتر و با قدرت رقابتی کمتر خواهد شد.
معاملات
چشمانداز وضعیت پلی اولفینها در جهان وقوع اتفاقهای مهمی را گوشزد میکند.
همچنان خاورمیانه به دلیل داشتن مزیت مربوط به مواد خام، محلی جذاب برای مازاد ظرفیتها خواهد بود و روند صعودی تقاضای آسیا در منطقه ادامه خواهد یافت.
از این رو خاورمیانه فقط صادرکننده پلی اتیلن و پروپیلن خواهد شد و صادرات آن به ترتیب از ۱۱ و ۳ میلیون تن در سال ۲۰۱۵ به ۱۶ و ۵ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ خواهد رسید.اروپای غربی و آمریکای شمالی تبدیل به واردکنندههای صرف پلیاتیلن و پلیپروپیلن خواهد شد؛ چرا که ظرفیت داخلی این مناطق کاهش یافته و بهبود بحران مالی ادامه مییابد.همانطور که شکل ۴ نشان میدهد وابستگی به واردات رزین (به استثنای LDPE) در حال افزایش بوده و آسیا (به جز ژاپن) همچنان فقط واردکننده خواهد بود.
منبع: کارگزاری بانک ملی