۱۰۰ سال با صنعت فولاد
احمد دنیانور*<br>فولاد و کلا فلزات بهقدری در زندگی بشر نقش مهمی داشتند که با آغاز کشف آن از سوی انسان و توان استفاده از فلزات عصری به نام عصر فولاد نامگذاری شد. با کشف فلزات و نحوه استفاده از آن کمکم بازار آن نیز شکل گرفت.
احمد دنیانور*
فولاد و کلا فلزات بهقدری در زندگی بشر نقش مهمی داشتند که با آغاز کشف آن از سوی انسان و توان استفاده از فلزات عصری به نام عصر فولاد نامگذاری شد. با کشف فلزات و نحوه استفاده از آن کمکم بازار آن نیز شکل گرفت.
کشورهایی که در تولید فولاد از مزیت نسبی برخوردار بودند در ابتدا به تولید محصولات فولادی پرداختند، اما آنقدر نقش این محصول در توسعه اقتصادی مهم شد که حتی کشورهایی که از مزیت تولید نیز برخوردار نبودند نیز اقدام به تولید محصول فولادی کردند. روی آوردن انسانها به استفاده از محصولات فولادی در صنایع مختلف بازار این محصولات از رونق خاصی برخوردار شد. بررسی یکصد سال بازار فولاد صحتی بر این موضوع است که بازار فولاد همواره از یک سیکل سینوسی برخوردار بوده و با طی یک دوره نزول مجددا دوره صعود آن نیز در پی آمده است:
بررسی قیمت فولاد در عصر فولاد
بازار فولاد و بررسی علت نوسانات آن، موضوع بحث بیشتر صنعتگران در گوشه و کنار این بازار جهانی است. میزان تقاضا برای فولاد در صنایعی چون عمران، ساختوساز، کشتیسازی، خودروسازی و دیگر صنایع کاهش یافته و این تغییر در بعضی کشورها نظیر روسیه، چین، برزیل، اوکراین و هند به صورت قابل ملاحظهای مشاهده میشود. نکته قابل توجه این است که هزینه نیروی انسانی و انرژی که دو عنصر اصلی قیمت هستند، در کشورهای نامبرده متفاوت است. شکی نیست که این هزینه در کشور ثروتمندی چون ایالات متحده گرانتر خواهد بود.
عدهای بر این باورند که هزینهها در کشور چین پایین است، ولی واقعیت این است که هزینه نیروی انسانی در این کشور ارزان است، در مقابل هزینه تامین انرژی بسیار گران است. لازم به ذکر است که هزینه در چین ۲۰درصد پایینتر از ایالات متحده است، اما انرژی در کشورهایی مانند روسیه، هند، اوکراین و برزیل از این دو کشور نیز ارزانتر است.
در بعضی کشورها تعداد معدودی از صنایع بیشترین فولاد تولید شده را مصرف میکنند. به طور مثال در کشوری مانند ایالات متحده، ۱۰کارخانه حدود ۹۰درصد فولاد این کشور را مصرف میکند، این در حالی است که دو سوم این میزان مصرف، دوباره به چرخه صنعت به عنوان قراضه باز میگردد.
در اینجا سوالی که همیشه برای اغلب کارشناسان مطرح بوده این است که چه عواملی میتواند تاثیرگذار نوسانات قیمت باشد؟ زمانی که اقتصاد اصطلاحا در حال رشد است، قیمت فولاد سرعت بیشتری را در رشد طی میکند. در واقع فولاد صنعتی است که به روند رشد اقتصادی وابسته مطلق است. فعالیتهای عمرانی نیز از دیگر فاکتورهای تاثیرگذار در قیمت فولاد است. آمار نشان میدهد که ۲۰ تا ۲۵درصد از فولاد در عمران و ساختوساز مصرف میشود. پس میتوان گفت که یکی از کلیدهای پیشبینی قیمت فولاد، مشاهده روند ساختوساز بوده و رکود در این صنعت، تقاضا برای فولاد را پایین خواهد آورد.
برای تولیدکنندگان عمده در جهان، فروش خارجی و صادرات از دیگر فاکتورهای کنترل قیمت میباشد. به طور مثال، روند روبه رشد مصرف در چین این کشور را به یک مصرفکننده و یک مشتری خوب برای تولیدکنندگان مبدل کرده است. تا حدی که واردات به چین در دهههای اخیر باعث افت قیمت در بازار این کشور نیز شد. مطالعات اقتصادی نشان داده که ۵۰درصد تولید ناخالص داخلی کشورهایی مانند چین صرف فعالیتهای عمرانی، پلسازی، سدسازی و برجسازی شده این رقم در کشوری مانند آمریکا معادل ۱۷درصد است.
رشد و افزایش میزان تولید میتواند نشانههایی از پایینتر آمدن قیمت در آینده باشد. افزایش سرمایه توسط فولادسازان نیز همیشه یک خوشبینی فرض شده است، اما واقعیت این است که این تغییرات نشاندهنده افزایش حجم تولید توسط تولیدکنندگان بوده که پیامدی جزو کاهش قیمت را نخواهد داشت. البته باید این را مد نظر داشت که کارشناسان بر این باورند که ادغام شرکتهای فولادی و یا خروج بعضی از آنها از بازار موجب افزایش قیمت خواهد شد. حال بیایید نگاهی به بازار فولاد در کشور بزرگ و صنعتی مانند آمریکا بیندازیم. در بازار فولاد آمریکا، ناکوز و استیل داینامیک بزرگترین فولادسازان این کشور هستند. البته که وقتی قیمتها روبه افزایش است این شرکتها منتفع میشوند و در واقع کل بازار با افزایش قیمت میتواند ذینفع شود.
این دو شرکت استراتژی قیمت خود را به این شکل اعمال میکنند. آنها علاقه فراوانی به قراردادهای تحویل آتی دارند، به خصوص زمانی که قیمت مواد اولیه و قراضه با قیمت تمام شده اختلاف زیادی دارد. این روش تنها به این دلیل میتواند اعمال شود که در صورتی که در آینده نزدیک افت قیمت ناگهانی گریبانگیر بازار شود، سود ناویژهای که در حین افت قیمت میتواند نصیب این شرکتها شود، محفوظ خواهد ماند. این گونه استراتژیهای قیمت در قرن ۲۱ تقویت شد، زیرا قیمت فولاد بعد از سال ۱۹۸۰ روند نزولی داشت و در آستانه سال ۲۰۰۰ با افزایش هزینهها و قیمت قراضه بایستی برای پوشش هزینهها تدابیری اندیشیده میشد.
قیمت ورق گرم در شش نقطه از بازار جهانی
نمودار زیر افزایش ورق نورد گرم را بعد از سال ۲۰۰۳ در ۶ منطقه جهان نشان میدهد. طبق نمودار ثبات قیمت حتی برای دو سال نیز مشاهده نمیشود. قیمتها بعد از سال ۲۰۰۳ افزایش یافت و بعد از سال ۲۰۰۵ مجدد کاهش یافت. در اروپا این قیمتها، نوسان بیشتری داشت زیرا که ارتباط قوی فیمابین قراضه و کالای تمام شده وجود داشته و دارد. بهطور میانگین، همانطور که در نمودار نیز مشاهده میشود قیمتهای ورق گرم ۳۵درصد کاهش یافت در حالی که ارزش قراضه ۱۹درصد افزایش داشت. قیمتهای میلههای آجدار، شبکهای، کابلی و غیره نیز بعد از سال ۲۰۰۶ رشد داشت که این رشد نیز رقابت بازار را تنگتر کرد.
با نگاهی به بازار فولاد در خاورمیانه مشاهده میشود که قبل از سال ۲۰۰۵ تعداد معدودی از واحدهای صنعتی شروع به کار کردند، اما به نظر میرسد این تعداد بعد از سال ۲۰۰۵ افزایش یافته است. خاورمیانه و به خصوص حاشیه جنوبی خلیجفارس همیشه دارای پتانسیلهای لازم برای صنعت فولاد بوده است. همچنین این مناطق در ارائه خدمات به سرمایهگذاران نیز تسهیلاتی را ارائه داده است. کشورهای دیگر نیز نظیر هند فضای لازم را برای این صنعت بعد از سال ۲۰۰۳ ایجاد کردند. ایران مشقت زیادی را در بازار فولاد تحمل کرد. این سختی را میتوان نتیجه اعمال سیاست غلط واردات دانست؛ جایی که صنعت فولاد و سنگآهن ایران نیاز به حمایت داشت. برای رهایی از رکود سال ۲۰۰۹ و به تبع آن سال ۱۳۸۸ شمسی لازم است حمایت و ثباتی را برای بازار داخلی پیدا کرد. واردات فولاد با توجه به رقبای قدرتمند خارجی میتواند تولیدکنندگان داخلی را از میان به در کند که چه بسا امروز این امر محقق شده است. قوانینی چون آنتی دامپینگ به تنهایی برای کنترل نوسانات قابل اجرا نیست مگر اینکه سیاستهای صحیح در کنترل واردات بتواند حامی قدرتمندی باشد. این کابوس همیشه برای تولیدکنندگان بوده که فولاد
ارزان به بنادر آماده ترخیص و ورود به بازار است. در ماههای اخیر، ما دیدیم که چگونه روند واردات حتی از میزان تقاضای بازار نیز بیشتر شد. برای این وضعیت بحرانی میتوان دو برداشت را مفروض داشت: اول اینکه اگر در یک بحران عمیق شرکتهای فولادی در حال پرداخت تاوان و ضرر باشند، واردکنندگان درصدد تامین تقاضای بازار بر میآیند، چه بسا این امر احتمال دامپینگهای قیمتی را به وجود آورد. دوم اینکه باید نوسانات ارز را دنبال کنیم. این بدین معناست که با افزایش تورم داخلی از یک طرف و نوسانات قیمت فولاد از طرف دیگر، بازار واردات نیز از میدان خارج شده در حالی که نوسانات بلندمدت ارز نیز صرفه معاملات خارجی را تحت تاثیر قرار میدهد.
*مدیرعامل شرکت فولاد جنوب